تبليغاتX
انجمن مقالات مدیریت بازرگانی
مقالات مدیریتی - بازاریابی - اقتصادی - بازرگانی و مسائل ذیربط

انجمن مقالات مدیریت بازرگانی

Designer By: Abolfazl Ghoochani

منوي اصلي

لينکهاي سريع
صفحه اول
درباره مدير
نسخه متني
آرشيو
ايميل
موضوعات


آرشيو مطالب


لينکستان
اگر مي خواهيد با وبسايت ما تبادل لينک کنيد لينک ما را با نام " انجمن مقالات مدیریت بازرگانی " قرار دهيد و در بخش تماس با ما و يا نظرات لينک خود را قرار دهيد.
                                                         
آرشيو تماس با ما
 

تصوير تصادفي


آمار و اطلاعات

براي ساخت کد آمارگير اينجا کليک کنيد


تبليغات


بازاريابي ويروسي حركت سلول به سلول

شرکتهايي از جمله ياهو، هات ميل و آ.او.ال از اين روش استفاده مي کنند . اين شرکتها از طريق پيامهايي در برنامه هاي پست ا لکترونيک براي خود تبليغ مي کنند. بر اساس اين روش هر نامه اي که توسط خدمات پست ا لکترونيک اين شرکتها صادر مي شود، حاوي پيام تبليغاتي مختصر و مفيدي است، يعني به تعداد نامه هايي که مردم با استفاده از خدمات اين شرکتها بين هم مبادله مي كنند، اين پيامها هم توزيع مي‌شود. از آنجا که اين پيامها بدون فعاليت و دخالت مستقيم اين شرکتها توزيع مي شود و در تمام مکاتبات بين افرادي که نشاني الکترونيک خود را از اين شرکتها اخذ کرده اند، منتشر مي شود، به اين شيوه بازاريابي، ويروسي راهبردي مي گويند. به عبارت ديگر ، بازار يابي ويروسي هر استراتژي است که افراد را به انتقال پيام بازاريابي به ديگران تشويق مي کند و ايجادکننده امکان رشد ترويجي در نمايش و نفوذ پيام است.
بازار يابي ويروسي دو بينش ارائه مي‌دهد:
اول اينکه: دنيايي که در آن بازاريابان مي توانند با هزينه هاي تقريبا معادل صفر مشتري ايجادکنند.
دوم: پيشنهاد مي کند که ارتباطات ازحالت " بازارياب- مصرف کننده" به طرف" مصرف کننده- مصرف کننده" جا به جا شود.در واقع، بيشترين قدرت در فروش محصولات و ايده ها از طريق بازارياب به مشتري صورت نمي گيرد، بلكه از طريق مشتري به مشتري انجام مي شود.
اين نوع بازاريابي به سه دليل اين روزها محبوبيت يافته است:
-1 شبکه هاي اجتماعي کاملا به سمت وب حرکت کرده اند. اکنون بخش بزرگي از دوستان و اعضاي خانواده هر شخص روي خط است يا به زودي به آن متصل مي شود.
-2 تماس شخصي بر روي وب تقريبا به صورت رايگان است. هر شخص مي تواند در عرض کمتر از يک روز با صد نفر ارتباط برقرار کند و هر کدام از اين صد نفر نيز به نوبه خود مي توانند با بيش از صد نفر ديگر ارتباط برقرار سازند. در واقع هرم ارتباطي مي تواند در مدت يک روز ساخته شود.
-3 تأثير شبکه نقش مهمي را ايفا مي کند. همانطور که افراد بيشتري ثبت نام مي کنند، آنها مي توانند با گروه بزرگتري ارتباط برقرار کنند و به زودي تعداد کل به صورت تصاعدي افزايش مي يابد.
شرکتها مي توانند از راههاي زير، مشتريان خود را براي انجام کارهاي شرکت برانگيزند:
_ خدمات يا مفاهيم ارزشمند
_ تشويق مالي ( درشکل رقابت و مسابقه يا برنامه هاي حق و حساب)؛
_ احساس تشخص به علت همراه بودن با نام و نشان تجاري شرکت؛
_ سرگرمي ( انيميشن، کارت پستال و ...‌. ).

انواع بازاريابي ويروسي
انواع بازاريابي ويروسي به شرح زير است:
-1 ويروسي ارزشي: در اين حالت افراد تجربيات با کيفيت خود را با ديگران سهيم مي شوند.
فرد الف محصولي را امتحان مي کند و آن را خوب مي‌يابد. پس او به فرد ب مي گويد که او نيز اين محصول را امتحان کند. سايتهاي هات ميل، آمازون، ياهو و کتابهاي هري پاترهمگي مثا لهايي از اين نوع بازاريابي هستند. در اين حالت محصولات بايد به اندازه کافي خوب باشند تا منجر به ترغيب افراد شوند. در واقع استفاده از اين جمله که " اين موضوع را براي دوستان خود به‌صورت رايگان ارسال کنيد" يک محصول را ويروسي نمي کند، بلکه آنها فقط به استفاده کنند گان اجازه مي دهد تا درباره محصولات خوب با ديگران صحبت کنند.
-2 ويروسي حيله اي : افراد به دلايل زيادي‌، ازطريق تشويق ديگران سعي در فروش محصول مي كنند.
فرد الف سعي مي کند تا فرد ب را متقاعد کند که محصول را امتحان کند، زيرا ممکن است در صورت استفاده فرد ب از آ ن محصول، فرد الف پاداشي دريافت کند. در اين حا لت استفاده کننده بايستي احساس کند که پاداش ارزشمند است و اينکه محصولات به اندازه کافي خوب باشند که براي نارضايتي احتمالي ديگران بتوان ريسک كرد. به عبارت ساده ، زماني که محصولات به اندازه کافي با کيفيت نيستند ، افزودن پاداش ممکن است منجر به واکنش شديد استفاده کننده در برابر فروش شود.
-3 ويروسي حياتي : افراد مي خواهند تا در تجربيات خود با کساني شريک شوند که به محصولات معين و ويژه اي نياز دارند. فرد الف مي خواهد در تجربه يك محصول با فرد ب شريک شود و فرد ب نياز به محصول ديگر دارد و الي آخر. نرم افزارآکروبا ت و سا يت اي بي (eBay) مثالهايي از اين دسته اند. در اين حالت استفاده کننده است که بايستي احساس كند که آن تجربه و محصول ارزشمند است تا علاوه بر ايجاد تغيير در خود شخص ، دليلي براي ارسال آن به ديگران نيزداشته باشد.
-4 ويروسي مار پيچي: افراد مي خواهند تا در تجربيات شاد، و يا جالب با ديگران شريک شوند.
فرد الف مي خواهد تجربه خود را با فرد ب در ميان بگذارد، به خاطر اينکه او فکر مي کند که فرد ب نيز آن موضوع را مثل خودش شاد ، و يا جالب مي داند. ذکر اين موضوع لازم است که محصولات و کالاهاي اجباري مناسب اين طبقه نيستند.
-5 ويروسي نا خوشايند: افراد به ديگران درباره تجربيات منفي خود هشدار مي‌دهند.
فرد الف محصول را امتحان مي کند و در مي يابد که محصول خيلي بدي است‌. سپس او مانع استفاده فرد ب از اين محصول مي شود. كسي كه محصولاتي با کيفيت پايين ايجاد مي‌کند که مطابق با نظر و سليقه استفاده کننده نيست. يا محصولاتي که استفاده کننده حالت مزورانه‌اي را در آن محصول مشاهده مي‌کند، اين نوع ويروس را ايجاد مي‌کند_
مطابق با آ نچه ذکر شد براي ويروسي ساختن بايستي نوع آن را در نظرداشت. شرکتها بايد سعي کنند تا نيازها و خواسته هاي استفاده کنندگان خود را شناسايي و براي برآورده ساختن و ارضاي آ ن نيازها و خواسته ها، محصولاتي را ايجاد کنند که منجربه يک تجربه مثبت دراستفاده کننده شود. مطابق با بررسيهاي صورت گرفته به طور متوسط استفاده کنندگان بر خط، دوازده نفر ديگر را از تجربه خريد خود آگاه مي‌کنند و اين پويايي، قدرت بازاريابي ويروسي است.
مشکلات بازاريابي ويروسي
در اينجا لازم است تا به مشکلات اساسي و کليدي که در بازاريابي ويروسي مطرح مي شود، نيز اشاره اي داشته باشيم :
-1 کنترل نام و نشان تجاري: يکي از مشکلاتي که در بازاريابي ويروسي وجود دارد اين است که شرکت کنترلي بر روي نام و نشان تجاري خود ندارد. شرکت نمي‌داند که در آينده چه کسي قصد برقراري ارتباط را دارد. در نتيجه، بسياري از پيامها ممکن است توسط افرادي غير از مخاطبان هدف به پايان برسد.علاوه بر اين، در بعضي موارد افراد ممکن است، پيام را تعديل يا چيزي را به آن اضافه كنند که اين باعث ادراک متفاوت افراد از نام ونشان تجاري شرکت شود، چيزي که مورد نظر شرکت نبوده است .
-2 رشد بدون نمودار( نگاره) : بازاريابي ويروسي مي تواند به مسيرهاي رشد غير قابل پيش بيني منجر شود. براي مثال، درسالهاي اخير هات ميل يکي از تهيه کنندگان پيشروي پست الکترونيک در هندوستان است. اين موضوع که چنين رشدي مورد انتظار شرکت بوده ياخيرواينکه حتي اصلا شرکت خواستار اين رشد بوده يا نه، بدرستي مشخص نمي شود. به‌هر حال بسياري از افراد در هندوستان ارسال پست الکترونيک را به دوستان خود شروع کرده‌اند‌. چنين مسيرهاي رشدي ممکن است منجر به تغييرات ناگهاني و غير منتظره در مسير استراتژيک شرکت شود که مي تواند به صورت معمايي حل نشده در آيد.
-3 فقدان سنجش و اندازه گيري: شرکت هميشه نمي تواند فردي را که پست هاي الکترونيک را دريافت مي‌كند و آنچه را که وي انجام مي دهد، پيگيري کند. در بسياري از موارد مشخص کردن اينکه چه افرادي خدمات شرکت را انتخاب کرده‌اند، از طريق تکنيک‌هاي بازاريابي ويروسي امکان‌پذير نيست. بنابراين پيگيري و اندازه گيري اين موضوع دشوار است.
-4 تهديد روابط شخصي: اگراين نوع بازاريابي به صورت ضعيفي عمل کند، اين نوع بازار يابي مي تواند درابعاد وسيع باعث خدشه دار كردن موقعيت بازارياب شود. دريافت يک پست الکترونيک تجاري توسط يک دوست به طور نا خواسته، مي‌تواند روابط فرد را با شخصي که اين نامه را برايش ارسال کرده است، تضعيف كند که اين موضوع ممکن است باعث از دست دادن يک دوست و عصبانيت از بازارياب شود که اين پيام نا خواسته را براي فرد ارسال كرده است.
شرکتهايي كه قصد اجراي برنامه هاي بازاريابي ويروسي را دارند، بايستي اين مشکلات را در نظر داشته باشند و برنامه هايي را براي غلبه بر آنها طراحي كنند. برخي از راهکار هاي غلبه بر اين مشکلات درزير آمده است:
-1 ايجاد نام و نشان تجاري بسيار قوي که تحمل تعبير و تفسير ها را داشته باشد و يا ابداع رهيافت و راهکاري که فاقد نام ونشان تجاري باشد.
-2 ا نتخاب و استفاده کردن از ويروسي که داراي ارزش زيادي است و محدود ساختن روابط.
-3 آشنايي و شناخت قوانين و مقررات وآموزش طرفداران شرکت.
-4 گسترش، تنظيم و هدف گيري در مورد ويروس هايي که داراي ارزش هستند.
آنچه مسلم است بازاريابي ويروسي يک هدف نيست، بلکه بخشي از استراتژي جامع بازاريا بي شرکت است. در واقع، اگر هدف عمده فعاليتهاي پست ا لکترونيک، ايجاد نام و نشان تجاري است به منظور تحقق اين هدف، مي توان از بازاريابي ويروسي استفاده كرد.
نتيجه گيري
سخن آخر، درک اين موضوع ضروري است که اگر چه ممکن است شرکتي مهارت و زبردستي خاصي در ارائه پيامهاي مهم را داشته باشد و همه قوانين ومقررات مربوط به پست الکترونيک را نيز در نظر داشته باشد، ولي مهمترين مسئله اين است که اگر مصرف کننده از سايت بازديد کند و چيزي کمتر از انتظار خود را مشاهده کند، شرکت در امر بازاريابي ويروسي موفق نخواهد شد و بايستي جدي تر به اين قضيه نگاه کند. در واقع، شناسايي و بر آورده ساختن خواست مصرف کننده به عنوان مهمترين عامل موفقيت در اين نوع بازاريابي محسوب مي‌شود.
منابع و مآخذ:
1-Brooks,kim, Viral marketing : pitfall or windfall?february 24, 2000.
2-
Graham, Novembe, What does viral marketing really mean? October 11, 1999.
3-
Hespos, tom, Leveraging the power of viral marketing , November 2, 2000.
4-
Heyman, Darian, The basics of viral marketing ,November 19, 1999.
5-
Kirby, Novemb, Online viral marketing : The strategic synthesis inpeer- to- peer brand marketing , Brand channel white paper , july ,2004.
6-
Krishnamurthy, sandeep, is viral marketing all it, s cracked up to be? May 9, 2000.
7-
Riley, November, What makes it viral ? july 6, 2000.
8-
Rohrbacher, Blake, The power of viral marketing , November 8 , 2000.
9-
http://www.tailwood-it.com .
10-
http://www.emarketingway.ir/articles/articles002.asp.

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389  

به ده دليل مردم از شما خريد نمي کنند

در اين مقاله ده دليل ساده ولي مهم عنوان شده که مي توانند در مورد تجارت شما هم صادق باشند. شايد بارها اين سوال را از خود پرسيده باشيد که چرا مردم از من خريد نمي کنند. دلايل زير به شما کمک مي کنند تا استراتژي بازاريابي و فروش تجارت الکترونيکي خود را بازنگري کنيد.

1 – يکي ازعوامل عدم موفقيت در زمينه بازاريابي زماني حاصل مي شود که سايت قادر به ايجاد بستري امن و قابل اطمينان در هنگام سفارش خريداران، نباشد. براي ايجاد چنين اطميناني، سايت مي تواند به خريداران اين اطمينان را بدهد که کليه عمليات سفارش خريد از طريق سرورهاي امن انجام خواهد گرفت. و برای مشتری اطمینانی ايجاد کند که کلیه اطلاعات از قبیل آدرس الکترونیکی و اطلاعات شخصی افراد به صورت کاملا محفوظ، نگه داري شده و به هيچ وجه فروخته نخواهند شد.

2 – چنانچه تبليغات سايت از قابليت جذب بالايي برخوردار نباشند. یکي از عوامل عدم جذب مشتريان، پرداختن به بيان کليه جزييات خدمات بدون ذکر قابليتهاي اصلي محصولات و خدمات است. همچنين به دليل عدم وجود تيترها ويا خبرهاي اصلي، سايت قادر به جذب مشتريان نخواهد بود. يکي ديگر از عوامل مهم عدم جذب مشتريان، عدم وجود رضايت نامه ساير مشتريان که از خدمات و محصولات شما استفاده کرده اند و همچنين نبود ضمانت براي محصولات و خدمات مي باشد.

3 – یکي ديگر از عوامل عدم موفقيت درامر بازاريابي، عدم وجود سیستمي مناسب جهت ترقيب کاربران به بازديد مجدد از سايت است. توجه به وجود چنين سيستمي به اين علت حايز اهميت است که، کليه افرادي که مايل به خريد جنس هستند در دفعات اولي که از هر سايت بازديد به عمل خواهند آورد، هرگز جنسي را خريداري نخواهند نمود. در اصل هر چقدر تعداد دفعات بازديد بيشتر شود، شانس و یااحتمال خريد نيز به ميزان قابل ملاحظه بالا خواهد رفت. موثرترين راه براي متمایل ساختن کاربران به بازديد مجدد، امکان عضويت رايگان در خبرنامه الکترونيکي وب سايت شما است.

4 – عاملي ديگرکه در عدم موفقيت سايت نقش دارد، عدم آگاهي دادن به خريداران در مورد تجارت شما است. بدين معنا که چنانچه خريداران اطلاعات کافي در مورد طرف مقابل خود که قرار است از آنها محصول را خريداري نمايند داشته باشند، با اطمينان و اعتماد بيشتري در اين راه گام بر مي دارند. در سايت خود صفحه اي با نام "درباره ما" شامل اطلاعاتي از قبيل تاريخچه بنگاه اقتصادي خود، کارمندان، اطلاعات تماس و غيره قرار دهيد.

5 – نبود راه هاي متعدد جهت دريافت سفارش از طرف مشتريان. از انواع روشهاي پرداخت پول مي توان به کارتهاي اعتباري، چک، پول نقد و فرمهاي خاص الکترونيکي ديگر اشاره نمود. شما قادريد با گذاردن راههاي گرفتن سفارشات از طريق تلفن، آدرس پست الکترونيکي، سايت، فکس، آدرس پستي و غيره زمينه را براي خريداران مساعد سازيد.

6 – عاملی ديگر در عدم پيشرفت امر بازاريابي، نداشتن ساختار و ظاهر حرفه اي وب سايت مي باشد. شما بايد نام دامنه اختصاصي براي وب سايت خود داشته باشيد که با تجارت شما مناسبت داشته باشد. ساختار طراحي صفحه بايستي به گونه اي شکل گرفته باشد که بازديد کنندگان قادر به پيمايشي ساده و سريع در آن باشند. و همچنين
بايستي طراحي گرافيکي صفحات کاملا مرتبط با نوع فعاليت سايت باشد.

7 – قبل از دادن چيزهاي رايگان به مشتريان، آنها بايد تبليغات شما را ببينند و سپس به صفحات ديگر سايت هدايت شوند. اگر سايت از قابليت ارايه محصولات رايگان در جهت متمايل ساختن بازديدکننده به سايت استفاده مي کند، بايستي اين محصولات يا در زير تبليغات سايت و يا در صفحات ديگر سايت واقع شوند. چنانچه ليستي از محصولات رايگان در بالاي تبليغات گذارده شوند، بازديدکنندگان هرگز به تبليغات براي محصولاتي که جهت فروش هستند، توجه نخواهند کرد.

8 –سايت شما قادر به جذب مخاطبان هدف شما نيست. يکي از ساده ترين راههاي موجود، بررسي خريدهاي انجام شده توسط مشتريان و بررسي علل توجه آنها به اين محصولات مي باشد. اطلاعات بدست آمده در اين زمينه، به شما در اصلاح روشهاي بازاريابي و نوع تبليغات کمک خواهند کرد.

9 – يکي از مهمترين عوامل شکست يک سايت، نداشتن سيستمي منظم جهت بررسي سايت ، تبليغات آن و در نهايت اصلاح آن است. فروشندگان زيادي هستند که هيچگاه تبليغات طراحي شده خود را تغيير نمي دهند. شما بايد همواره وضعيت تبليغات سايت خود را کنترل و اصلاح کنيد تا حداکثر ميزان پاسخ از تبليلغات را بدست آوريد.

10 – هيچ اجباري را جهت خريد محصولات خود به بازديدکننده الغاء نمکنيد. ممکن است محصولات شما به دليل کيفيتهاي بالايي که دارند، موردتوجه افراد زيادي واقع شود اما همين افراد به محض خروج از سايت، به مرور زمان و به تعويق انداختن زمان خريد، محصولات شما را فراموش خواهند کرد. براي حل اين مشکل، به بازديدکنندگان يک سري محصولات و امکانات رايگان و همچنين تخفيف بدهيد و در ضمن براي هر تخفيف يک زمان پايان اعتبار در نظر بگيريد

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
پنجشنبه بیست و ششم فروردین 1389  

قدرت تشكر كردن

برای رعایت نزاكت و احترام در محیط كار وقت نداریم. به راستی این رسوم قدیمی به فراموشی سپرده شده است.
از این‌ها گذشته چطور راضی می‌شوید، در حالی كه وقت خود را به خوش‌مشربی می‌گذرانید؛ رقبای‌تان روز به روز پیشرفت كنند.
مقاله‌ای كه در پیش رو دارید یك مؤعظه درباره‌ بی‌توجهی به قوانین اجتماعی نیست، بلكه این نوشتار برای به كار بردن اهرم‌های فراموش‌شده در بازاریابی میباشد.
امروزه بهره‌گیری از ارزش‌های قدیمی عامل مهمی برای رسیدن به موفقیت در بازاریابی است. بله دوستان عزیزم، گفتن عبارت” متشكرم“ به یك فرمول در رقابت تبدیل شده است.
عده كمی از مردم هنوز هم چنین عباراتی را به زبان می‌آورند(طبق نظر‌سنجی ضوابط اخلاقی لینوكس، از هر ده نفر، پنج نفر هیچ‌گاه تشكر نمی‌كنند)و این عده به دلیل به كار بردن این جمله‌ی به ظاهر كوچك و کم اهمیت، به فرصت‌های زیادی دست پیدا می‌كنند. هم‌چنین از طریق ارتباطات ایجاد‌شده توسط این جمله می‌توان به فرصت‌های جدید شغلی نایل شد.
و این هم چند روش آسان، سریع و رایگان. به یاد داشته باشیدكه: هیچ‌گاه نباید قدرت تشكر را نادیده گرفت.

1. اقدام به انجام برخی كارهای ابتكاری

در نیویورك، یك مؤسسه‌ارتباطی، همه‌ مشتریان خود را به یك جشن سالانه برای تشكر كردن دعوت می‌كند. این واقعه ”ارتباط با مشتری“ نام دارد و در سالن بزرگی با میزهای متعدد برگزار می‌شود. به این ترتیب شركت كنندگان امكان صحبت با یكدیگر و تشكر دارند. در این ميهمانی حدود 400 مشتری تلفنی حضور دارند. روی كوتایا، مدیر اجرایی Telx می‌گوید:"معمولاً این قبیل ميهمانی‌ها میلیون‌ها دلار درآمد به دنبال دارند".

2. رفتار گرم و صمیمی.
آخرین دفعه‌ای كه یك یادداشت یا ایمیل تشكرآمیز نوشته یا دریافت كردید، چه زمانی بوده است؟ منظورم متنی صرفاً برای قدردانی است و نه مقدمه‌ای برای درخواست‌های بعدی.
مشتریان به چنین نكاتی دقت بسیار می‌كنند. می‌توانید با توجه به نوع شغل و فعالیت خود، متن نامه را صریح و بدون حاشیه انتخاب كنید.
جوزف آنگوكو، مدیر یك آژانس در امور تهیه‌ اجناس مد روز و زینتی در نیویورك است. از نظر او یادداشت‌های تشكر، كلید حفظ روابط فردی هستند. اما ظاهر یادداشت باید بیان‌گر نوع و چگونگی فعالیت‌های مؤسسات باشد. او به تازگی تعداد زیادی كاغذ یادداشت‌ سفارشی با یك حرف نشانه (monogram) شخصی تهیه كرده است. رنگ پاكت نامه‌ها با كارتهای ویزیت شغل او جور در می‌آید. او می‌گوید مردم در زندگی صنعتی، همان انتظاری را از یادداشت‌ها دارند كه از یك دسته گل دارند. در دنیای امروز دست نوشته‌ها از اهمیت زیادی برخوردارند.

3. زمان اهمیت بسیاری دارد.
از طرف دیگر برای بیشتر شغل‌ها یك قدردانی تأثیرگذار بیش از آنكه مربوط به هزینه یا خلاقیت باشد فقط به بجا آوردن اصول اخلاقی ارتباط پیدا می‌كند. دریافت یك یادداشت یا یك ایمیل بلافاصله پس از انجام كار (مثلا" پس از گذشت 48 ساعت) بیش از یك تیتر از پیش نوشته شده‌ خشك و بی‌احساس، اهمیت دارد.


4.راه‌های قدردانی و تعریف كردن از افراد را بیاموزید.
اگر می‌خواهید از موضوعی تشكر كنید كه تأثیر بسیار زیادی در بهبود فعالیت‌های شما داشته است از افعال سوم شخص استفاده كنید. این ارتباط باعث تشویق گیرنده پیغام می‌شود. یك گروه غیر انتفاعی به نام "هدیه‌ای برای تعلیم" در اورلاندو، مدارس رایگانی در فلوریدای مركزی احداث می‌كند. در پنج سال گذشته این گروه مبلغی به ارزش 9 میلیون دلار به 278 مدرسه كمك كرده است. كیلن پترین، مبلغ سابق گروه، می‌گوید تنها چیزی كه ما از آموزگاران می‌خواهیم، نوشتن یادداشت‌های تشكر آمیز است. دریافت این یادداشت‌ها، بزرگترین موفقیت ما است. این نظر فقط به جمعیت‌های غیر انتفاعی محدود نمی‌شود. به تعریفاتی فكر كنید كه مشتریان، كاركنان و فروشندگان ابراز می‌كنند.

5.علاوه بر پیغام‌های قدردانی، مطالب با ارزش دیگر را نیز برای مشتریان خود بفرستید.
الكس رامسی، مدیر مؤسسه جهانی Lodestar یك مؤسسه مشاوره شغلی در دالاس می‌گوید "ما پرونده‌های مقالات نوشته شده یا هر آنچه به موقعیت شغلی ما مربوط باشد نگهداری می‌كنیم و اینها را برای مشتریان خاص یا علاقمندان خود می‌فرستیم". هر چه كه توجه شما را به خود جلب می‌كند از گزارش‌ها گرفته تا توضیحات صنعتی یا مسائل مربوط به مؤسسات رقیب را در موقعیت مناسب برای مشتری بفرستید. مطمئن شوید همه اینها را به موقع می‌فرستید اما حتی اگر مشتری قبلاَ آن را دیده باشد قطعاَ از توجه شما به علایقش قدردانی خواهد كرد.

6.سعی كنید مطالبی بفرستید كه تأثیر زیادی داشته باشد.
در Suredeposit یك شركت در لیوینگستون، كه مدیر امنیتی خانه‌های اجاره‌ای برای صاحبان املاك است، مشتریان و فروشندگان در روز ولنتاین از هم تشكر می‌كنند. نینا دیتریش سخنگوی این مركز می‌گوید:" این بهترین زمان برای برگزاری این مراسم می‌باشد زیرا تعطیلات به پایان رسیده و همه چیز آرام است." امسال این مركز، هدایایی برای مؤسسات تولیدكننده آدامس فرستاد!

7.از روش‌های عجیب و خارق‌العاده استفاده كنید.

روش دیگری كه شما را در خاطر مشتریان زنده نگاه می‌دارد، استفاده از هدایای خاص و غیر معمول است. جودی كتس، مدیر یك مؤسسه انتشاراتی در نیویورك، یادداشت‌های تشكرآمیز همراه با گنجشك‌های اسباب‌بازی مخملی می‌فرستد. او می‌گوید:” همه مشتریان ما یك گنجشك اسباب‌بازی هدیه می‌گیرند. افراد با دیدن آنها واقعاَ هیجان‌زده می‌شوند. به كار بردن این روش تغییر زیادی در شغل من ایجاد كرده است.“

8.از كاركنان خود قدردانی كنید.

ابراز قدردانی، نسبت به كاركنان مزایای زیادی در بر خواهد‌داشت. با این روش شما در كارمندان خود وفاداری (همه ما می‌دانیم كه تغییر كاركنان چه میزان وقت و پول تلف می‌كند) ایجاد می‌كنید. علاوه بر این تولید را افزایش می‌دهید كه این امر به نوبه‌ی خود موجب رضایت مشتری می‌شود. بنا به نظرسنجی عمومی Maritz تا كنون عده كمی از مدیران به این مسأله توجه كرده‌اند. تنها 10% كارمندان، ناظرانی داشته‌اند كه روزانه به خاطر كارشان از آنها تشكر كرده‌اند. 55% كارمندان می‌گویند كه هیچ گاه از آنها تشكر نشده یا به ندرت یا گاه گاه از آنها قدردانی شده است.

9.از مشتریانی كه از شما انتقاد می‌كنند تشكر كنید.
تحقیقات نشان می‌دهد كه اكثر مشتريان ناراضی می‌توانند به خود زحمت انتقاد كردن ندهند و به سادگی كیف‌هایشان را در جیب گذاشته، به جای دیگر بروند. یعنی شكایت‌ها و انتقادات مشتریان، هدایایی است كه نكات قابل توجه را گوشزد می‌كنند. گالاقر مشاور آموزشی HR در لس‌آنجلس می‌گوید:" یك مشتری ناراضی هنوز می‌خواهد با شما ارتباط شغلی داشته باشد. در حقیقت او با این رفتار از شما می‌خواهد مشكل را رفع‌كنید. بنابراین از او به خاطر این فرصت دوباره تشكر كرده، همه تلاش خود را برای راضی نگه‌داشتن او به كار گیرید."

10.به اندازه‌ خدمت افراد از آنها تشكر كنید.
اگر كسی شغل ”مهمی“ را به شما پیشنهاد می‌دهد یا درآمد بالای شما نتیجه فعالیت‌های اوست، می‌توانید او را به شام دعوت كرده یا بلیط‌های یك مسابقه‌ی ورزشی را به او بدهید. با توجه به نوع رابطه می‌توانید او را به یك گردهمایی تفریحی دعوت كنید. در عین حال سعی كنید پس از تشكر، هیچ انتظاری نداشته باشید و به طور آشكار به تبلیغ فعالیت‌های خود نپردازید، زیرا با این كار مشتری را فراری می‌دهید. البته معنی ”مهم“ با توجه به نوع محصولات و قیمت‌ها تغییر می‌كند. روت فرمن، نویسنده آزاد و متصدی امور تبلیغات در لاس‌وگاس، به تمام كسانی كه حداقل 500$ از او خرید كرده‌اند؛ هدایایی می‌فرستد. او می‌گوید:” من با فرستادن این هدایا هیچ انتظاری ندارم، اما می‌دانم رابطه‌ای صمیمی بین ما ایجاد می‌شود. یك تشكر كوچك می‌تواند شامل یك كارت با دستخط او حاوی جمله ”از شما بسیار متشكرم“ باشد.“

11.احساس قدرت
گفتن متشكرم، ساده یا پیچیده با ایمیل یا با پست معمولی همواره مؤثر است. تنها زمانی عمل می‌كند كه از ته دل قدردان باشید. ویلیام آرودا یك مشاور شغلی در نیویورك می‌گوید:” تشكر كردن نیاز به صداقت و قدرت دارد.“

 

 

 

نویسنده: Joanna LKrotz

مترجم:eMarketingway.ir

ناشر: eMarketingway.ir

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
شنبه دهم اسفند 1387  

سازمان ، مديران و كاركنان مشتري مدار

 



 


 

سازمان مشتري مدار
=============
يك سازمان داراي طبقه‌بندي‌هاي اداري ، چارت‌هاي سازماني ، قسمتهاي مختلف و اهداف و خطي‌مشي‌ها، دستورالعمل‌ها و بسياري موارد ديگر است. كه مسلماً براي مشتريان و بزرگي سازمان وقسمت هاي مختلف آن اهميت ندارد بلكه مي‌خواهند كسي مشكلاتشان را حل نمايد.
سازمان مشتري مدار سازماني است كه هدف آن پيش‌گرفتن درخواست‌ هاي مشتريان در مسائلي كه بيشترين ارزش را براي آنها داراست مي‌باشد و رضايت مشتري را سرمايه خود و ضامن برگشت سرمايه سازمان مي‌دانند.
ارائه خدمات به مشتري همواره سرلوحه تفكرات و برنامه‌ريزي‌ها مي‌باشد و در زندگي و مشكلات موجود براي كسانيكه مسئول راضي نگه داشتن مشتري هستند تغيير و بهبود حاصل مي‌نمايند . و سازماني كه نتايج عملكرد آن براساس انتظارات و خواست ‌هاي مشتريان سنجيده مي‌شود.
ملاك واقعي ارزش يك شركت از نظر جامعه و صاحبان آن رضايت مشتري است و بدون اين هيچ كسب و كاري نمي‌تواند ادامه حيات داده و ايجاد شغل نموده و يا زندگي كساني را كه در آن كار كرده و به مردم خدمت ارائه مي‌دهند تأمين نمايد.
يك سازمان مشتري مدار بدون ايجاد ارتباط مناسب با مشتريان خود نمي‌تواند موفقيتي حاصل كند و در دنياي امروز كه دنياي كيفيت محور مشتري مدار است ، مشتري هدف كار و مشتري گرايي زيربناي كليه فعاليت‌هاي تجاري و اقتصادي خواهد بود. در اين راستا جذب كاركنان مشتري مدار كه ويژگي‌هاي بارز ارتباطات انساني را در رفتار خود لحاظ كرده باشند ضروري است.
ويژه گيهاي سازمان هاي مشتري مدار :
• هر عضوي از آن مفهوم مشتري مداري و رضايت مشتري را بخوبي درك كرده باشد.
• به طور صحيح عمل نمايد .
• مفهوم خدمات را به طور جامع درك كرده باشد.
• شكايت و اشكالات وارده را بطور دقيق و در اسرع وقت رفع كند .
• آموزش و فراگيري مستمر موجب رشد مي‌شود و كاركنان را تبديل به منابع رقابتي مي‌كند. ارتقاء و ايجاد توانمندي اگر با ابتكار و ابداع همراه شود سرمايه لايتناهي در سازمان به وجود مي‌آورد كه در صورت تغييرات سريع سازمان دچار بحران نخواهد شد.
• انعطاف پذيري براي هرگونه تغيير در واقع نوعي تخصصي‌شدن فعاليت‌ها است كه موجب بقاي سازمان و رضايت مشتري مي‌شود.

مدير مشتري مدار
===========
ارتباطات مؤثر بين كاركنان ضامن كيفيت مطلوب است ، عموماً براي اجراي يك پروژه تقسيم وظايف مقدم بر ايجاد ارتباطات مؤثر بين افراد قرار مي‌گيرد در نتيجه روابط بطور نامطلوب گسترش يافته ، اشتباهات بروز و نهايتاً اهداف اصلي گم خواهند شد. بنابراين بايد قبل از شروع هر پروژه كاركنان را نسبت به اهميت روابط متقابل در انجام وظايف و مسئوليت‌ محوله ، براي حصول نتيجه مورد انتظار آگاه ساخت.
بدين ترتيب است كه هركسي متوجه نقش و تأثير فعاليت‌هاي خود بر كار سايرين شده و مي‌توان با تغيير كانون توجه افراد از عملكرد انفرادي به كار گروهي توقعات كارفرما را ارضاء و همه افراد را برنده تلقي نمود. آگاه سازي كاركنان از وظايف يك مدير مشتري مدار مي‌باشد.
پيش ازاين خصوصيات يك سازمان مشتري مدار مورد بررسي قرار گرفته است. بطور كلي يك مدير كه به اصول يك سازمان مشتري مدار معتقد باشد و داراي صبر فراوان ، تواضع ، انتقادپذيري ، آراستگي ، راستگويي و صداقت ، مطلع از خدمات سازمان و شنونده و پاسخ دهنده خوب جهت مشكلات مشتريان و … را مي‌توان يك مدير مشتري مدار محسوب كرد.
مديران هر سازمان از هسته‌هاي اصلي آن محسوب شده و بايد خصوصيات و ويژگي‌هاي مشتري مداري را در خود تقويت نمايند.
ويژگي هاي مديران مشتري مدار :

• مشتري را مي‌شناسند.
• در سازمان جهت مشتري ايجاد اهميت مي‌كنند.
• به مشتري خدمت مي‌كنند.
• براي مردم احترام قائلند.
• در مردم احساس برنده شدن ايجاد مي‌كنند.
• در مورد مردم مانع اظهارات مخرب مي‌شوند.
• ظرفيت انتقادپذيري سازمان را افزايش مي‌دهند.
• مردم را از ارائه انتقاد سازنده منع نمي‌كنند.
• به انتقاد سازنده مردم به موقع پاسخ مي‌دهند.
• تمايل به قبول اشتباه دارند.
كاركنان مشتري مدار
=============
مديران مشتري مدار بدون كاركنان مشتري مدار موفق نخواهند بود وكاركناني كه ويژگي هاي ذيل را داشته باشند در زمره كاركنان مشتري مدار قرار دارند :
• مردم دارند ومردم را دوست دارند.
• هميشه جانب مشتري را مي گيرند.
• به سوالات مشتري پاسخ مناسب مي دهند .
• به حرف هاي مشتري خوب گوش مي دهند .
• شيك پوش وخوش صحبت هستند .
• ظاهروباطني آراسته و وارسته دارند.
• خود را به جاي مشتري قرار مي دهند .
• بيشتر به فكر ارايه خدمات هستند تا سود شخصي .
• هميشه بيشتر از حد انتظار مشتري برايشان كار مي كنند .
• با مشتري همانند ميهمان خود رفتار مي نمايند .
• رفتار آنها نشانگر اين است كه مردم ومشتريان را در اولويت قرارمي دهند .

با چنين ديدگاهي كاركنان مشتري مدار، مديران مشتري مدار و سازمان مشتري مداري پيوستاري از خدمت به مشتري هستند به طوري كه اگرهر كدام وظيفه و مسوليت خود را نسبت به مشتري به درستي انجام ندهند فرآيند خدمت لطمه مي خورد و به كاهش رضايت مشتريان مي انجامد..
***

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
شنبه دوازدهم بهمن 1387  

بي انگيزگي کارکنان خود را متوقف کنيد

 

اغلب شرکتها اشتباه عمل مي کنند. آنها به جاي آنکه سعي کنند تا به کارکنان خود انگيزه بدهند، بايد از بي انگيزه شدن کارکنان خود جلوگيري کنند.  تعداد زيادي از پرسنل وقتي يک کار جديد را آغاز مي کنند، بسيار شيفته و علاقه‌مند آن هستند. اما طبق يافته هاي تحقيق ما، در 85 درصد شرکتها، انگيزه پرسنل در شش ماهه اول به سرعت کاهش مي يابد و در سالهاي بعد نيز روحيه آنها بدتر خواهد شد. اين يافته ها بر اساس مطالعه اي شکل گرفته است که بر روي 2/1 ميليون نفر از کارکنان 52 شرکت برتر از ميان 1000 شرکت مجله فورچون بين سالهاي 2001 تا 2004 ، توسط موسسه تحقيقاتي سيروتا ( نيويورک) انجام شده است.  اين مشکل به اصول و مباني مديريت مربوط مي شود. يعني هم به سياستها و رويه هايي که شرکتها در مديريت کردن نيروهايشان به کار مي گيرند و هم به روابطي که مديران به صورت فردي به وسيله گزارشهاي مستقيم خود برقرار مي کنند.  تحقيق ما نشان مي دهد که چگونه رفتار و عملکرد مديران به مشکل بي انگيزگي پرسنل اضافه مي کند. همچنين تحقيق ما نشان خواهد داد که مديران براي تغيير اين وضع چه کاري مي توانند انجام دهند.

                    
   

سه هدف کليدي افراد در کار
براي آنکه علاقه و شيفتگي را که کارکنان در ابتداي شروع کار خود دارند حفظ کنيم، مديريت بايد سه هدفي را که عده زيادي از کارکنان در کار خود در پي آن هستند، بفهمد و سپس آنها را برآورده کند. اين اهداف عبارتند از:
_ برابري : در مسائلي مثل دستمزد، مزايا و امنيت شغلي با پرسنل به طور عادلانه و برابر رفتار شود.
_ موفقيت : احساس افتخار کردن از شغل و از کارفرما.
_ همراهي و رفاقت : داشتن روابط خوب و پربار با همکاران.
براي نگهداري يک نيروي کار علاقه‌مند، مديريت بايد تمام اين اهداف را تأمين کند. در شرکتهايي که فقط يکي از اين اهداف تامين مي شود، کارکنان يک سوم علاقه‌مندي کارکناني را دارند که شرکتهايشان تمام اين اهداف را برآورده مي سازند. اين اهداف نمي‌توانند جايگزين يکديگر شوند. شناختن و درک کردن صحيح پرسنل نمي تواند جايگزين دستمزد خوب شود، پول نمي تواند جايگزين حس افتخار و سربلندي از انجام يک کار شود و سربلندي به تنهايي هيچ تضميني ايجاد نمي کند.


 

آنچه مديران به تنهايي مي توانند انجام دهند
تأمين اين سه هدف، هم به سياستهاي يک سازمان بستگي دارد و هم به عملکرد روزمره مديران که به صورت فردي انجام مي‌گيرد. اگر يک شرکت مديريت با استعدادي داشته باشد [سعي کند که خيلي خوب شرکت را مديريت کند]، يک مدير بد مي‌تواند اين مديريت خوب را در قسمت زير نظر خودش خراب کند. و برعکس؛ مديران باهوش و همدل [با کارکنان] مي‌توانند با ايجاد علاقه و تعهد در زيرمجموعه خودشان، بر مقدار زيادي بي مديريتي يک شرکت غلبه کنند. در حالي که مديران به صورت فردي نمي توانند همه تصميمات رهبري(مديران رده بالاي سازمان) را کنترل کنند، با اين حال مي توانند يک نفوذ عميق بر انگيزش کارکنان داشته باشند.
مهمترين مسئله در انگيزه دادن به پرسنل، ايجاد حس امنيت براي آنهاست، بدين معني که آنها ترسي نداشته باشند از اينکه اگر عملکرد آنها عالي نباشد، شغل آنها در خطر خواهد بود. کارکنان بايد حس کنند که اخراج کردن آنها آخرين راه چاره است و تنها راه برخورد با مشکلات نيست.
اما ايجاد حس امنيت فقط آغاز کار است. اگر هر يک از 8 مرحله زير درست به کار برده شوند، مي توانند نقش کليدي را در تامين اهداف کارکنان شما براي کسب موفقيت، برابري و همراهي بازي کنند و آنها را قادر سازند تا شور و شوقي را که در زمان استخدام و شروع به کار داشتند، حفظ کنند.


 

موفقيت
-1 يک هدف الهام بخش را القا کنيد. يک عامل مهم براي ايجاد اشتياق (علاقه) در کارمندان، وجود يک هدف سازماني مشخص، معتبر و الهام بخش است. در واقع براي کارمندان، هدف انجام کار، خيلي اهميت دارد. آنها بايد بدانند که براي چه در اين شغل استخدام شده اند و هدف از انجام اين شغل چيست. بنابراين، «دليلي براي بودن» يا «دليلي براي اين جا بودن» براي پرسنل، فراتر از پول قرار خواهد گرفت.
هر مديري بايد قادر باشد تا خيلي سريع يک هدف قدرتمند را براي واحد خودش بيان کند. به مثال زير در مورد هدف يک شرکت توجه کنيد. در اين مثال يک گروه سه نفره که در يک موسسه بيمه کار مي کنند، هدف از کار خود را اين چنين توضيح مي دهند:
«کار بيمه ها در ارتباط با مردم است. کار بيمه اين نيست که مثلاً شما فرم هاي بيمه را چگونه پر کرده ايد يا اينکه چک ها را چگونه نوشته ايد. بيمه يعني اينکه وقتي مردم بيمار هستند، چگونه مورد مراقبت قرار مي گيرند، يا وقتي مشکلي دارند چگونه به آنها کمک مي شود.» 
اين توضيح بسيار موثر است، زيرا در شرکت کوچکي تهيه شده است که تحت نظر يک هيئت رئيسه پرقدرت و سخنران (سخنور) قرار ندارد و شرکتي است که معمولاً با قوانين و مقررات اداري (بوروکراتيک) شناخته مي شود. کساني که اين توضيح را ارائه کرده اند واقعاً درک و احساس درستي از کار خود داشته اند، زيرا که تمرکز آنها بر نکته صحيحي است، چون بر نتيجه کار (مردم) تأکيد دارند، تا بر وسايل و ابزارهاي انجام کار (پر کردن فرم هاي بيمه).
شرح شغل، ابزار قدرتمندي است. اما به همين اندازه هم مهم است که مدير بتواند موضوع را براي زيردستان شرح دهد و قادر باشد تا براي بيان دليل انجام وظيفه، با آنها ارتباط برقرار کند.
-2 کارکنان را درک کنيد. مديران بايد اطمينان حاصل کنند که تمام همکاريهاي يک کارمند، چه بزرگ چه کوچک، مورد توجه قرار گرفته است. شعار بسياري از مديران اين است که «چرا بايد براي انجام کاري از کسي تشکر کنم که او براي آن کار دستمزد مي گيرد؟» کارمندان اين نکته را بسيار بازگو مي کنند چقدر به قدرداني اهميت مي دهند. کارکنان همچنين اعلام مي کنند که چقدر ناراحت هستند زماني که مديران وقتي را اختصاص نمي دهند تا به خاطر انجام صحيح يک کار از آنها تشکر کنند، اما خيلي سريع آنها را به خاطر اشتباهات نکوهش مي کنند.


 


درک موفقيتهاي فرد توسط ديگران، يکي از نيازهاي اساسي انسان است‌. توجه و درک کردن کارکنان، فضايل و کمالات آنها را افزايش مي دهد، ياري کردن باعث مي شود که اين کمالات بيشتر شود.
دستي بر شانه فرد زدن، گفتن جمله «خوب بود» ، غذا خوردن با کارمند، اشاره کردن به کار خوب پرسنل نزد مقامات بالا، مقداري انعطاف پذيري در زمان‌بندي برنامه ها، يک روز مرخصي يا حقوق تشويقي يا حتي يک پيغام تشکر روي ميز، اندکي از صدها راهي است که مديران به وسيله آن مي توانند قدرداني خود را از يک کار خوب نشان دهند. چنين روشهايي بسيار موثر هستند، اگر که بي ريا باشند، با دقت انجام شوند و به وسيله دستمزد منصفانه و قابل رقابت تقويت شوند و همچنين جايگزيني براي آنها مطرح نشود. روشهاي ديگر به جاي آن اعمال نشود.
-3 براي کارکنان خود يک تسريع کننده باشيد. ترکيب کردن مدل فرمان دادن وکنترل کردن، يک راه مطمئن براي کاهش بي‌انگيزگي است. در عوض، نقش کليدي خود را به عنوان تسريع کننده کارکنان تعريف کنيد: اين شغل شماست که انجام کارهاي آنها را تسهيل کنيد. گزارشهاي شما، در اين منظر، «مشتريان»(طرف مقابل) شما هستند[بايد کارشان را راه بياندازيد]. نقش شما به عنوان يک تسريع کننده شامل يک سري فعاليت هاست: براي واحدهاي ديگر و سطوح مديريتي، نقش يک محور را ايفا کنيد. براي آنکه علايقشان را بيان کنند، افراد را متقاعد کنيد که شما آنچه که آنها براي موفق شدن نياز دارند را در اختيارشان مي گذاريد.
آيا شما مي دانيد که چه چيزي براي کارکنان شما در انجام کارهايشان بيشترين اهميت را دارد؟ از آنها سوال کنيد_ نشستهاي ناهار و گفتگوهاي دوستانه با کارکنان براي اين کار خيلي موثر است. اگر به هر دليلي نمي توانيد خيلي سريع به يک نياز يا درخواست بخصوص رسيدگي کنيد، خيلي صريح باشيد و اجازه دهيد تا کارکنان شما بدانند که شما چگونه براي حل مسائل آنها عمل مي کنيد. [آنها را در جريان کار قرار دهيد] اين يک راه عالي براي ايجاد اعتماد است.
-4 کارکنان خود را براي بهسازي هدايت کنيد. يک دليل عمده که بسياري از مديران به زيردستان در بهبود عملکرد آنها کمک نمي کنند، اين است که آنها نمي دانند چگونه بدون رنجاندن يا دلسرد کردن پرسنل اين کار را انجام دهند. برخي از اصول اساسي زير اين مشکل را برطرف مي کند.
کارکناني که عملکرد کلي آنها رضايت بخش است، بايد از اين موضوع با خبر بشوند. اگر کارکنان بدانند که مديريت به طور کلي از کار آنها خشنود است و حتي در حال کمک کردن به آنهاست، براي بهتر انجام دادن کار، پذيرفتن بازخورد در جهت بهبود و ارتقاي آن عمل خواهندکرد.
محدوديتهايي که فاصله [دوري از کارکنان] ايجاد مي کند، مانع مي شوند از اينکه شخصي بازخورد معني داري را به طور کامل دريافت کند، بازخوردي که در آن شناخت يک جزء مرکزي است ، اما اين نکات کليدي بايد اساس هر طرح بازخوردي باشد:
_ بازخورد عملکرد همان ارزش‌يابي سالانه نيست. بازخورد عملکرد واقعي را اگر امکان دارد زماني که کار تمام شده باشد بگيريد. ارزش‌يابيهاي سالانه رسمي را براي جمع بندي سال به کار ببريد، کارمند را با اشتباهات گذشته اش تحت فشار نگذاريد.
_ اين را تشخيص دهيد که کارمندان مي خواهند بدانند که چه موقع کم کاري کرده اند. از اينکه کارکنان يک انتقاد شايسته را دريافت کنند، نترسيد؛ کارکنان شما نياز دارند بدانند که چه موقع خوب عمل نکرده اند. در همان زمان، بازخورد مثبت دادن را هم فراموش نکنيد. هدف نهايي شما اين است که در نهايت تيمي را تشکيل دهيد که مستوجب تقدير باشد.
_ توضيحاتي که در مورد بهبودهاي صورت گرفته ارائه مي شود، بايد مشخص، واقعي و غير احساسي و مستقيماً معطوف به عملکرد کارکنان باشند تا اينکه معطوف به خصوصيات شخصي آنها. از تذکرات ارزيابي کننده کلي ( مثل: آن کار بي ارزش است) يا توضيحاتي در مورد انگيزه ها يا خصوصيات شخصي کارکنان ( مثل: شما بي دقت بوده‌ايد) خودداري کنيد. در عوض يک سري جزئيات مشخص و واقعي(قابل لمس) را در مورد آنچه شما حس مي‌کنيد که حتما بهبود يافته است و چگونگي اين بهبود، تهيه کنيد.
_ بازخورد را در ارتباط با وظيفه پرسنل قرار دهيد. اجازه ندهيد که توضيح شما به چيزي که با وظايف و اختيارات آنها ارتباطي ندارد، مربوط شود.
_ به عقايد و نظرات کارکنان در مورد مشکلات انجام کار، گوش کنيد. تجربيات و مشاهدات کارکنان براي مشخص کردن اينکه چگونه مسائل مربوط به عملکرد مي تواند بهتر مورد توجه قرار گيرد، مفيد هستند؛ از جمله اينکه چگونه شما[مدير] مي توانيد بيشتر مفيد باشيد.
_ همواره به ياد داشته باشيد که شما به چه دليل بازخورد مي دهيد. شما مي خواهيد عملکرد را بهبود ببخشيد نه اينکه برتري خود را بر کارمندان ثابت کنيد. بنابراين واقعگرا باشيد و بدون اينکه کار غيرممکني را بخواهيد، بر آنچه واقعاً شدني است، متمرکز شويد.
_ در مورد چيزي که اطلاعي از آن نداريد، پيشنهاد ندهيد. از کسي که موقعيت را مي‌شناسد براي نظر افکندن به آن موضوع کمک بگيريد.


 

برابري
-5 رابطه خوبي با کارکنان داشته باشيد. يکي از بي حاصلترين قواعد در سازمانها، توزيع اطلاعات بر مبناي اصل «لزوم دانستن» است. [پرسنل فقط آنچه را لازم است، بايد بدانند] اين قاعده معمولاً روشي غير ضروري و مخرب در جهت محدود کردن جريان اطلاعات در يک سازمان است.
محروم کردن کارکنان از اطلاعات به خاطر نبود يک رابطه مناسب با مديريت، يکي از مهمترين يافته هاي منفي است که ما در اظهار نظرهاي کارکنان مشاهده کرديم. آنچه کارکنان نياز دارند تا کارشان را انجام دهند و آنچه به آنها احساس احترام و حس مشارکت مي دهد ، امر مي کند که مديران بايد محدوديتهاي خيلي کمي در جريان اطلاعات قرار دهند. چيزي را از کارکنان مخفي نگه نداريد، مگر آن موارد ناچيزي را که واقعا ًمحرمانه هستند.
يک ارتباط خوب نيازمند آن است که مديران با آنچه که پرسنل مي خواهند و نياز دارند که بدانند، خود را هماهنگ کنند. بهترين راه براي اين کار سوال کردن از خود پرسنل است_ اغلب مديران بايد خودشان را به ارتباط برقرار کردن منظم عادت دهند. اين موضوع يک غريزه طبيعي نيست. شما بايد ملاقاتهاي منظمي را با کارمندان تنظيم کنيد ، ملاقاتهايي که هدفي به جز ارتباط دو طرفه ندارند. ملاقات با مديريت بايد طرح خاصي داشته باشد، براي آنکه نتايج ملاقات را به پرسنل انتقال دهد و واقعيت را به آنها بگويد. بسياري از کارکنان درمورد انگيزه هاي مديريت خيلي مشکوک هستند و چيزهايي براي خود تصور مي کنند. در ارتباط برقرار کردن با پرسنل به طور منظم بازخورد بگيريد.(نتيجه کار را بررسي کنيد) يکي از بزرگترين مشکلات ارتباط برقرار کردن اين است که تصور کنيد که يک پيام درک شده است. اگر پيگيري کنيد اغلب متوجه مي شويد که پيامها غير واضح اند يا اينکه مخاطب آنها را نفهميده است.
شرکتها و مديراني که اين گونه با کارمندان خود ارتباط برقرار مي کنند، در روحيه کارکنان تاثير زيادي مي گذارند. روابط باز و کامل[با کارکنان] نه تنها آنها را در انجام کارهايشان کمک مي کند، بلکه نشان از احترام گذاردن به آنهاست.
-6 عملکرد ضعيف را تشخيص بدهيد. حتماً به 5 درصد از کارکنان خود که نمي خواهند کار کنند، توجه و آنها را شناسايي کنيد. بيشتر افراد مي خواهند کار کنند و از کار کردن افتخار مي کنند. اما کارکناني وجود دارند که به کارکردن حساسيت دارند .آنها هر کاري مي کنند تا از زير کارکردن فرار کنند. آنها بي انگيزه هستند و يک روش انضباطي – مثل انفصال از کار – تنها راهي است که مي توان آنها را از طريق آن اداره کرد. اين کار روحيه و کارايي بقيه اعضاي تيم را افزايش مي دهد، زيرا آنها مي بينند که يکي از موانع کارايي آنها برداشته شده است.


 

همراهي و رفاقت
-7 کار جمعي(تيمي) را رواج دهيد. اغلب فعاليتها براي آنکه به طور موثر انجام گيرند، به يک کار گروهي نياز دارند. تحقيق نشان مي دهد که کيفيت يک کار گروهي در زمينه هايي مثل حل مسئله معمولاً بيشتر از کار فردي است.به علاوه بيشتر کارکنان وقتي به صورت جمعي کار کنند، انگيزه بيشتري پيدا مي کنند.
هر زمان که امکان دارد مديران بايد کارکنان را به تيم هاي خود مختار تقسيم کنند، تيم هايي که بر مسائلي مثل کنترل کيفيت، زمان‌بندي و بسياري از روشهاي انجام کار کنترل دارند. چنين تيم هايي به مديريت کمتري نيازمند هستند و طبيعتاً به کم شدن صحيح سطوح مديريتي و کاهش هزينه ها منجر مي شوند.
در ايجاد تيم ها، همانطور که بايد بين افراد رفاقت وجود داشته باشد، بايد صلاحيتهاي افراد نيز در نظر گرفته شود. يک مدير بايد با دقت ارزيابي کند که چه کسي با چه کسي بهتر کار مي کند. اين موضوع براي ايجاد فرصت در جهت تنوع و مبادله در يادگيري عقايد، روشها و رويکردها در ميان کارکنان مهم است. با تيم جديد در مورد وظايفشان و چگونگي عملکردشان و انتظارات شما از محصول کارشان شفاف باشيد.


 

توجه به هر سه عامل
-8 گوش کنيد و درگير شويد. کارکنان يک منبع غني اطلاعات هستند، در اين مورد که چگونه بايد يک شغل را بهتر انجام داد. اين اصل درمورد همه انواع کارکنان از ساعتي تا رسمي کاربرد دارد. مديراني که با يک روش و شيوه مشارکتي کار مي کنند، نتايج بزرگي را در ارتباط با کيفيت و بهره وري به دست مي آورند.
مديران مشارکتي به طور مداوم علاقه‌مندي خود را به عقايد و تصورات کارکنان آشکار مي کنند. آنها صبر نمي کنند تا اينکه پيشنهادها به وسيله روابط رسمي يا نظام پيشنهادها جامه عمل به خود بگيرد. آنها به دنبال فرصتي مي گردند تا گفتگوي مستقيمي با افراد و گروهها داشته باشند، در مورد اينکه براي اصلاح و بهتر کردن اثربخشي چه مي توان کرد. آنها جو و فضايي را ايجاد مي کنند که درآن گذشته به اندازه کافي خوب نيست [همواره نياز به تغيير و اصلاح وجود دارد] و کارکنان را براي نوآوريهايشان شناسايي مي کنند.
مديران مشارکتي فقط يک بار حدود وظايف را تعريف مي کنند و بعد به کارکنان آزادي عمل مي دهند براي آنکه با توجه به دانش و تجربه شان و متناسب با خودشان عمل کنند. در واقع ممکن است روش ايجاد انگيزه قدرتمندتري از آزاد گذاشتن افراد شايسته براي انجام مشاغلشان آن گونه که آنها مناسب مي دانند، وجود نداشته باشد.


 

چگونه مديريت بي انگيزه مي کند
راههاي مختلفي وجود دارد که مديريت ندانسته کارکنان را بي انگيزه مي کند و علاقه و شيفتگي آنها را کم مي‌کند؛ اگر کاملاً خراب نکند.
بسياري از شرکتها با پرسنل همانند يک وسيله قابل خريد و فروش رفتار مي کنند. در اولين مشکلي که در تجارت ظهور مي کند، کارکنان و پرسنل که معمولاً به عنوان بزرگترين دارايي سازمان از آنها ياد مي شود، قابل خرج کردن مي شوند. [سازمانها با مديريت غلط خود، به انگيزه کارکنان آسيب مي زنند و نيروهاي انساني را از دست مي‌دهند]
پرسنل به طور معمول دستمزد يا شناخت و توجه نامناسبي را دريافت مي کنند. در حدود نيمي از پرسنل در تحقيق ما مي گويند که اعتبار(مزايا) کمي دريافت مي کنند يا اينکه هيچ اعتباري نمي گيرند و تقريبا دو سوم مي‌گويند که مديريت بيشتر مايل است که به خاطر عملکرد ضعيف از آنها انتقاد کند، تا اينکه به خاطر کار خوبشان از آنها تعريف کند.
مديريت به طور غير عمدي کارکردن را براي پرسنل دشوار مي کند. سطوح بيش از حد براي تاييد يک موضوع، کاغذ بازي بي پايان، آموزش ناکافي، کوتاهي در ارتباط برقرار کردن، اقتدار کم و کمبود يک ديد يا تصور معتبر و قابل قبول، همه و همه به عاجز کردن پرسنل دامن مي زند.

عنوان مقاله: بي انگيزگي کارکنان خود را متوقف کنيد
مولف/مترجم: ترجمه: ياسر جلالي
موضوع: انگيزش
سال انتشار(ميلادي): 2007
منبع: David Sirota & Michael Irwin Meltzer, Stop Demotivating Your Employees, Harvard management update, January 2006.

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
شنبه دوازدهم بهمن 1387  

انتخاب نام تجاری قدرتمند

انتخاب نام تجاري کالا يا خدمتي که در يک صنعت ارائه مي شود مي تواند سود آورترين بخش از يک استراتژي بازاريابي باشد. در ساده ترين تعريف، نام تجاري را مي توان سمبل و نمادي از کالاي شما دانست که قادر است از طريق آرم، ترکيب رنگها، صدا، مظاهر و حتي شيوه هاي نوشتاري، پيام مورد نظر را به مخاطب منتقل ساخته و در اولين نگاه کالاي شما را به ذهن وي آورد.
هدف از اين مقاله ارائه ليستي از اسامي سازمانهاي موفق در زمينه ايجاد نام هاي تجاري قدرتمند نمي باشد، اما به نظر ميرسد که مثال کوچکي در اين جا مي تواند بازاريابان جوان و تازه کار را با اهميت اين مباحث بيشتر آشنا سازد. اگر در اين لحظه شما کلمه کولا رابشنويد، چه چيزي به ذهنتان متبادر مي شود ؟ آيا سريعاً تصويري از قوطي قرمز رنگي که آرمي با خطوط شکسته لاتين روي آن مي باشد، در ذهن شما نقش نمي بندد؟ سمبلي که در تمامي بطري ها و قوطي هاي مربوط به يک نوشيدني گازدار بخصوص به چشم مي خورد. نام تجاري اين محصول در ذهن شما از قبل وجود داشته است.

 

در دنياي کنوني، انواع مختلفي از نوشيدني کولا وجود دارد، اما آن چه که ظاهر نمادين اين نوشيدني خاص را به ذهن شما مي آورد، همان چيزي است که ما آن را نام تجاري قدرتمند مي ناميم. در واقع شما يک نام تجاري ماندگار را فقط زماني که با آن مواجه مي شويد به ياد نمي آوريد بلکه هرگاه نيازي در خود حس مي کنيد، کيفيت آن نام تجاري را به ياد مي آوريد و همان را مي خواهيد.
البته مسئله اي که نبايد ناديده گرفته شود اين است که تنها کالايي مي تواند نام تجاري قدرتمندي را به خود اختصاص دهد که کيفيت بالايي داشته باشد. صرف هزينه براي تقويت نام تجاري کالايي که از کيفيت پاييني برخورداراست، تنها به هدر دادن منابع مي باشد. از طرف ديگر در دنيايي پر رقابت کنوني که تمام بنگاههاي کوچک و بزرگ، خواهان تمايز چشمگير خود و محصولات خود مي باشند،يک نام تجاري نيرومند، اسلحه قدرتمندي براي شکست رقبا محسوب مي شود اما مسئله اي که وجود دارد اين است که در طول زمان بنگاههايي که داراي منابع محدود و اندک مالي بوده اند هميشه تحت الشعاع سازمانهاي بزرگ و ثروتمند قرار گرفته اند. سازمان هايي که منابع و تجهيزات مالي فراوان آنها، امکان به کارگيري بيشترين و پرسروصداترين تبليغات و شيوه هاي جلب مشتري را به آنها داده است. اما اين پايان کار بنگاههايي با بودجه اندک و محدود نمي باشد. يکي از رسانه هايي که در ابتدا اميد بسياري به اين گونه شرکت ها مي بخشيد، اينترنت بود. اينترنت در ابتدا ارزان و براي رقبا ناشناخته بود اما به تدريج با ورود رقباي قوي، با بودجه هاي کلان که قيمتهاي بالاتري براي به کارگيري فضاهاي اينترنتي پيشنهاد مي کردند، مجدداً عرصه بر حضور شرکت ها و بنگاههاي ضعيف تر از لحاظ مالي تنگ شد، اما حضور افراد خلاق در حوزه تبليغات باز هم راه هاي جديدي را پيش رو گذاشت بنحويکه بدون صرف هزينه هاي کلان بتوان به نتايج درخشاني دست يافت.
يکي از مؤثرترين شيوه هاي به کار گرفته شده استفاده از مشتريان در روند ساختن يک نام تجاري قدرتمند است در اين حالت مشتريان صرفاً دريافت کنندگان ساده کالاي شما نمي باشند بلکه مشاوران اصلي شما در جهت بهبود بخشيدن به وضعيت نام تجاري شما و اجزاء آن مي باشند و از اين روست که امروزه سازمانها در هر ابعاد و اندازه اي که باشند، به استفاده از وب سايت هاي خلق نام تجاري به صورت آن لاين روي آورده اند. اين سايت ها به آن ها اين امکان را مي دهد که با پرداخت مبلغ اندکي پول به عنوان پاداش در قبال يافتن خطا هاي موجود در وب سايت مربوط به شرکت، مشتريان بالقوه را در ساخت يک نام تجاري قدرتمند شريک تلاشهاي خود سازند. زماني که مشتريان مي بينند که چگونه بنگاه مذکور در تلاش براي رفع خطاها و اشتباهات خود حتي در فضاي مجازي اينترنت مي باشد، ذهنيت مثبت و اعتماد بالايي نسبت به شرکت مربوطه در وي بوجود مي آيد. علاوه بر اين ، زماني که مشتريان احساس مي کنند که در افزايش کيفيت وب سايت مؤثر بوده اند، احساس نزديکي بيشتري با بنگاه مورد نظر مي نمايند و از همه مهمتر اين که بازديد کننده از يک وب سايت براي پيدا کردن خطا هاي موجود، ناگزير به دقيق شدن و مطالعه بيشتر وب سايت است، در نتيجه کاملاً تحت تأثير قرار خواهد گرفت و شرکت و محصول آن در ذهن وي نقش خواهد بست مورد اشاره شده تنها يکي از هزاران روش هاي خلاقانه اي است که فعالان حوزه تبليغات براي خلق يک نام تجاري ماندگار و قدرتمند به کار بسته اند./

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
یکشنبه بیست و دوم دی 1387  

10 ایده برای کمک به اداره زندگی پرمشغله

ساده کردن زندگی لزوماً به این معنی نیست که از چیزهایی که می خواهید در زندگی، بگذرید. درواقع، دقیقاً متضاد این است.

 

 

ساده کردن زندگی به شما زمان بیشتری برای انجام کارهایی که وقت و انرژی برایشان می خواهید، می دهد (مثل ورزش، کتاب خواندن یا شرکت در یک کلاس آموزشی). این ایده ها را امتحان کنید تا زمان، هزینه، پشتیبانی و فضای بیشتری در زندگی پرمشغله تان ایجاد کنید.

1. یک عادت جدید در خودتان ایجاد کنید و آنرا به سایر اعضای خانواده هم آموزش دهید: هیچوقت بدون اینکه چیزی با خود ببرید اتاق را ترک نکنید. مثلاً اگر در طول شب می خواهید از اتاق نشیمن به آشپزخانه یا اتاق خواب بروید، وسیله ای که باید به محل خود برگردانده شود را در راه با خود ببرید.

2. اگر خانواده پرجمعیتی دارید که تعداد زیادی باید از یک حمام و دستشویی استفاده کنند، برای هرکس یک سبد مخصوص درنظر بگیرید که وسایل مخصوص حمام خود را در آن نگه دارند و حتماً پس از استفاده آنرا به اتاق خود برگردانند. درست مثل زندگی در خوابگاه های دانشجویی. اینکار باعث می شود فضای حمام شلوغ و بی نظم نشود و هرکس به راحتی از وسایل خود استفاده کند و جروبحثی هم پیش نیاید.

3. سبد یا جعبه ای در کمد یا گوشه ی از اتاق قرار دهید. در طول کار روزانه، مطمئناً چیزهایی پیدا می کنید که به هر دلیلی دیگر تمایلی به استفاده از آن ندارید و فقط خاک می خورند. آن وسیله را درون آن سبد یا جعبه بیندازید. وقتی جعبه پر شد، می توانید آنرا به افراد نیازمند ببخشید.

4. گفته می شود که انیشتین هیچوقت برای به یاد آوردن چیزهایی که چک کردن آنها راحت است به خود فشار نمی آورد (حتی شماره تلفن خودش). عقیده او این بوده که اینکار باعث می شود فضای کافی برای اموری که می خواسته از قدرت مغزش برای آنها استفاده کند خالی شود. شما هم از این راهکار استفاده کنید و همه امور خود را در دفترچه ای یادداشت کنید که نیازی به به خاطر سپردن آنها نداشته باشید و بعد درصورت نیاز به آن رجوع کنید.

5. صندوق پستتان را چک کنید. نگذارید صورتحساب ها و قبض ها آنجا تلنبار شود و بعد به سراغشان بروید. روزنامه و مجلات ارسالی را هم در جای مخصوص خود (نه روی میز آشپزخانه) قرار دهید.

6. برای هرکدام از اعضای خانواده سبد مخصوص تهیه کنید که وسایل روزمره شان را در آن بریزند (مثل تکالیف و وسایل مدرسه، نامه های اداری، لباسهای کثیف و ...) به جای اینکه دور تا دور خانه پخش کنند.

7. با گذراندن فقط 15 دقیقه هر شب برای آماده کردن همه چیز برای روز بعد، از آشفتگی و سردرگمی صبحها نجات پیدا کنید. می توانید از کارهایی که باید فردا انجام دهید یادداشت بردارید تا روز بعد بدانید که دقیقاً چه باید بکنید. لباسی که برای بیرون رفتن می خواهید تن کنید را آماده کنید. وسایل و لباسهای مدرسه بچه ها را آماده کنید. و مواد و وسایل لازم برای پختن ناهار فردا را نیز آماده کنید. میز صبحانه را بچینید و ....

8. قبوض را سر وقت و در یک روز مشخص پرداخت کنید. بااین روش همیشه می دانید که از نظر مالی در چه وضعیتی هستید و دیگر پرداخت قبض ها عقب نمی افتد.

9. یک روز شنبه همه کارهای ناتمام خود را لیست کنید، چیزی که باید برای یکی از دوستانتان بفرستید، هدیه ای که دیر شده است، تلفنی که باید بزنید و ... همه هفته نوشتن آن را ادامه دهید. شنبه آینده لیستی درست و حسابی از همه کارهایی که باید انجام دهید دراختیار دارید. و همان روز یکی یکی همان کارها را با دقت و به نوبت انجام دهید.

10. این رسم را در خانه راه بیندازید که هرکس مسئول شام و ناهار خودش و شستن ظرفهای خودش باشد. بچه ها غذاهایی مثل سیریال، ساندویچ و از این قبیل را خیلی دوست دارند. اینکار یک تنفس خوب برای آشپزی کردن است و به شما کمک می کند به فرزندانتان آموزش دهید در امور خود استقلال داشته باشند.

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
سه شنبه سوم دی 1387  

10 اشتباه مخرب که هر مشاجره ای را بدتر می کند

 

 

 

 

 

 

تحقیقات نشان می دهد که داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء می بخشد، همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را نیز بیشتر می کند. عکس این مسئله نیز صادق است: ارتباط بد صمیمیت را از بین برده، عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می شود. در زیر به چند نمونه از رفتارها و الگوهای ارتباطی ضعیف، منفی و حتی مخرب اشاره می کنیم که هر دعوا و مرافعه ای را بدتر می کند.

1. اجتناب از دعوا به طور کل:

به جای صحبت کردن درمورد مشکلات در یک جو آرام و توام با احترام برخی افراد سعی می کنند هیچ چیز درمورد مشکلات و دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می دهند. این به نظر راهی کم استرس تر می آید-که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید—اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می کند چون با آن انفجار عصبانیت، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر این است که به راحتی و با آرامش خاطر درمورد مشکلات خود با هم بحث کنید.

2. حالت دفاعی گرفتن:

بعضی ها به جای اینکه گله و شکایت های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می کنند هرگونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی روند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند. شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت استرس را در کوتاه زمان کمتر می کند اما در طولانی مدت موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد.

3. تعمیم افراطی

بعضی ها وقتی اتفاقی می افتد که چندان به مذاقشان خوش نیست با عمومیت دادن آن مشکل را بیرون می دهند.  هیچوقت جملات خود را با "تو همیشه...." یا "تو هیچوقت..." مثل "تو همیشه دیر میای خونه" یا "تو هیچوقت کارایی که من دوست دارم را انجام نمیدی" شروع نکنید. کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچوقت با پیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید.

4. حق داشتن

اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری روش "درست" و روش "غلط" وجود دارد، و روش شما همیشه "درست" است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهید که طرفتان هم  مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید. همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچوقت یک روش "درست" یا "غلط" محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر کاملاً صحیح باشند.

5. روانکاوی

بعضی ها به جای اینکه درمورد افکار و احساسات طرف مقابلشان سوال کنند، فکر می کنند که می دانند که طرفشان به چه چیز فکر میکند یا درمورد یک مسئله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است. مثلاً وقتی طرفشان دیر سر قرار می آیند، پیش خودشان فکر می کنند که برای او اهمیت ندارند. این کار دشمنی و سوءتفاوم بین دو طرف ایجاد می کند.

6. گوش ندادن

بعضی افراد حرف به جای اینکه خوب به حرفهای طرف مقابلشان گوش کنند و حرفهای او را درک کنند، موقعی که طرفشان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می کنند، چشمانشان را اینطرف و آنطرف می گردانند یا به آنچه خودشان می خواهند در جواب بگویند فکر می کنند. اینکار باعث می شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شوید. هیچوقت اهمیت گوش دادن به حرفهای همدیگر را دست کم نگیرید.

7. تقصیر را گردن دیگری انداختن

بعضی افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می کنند. هیچوقت ضعف های خود را قبول نمی کنند و به هر قیمتی که شده دربرابر آن ایستادگی می کنند چون فکر می کنند با قبول ضعف هایشان از اعتبارشان کم می شود. به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هر دو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک کند.

8. سعی در برنده شدن در دعوا

هدف از بحث بین دو نفر باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابلتان چه اشتباهاتی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده اید.

9. حمله های شخصیتی

گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی ازطرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد میکنند. مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را اینطرف و آنطرف خانه می اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و برچسب تنبل بودن و بی ملاحظه بودن را به او می چسباند. این روش در هر دو طرف درک و احساس نادرست ایجاد می کند. یادتان باشد که درهر شرایطی برای شخصیت طرف مقابلتان احترام قائل باشید حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید.

10. توپ را به زمین مقابل شوت کردن

وقتی یک طرف می خواهد درمورد مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می رود. این نوعی بی احترامی به فرد مقابل است و در برخی موقعیت های خاص، حتی اهانت آمیز است و موجب شدت گرفتن مشکل هم می شود. اینکار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه موجب جریحه دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه به حرفهای طرف مقابل خود گوش کنید.

 

منبع: http://www.mardoman.net/

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
دوشنبه دوم دی 1387  

سياست‌هاي اشتغال و مديريت راهبردي

مديريت راهبردي، هنر و علم تدوين‌، اجرا و ارزيابي تصميماتي است که مسير موفقيت سازمان را در نيل به اهداف بلند مدت هموار مي سازد . برنامه‌ريزي راهبردي چه در بخش خصوصي و چه در بخش دولتي و عمومي کمک مي کند که در عرصه بروز تحولات و تغييرات ، به شيوه اي کارسازتر عمل شود .

در کشور ما نگرش مديران براي تعالي سازمانها عمدتاً در وجه مالي متمرکز شده است و صرفاً سود بيشتر را دليل عملکرد خوب سازمان تلقي مي کنند تا آنجا که حتي بازرسي و مميزي سازمانها صرفاً از بعد مالي و از طريق حسابرسان داخلي و خارجي صورت مي پذيرد .

مديريت راهبردي با طرح ساير وجوه که در زمره شاخصهاي تاخيري تعالي سازمانها هستند، به مجموعه عوامل موثر در اداره سازمانها توجه و رهبران سازمان را به جاي تک بعدي بودن به چند بعدي انديشيدن هدايت مي کند .

مقاله ذيل قصد دارد به ارزيابي مقوله مديريت راهبردي و تاثير آن بر موفقيت سازمان‌ها بپردازد:

  • مديريت راهبردي

براي درک مديريت راهبردي بايد اول آنرا شناخت . براي اين کار نيز بايد ابتدا به شناخت راهبردي رسيد . شناخت راهبردي شامل 2 بخش داخلي و محيط است. نيل به اين مهم در گرو برنامه ريزي راهبردي  است که خود 2 بخش راهبردها و اهداف  را شامل مي‌شود.

  • فنآوري ( تکنولوژي ) مديريت

توانمندي و يا فنآوري مديريت ، محصول ترکيب موزون چهار عامل : نرم افزار ( اطلاعات ، دانش چگونگي و دانش چرايي ) ، سخت افزار( امکانات مادي ) ، نيروي انساني ( مهارت ) و مديران ( مجهز ) مي باشد که موجب تصميم گيري حکيمانة مي‌گردد .

اين ترکيب موزون و سنجيده چهار عامل فوق است که سبب مي شود وظايف مديريت به طور کارآمد و اثربخش محقق گردد . توازن و تناسب اين عوامل را بصورت مربع فنّاوري مديريت نمايش مي دهند .

  • نگرش راهبردي

نگرش علت و معلولي و تعاملي به پديده هاي مادي و غير مادي از منظري وراي پديده (نظام) و محيط آن است که مي تواند درکي تجريدي و نه انتزاعي از رفتارهاي گذشته, حال و آينده آن نظام را ارائه نمايد.

  • موضوعات راهبردي :

کليه موضوعاتي که بر وضعيت, ساختار, رفتار و عملکرد نظام اثر تعيين کننده و دگرگون کننده مي گذارند موضوعات راهبردي هستند.

  • معضل راهبردي :

مسائل بالقوه و بالفعل فراروي نظام که حيات و بقاء نظام را به مخاطره مي افکند و يا آن را با مشکل جدي روبرو مي سازد.

  • مطالعات راهبردي :

بررسي ها و کوشش هاي فکري که در مورد موضوعات و يا مسائل راهبردي با نگرش راهبردي صورت مي گيرد.

  • مديريت راهبردي :

متکامل ترين شيوه مديريت که با نگرشي راهبردي نظام را در تعادل و تعامل بالنده و نظام مند با محيط نظام سازگارو تنظيم مي نمايد .

اين نظام مندي در جهت تحقق اهداف نظام و متضمن بقاء ، استحکام و پايداري مستمر نظام است.

  • لزوم سازگاري مديريت با فرهنگ, محيط, نگرش و جهان بيني جامعه يک امر قطعي است ولي تحقق اين امر تدريجي, پيچيده و زمان بر است.

  • لازمه مديريت راهبردي مديريت بر درون و آشنايي با محيط است.
  • مديريت هر مجموعه با مخاطب خود نياز به مفاهمه و ادبيات مشترک دارد.
  • هر ميزان مديريت و تدبير امور از موازين علمي دور شود هزينه بيشتري خواهد پرداخت.

ارکان تحول مديريت :

تحول مديريت داراي دو رکن فرهنگي و ساختاري است. هنگامي که هدف تحول مديريت است هر دو رکن بايد تغيير پيدا کند.

رکن فرهنگي در برگيرنده باورها, نگاهها و نگرش مديريت است (نوع نگاه مديريت به دولت , توسعه , مردم , حرمت , عزت , قانون , رفاه , رشد , تعالي).

آموزشهاي مديريت بايد به سمتي حرکت کند تا نگاهها را عوض کند.

  • استراتژي :

استراتژي طرحي است متحد (UNIFIDE) ، جامع (COMPREHENSIVE) و منسجم (INTEGRATED)  که در چارچوب اهداف و رسالت سازمان و عوامل محيطي طرح ريزي گرديده و در صورت سازماندهي و اجراي مناسب مي تواند سازمان را در رسيدن به اهدافش ياري نمايد.

  • فرآيند مديريت راهبردي:
  1. شناخت راهبردي
  2. برنامه ريزي راهبردي
  3. برنامه راهبردي و اجراي آن
  4. کنترل و نظارت راهبردي

1- شناخت راهبردي:

  1. نگاهي تاريخي به گذشته، حال و آينده.
  2. عوامل محيطي در دو حوزه داخلي و خارجي.
  3.  تجزيه و تحليل عوامل داخلي و محيطي.
  4. شناخت علمي با تبيين علل و ريشه ها.

2- برنامه ريزي راهبردي:

برنامه اي که نگاه به دگرگوني هاي اساسي دارد، تغيير ساختارها و رفتارهاي نظام در آن مطرح و داراي عناصر زير مي باشد:

  1. اصول و مباني
  2. شناخت راهبردي
  3. چشم انداز
  4. اهداف راهبردي
  5. راهبردها
  6. زمان بندي

3- برنامه راهبردي و اجراي آن

انواع برنامه ها براي عملياتي کردن راهبردها

4- کنترل و نظارت بر برنامه راهبردي

عناصر مديريت راهبردي:

  • رسالت
  • اهداف
  • راهبردها
  • ارکان مديريت راهبردي (حوزه راهبردي- استراتژيست ها- نظام برنامه ريزي)

5-جوهر مديريت راهبردي

  • برنامه ريزي : جوهر مديريت
  • هدف گذاري : جوهر برنامه ريزي
  • شناخت : جوهر هدف گذاري
  • اصول و مباني ارزشي و نگرشي انسان : جوهر شناخت

ويژگيهاي اهداف مطلوب:

  • شاخص پذيري.
  • سازگاري با ارزشها.
  • سازگار با ديگر اهداف.
  • روشني و صراحت.
  • اولويت بندي.
  • قابليت دستيابي.
  • مبتني بر شناخت داخلي و محيطي.
  • قابليت طبقه بندي.
  • زمان دار بودن.

راهبرد:

راهبرد پلي است بين تهديدها و فرصتهاي محيطي و نقاط قوت و ضعف داخلي زيرا راهبرد از امکانات محيطي و يا مديريت هاي داخلي براي غلبه بر ضعف هاي داخلي يا تهديدات محيطي بهره مند مي شود و يا بالعکس.

به تعبيري ديگر يکي از مزاياي راهبرد مرتفع کردن تهديدات محيطي بوسيله عوامل قوت دروني است. راهبردها در واقع راه کارهاي اصلي هستند که منجر به تغيير در ساختار، رفتار يا دگرگوني در عملکرد مي شوند.

  • ويژگيهاي راهبردهاي مطلوب:
  1. منعطف.
  2. منطبق با ارزشها.
  3. قابليت اجرا (امکان پذيري).
  4. سازگاري با يکديگر.
  5. داراي اولويت بندي.
  6. زمان دار.
  7. مبتني بر شناخت داخلي و خارجي
  • شناخت راهبردي محيط:

1-  عوامل محيط خارجي

  • عوامل اقتصادي
  • عوامل فناوري
  • عوامل اجتماعي
  • تصميمات و سياستها و منابع دولتي
  • عوامل جغرافيائي
  • رقبا
  • تأمين کنندگان سخت افزار و نرم افزار (عوامل مادي- انساني)
  • تجزيه و تحليل محيط
  • تشخيص محيط (تهديدات، فرصتها)

2-عوامل داخلي

  • عوامل انساني
  • عوامل و منابع مالي
  • مديريت و ساختارها، رويه ها، قوانين و مقررات
  • تحقيق و توسعه
  • شناخت مخاطبين، بازارها
  • مجموعه عوامل فني و تکنولوژيک مرتبط با خدمت يا محصول

تجزيه و تحليل عوامل داخلي

3- تنظيم جدول مزيت هاي راهبردي

جدول نمايي کلي از نقاط قوت و ضعف نظام را نشان مي دهد و اصلي ترين عوامل داخلي که در آينده بر وضعيت نظام تأثير خواهند گذاشت را به تصوير مي کشد.

ويژگيهاي برنامه راهبردي:

  • سازگاري اجزاء.
  • قابليت حصول.
  • قابليت انعطاف.
  • سمت و سوي شفاف.
  • زمان مناسب تحقق.
  • جامعيت.
  • سرعت مناسب.

هر تغيير راهبردي در سه حوزه اتفاق مي افتد:

  • منابع

امکانات مادي، فيزيکي، حمايتهاي مادي و معنوي.

  • تشکيلات

قوانين و مقررات، ساختارها، رويه ها، سازماندهي.

  • راهبري

عزل و نصب، تشويق و تنبيه، نظارت، کنترل، ارزيابي از بالاترين سطح سيستم.

  • ويژگيهاي سازمان مناسب:
  1. بدنبال راهبرد حرکت کند يعني تبعيت از راهبرد نمايد.
  2. سازمان کار در سطح کلان (ملي) و در سطح خرد بايد در حوزه هاي عمل بدون تداخل وظائف باشد.
  3. بيانگر شأن و اهميت وظائف اصلي باشد.
  4. تقسيم کار متوازن در سازمان صورت گيرد.
  5. ساختار سازماني نشان دهنده روابط حوزه ها با يکديگر باشد (فعاليتهاي اصلي- پشتيباني- راهبري)
  6. بيانگر چگونگي تقسيم و تخصيص منابع باشد.
  7. سازمان کار بايد سامان بخش اصلي ترين فعاليتها باشد.
  8. سازمان بايد در نظام تشکيلاتي فرهنگ سازي کند.
  9. سازمان بايد در مقابل تغييرات محيطي منعطف باشد.

کنترل  و نظارت (ارزيابي عملکرد)

عناصر نظام نظارت و ارزيابي:

  • شاخص ها (براي اندازه گيري عوامل و حوزه ها).
  • ابعاد نظارت (در سطح- در عمق).
  • مخاطبان (نظارت و ارزيابي براي چه کسي انجام مي شود).
  • دوره زماني (روزانه- هفتگي- ماهانه- فصلي- سالانه).
  • مراحل (قبل از عمل- در حين عمل- بعد از عمل).
  • تعيين مصاديق.

شاخص هاي ارزيابي

  1. شاخصهاي کمي.
  2. شاخصهاي کيفي.

سه پرسش اصلي و اساسي که در شاخصهاي ارزيابي کيفي مورد توجه قرار مي گيرند:

  1. سازگاري.
  2. تناسب داشتن.
  3. قابليت اجرا.

 

 

 

 

مرجع: روزنامه ی بازار کار

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
یکشنبه یکم دی 1387  

کار تیمی چیست؟

 
 
 
 
 
 
 
تیم چیست و چه تفاوتی با گروه کاری دارد؟
▪ چند نوع تیم وجود دارد؟
▪ دلیل اهمیت تیم‌ها چیست و چرا در اقتصاد الکترونیکی و نوین جهانی اهمیت بیشتری یافته‌اند؟
مفهوم کار تیمی در حقیقت آنقدر ساده است که اغلب مردم فهم آن را بسیار عادی می‌پندارند. و همین مسئله که آنها با این فرض، کار تیمی انجام می‌دهند مشکل‌ساز است چرا که آنها در اصل کار گروهی انجام می‌دهند. به طور معمول هر کس تجربه‌ی حضور در یک جلسه و ایفای نقش در آن و یا مواجهه با یک گروه جدید از همکاران و انجام کار جمعی را داشته است اما اینها صرفاً مثال‌هایی از گروه‌های کاری‌اند.
شاید بهترین توصیف از تفاوت بین این دو مفهوم توسط Jon R. Katzenbach و K. smith بیان شده باشد. آنها نظریه‌ی خود را با بررسی مفهوم پیچیده‌ی واژه‌ی تیم آغاز می‌کنند:
دلیل توصیف واژه‌ی "تیم" چیست؟
 
دلیل اول مشخص کردن منظور ما از واژه‌ی تیم است چرا که این واژه برای افراد مختلف معانی گوناگونی دارد. ذهن برخی از شنیدن این واژه به ورزش، مربیگری، و تمرین‌های سخت برای پیروزی و قهرمانی در یک رشته‌ی خاص کشیده می‌شود. برخی نیز به ارزش‌های کار تیمی همچون مشارکت، همکاری، و کمک به یکدیگر توجه می‌کنند. برخی دیگر فکر می‌کنند هر گروهی که با یکدیگر کار می‌کنند، یک تیم هستند و ذهن بعضی‌ها هم در وهله‌ی اول به مشارکت دو نفر همچون ازدواج و یا شراکت‌های کاری معطوف می‌‌گردد".
آنها بدین ترتیب مابین یک تیم واقعی و آنچه که آن را «صرف یک گروه از افراد با هدفی مشخص» می‌دانند تفاوت قائل می‌شوند:
"یک تیم به تعداد کمی از افراد گفته می‌شود که دارای مهارت‌های تکمیل‌کننده‌ی یکدیگر بوده و دارای مقاصد، اهداف، و رویکردی مشترک‌اند که بر مبنای آنها به هم پیوند می‌خورند و به یکدیگر تکیه می‌کنند."
بنابر بر نظر koutzenback و Smith اعضای تیم به یکدیگر وابسته‌اند و این بدین معنی است که عدم فعالیت یک عضو از تیم باعث عدم انجام کار تیمی می‌شود. در واقع کار آنها اثر متقابل بر یکدیگر می‌گذارد. اما به عکس، گروه‌های کاری، گروهی از افراد هستند که با یکدیگر کار می‌کنند و از راهنمایی یک نفر بهره می‌برند. کار شخصی در آنها بیشتر نمود دارد؛ مانند کار حرفه‌ای وکلا. کاتنزباخ و اسمیت گروه‌های کاری "تک رهبر" را اینگونه توصیف می‌نمایند:
"اگر فرصت و یا نیاز عملکردی مهمی که لازمه‌ی تیم شدن است وجود نداشته باشد، آن را گروه می‌نامند. اعضا در ابتدا برای تبادل اطلاعات، مشارکت می‌کنند و با سعی فراوان از دیدگاه‌های خود برای تصمیم‌گیری در جهت کمک به هم‌گروهی‌ها در راستای فعالیتشان بهره می‌گیرند. در واقع، هیچ قصد، هدف عملکردی، و یا محصول مشترکی وجود ندارد که مستلزم رویکرد تیمی یا مسئولیت متقابل باشد."
طبق گفته‌ی کاتزنباخ و اسمیت، شش اصل برای کار تیمی وجود دارد:
▪ تعداد کم افراد (کمتر از ۱۲ نفر)
▪ مهارت‌های تکمیل کننده
▪ نیت مشترک
▪ پذیرش رویکرد کاری توسط تمام اعضای تیم
▪ مسئولیت و پاسخگویی همگانی
پاتریشیا، جی آدِسو نیز فهرستی از آنچه که یک تیم به وجود می‌آورد را به قرار زیر بیان کرده است:
▪ هدف‌ها را مشخص می‌سازد.
▪ مشکلات را بررسی و حل می‌نماید.
▪ راه‌حل‌ها را اجرا می‌سازد.
▪ خود را مسئول نتایج می‌داند.
به نظر او مهم این است که واژه‌ی تیم را بر مبنای نتایج حاصل از آن تعریف کنیم؛ به عبارت دیگر بهتر است بگوییم تیم چه می‌کند، تا بگوییم تیم چیست. بعضی‌ها سعی می‌کنند که نفس واژه‌ی تیم را معنا کنند و این در حالی است که تیم، واژه‌ی ایهام‌برانگیزی می‌باشد. ممکن است که شما در یک تیم با روحیه‌ی بالا باشید اما به راستی نمی‌دانید که هدف آن و نتیجه‌ی احتمالی آن چه می‌باشد. بنابراین بهتر است که توجه خود را به آنچه که در مورد تیم می‌گوییم معطوف سازیم. سه نتیجه‌ی کلیدی زیر، راهنمای ما خواهد بود:
▪ بیش از دو نفر درگیر در کاراند.
▪ این افراد در مورد آنچه که سعی در رسیدن بدان دارند و نیز دلیل آن، درک روشنی دارند.
▪ آنها می‌دانند که بدون همکاری، هیچ شانسی برای رسیدن به هدف نخواهند داشت.
برای کار تیمی این تهدیدات وجود دارد اما در بعضی از مواقع تیم‌ها از این سطح از فعالیت فراتر رفته و تبدیل به تیم‌های با قدرت اجرایی بالا می‌شوند. در این مورد کاتزنباخ و اسمیت اینگونه می‌گویند:
"تیم در واقع به یک گروه کاری گفته می‌شود که تمامی شرایط یک تیم واقعی را داراست و اعضای آن کاملاً به شکوفایی و موفقیت یکدیگر متعهد هستند. این تعهد معمولاً منجر به رشد تیم می‌گردد. تیمی که دارای قدرت اجرایی بالا است، مشخصاً تمامی کارها را بهتر از تیم‌های دیگر انجام می‌دهد و تمام انتظارات منطقی اعضا را برآورده می‌سازد".
آنها اذعان می‌کنند که از این نوع تیم‌ها نمونه‌های زیادی وجود ندارد اما به عنوان "الگوهای عالی" برای تیم‌های واقعی بالقوه مطرح می‌باشند.
آدسو بیان می‌دارد که تیم‌هایی که عملکرد بالایی دارند باید دارای ویژگی‌هایی باشند که آنها را از تیم‌های معمولی متمایز می‌سازد:
▪ سطوح بالای ارتباطی
▪ اطمینان و اعتماد
▪ خوش‌بینی
▪ انتظارات بالا از یکدیگر
▪ مشارکت همه‌ی اعضا
▪ تعهد به اهداف مشترک
اغلب، این عوامل از جمله عوامل احساسی و یا روانشناختی هستند و در قالب دستورالعمل‌ها و ساختارهای کاری نمی‌گنجد.
این موشکافی از معنای تیم درست ممکن است شبیه آن باشد که برای شکستن یک گردو از چکش بتن‌کن استفاده کنید. همه‌ی ما می‌دانیم که تیم چیست و همه در آن بوده‌ایم و احساس در یک تیم بودن را لمس کرده‌ایم. پس چرا مهم است که آن را نقد کنیم؟ پاسخ این است که گرچه همه از واژه‌ی تیم، چیزی استنباط می‌کنیم اما هنوز موفق به استفاده‌ی آن در سازمان خود نشده‌ایم. اینچنین تعاریفی آنقدر ساده و پیش پا افتاده به نظر می‌رسند که ما آنها را عادی می‌پنداریم و از افراد انتظار داریم که آنها را به کار گیرند. هاروی راپینز و مایکل فینلی در آخرین کتابشان "چرا تیم‌ها موفق نیستند" به بیان راز و رمز کار تیمی می‌پردازند و ساده‌ترین تعریف ممکن را ارائه می‌دهند:
"تعریف تیم آسان است. به افرادی که با یکدیگر کار می‌کنند یک تیم گفته می‌شود. می‌تواند یک تیم هاکی باشد که از خود بازی قدرتمندی نشان می‌دهد، یا یک تیم پژوهشی که سرگرم گره‌گشایی و حل یک معمای عقلی است، و یا یک تیم نجات که سرگرم نجات کودکی از زیر آوار می‌باشد، و یا خانواده‌ای که در حال سازندگی زندگی خود است. نکته مهمی که تیم را می‌سازد همین بخش با هم بودن آن است".
ممکن است برخی از صاحبنظرانی که از آنان نام بردیم با این نظر مخالف باشند و عقیده داشته باشند که تنها با هم بودن، یک امر احساسی است، در حالی که آنچه که مهم است قسمت هدفمند بودن تیم است که منجر به نتیجه‌ی مورد نظر می‌گردد. اما باز هم بنابر اذعان آنهایی که در تیم فعالیت داشته‌اند، این بخش، یعنی احساس تشریک مساعی، بسیار حیاتی و مهم می‌باشند.
● انواع تیم
سازمان‌های مدرن در مورد تیم‌ها و کار تیمی تعریف مشخصی دارند. صحبت ما بر تیم‌های پروژه، نیروهای کاری، گروه‌های فعال، تیم‌های خودمدیریت‌شده، گروه‌های هدایت‌کننده، تیم‌های چندمنظوره، گروه‌های کیفیت، تیم‌های مجازی، تیم‌های مربوط به خدمات به مشتری، تیم‌های مدیریت، کمیته‌های ویژه، کمیته‌های منظم و مستمر، و تیم‌های جنگ‌طلب می‌باشد. این فهرست تمام‌ناشدنی است. اما مفیدترین چارچوب، احتمالاً توسط کاتزنباخ و اسمیت با استفاده از واژگان ساده‌تری بیان شده است: تیم‌هایی که به وجود آورنده و انجام دهنده‌ی کار هستند، تیم‌هایی که پیشنهاد دهنده‌ی کار هستند، و تیم‌هایی که مدیریت و هدایت کار را به عهده دارند. برای بهره‌وری کامل از یک تیم باید این چارچوب و تقسیم‌بندی را به کار گرفت تا متوجه شویم آیا به یک تیم نیازی هست یا نه؛ و اگر هست، انتظار دارید که چه کاری برای شما انجام دهد. اگر برای یک تیم اهداف واضح و ملموسی لازم است بنابراین درک روشن و دقیقی از عملکرد یک تیم که جدا از انتظارات شما از عملکرد آن نیست، ضروری می‌نماید. بدون تبیین این اهداف قادر به پیگیری و دیدن عملکرد تیم و برآورد تأثیر آن نخواهید بود.
● تیم‌هایی که به وجود آورنده یا انجام دهنده‌ی کار هستند
اکثریت تیم‌ها برای تولید کالا و خدمات، فعالیت می‌کنند. گرچه برای مدیران، داشتن گروه‌هایی که در آن مشکلات به صورتی پویا و خلاق بررسی و حل شود اهمیت زیادی دارد، اما در بیشتر مواقع خواست ما صرفاً انجام کار است. اینگونه تیم‌ها در طول وجود خود، از اعضای مختلف و زیادی بهره خواهند گرفت. بار دیگر به این نکته اشاره می‌کنیم که لازم است در مورد اینکه نوع کار چیست و چه استانداردهایی لازم است، درک روشنی داشته باشیم. ابهام در مورد اهداف، شاید موجب قدرتمند شدن برخی از مدیران گردد اما می‌تواند موجب دلسرد شدن افراد ناآگاه شود. یک شرکت چندملیتی به نام "Do Korea" سرگروهی داشت که می‌گفت: "چطور می‌توان متوجه شد کار به انجام رسیده است، چه برسد به اینکه متوجه شویم کیفیت کار نیز در چه حد بوده است؟"
● تیم‌هایی که مدیریت و هدایت کار را بر عهده دارند
بسیاری از تیم‌های پروژه(های خاص) در این دسته قرار می‌گیرند. این تیم‌ها برای تحقیق در مورد مسایل مشخص، یا بهینه‌سازی فرآیندها و یا ارائه‌ی راه‌حل‌های نوآورانه تشکیل یافته‌اند. در این مورد نیز باید درک صریح و روشنی در مورد تشکیل چنین تیم‌هایی وجود داشته باشد: آیا این تیم‌ها موقتی و برای کوتاه‌مدت تشکیل یافته‌اند و یا مغز متفکر بلندمدت و همیشگی تیم‌ها هستند؟ اعضای آن هنگامی که به موفقیت می‌رسند و افتخار و اعتبار کسب می‌کنند باید دستیابی به این حالت را درک کنند. در اینجاست که آنها ضامن طولانی شدن عمر کاری خود، حتی فراتر از انجام آنچه که وظیفه‌ی آنها تعیین شده است می‌باشند. حتی ممکن است کمک دیگر افراد که به آنها ایده‌های جدیدی برای کارآیی بیشتر ارائه می‌دهند را به سختی دریافت کنند.
همچنین صداقت با دیگر افراد بسیار ضروری است. گروهی که برای بررسی گزینه‌های مختلف برای نقل مکان شرکت تشکیل شده است ممکن است وقتی دریابد انتخاب مورد نظر به دلیل موجود یک پارک به فاصله‌ی ۲۰ دقیقه از منزل مدیر عملیاتی بوده، دلسرد گردد. همچنین پیشنهاد می‌گردد که تصمیم‌گیری‌های دشوار را با ایجاد کمیسیون فرعی به تعویق انداخت. مراجعه به گروه مشاور در مورد محل پارک کردن خودرو؛ یک خودکشی کاری محسوب می‌شود.
این نکته درس مهمی به ما می‌آموزد یعنی اینکه بزرگترین وظیفه‌ی این نوع تیم، راهنمایی تیم اجرایی است یعنی همان تیم انجام دهنده و سازنده‌ی کار.
● تیم‌هایی که مدیریت و هدایت کار را بر عهده دارند
این تیم‌ها به منظور هدایت و مدیریت کارها تشکیل یافته و لازم است که در آن، افراد کاردان و ماهر حضور داشته باشند. مهمترین قسمت، مدیریت آن بخش از خدماتی است که از خارج از سازمان تهیه شده‌اند. فراهم آوردن منابع و خدمات از خارج از سازمان، اغلب باعث ناخشنود شدن اشخاصی می‌شود که تا پیش از این در آن حوزه‌ها، دارای قدرت نفوذ و کنترل بوده‌اند. شاید هم برخی از این افراد تحریک شده، موجبات کارشکنی در این تیم شوند. تیم‌های مدیریت ارشد نیز در این زمره قرار می‌گیرند. مسئله اینجاست که آنهایی که در مناصب بالای یک سازمان قرار دارند حتی به صورت اسمی نیز به ندرت یک تیم نامیده می‌شوند. خیلی از این افراد به دلیل مهارت در کارشان، به مناصب بالا دست یافته‌اند. نخبگان از نظر اخلاقی و رفتاری، توانایی همکاری و تشریک مساعی که لازمه‌ی دوام و بقای یک تیم است را ندارد. اشخاص نیرومند و ماهر، اغلب همراهان خوبی برای یک تیم نیستند. البته این حالت، مشکل خاصی ایجاد نمی‌کند مگر در شرایطی که گروه تصمیم می‌گیرند به طور جدی در قالب یک تیم واقعی کار کند. افراد دون پایه (حتی در سازمان‌هایی که طبقات سلسله مراتبی در آنها زیاد از هم فاصله ندارد) با جمله‌ی زیر، زیاد برخورد می‌کنند:
"نگاه نکن خود من چطوی کار می‌کنم، تو باید آن جوری که به‌ات می‌گویم کار کنی".
در یک کار تیمی مانند هر کار دیگری، مدیران ارشد فقط راه می‌روند و حرف می‌زنند.
دلیل اهمیت تیم‌ها چیست و چرا در اقتصاد الکترونیکی و نوین جهانی اهمیت بیشتری یافته‌اند؟
از سال‌ها پیش گفته شده است که افراد، بزرگترین سرمایه‌ی سازمان‌ها به شمار می‌آیند این مطلب در گزارش سالانه‌ی بسیاری از شرکت‌ها که نام تمامی مدیران ارشد و مسئولان سازمان در آنها ذکر می‌شد ولی نام کارمندان دون پایه به صورت گروهی و ناشناس مورد اشاره قرار می‌گرفت، همواره به عنوان روشی استاندارد وجود داشته است. چنانچه مطلب فوق برای کارشناسان مدیریت منابع انسانی نقل شود، آنها یا گره‌ای عاقلانه و حاکی از درک مسئله بر ابرو می‌اندازند و یا آنکه نیشخندی مبنی بر تسلیم و ناچاری بر چهره می‌آورند. ما می‌گوییم که برای افراد ارزش قائل هستیم ولی در عمل برای تحقق این ارزش کوشش چندانی نمی‌کنیم. همین مطلب در مورد کار تیمی نیز مصداق دارد. می‌دانیم چنانچه افراد با هم متحد شوند می‌توانند کوه‌ها را به حرکت درآورند، اما در مورد چگونگی اداره‌ی امور تیمی اطمینان کافی نداریم و بنابراین افراد را در قالب گروه‌های کاری می‌گنجانیم و امیدواریم که طی واکنشی شگفت، یک تیم شکل بگیرد.
در دنیای امروز عوامل بسیاری وجود دارند که بر ضرورت تغییر روند فوق تأکید می‌ورزند. چنانچه دیدگاهی کلی نسبت به آنچه در سطح کلان اتفاق می‌افتد داشته باشیم، مشاهده خواهیم کرد که رهاسازی نیروی یک تیم خوب، به مثابه آن است که پایاترین امتیاز رقابتی موجود را برای سازمان‌های امروزی فراهم آوریم.
● سازمان‌های لاغرتر و متناسب‌تر
امروزه اگر یک مدیر با مشکلی مواجه شود، به ندرت می‌تواند برای حل آن، گزینه‌ی استخدام یک نیروی اضافی را مدنظر قرار دهد. شرکت‌های کوچک ابعاد شده، درست ابعاد، و باز مهندسی شده به این نتیجه رسیده‌اند که تعداد کارکنان موجود کمتر از نیاز شرکت است و با وجود این نمی‌توان حجم کار هر یک از آنان را کاهش داد؛ به گونه‌ای که با کاهش تعداد افراد از آنها خواسته می‌شود تا حجم کار قبلی و حتی بیشتر را به انجام رسانند. بهره‌وری، موضوعی اساسی به شمار آمده و تنها از طریق کارکرد همگانی در جهت رسیدن به نتیجه‌ی دلخواه، قابل دستیابی است. همانگونه که jack welch (رئیس شرکت جنرال الکتریک) بیان می‌کند:
"ما می‌دانیم بهره‌وری واقعی و نامحدود از کجا ریشه می‌گیرد. این بهره‌وری چیزی نیست جز حاصل تیم‌های کاری پویا، توان‌افزا، با اشتیاق، و با انگیزه. "
امروزه تنها حجم کار افزایش نیافته، بلکه نوع کاری که افراد انتظار انجام آن را دارند نیز تغییر کرده است. سازمان‌های دارای انگیزه‌ی رقابتی بالا می‌باید در برابر مشتریان و بازارهای خود پاسخگو باشند و با بهره‌گیری از سرعت و انعطاف‌پذیری، به طور پیوسته گروه‌های کاری خود را بازیابی کنند. افراد باید بتوانند علاوه بر انجام کار به صورت جمعی، کار مذکور را به سرعت انجام دهند. افرادی که می‌توانند به سرعت و به نحوی کارآمد تشکیل تیم دهند و در قالب آن کار کنند، با سوق یافتن فعالیت‌‌ها به سوی پروژه‌های تیمی و نیروهای کاری ویژه، در آینده بسیار مورد نیاز خواهند بود.
یکی از مزایای کوچک‌سازی ابعاد سازمان‌ها آن است که آنچه باقی می‌ماند از نوعی کیفیت تفکیک شده و تمایز یافته برخوردار خواهد بود. همچنان که همکاران و اداراتی که افراد عادت داشتند با آنها کار کنند ناپدید می‌شوند، خود افراد نیز دچار نوعی گمگشتگی می‌شوند. استفاده‌ی هوشمندانه از تیم می‌تواند با انسجام‌بخشی آنها در قالب یک مجموعه‌ی جدید، از بروز حس سردرگمی و از هم پاچیدگی جلوگیری کند.
● ادغام، خرید کلی، و سرمایه‌گذاری مشترک شرکت‌ها با هم
در اقتصاد جهانی‌شده‌ی کنونی، یکی از مهمترین شکل‌های انجام فعالیت‌های راهبردی، تشکیل سیستم‌های کاری میان‌سازمانی است. این امر می‌تواند در قالب ادغام همه جانبه‌ی چند شرکت، خرید کلی یک شرکت توسط شرکت دیگر، و یا سرمایه‌گذاری مشترک هدفمند، صورت پذیرد. در هر حال، نکته‌ی اصلی آن است که سازمان‌ها دیگر نمی‌توانند مرزهای خود را در برابر نفوذ دیگر سازمان‌ها ببندند. فعالیت‌ راهبردی فوق بر مبنای سرمایه‌گذاری بر روی تخصص، منابع، و یا قابلیت دستیابی سازمانی مورد نظر پایه‌گذاری شده است که تحقق این امر وجود کار تیمی را طلب می‌کند.
بسیاری از شرکت‌های سرمایه‌گذاری مشترک که بدین تشکیل شده‌اند، شکست می‌خورند چرا که افراد نمی‌توانند روش مناسبی برای کار با یکدیگر را بیابند. در این شرایط اهداف مشترک موجود در کشمکش‌های کاذب رنگ باخته و یا آنکه کارکنان آن به دیگر شرکت‌ها می‌پیوندند و بدین صورت شرکت از درون تهی می‌شود. بنابراین تنها از طریق اهداف شفاف و کار جمعی و مشترک برای تحقق اهداف مذکور خواهد بود که فعالیت میان‌سازمانی از شانس موفقیت برخوردار می‌گردد.
● جهانی‌سازی
هر چه سازمان‌ها از جنبه‌ی جغرافیایی، تنوع بیشتری یابند، دو پدیده رخ می‌دهد: نخست آنکه افراد باید با کسانی کار کنند که در مکان‌های دیگر و در قالب ساعات کاری متفاوت فعالیت می‌کنند؛ و دوم آنکه آگاهی از فرهنگ‌های گوناگون نیز برای آنها ضرورت می‌یابد. مطلب فوق انواع خاصی از مشکلات را فراروی کار تیمی می‌نهد و همانگونه که می‌دانیم کار تیمی برای تحقق عملکرد شرکت‌های جهانی از اهمیت اساسی برخوردار است.
● فناوری
رشد و پیشرفت‌های به وجود آمده در فناوری اطلاعات، افراد را قادر ساخته است تا به روشی کاملاً متفاوت با هم کار کنند به گونه‌ای که به جای سهیم شدن در یک فضای کاری و احتمالاً برخورداری از قراردادهای استخدامی مشابه، تیم‌های مجازی بیش از پیش رواج می‌یابد. مزیت روش فوق واضح است: هر زمان که لازم باشد می‌توان تخصص مورد نیاز را از میان تمام منابع موجود و با هزینه‌ای ثابت و بسیار اندک فراهم کرد؛ ولی مشکل در اداره‌ی این تیم‌های دور افتاده از هم نهفته است.
● رقابت فزاینده
در تئوری، تمام سازمان ها از یک فناوری بهره می‌گیرند و خود را مقید به پیروی از یک چارچوب قانونی می‌دانند؛ یعنی اینکه زمینه‌‌ی فعالیتشان در یک سطح است. سازمان یادگیرنده راه چاره‌ای است برای جلوگیری از زوال و رکودی که ممکن است بر اثر این همسطحی به وجود آید. با این تفسیر هر سازمان باید توانایی بررسی و یادگیری از محیط اطراف خود را دارا باشد. آنها باید قادر باشند تا اطلاعات را ذخیره، بازیابی، و آنگاه با در میان گذاشتن با کارمندان خود، دانش آنها را گسترش دهند. برای اینکه یک چنین اطلاعاتی به حالت کاربردی درآید، یک کار گروهی لازم است. مدیریت دانش به تنهایی راه‌گشا نخواهد بود مگر اینکه از زمان وارد کردن اطلاعات، تا پایه‌گذاری زیر بنای سیستم، بر مبنای کار گروهی طراحی و تنظیم شود. سازمانی که از فرهنگ کار تیمی برخوردار نمی‌باشد برای مدیریت دانش و کار یادگیری سازمانی، از سطح اعتماد کافی بهره‌ای نخواهد داشت.
از نوآوری و خلاقیت نیز اغلب به عنوان یک مزیت رقابتی و دلگرم کننده ذکر می‌شود. در حالی که کار گروهی الزاماً خلاقیت را به وجود نمی‌آورد ولی حل مشکلات گروه و فنون خلاقیت، دائماً به عقاید جدید و بهبود فرآیندها منجر خواهد شد. هم‌افزایی زاییده‌ی کار گروهی است. علاوه بر این اگر لازم باشد که کارمند نمونه‌ای به یک تفکر خلاق دست یابد ابتدا باید تیمی در اختیار داشته باشد تا آن ایده را دریابد و آنگاه آن را تبدیل به یک نوآوری سازد. اجرای خلاقیت اغلب یک کار انفرادی نیست.
● طرز تفکر سیستم‌ها
پیتر سنژ تئوری تفکر سیستم‌ها را در کتاب "نظم پنجم" فراگیر کرد؛ اما نظریه‌پردازان مدیریت کیفیت جمعی، از مدت‌ها قبل بر این باور بودند که اشخاص به تنهایی قادر نخواهند بود که در سیستمی که در آن فعالیت می‌کنند کار فوق‌العاده‌ای از خود نشان دهند. این درست که اشخاص نخبه برای بسیاری از سازمان‌ها از اهمیت زیادی برخوردار هستند اما این نکته را نباید فراموش کرد که آنها به حمایت فعال یک گروه در پشت صحنه نیازمنداند. در گذشته توجه کافی به این فعالیت نامرئی نمی‌شد اما این اتحاد و کارگروهی است که چرخ‌های سیستم را به حرکت درمی‌آورد و تضمین می‌کند که کار به انجام برسد.
● افراد درگیر در کار
تمام عواملی که در بالا ذکر شد اشاره به این نکته دارد که شرایط کاری به سرعت تغییر می‌کند اما مشکل این است که افراد به همان سرعت تغییر نمی‌کنند.
ممکن است که از نظر فناوری در قرن بیست‌و‌یکم باشیم اما از نظر احساسی و روانی همچنان در عصر حجر هستیم. با این تفسیر نباید سلسله مراتب نیازهای "ماسلو" را نپذیرفت چرا که او معتقد است بشر از نیاز به غذا و سرپناه، به نیاز به زندگی اجتماعی و جامعه‌پذیری رسید و آنگاه نیازمند به لحظات خودشکوفایی شد. اما به نظر می‌رسد که بشر به طور عزیزی نیاز دارد با دیگران کار کند. گویی اشتیاق به ایجاد رابطه در نهاد او قرار داده شده است و برای همین است که افراد منزوی و یا کسانی که در حبس انفرادی هستند، رنج بسیاری می‌برند. مردم کارگروهی و اجتماعی را دوست دارند و آنهایی که اینطور نیستند توسط همکارانشان به عنوان اشخاصی عجیب در نظر گرفته می‌شوند. بسیاری از کارکنان آزاد که به کار در سازمان‌ها روی آورده‌اند دلیل این کار را داشتن همکار ذکر کرده‌اند. وقتی که مردم به خاطر از هم پاچیدگی جوامع سنتی و خانواده‌ها، احساس می‌کنند زندگیشان رو به نابودی است، جنبه‌ی اجتماعی کار، بیش از پیش نمایان می‌گردد. به این خاطر است که افرادی که در سازمان‌های بزرگ مشغول هستند اغلب مایل به داشتن حس تعلقی می‌باشند که از کار در گروه‌های کاری کوچکتر به دست می‌آید. درست است که افراد مایل هستند با هم و به صورت گروهی کار کنند اما حرکت به سمت یک کار گروهی کارآمد، آسان نمی‌باشد.
● اشارات ضمنی برای مدیران
تمام عوامل فوق نیاز به کارگروهی در یک سطح بزرگ را افزایش می‌دهند اما چه واقعیت‌هایی را به طور ضمنی برای مدیران سازمان‌ها آشکار می‌کنند؟ مسلماً استفاده‌ی مؤثر از گروه‌ها به خاطر منافعی که دارند، زندگی مدیران را راحتتر می‌سازد؛ این منابع عبارت‌اند از:
▪ خلاقیت بیشتر
▪ افزایش انگیزه
▪ افزایش توجه به هم‌افزایی و خلاقیت
▪ کاهش ریزش کارکنان (رفتن کارکنان از سازمان)
▪ افزایش ارتباطات
▪ استفاده‌ی بهتر از منابع
▪ تصمیم‌گیری بهتر
▪ فضای کاری بهتر
و شاید آنهایی که در یک گروه بزرگ کار کرده‌اند بدانند که کار در فضایی که در آن درستی حاکم است، نه تنها زحمت نیست بلکه تفریح نیز می‌باشد. همانطور که بنیانگذاران بستنی بِن و جِری می‌گویند:
"هیچکس در شرکت بِن و جِری احساس تنهایی نمی‌کند. هرگاه یکی از ما احتیاج به کمک دارد همگی به کمک او می‌شتابیم. هر کس از بیرون ما را می‌بیند انرژی را در وجود ما حس می‌کند. ما برای زندگی، شور و شوق و یک احساس شادی داریم و از معاشرت با یکدیگر احساس لذت می‌کنیم. ما در بازی تجارت، شور و شعف ناشی از موفقیت را با همدیگر تقسیم می‌کنیم و می‌کوشیم هنگام کار به ما خوش بگذرد."
کمی آزادی در کار گروهی برای ایجاد و تداوم یک چنین فضایی مؤثر خواهد بود.

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
دوشنبه چهارم آذر 1387  

بدون اندازه گیری نمی توان مدیریت کرد: بهترین معیارها برای مدیریت و افزایش کارایی بازاریابی

 

نویسنده: Laura Patterson

مترجم:eMarketingway.ir

ناشر: eMarketingway.ir

 

 

بدون داشتن معیارهایی برای ردیابی نحوه انجام کار، بازاریابی و داشتن برنامه های تجاری عملاً بیهوده است. تاجران باید بدانند که چه فاکتورهایی در تجارت آنها موفقیت محسوب می شود و نیز باید بتوانند آنها را اندازه گیری کرده و تفاوت میان مقادیر اندازه گیری شده، معیارهای تعیین شده و شاخص ها را بررسی کنند.
برای بازاریابی ترکیب سه عامل زیر می تواند به عنوان نقطه شروع در نظر گرفته شود:

1- آگاهی از وضعیت رقبا
2- تعیین نتایج مورد انتظار و منابع مورد نیاز برای رسیدن به آن ها
3- تعیین فاکتورهای موفقیت و معیارهای متناسب با آن اهداف.

اندازه گیری برای چیست؟
اندازه ها در زندگی همه ما نقش مهمی دارند. برای مثال تعداد ضربان قلب، موجودی حساب بانکی، وزن بدن، مقدار بنزین اتومبیل و...
اگر به این اعداد و ارقام توجه نکنیم خود را به موقعیت های خطرناکی مانند حمله قلبی، چک برگشتی یا تمام شدن بنزین اتومبیل نزدیک کرده ایم.

در دنیای تجارت نیز مشابه همین مسئله صادق است و اگر شرکتی فاکتورهای مهم پیشرفت خود را تشخیص ندهد یا آن ها را ردیابی نکند، احتمال ریسک خود را در تجارت بالا برده است.

با کمک معیارهای دقیق و منطقی می توان روش کار مناسب را تشخیص داد و برای رسیدن به اهداف برنامه ریزی کرد. به این ترتیب نیرو و تلاش افراد متمرکز می شود و ضریب اشتباهات پایین می آید. اندازه گیری در واقع سبب می شود که بخش بازاریابی مانند چشم و گوش یک شرکت عمل کند.

مسئله مهم دیگر آن است که ایجاد معیارها و ردیابی نتیجه ها نقش مثبتی در توجیه مدیران دارد و باعث صرفه جویی در هزینه های شرکت خواهد شد. این در حالی است که طی تحقیقات انجام شده تنها 38% از مدیران اجرایی آمریکایی در شرکت خود از این معیارها استفاده می کنند و از این تعداد فقط 16% از عملکرد بازاریابی شرکت راضی نبوده اند.
اما درصد نارضایتی در بین گروهی که معیار خاصی را دنبال نمی کنند، به 28% می رسد. به این ترتیب می توان گفت که اندازه گیری سبب بالا رفتن ارزش کار بازاریابی می شود.

تعریف معیار (metric)
کلمه معیار ممکن است برای افراد نا آشنا با این مفهوم قدری ابهام داشته باشد. برای درک بهتر معنای این کلمه اصطلاحات زیر را تعریف می کنیم:

• مقادیر اندازه گیری شده: مجموعه مقادیر به دست آمده طی یک بررسی مانند اعداد و ارقام، نسبت ها و درصدهای مربوط به یک شرکت.
• معیارها:نکات قابل اندازه گیری برای تشخیص درجه نزدیکی به اهداف.
• رکوردها و شاخص ها: مقادیری که شرکت های دیگر به آن ها رسیده اند و باید در تعیین معیارهای شرکت در نظر گرفته شوند.

سه مفهوم برای انتخاب معیارهای بازاریابی
برای شناسایی فاکتورهای موفقیت و معیارهای اندازه گیری آن ابتدا باید درک درستی از اهداف شرکت خود داشته باشید. شرکت تازه تاسیسی که به دنبال وارد کردن جنس خود به بازار است مسلما" اهداف متفاوتی نسبت به شرکت بزرگی دارد که می خواهد روابط نزدیک تری با مشتریان خود برقرار نماید.
اما تمام افرادی که قصد انتخاب معیارهایی برای سنجش عملکرد بازاریابی دارند باید عواملی را در نظر بگیرند که اثرات مثبت سه مفهوم زیر را داشته باشند:
1- جذب مشتری.
2- حفظ مشتری.
3- کسب درآمد.

اولین وظیفه بخش بازاریابی توانمند کردن یک تشکیلات برای جذب مشتری است. بدون مشتری، نه درآمدی وجود دارد و نه تجارتی!
جذب مشتری شرکت را برای بالا بردن حجم کارهای تجاری خود تقویت خواهد کرد.
البته بازاریابی انتهای کار فروش نیست بلکه در این بخش به مشتری آگاهی داده می شود و سعی بر آن است که توجه مشتری به مسئله مورد نظر معطوف شود. معیارهایی که برای اندازه گیری موفقیت در بازار به کار می روند عبارتند از:

• سرعت افزایش مشتریان
• درصد انتخاب محصول از میان محصولات مشابه
• درجه معروفیت و شهرت
• وسعت توزیع

دومین وظیفه بخش بازاریابی حفظ مشتریان فعلی شرکت و افزایش و فعال کردن هر چه بیشتر آنهاست.
این بخش از کار ممکن است قدری مشکل تر باشد و نیاز به سرمایه گذاری داشته باشد زیرا مشتریانی که به سختی از این در وارد شده اند، به آسانی از در دیگر خارج می شوند!
مشکلات و مسائل زیادی وجود دارند که قدرت شما را در این بخش محدود می کنند. اما معیارهای زیر شما را برای اندازه گیری عملکرد شرکت در حفظ مشتری یاری می کند:

• میزان فروش های دائمی و مقطعی
• تعداد مشتریان
• سرعت رشد فروش
• تعداد مشتریان تازه جذب شده
• میزان وفاداری و دفاع مشتریان از شما

سومین وظیفه بخش بازاریابی حضور در بازار و کسب در آمد است.
تا سال 1970 درآمد شرکت ها تنها از روی مبالغ دریافتی و اسناد شرکت محاسبه می شد. اما امروزه سرمایه های نامحسوسی مانند خصوصیات و تواناییهای ذهنی و فکری افراد، مشتریان با ارزش، امتیازات کسب شده و حس رضایتمندی مشتریان و... جزء درآمدها محسوب می شوند و می توانند اثر مثبتی روی عملکرد شرکت داشته باشند.

بازاریابان حرفه ای برای بالا بردن درآمدها و حضور در بازار از معیارهای زیر کمک می گیرند:
• میزان سود
• مشتریان با ارزش
• درصد مقبولیت محصولات جدید شرکت
• تعداد طرفداران محصولات شرکت

با توجه به ساختار شرکت برای به دست آوردن حداکثر کارایی و سود باید مجموعه ای از معیارها انتخاب شود و دنباله ای از اعمال به طور پیوسته برای کنترل، آنالیز و گزارش عملکرد، انجام گیرد.

به این ترتیب در طول زمان، اطلاعات با ارزشی به دست می آید که نشان خواهد داد:

- کدام یک از تاکتیک های بازاریابی موثرترند؟
- کدام بخش از افراد پتانسیل خرید بیشتری دارند؟
- کدام مشتریان سود بیشتری را عاید شرکت کرده اند؟
- و در کل عملیات فروش چگونه انجام می شود؟

نکته مهم دیگر آن است که این معیارها در اثر گذشت زمان قابل تغییرند. با رشد شرکت و بازار کار، بازاریابان نیز باید بررسی مجددی روی معیارهای خود انجام دهند و آن ها را با اهداف جدید سازگار کنند.
رقبای شما ممکن است به شاخص ها و رکوردهای بالاتری دست یابند و معیارهای شما دیگر قابل قبول نباشند. بعضی از معیارها کهنه می شوند و روشها و معیارهای جدیدی برای اندازه گیری به وحود می آیند.

کار کردن بدون معیار مانند راه رفتن با چشمان بسته است.
بدون اندازه گیری، تصمیم گیری در رابطه با تغییرات و روش های جدید بسیار سخت خواهد بود. اما استفاده درست از اندازه ها، راهنمای شما برای گسترش حضور در بازار و جذب مشتریان بسیار متنوع خواهد بود و شما را برای کسب شاخص ها و رکوردهای جدید توانمند خواهد کرد

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
دوشنبه چهارم آذر 1387  

مروری بر تجارت الکترونیک

 تجارت الکترونیک

مروری بر تجارت الکترونیک

تجارت الکترونیک یا Electronic Commerce  به فرایند خرید، فروش، ارائه خدمات، در یک سیستم الکترونیکی مثل اینترنت یا شبکه ها کامپیوتری گفته می شود. البته معنای تجارت الکترونیک با گذشت زمان تغییر یافته است. تجارت الکترونیک در ابتدا به معنای تجهیز کردن معاملات با استفاده از ابزار الکترونیکی بود. یعنی بدین ترتیب که تجارت الکترونیک شامل ارسال مدارک از قبیل فاکتور فروش، سفارش خرید و ... به صورت  الکترونیکی بوده است که "مبادله الکترونیکی داده ها" Electronic Data Interchange (EDI)  که در اواخر دهه 1970 میلادی معرفی شد.

بعدا تجارت الکترونیک ابعاد گسترده تری به خود گرفت و خرید و فروش محصولات و خدمات را از طریق اینترنت شامل گردید. در این مدل تجارت الکترونیک که نوع جدیدی از تجارت الکترونیک بود، ابتدا روش پرداخت بدین ترتیب بود که اقلام را خرید و پول به هنگام تحویل پرداخت می گردید. Cash on Delivery نحوه پرداخت تجارت الکترونیک در آن زمان بود (البته در تجارت الکترونیک امروز هنوز هم از این روش استفاده می گردد). با گذشت زمان و ایجاد امنیت بیشتر و اسقبال بسیار خوبی که از تجارت الکترونیک شد، کارتهای اعتباری بهترین راه حل برای پرداخت در تجارت الکترونیک به شمار آمدند.

وقتی در سال 1994 تجارت الکترونیک به طور کامل معرفی شد، بسیاری از کارشناسان تجارت الکترونیک را بخش بزرگ اقتصادی آینده عنوان نمودند. با این حال 4 سال تا ایجاد امنیت معطل شد و در سال 1998 با ایجاد پروتکل امنیتی https کلیه راه حلهای تجارت الکترونیک ایمن برای همه ایجاد شد. و بدین ترتیب بود که در اروپای غربی و امریکا بین سالهای 1998 تا 2000 شاهد میل بسیار زیاد به ایجاد سایتهای اینترنتی و هجوم به سوی تجارت الکترونیک بودیم.  

البته بین سالهای 200-2001 شاهد ورشکستگی تعدادی از سایتهای فقط تجارت الکترونیک بودیم. اما در همین زمین کسانیکه از تجارت غیر الکترونیک و سنتی سود می بردند علاوه بر دادن اطلاعات از طریق سایتهای خود، قابلیت تجارت الکترونیک را نیز به سایت خود اضافه نموده و از آن بهره مند شدند.

در سال 2005 تمامی کشورهای اروپا، امریکا و کانادا از تجارت الکترونیک بهره می بردند و اکنون وسعت تجارت الکترونیک و رشد آن در آسیای شرقی وسعت چشمگیری داشته است. اما کشورهای جهان سوم رشد بسیار کمی در این زمینه داشتند و حتی در برخی از این کشورهای تجارت الکترونیک اصلا انجام نمی شود.

فاکتورهای موفقیت در تجارت الکترونیک

  1. تامین روش امن و مناسب سفارش گذاری. کارتهای اعتباری متداولترین روش پرداخت در اینترنت می باشند و بالغ بر 90% از معاملات از طریق کارتهای اعتباری انجام می شود.  شماره کارتهای اعتباری به راحتی و با امنیت و مستقیم بین خریدار و فروشنده از طریق درگاه پرداخت انتقال می یابد.
  2. تهیه دیدگاه 360 درجه ای از ارتباط با مشتری به طوریکه همه پرسنل تامین، سرویس و کلیه کارمندان شرکت می توانند از آن بهره مند شوند.
  3. به روز بودن به تغییرات تکنولوژی که کمک بسیار زیادی به ماندن در عرصه رقایت تجارت الکترونیک می نماید. 
  4. تهیه وب سایت با طراحی و برنامه نویسی مناسب نیز امکانی است که کمک زیادی به تجارت الکترونیک می نماید.تجارت الکترونیک

همانطور که ملاحظه نمودید موارد فوق می تواند کمک زیادی به تجارت الکترونیک نماید.

شاید بسیاری فکر کنند که قیمت در تجارت الکترونیک مهمترین معیار برای خرید می باشد. البته با نوجه به اینکه خرید کنندگان در تجارت الکترونیک امکان مقایسه قیمت و دیدن چندین سایت را قبل از خرید دارند، اما مهمترین معیار در ترجیه دادن مشتریان به تجارت الکترونیک به جای خرید کردن از فروشگاه های سنتی، در دسترس بودن در همه زمانها و صرفه جویی در وقت می باشد.

جایگاه تجارت الکترونیک در ایران

در ایران بحث تجارت الکترونیک بحث تازه می باشد و هنوز به طور کامل قابلیت اجرا پیدا نکرده است. دلایلی از قبیل عدم اطمینان فروشنده و خریدار. بدین ترتیب که فروشنده ریسک سرمایه گذاری برای فروش از طریق اینترنت را نمی کند و بزرگترین دلیل آن عدم اطمینان از برگشت سرمایه اش می باشد. خریداران نیز اطمینان خرید از طریق اینترنت را ندارند و ترس از جابجا شدن اشتباه پول از حساب خود و ...

البته راه حل پرداخت که مهمترین عامل در این زمینه می باشد تاثیر زیادی روی تجارت الکترونیک در ایران دارد. بعضی از شرکتها  با استفاده از روش پرداخت به هنگام تحویل کالاهای خود را می فروشند که این مورد با توجه به تازه بودن تجارت الکترونیک جای خرسندی است.  بسیاری از شرکتها نیز از سایت خود به عنوان یک کاتالوگ و یا بروشور الکترونیکی استفاده می کنند که برای معرفی محصولات خود می باشد و انتظار می رود با توجه به افزایش تجارت الکترونیک، فروشگاههای الکترونیکی نیز بیشتر شوند. البته دولت نیز با عنوان نمودن بحث دولت الکترونیکی در این زمینه پیش قدم شد.

به هر حال امید می رود که با افزایش تجارت الکترونیک، کشور ما نیز همانند سایر کشورهای توسعه یافته از مزایای تجارت الکترونیک و شاخه های آن از قبیل بازاریابی الکترونیک، مدیریت ارتباط با مشتری، مدیریت تامین زنجیره، و .... استفاده نمایند و با توجه به تعامل بین تجارت الکترونیک و سنتی بتوانیم از این تکنولوژی استفاده بهینه نماییم.

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
جمعه هفدهم آبان 1387  

آخیش

  من درسم تموم شد احتمالا یه مدت از مطلب جدید خبری نیست   اگه خدا بخواد و من بتونم ارشد قبول بشم قول میدم چنان حالی به این صفحه بدم که خودتون  فیض ببرید . اگه چیزی خواستید یا کاری داشتید  بهم میل بزنید .

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
شنبه بیستم مهر 1387  

ویژگی های افراد خلاق

ویژگیهای افراد خلاق

افراد خلاق چه ويژگيهايی دارند؟ آيا افراد خلاق داراي ويژگيهاي خاصي هستند؟ افراد خلاق دارای يک سري از ویژگیهایی هستند که این ویژگیها را می توان با درجات متفاوت در تمام افراد جامعه پیاده کرد. خلاقیت در اثر رخوت و کم کاری راکد می گردد ولی هیچگاه از بین نمی رود، بنابراین باید سعی شود این ویژگیها پرورش داده شوند تا خلاقیت دچار رکود نگردد.

ویژگی های افراد خلاق را می توان به شرح زیر بیان نمود:علاوه بر موارد فوق افراد خلاق ويژگيهاي ديگري نيز دارند كه آنها را از ساير افراد متمايز مي كند اين ويژگيها عبارتند از:

1_برخوردار از سلامت روانی

افراد خلاق افرادی هستند که از سلامت روانی برخوردارند. این افراد قادرند فکر، اندیشه و حرف های تازه را پشت سر هم مطرح کنند بدون اینکه دچار رکود گردند. بهره مندی از ذهنی سالم، باز و گشوده این امکان را برای قوة خلاقه فراهم مي کند تا از آنچه می خواهد تصویر روشنی بیافریند و بلاخره عملی منشا موفقيت و پیروزی است که در ورای آن اندیشه ای سالم نهفته باشد، همانگونه که ورزش عضلات را قوی تر و سالم تر می کند تفکر، مطالعه کتاب های مفید و نگارش تجارب، افکار و منش ها نیز باعث تقویت و سالم تر شدن روان و ذهن گردیده و نهایتاً موجب باروری و شكوفايي خلاقیت میگردند.

2- کنجکاو

افراد خلاق بسيار كنجكاو بوده و به طور مستمر در جستجوي موضوعات پيچيده، جديد، ناشناخته و عجيب هستند. به همين سبب آنها در مقايسه با افرادي كه از توانايي خلاقيت كمتري برخوردار هستند، سوالات بيشتر و پيچيده تري را مطرح مي كنند. افراد خلاق، بخش عمده اي از وقت خود را صرف توجه دقيق به اطراف خود مي كنند و از اين طريق سوژه هاي جديدي براي فكر كردن پيدا مي كنند.

3- بررسی راه حلهای مختلف

معمولا برای حل هر مساله و رسیدن به یک هدف، چندين راه و روش در نظر می گیرند و به یک راه بسنده نمی کنند.

4- انعطاف پذیر

افراد خلاق انعطاف پذير هستند یعنی توانایی کنار گذاشتن چارچوب های ذهنی گذشته و توانایی دیدن اندیشه های جدید و بررسی افکار نو و پذیرش مناسب ترین و کارآمد ترین باورها و در ارائه راه حل و انديشه بكر و بديع آمادگي بسيار دارند آنها با استفاده از اين ويژگي، توانايي تعقيب و دستيابي به راه حل مشكل را از راه هاي مختلف دارا هستند.

5- استقلال رای و داوری:

افراد خلاق بر خلاف افرادی که تمایلی به خلاقیت ندارند انسانهایی پیرو و دنباله رو نبوده، و به دنبال تکیه گاهی در عالم بیرون نیستند تا به او چنگ زنند، بلکه این افراد صاحب فکر، اندیشه، سبک و روشی خاص هستند. آنها همواره مطیع بی چون و چرای مسئول بالاتر و افراد با نفوذ نبوده و از جمع پیروی نمی کنند بلکه بر اساس اعتقادات و الگوی ذهنی خود و بر اساس منطق حاکم بر امور از استقلال رای و قضاوت بر خوردارند.

6- ترجیح مسائل ساده به پیچیده

پيچيدگي مسائل توجه آنان را جلب مي كند. افراد خلاق، مسائل پيچيده را به مسائل ساده ترجيح مي دهند. افرادی که خلاقیت نداشته و تمایلی به بروز چنین امری را از خود نشان نمی دهند هرگز سراغ سختیها نرفته و همواره در جستجوی راههای بی دغدغه و آسان هستند بطوریکه معمولاً راه های پیموده شده را انتخاب می نمایند و علاقه ای به خطر کردن و پذیرش وظایف سنگین را ندارند. این افراد خواهان سایبان امنیتی ساخته شده به دست دیگران هستند در حالیکه افراد خلاق و مبتکر همواره در تلاش و تکاپو بوده و به هر کور سوئی رضایت نداده و در جستجوی منشا نور می باشند.

بنابراین پیچیدگی ها را انتخاب کرده و بدنبال یافتن راه حلی ساده برای آنها هستند. ولی افرادی که تمایل به خلاقیت ندارند به جای پرداختن به ریشه خود را با برگ ها و شاخه ها سرگرم کرده و با رفتن به سراغ مسائل ساده خود را قانع و ارضا، می کنند.

7- ارتباط هوش با خلاقیت

هوش يكي از پيش نيازهاي خلاقيت است و پايين بودن درجه هوشي فرد معمولا به پايين قرار گرفتن ويژگي خلاقيت منجر مي شود، اما هوش سرشار نيز دلالت بر خلاق بودن شخص نمي كند. بررسي نشان مي دهد كه هر چند افراد خلاق از هوش بالاتر از متوسط برخوردار هستند، اما براي اينكه فرد بسيار خلاق باشد ضرورتاً نبايد نابغه باشد.

افرادی داراي هوش پايين عموما از نظر خلاقيت نيز ناتوانند و خلاقيت در افراد داراي هوش كمي بالاتر از متوسط، بيشتر مشاهده شده است. اشخاص باهوش و ذكاوت خوب در مدارج تحصيلي، بسيار خوب عمل مي كنند ولي شاهد كيفي كه دلالت بر خلاقيت آنها نماید بسيار كم است. به طور خلاصه پژوهشگران به يك رابطه يا همبستگي نسبتا كم بين هوش و خلاقيت دست يافته اند.

8- ابتکار

ارائه پیشنهاد جدید خود نوعی  خلاقیت است. یعنی به پشتوانه اندیشه سالم، ذهنی پویا و منعطف در هر زمان بتوان پیشنهاد تازه ای را یافته و ارائه داد. انسانهای خلاق چشمه جوشانی از پیشنهادهای سازنده و مفيد هستند. اصولا يك فرد خلاق بي تفاوت از كنار مسائل نمي گذرد و محيط پيرامون را هميشه با دقت مورد توجه قرار مي دهد.

9- تمرکز نیروی ذهنی بر والاترین هدفی که دارند

افراد خلاق همیشه و در هر شرایطی ذهن و نیروی خود را بر یک موضوع ویژه متمرکز می کنند و به دنبال دستیابی به هدفی والا و بلند مرتبه هستند و با این عمل بر قله رستگاری و موفقیت تکیه می زنند همانند متمرکز شدن نور توسط ذره بین در یک نقطه و یا تمرکز لیزر در یک نقطه که حتی در فولاد هم نفوذ می کند. اما انسانهایی که از خلاقیت کمتر برخوردارند اهداف و مسئولیتهای متعددی را بر می گزیند و در هیچ زمینه ای بطور کامل توفیق حاصل نمی کنند.

شاید با اندک تفکر مثالهایی از مدیران و مسئولین در محیط اطراف خود بیابیم که با قبول چندین مسئولیت و عدم توانایی در تمرکز روی یک نقطه مدیر موفقی نبوده اند و یا بالعکس. باید بدانیم که دستیابی به اهداف همواره در فضای ذهنی روشن، متمرکز و با ایستادگی و پشتکار میسر می گردد.

10_توجه به علایق درونی

افراد خلاق بيشتر به وسيله علايق دروني خود نسبت به كارهاي خلاق برانگيخته مي شوند تا عوامل بيروني نظير شهرت، پول يا تاييد ديگران. در واقع، وقتي دلايل بيروني باعث انجام كارهايي مي شود كه ذاتًا جزو كارهاي فكري خلاق به حساب مي آيد، ممكن است شخص انگيزه خود را براي انجام آن از دست بدهد.

 

 

 

 

 

http://www.hamkelasy.com/content/view/2137/80/

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
شنبه بیستم مهر 1387  

استراتژی فروشندگی اینترنتی – 5 راه برای موفقیت

 

وب ســایت ها به طور کلی دو هدف را دنبال میکننـد. دلـیل
اول اطلاع رسانی و دلیـل دوم فروشنـدگی اسـت. اگر هدف
شـما از آنـلاین بـودن، فروش محصول یا ارائه خدمات است،
اما تابه حال تجربه آنچنانی در فروش نداشته اید، این مقاله
خیلی مفید خواهد بود.

فروشندگی عملیاتی اسـرار آمیـز کـه در اتاق های پر از دود
اتفاق بیفتد یا استعدادی ذاتی که از بدو تولد با شما باشد
نیـست. فروشندگی درواقع این است که بفهمید مـردم چـه
می خواهند و راهی فراهم کنید که از طریق آن به خواسته
شان برسند. و قبل از خرید باید خریدار را از یک مسیر منطقی عبور دهید.

فروشندگی نیز مانند همه مهارت های دیگر، آموختنی است. امروز قصد دارید به 5 قدم مهم در فروش اشاره کنیم. بعد از مطالعه این مقاله، نگاه دقیقتری به وب سایتتان، نامه های فروش، کپی های تبلیغات، و چیزهای دیگر بیندازید تا مطمئن شوید که خریدار را از این 5 مرحله عبور می دهد. اگر اینطور نبود، باید قدرت خود را بیشتر کنید.

بعد از گذشت از این 5 مرحله، خواهید دید وب سایتی دارید که بطور مداوم فروش داشته و درآمدی قابل اطمینان برایتان تامین می کند. 5 مرحله فروشندگی از این قرار است:

1) توجه: بدون توجه کامل مشتری، به هیچ کجا نخواهید رسید. اطمینان یابید که مشتریانتان به پیام های فروش شما توجه کافی دارند، نه به طرح های گرافیکی یا رنگ های تند به کار رفته در تبلیغاتتان.

2) درگیر کردن: وقتی توجه آنها را به خود جلب کردید، باید آنها را درگیر کنید. باید آنها را به کاری مشغول کنید. از آنها بخواهید برای دریافت خبرنامه ها در سایت عضو شوند یا در سایت به جستجو مشغول شوند. اگر آنقدر علاقه مند بودند که این قدم را بردارند، پس مطمئن شوید که راه درست را پیش گرفته اید.

3) توجیه کردن: برای خرید کردن، مشتریانتان باید حتماً توجیه شده باشند. اطمینان یابید که در کلماتتان، واقعیاتی که آنها را برای گرفتن یک تصمیم منطقی به آن نیاز دارند، گنجانده باشید. مشتری معمولاً با انگیزه احساسی دست به خرید می زند، اما اگر نتواند خرید خود را با دلایل منطقی توجیه کند، شما قادر به فروش نخواهید بود.

4) میل: اینجا همان جایی است که روح فروش در آن است. مشتری ها باید بخواهند. یعنی باید انگیزه و علاقه احساسی کافی در افراد وجود داشته باشد تا دست به خرید بزنند. به همین خاطر باید به آنها بگویید که این محصول چه چیز عاید آنها می کند. یادتان باشد که مردم معمولاً با تضمین سود بیشتر (پول بیشتری عایدشان کند) یا ترس از شکست (قبل از اینکه قیمت ها بالاتر رود امروز دست به کار شوید)  انگیزه میگیرند.

واقعیت این است که مردم با انگیزه های احساسی دست به خرید می زنند. ممکن است خریدشان را با عقل و منطق نیز توجیه کنند اما دلیل خرید کردن آنها این است که آن چیز را می خواسته اند.

5) بستن: اگر این چهار مرحله را به خوبی تکمیل کرده باشید، بستن کار برای مرتب کردن جزئیات است. اما در همین مرحله است که بیشتر فروش ها با شکست مواجه می شود. کلید بستن فروش این است: دقیقاً به آنها بگویید که در مرحله بعد چه باید بکنند و آنها را روی انجام آن متمرکز کنید. به هیچ وجه روی صفحه سفارش لینک سایر محصولات و شرکت های مشابه را قرار ندهید. اجازه بدهید تمرکز آنها روی خالی کردن کار اعتباریشان و خرید کردن باشد.

حال که با 5 مرحله فروش آشنا شدید؛ به وب سایتتان و محصولات فروشتان نگاهی بیندازید و ببینید چقدر با این 5 مرحله می خواند. مهم نیست که چه بفروشید، مشتری باید قبل از اینکه دست به خرید بزند این 5 مرحله را طی کرده باشد. اینکه اصلاً به وب سایت شما سر بزنند یا نه دیگر به علاقه آنها برمی گردد. با ملایمت آنها را در چهار مرحله دیگر راهنمایی کنید و موفقیت از آن شما خواهد بود.

منبع :

http://www.mardoman.com/success/netsale.aspx

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386  

5 تکنیک برای ایجاد و تخریب اعتماد در محیط کار

 

تعداد زیادی از کارشناسان معتقدند که وجود اعتماد در محیط کار از جمله مهمترین فاکتورها برای ایجاد هماهنگی، همکاری، و کارایی کارکنان به شمار می رود. سازمان هایی که در میان کارکنان آنها اعتماد وجود دارد، نسبت به سازمان هایی که دارای یک چنین خصیصه ای نیستند، به موفقیت های بالاتری دست پیدا می کنند.

از این رو سوالی که اغلب به ذهن بخش مدیریت می رسد این است که: "چگونه میتوانیم در محیط کار اعتماد ایجاد کرده و از تخریب آن جلوگیری نماییم؟" خوب این کار را باید از مقامات ارشد شروع کنیم چرا که این افراد برای سایرین الگو هستند، سپس باید از این نمونه های زنده استفاده کرد و در بخش ها و ادارات مختلف اعتماد را در میان کلیه ی کارکنان گسترش داد.

طبق تحقیقات گسترده ای که به طور فردی بر روی این مسئله انجام داده ام، به این نتیجه رسیدم که 5 راه وجود دارد که مدیران با استفاده از آن می توانند به سرعت اعتماد را در میان کارکنان خود بوجود آورده و در مقابل نیز 5 راه دیگر وجود دارد که میتواند به همان سرعت اعتماد ایجاد شده را از میان بردارد. اجازه دهید که ابتدا بر روی شیوه های ایجاد اعتماد تمرکز کنیم؛

1- محیطی مملو از راستی و درستی ایجاد کرده و آنرا حفظ کنید. این امر زیر بنای ایجاد اعتماد در هر سازمانی می باشد. ابتدا مقامات ارشد باید یک چنین مسئله ای را رعایت کنند و بعد به تدریج به سایر کارکنان نیز سرایت می کند. این امر بدان معناست که در کنار وظایف اداری، افراد باید همواره به وعده های خود عمل کنند، اگر قول به انجام کاری می دهند آنرا عملی کنند و همیشه حقیقت را بگویند حتی اگر گفتنش برایشان خیلی دشوار باشد. اگر کارکنان یک سازمان صداقت داشته باشند، مردم به راحتی آن سازمان را پذیرفته و باور می کنند.

2- در مورد دیدگاهها و ارزش ها با هم صحبت کنید. برقراری ارتباط از اهمیت بالایی برخوردار است و مانند شریان های است که اطلاعات و اعتماد را به بدنه ی سازمان پیوند می دهد. با صحبت در مورد دیدگاه های سازمان، بخش مدیریت میتواند پیش بینی کند که آینده ی شغلی سازمان به کجا کشیده خواهد شد. همچنین با صحبت کردن در مورد ارزش های یک مجموعه متدهای رسیدن به آن ها زیر سازی و برنامه ریزی خواهد شد.

3- به کلیه کارکنان با یک چشم نگاه کنید.  اعتماد زمانی ایجاد می شود که حتی یک تازه وارد، کارمندی که به صورت پاره وقت کار می کند، و یا کارمندی که پایین ترین میزان حقوق را دارد، احساس کنند که کارشان مهم بوده و جزئی از تیم یک سازمان بزرگ هستند. مدیریت نباید از برخود با چنین کارمندانی کناره گیری کند و همواره جلساتی را پیرامون نشست با کلیه ی کارمندان برگزار نماید. رهبران ارشد باید همواره به عقاید و پیشنهادات کلیه کارکنان گوش بدهند و به آنها اعتبار لازم را بدهند تا بتوانند خودشان را نشان دهند. یک رهبر زمانی موفق خواهد بود که نام کلیه ی کارکنانش را بداند، با خانواده های آنها آشنا باشد و با احترام و ارزش با آنها برخورد کند.

4- بر روی اهداف کلی و نه شخصی تمرکز کنید. زمانی که کارمند احساس کند که همه دست به دست هم داده اند تا به هدفی همه جانبه و فراگیر دست پیدا کنند، و هر کسی ساز خودش را نمی زند، به این طریق اعتماد بیشتری ایجاد خواهد شد. این عصاره ی کار گروهی است. زمانیکه کار واقعاً گروهی باشد، افراد شرکت کننده در آن با اعتماد و اطمینان کامل نسبت به هم برخورد خواهند کرد.

5- کار درست را انجام دهید حتی اگر ریسک زیادی در بر داشته باشد. همه ی انسان ها به صورت حسی می توانند تشخیص دهند که چه کاری "درست" است و چه کاری اشتباه. اگر این حس غریزی را دنبال کنیم و عواقب شخصی آنرا در نظر نگیریم، تقریباً می توان گفت که می توانیم احترام دیگران را به خود جلب کنیم. از این احترام، اعتماد بوجود خواهد آمد.

خوب این از 5 نکته ی مثبت، اما نکات منفی کدام است. از چه طریقی اعتماد همکارانمان نسبت به ما سلب خواهد شد؛

1- رفتار و گفتار متناقض. هیچ چیز ذهن افراد را سریع تر از مشاهده ی دو چهرگی مغتشش نمی کند؛ و اگر این مشغولیت ذهنی به دلیل وجود تضاد در رفتار و تمایلات فرد بوجود آید، مطمئناً اعتماد میان دو نفر از میان خواهد رفت.

2- به دنبال اهداف فردی و نه گروهی بودن. کسی که تنها به فکر خودش باشد - به ویژه در یک محیط تیمی- به سرعت احترام دیگران نسبت به خودش را از دست خواهد داد و در نتیجه ی آن اعتماد نیز از میان خواهد رفت.

3- دریغ کردن اطلاعات. زمانی که کانال های ارتباطی بسته شود، شایعاتی به میان می آید که افراد احساس می کنند درست هستند. بعد هم مواردی نظیر حاشا، انکار و تکذیب مطرح می شود که همه و همه بار منفی در بر دارند. در یک چنین شرایطی افراد تمایل پیدا نمی کنند که اطلاعات صحیح را با یکدیگر در میان نگذارند. به موجب این اشتباه اعتماد از میان خواهد رفت.

4- دروغ گفتن یا در میان گذاشتن نیمی از حقیقت. دروغگویی یکی از سریع ترین شیوه هایی است که به واسطه ی آن اعتماد فوراً از بین می رود. ممکن است افراد یک مرتبه و یا دو مرتبه چنین حرف هایی را باور کنند، اما مرتبه ی سوم از خود واکنش نشان می دهند.

5- برخورداری از ذهنیت بسته و محدود. عدم تمایل در به حساب آوردن عقاید و ایده های دیگران و ایجاد کردن این ذهنیت که "فقط حرف های خودم درست هستنند..." به مرور زمان پل ارتباطی را از میان برداشته و اعتماد را مختل خواهد کرد.

زمانیکه حقیقتاً به سازمان های موفق نگاه می کنیم، می بینیم که رهبران این ارگان ها هر 5 تکنیک ارائه شده را رعایت می کنند. رهبران ارتشی موفق همچنین رهبران سیاسی مردمی و یا رهبران قابل احترام صنعتی نظیر را در نظر بگیرید. همه ی این رهبران بزرگ نوعی حس اعتماد را در میان رتبه های بالاتر، هم رده ای های خود، و زیر دستانشان برقرار کرده بودند و به این واسطه موفقیت و بزرگی را از آن خود، واحدهای مرتبط،  هم پیمانان، و شرکت هایشان نمودند.


منبع :

http://www.mardoman.com/success/trust.aspx

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386  

نقش صداقت در رسیدن به موفقت شغلی و تجاری

اگر صادق باشید، دیگران نسبت به شما این برداشت را پیدا می کنند که همیشه با مشتری ها و مراجعین صادق هستید. اگر هم آنها در مورد شما یک چنین برداشتی ندارند، باید کاری کنید تا این عقیده در ذهن آنها ایجاد شود. به هر حال رعایت صداقت در عرصه ی کار و تجارت همیشه حاکی از این امر است که به موفقیت بیشتری دست پیدا خواهید کرد.

چرا صداقت؟

در تجارت، صداقت بدان معناست که شما هر کسی را که با او تعامل دارید، در جریان تمام امور قرار داده و اطلاعات کافی در مورد موضوع مورد بحث در اختیار او قرار میدهید. این امر نه تنها می تواند سطح انتظار طرف مقابل را در حد کاملاً مقبولی قرار دهد، بلکه شما نیز می توانید با قاطعیت تصمیم بگیرید که آیا آماده ی انجام تجارت مورد نظر هستید یا نه.

البته همانطور که مطلع هستید امروزه برخی از تجارت ها به صورت آن لاین انجام میپذیرد و در چنین شرایطی ایجاد اعتماد و اطمینان امر دشواری به نظر می رسد. به این منظور باید سعی کنید درک صحیح از توانایی های خودتان ارائه دهید. از اینرو باید سعی کنید تا با صداقت کامل دید شخصی طرف مقابل را نسبت به خودتان بهبود ببخشید.

زمانیکه فرد از چیزی که شما به او ارائه می دهید، قدر دانی نمی کند، می توانید به این نتیجه برسید که او تمایلی نسبت به مشارکت با شما را ندارد. اگر در مورد خودتان و چیزی که پیشنهاد کرده اید، حقیقت را بازگو کرده باشید، به هر حال باز هم این احتمال وجود دارد که خدمات ارائه شده از جانب شما مورد قبول طرف مقابل واقع نگردد. به این معنا که شما تجارت را از دست می دهید. شاید هم دلیلش این باشد که موفق نشده اید تصویر مناسبی در نظر فرد مقابل ایجاد نمایید و یا اینکه شاید انتظارا طرف مقابل قدری زیاد به نظر برسد. به هر حال روند زندگی به این شکل است و شما می توانید با کسانی کار کنید که ارزش خدمات شما را به خوبی می دانند و قدردان هستند.

چگونه می توان صادق بود؟

زمانیکه شما تمام اطلاعات را در اختیار مشتری خود قرار بدهید، او می تواند با آگاهی کامل، بهترین گزینه را انتخاب کند. البته شاید گاهی سخت باشد و نتوانید اغراق و مبالغه در کار خود نکنید؛ اما اگر شما تصمیم می گیرید که صادق باشید، باید به دنبال ویژگی های منحصر بفردی در خدمات خود باشید و آنها را به مشتری گوشزد کنید. در این میان هیچ وقت نباید صمیمت و خلوص نیت را فراموش کنید.

به عنوان مثال در ابتدا شما باید به طور معقول پیشنهاد خود را ارزیابی کنید و ببینید که محصولات شما دارای چه مزیت منحصر بفردی نسبت به انواع مشابه خود هستند و سعی کنید از آن منظر وارد معامله شوید. شما همچنین می توانید به سایر مزایایی که در نظر مشتری از اهمیت بیشتری برخوردار هستند، اشاره کنید (اما به هر حال همه چیز به مشتری و اولویت بندی های او بستگی دارد) سپس باید با استفاده از یک زبان ساده کلیه مزایای خدمات خود را برای او تشریح کنید به طوریکه برایش قابل فهم باشد.

آیا گفتن حقیقت به آن معناست که باید همه چیز را بگویید؟ به نظر من "بستگی دارد." از این مهمتر شما باید اطلاعاتی را در اختیار مشتری قرار دهید که به او ارتباط دارد یعنی اطلاعاتی که به او کمک میکند تصمیم معقولی اتخاذ نماید؛ اما این اطلاعات شامل چه مواردی می تواند باشد؟ اینکه تمام داستان های زندگی خود را برای او تعریف کنید و یا اینکه با او در مورد سود و زیان خود صحبت کنید؟ به هر حال تصمیم با خودتان است. باید توجه داشته باشید که قصد شما از انجام این کار تنها ایجاد ارزش است. درست نیست؟

من حقیقت را گفتم حالا چه شد؟

متاسفانه مشکلی که این روزها به وفور دیده می شود این است که مردم به راحتی نمی توانند تصمیم گیری کرده و انتخاب کنند که آیا یک معامله تجاری به نفع آنهاست و ارزشش را دارد که انجامش دهند یا خیر. این امر به ویژه در زمانی که قیمت کالا و یا خدمات ارائه شده قدری افزایش پیدا می کند، معنا پیدا می کند. به همین دلیل است که اگر شما کار را به سرویس های کاری معرفی می کنید و یا کالاهای گرانقیمتی تهیه و عرضه کنید ممکن است برخی از افراد اگر متوجه حقیقت شوند هیچ تمایلی به وارد شدن در معامله با شما از خود نشان ندهند.

آیا واقعاً اگر شما حقیقت را بازگو کردید و طرف مقابل از شما روی گرداند، خیلی بد می شود؟

در حقیقت شاید اصلا اینطور نباشد. اما به هر حال باز هم همه چیز بستگی به شرایط و موقعیت خاص خود دارد. به عنوان مثال اگر طرف مقابل حسن نیت شما در پیشنهادتان را نادیده بگیرد، این بدان معناست که آنها برای کاری که شما انجام میدهید، هیچگونه اهمیتی قائل نمی شوند. این همچنین بدان معناست که آنها در حال حاضر انتظارات بالایی از شما دارند. این روند در آینده هم ادامه پیدا خواهد کرد و روزی پیش می آید که آنقدر انتظارشان زیاد می شود که به هیچ وجه قابل تطمیع نخواهد بود. برخی از این افراد نیز دمدمی هستند و خیلی زود مواضع خود را تغییر میدهند و علاوه بر این انتظارات نابحایی را در ذهن خود پرورش می دهند.

اما زمانیکه شما صادقانه برخورد می کنید و مشتری های مناسبی را برای خود بر می گزینید، به احتمال زیاد به حرف های شما گوش می دهند. همچنین مشتری هایی که یک چنین خصوصیتی داشته باشند در خیلی از موارد با شما راه می آیند، برای مدت زمان طولانی با شما کار می کنند و شرایط مختلف شما را می پذیرند. این دقیقاً همان مشتری است که هر کسی آرزوی داشتن آن را دارد. درست نیست؟ در این شرایط صحبت کردن از روی صداقت به شما کمک می کند که بتوانید به خواست های خود برسید.

باید توجه داشت که یکی از مزایای بزرگ صداقت این است که به سرعت می توانید متوجه این امر بشوید که چه کسی به خدمات شما علاقه دارد و می توانید با او کار کنید به هیمن دلیل دیگر وقتتان را با افرادیکه از خدمات شما لذت نمی برند تلف نمیکنید. در عوض با کار کردن با افردی که آنها هم به کار کردن با شما تمایل دارند، لذت خواهید برد.

چندی قبل یک مقاله در این مورد نوشتم که چرا افراد برای موفقیت نیازمند این مطلب هستند که به کاری که انجام می دهند علاقه داشته باشند. صحبت صادقه در این میان از اهمیت بالایی برخوردار است و نیز یکی دیگر از زوایای الماس موفقیت است که باید در این قسمت در نظر گرفت.

اما به هر حال الزام و اجبار در تمام زوایای زندگی وجود دارد. یکی از نادر مواردی که شما می توانید حقیقت را بازگو نکنید (دقت داشته باشید که عدم اعلام حقیقت به معنای دروغ گقتن و یا مبالغه کردن نیست) زمانی است که شدیداً به پول نیاز دارید و حاضرید تحت هر شرایطی کار کنید. به این معنا که شما هر یک از خواست های مشتری را براورده می کنید.

مثال های عینی

شاید برخی از افراد تا کنون در حرفه ی خود صادقانه با مشتری ها برخورد نکرده باشند وبا خواندن این مقاله بگویند: "من نمی خواهم تجارت خودم را با چند جمله ای که در این مقاله میخوانم به خطر بیندازم."

شما مطمئن باشید که اگر من نمی توانستم از حرف هایم دفاع کنم، هیچ گاه یک چنین مسائلی را مطرح نمی کردم.

خوب اجازه دهید یکی از مواردی را که خودم به شخصه با آن مواجه شدم را برایتان بازگو کنم: چند وقت پیش مشتری هایی داشتم که می خواستند به سرعت به نتیجه برسند، و در عین حال هزینه بالایی پرداخت نکنند و من نیز مطابق میلشان کار را انجام دهم. زمانیکه به آنها گفتم این پروژه ی آن لاین در حدود 3 تا 12 ماه به طول می انجامد، شوکه شدند. من تبدیل به فردی شده بودم که حامل خبرهای بدی برای آنها بودم، به همین دلیل بعد از این اتفاق آنها به تدریج شروع کردند به توجهی نسبت به من.

آیا من ناامید شدم؟ البته که نه. منطقی بودن و صداقت داشتن مسئله مهمی است اما باعث شده بود من پروژه ی جدید را از دست بدهم. این امر واقعاً گیج کننده بود.

سپس تصمیم گرفتم بر روی نتیجه ی کار آنها تمرکز کنم. آیا آنها نتیجه می خواستند؟ البته؛ اما آیا به آنها گفتم که من پروژه های دیگری را نیز در دست دارم و کار کردن با آنها خیلی برایم سخت است؟ بله؛ اما این حرف من اصلاً آنها را نترساند و باعث نشد که بروند و کارشان را به کس دیگری ارجاع دهند. به محض اینکه گفتم آنها را به نتیجه دلخواه خواهم رساند، کاملاً منطقی برخورد کردند و توانستم منظور خودم را به آنها تفهیم کنم.

همه این مسائل به این معناست که:

  • نهایتاً مشتری را جذب می کنید
  • می توانید بهترین مشتری ها را برای خود داشته باشید
  • باید صبور و مصر باشید و به خودتان ایمان داشته باشید

به همین دلیل هم هست که باید سعی کنید مشتری های قدیمی را برای خود حفظ کنید، چرا که نیمی از کار را قبلاً برای آنها انجام داده اید، به شما اعتماد دارند .

همچنین باید در کار خود اصل شفافیت را نیز رعایت کنید. اگر این اصل را رعایت کنید مشتری ها از کار کردن با شما خوشحال و راضی خواهند بود و شما نیز از آنها راضی می شوید. اگر این کار را انجام دهید، مشتری ها به راحتی متوجه می شوند که شما در حال انجام چه کاری برای آنها هستید و به همین دلیل با اعتماد و اطمینان بیشتری قدم به جلو می گذارند.

البته در این سایت مقالات متنوعی در مورد روش های موفقیت ذکر شده است که با مطالعه ی آنها می توانید اطلاعات دقیق تری در مورد اینکه چگونه می توانید تجارت موفق تری داشته باشید بدست آورید.

یکی دیگر از مواردی که باید همیشه به آن توجه داشته باشید، مسئله تبلیغات است. به جای اینکه بخواهید برای مردم تاثیر "وای شگفت انگیز است" بگذارید سعی کنید تاثیر منطقی روی آنها بگذارید و اهداف و خدمات خود را به طور معقول برای آنها توضیح دهید. زمانیکه به شروع کاری اقدام می نمایید: باید با خودتان بگویید که چالش های بسیار زیادی در پیش روی شما و تشکیلاتتان قرار خواهد داشت، مقام های ارشد چه کارهای ارزشمندی که انجام نمی دهد، چقدر خوب است که در آنجا کار می کنید، و چه مزایایی به همراه دارد.

جمع بندی

به هر حال برای من صداقت تنها به جنبه های کاری زندگی ام ختم نمی شود. من خودم انسان صادقی هستم و با راستگویی احساس می کنم که می توانم خودم باشم و از زندگی لذت ببرم. عقیده ی شخصی من این است که اگر شما بخواهید چیزی را پنهان کنید به هر حال دیر یا زود همه چیز فاش می شود و اطلاعات حقیقی برای طرف مقابل آشکار خواهند شد. در تجارت صداقت به آن معناست که شما افرادی را که بعداً در آینده قرار است با شما کار کنند را به خود جلب می کنید. ماهیت این کار هم بدان معناست که شما را قادر می سازد تا از زندگی لذت بیشتری ببرید. هم از زندگی و هم از کار کردن با مردمی که آنها هم از کار کردن با شما لذت می برند. هیچ وقت برای لذت بردن از زندگی دیر نیست. چرا همین حالاشروع نکنید.

منبع :

http://www.mardoman.com/success/honesty.aspx

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386  

در بازاریابی ، حرف مشتری گوهر است

در بازاریابی ، حرف مشتری گوهر است

 باید بدانیم مشتریان ما به زبانهای مختلفی سخن می گویند، ایشان از ادبیات متفاوتی برای گفتن بهره می گیرند. اگر حرف مشتری را خوب گوش کنیم، می توانیم با توجه به لحن گفتار ایشان درک فراتری از آنچه می خواهند به گوش ما برسانند، داشته باشیم.

مخصوص چاپ

مقاله ها

 


در بازاریابی ، حرف مشتری گوهر است بخش پونتیاک شرکت خودروسازی جنرال موتورز شکایتی را از یک مشتری با این مضمون دریافت کرد:» این دومین باری است که برایتان می نویسم و برای این که بار قبل پاسخی نداده اید، گلایه ای ندارم، چرا که موضوع از نظر من نیز احمقانه است! به هر حال، موضوع این است که طبق یک رسم قدیمی، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر، بستنی بخورد. سالهاست که ما پس از شام رأی گیری می کنیم و براساس اکثریت آرا نوع بستنی، انتخاب و خریداری می شود. این را هم باید بگویم که من به تازگی یک خودروی شورولت پونتیاک جدید خریده ام و با خرید این خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه برای تهیه بستنی دچار مشکل شده است.

لطفاً دقت بفرمایید! هر دفعه که برای خرید بستنی وانیلی به مغازه می روم و به خودرو باز می گردم، ماشین روشن نمی شود. اما هر بستنی دیگری که بخرم، چنین مشکلی نخواهم داشت. خواهش می کنم درک کنید که این مسأله برای من بسیار جدی و دردسر آفرین است و من هرگز قصد شوخی با شما را ندارم. می خواهم بپرسم چطور می شود پونتیاک من وقتی بستنی وانیلی می خرم، روشن نمی شود، اما هر بستنی دیگری می خرم، راحت استارت می خورد؟

مدیر شرکت به نامه عجیب دریافتی با شک و تردید برخورد کرد، اما از روی وظیفه و تعهد، یک مهندس را مأمور بررسی مسأله کرد. مهندس خبره شرکت، شب هنگام پس از شام با مشتری قرار گذاشت، آن دو به اتفاق به بستنی فروشی رفتند، آن شب نوبت بستنی وانیلی بود. پس از خرید بستنی، همانطور که در نامه شرح داده شد، ماشین روشن نشد! مهندس جوان و کنجکاو،۳ شب پیاپی دیگر نیز با صاحب خودرو به فروشگاه رفت. شبی نوبت بستنی شکلاتی بود، ماشین روشن شد. شب بعد بستنی توت فرنگی، و خودرو براحتی استارت خورد. اما شب سوم دوباره نوبت بستنی وانیلی شد، باز ماشین روشن نشد!

نماینده شرکت به جای این که به فکر یافتن دلیل حساسیت داشتن خودرو به بستنی وانیلی باشد، تلاش کرد با موضوع منطقی و متفکرانه برخورد کند. او مشاهدات فنی خود را از لحظه ترک منزل مشتری تا خریدن بستنی و بازگشت به ماشین و استارت زدن برای انواع بستنی ثبت کرد. این مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نکته جالبی را به او نشان داد: بستنی وانیلی پرطرفدار و پرفروش است و نزدیک در مغازه در قفسه ها چیده می شود، اما دیگر بستنی ها داخل مغازه و دورتر از در قرار می گیرند، پس مدت زمان خروج از خودرو تا خرید بستنی و برگشتن و استارت زدن برای بستنی وانیلی کمتر از دیگر بستنی هاست. این مدت زمان مهندس را به تحلیل علمی موضوع راهنمایی کرد و او دریافت پدیده ای به نام قفل بخار(Lock Vapor) باعث بروز این مشکل می شود. روشن شدن خیلی زود خودرو پس از خاموش شدن، به دلیل تراکم بخار در موتور و پیستون ها مسأله اصلی شرکت پونتیاک و مشتری بود.

باید بدانیم مشتریان ما به زبانهای مختلفی سخن می گویند، ایشان از ادبیات متفاوتی برای گفتن بهره می گیرند. اگر حرف مشتری را خوب گوش کنیم، می توانیم با توجه به لحن گفتار ایشان درک فراتری از آنچه می خواهند به گوش ما برسانند، داشته باشیم.

آیا همه حرفهای مشتریان ما باید منطقی، اصولی و مرتبط با موضوع باشد؟ اگر مشتری چیزی می گوید که به نظر مسخره و بی ربط است، یا شکایتی عجیب را طرح می کند، چگونه برخوردی شایسته اوست؟

یک اتفاق نادر برای یک مشتری و پیام به ظاهر احمقانه او می تواند روشنگر مسیر، بهترین راهنما و کمک ما در بهتر شدن محصول و خدمات بنگاه ما شود. اگر در پی نوآوری هستیم، باید به طور جدی ساز و کار»خوب گوش دادن« و »شنیدن« صدای مشتری را طراحی کنیم. شما مشتریان خود را می شناسید؟ صدایشان به گوشتان می رسد؟

بی ربط و با ربط، حرف مشتری گوهر است.

منبع: اینترنت

مهندس شهروز شکاری مرند

ماهنامه نفت پارس

منبع : آفتاب

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
یکشنبه یازدهم آذر 1386  

اهمیت تبلیغات در اینترنت

اهمیت تبلیغات در اینترنت

 مراجعین وب هدفمند هستند و به تبلیغاتی که به هدف آنها مربوط نشود، توجهی نمی کنند. برای موفقیت، آگهی ها باید با اهداف و آنچه در ذهن کاربران است، هماهنگ باشد.

مخصوص چاپ

مقاله ها

 


اهمیت تبلیغات در اینترنت مراجعین وب هدفمند هستند و به تبلیغاتی که به هدف آنها مربوط نشود، توجهی نمی کنند. برای موفقیت، آگهی ها باید با اهداف و آنچه در ذهن کاربران است، هماهنگ باشد.

دلایل مختلفی برای عدم موفقیت تبلیغات روی وب وجود دارد. اما این موضوع زمانی قابل توجه است که آگهی به موضوع مورد علاقه کاربر مربتط باشد و باز هم شکست بخورد. چرا این اتفاق می افتد؟

برای شروع باید علل موفقیت تبلیغات متنی در موتورهای جستجو را بررسی کنیم.

هر کاربری به دنبال یک هدف است ممکن است دنبال اطلاعاتی درباره دوربینهای دیجیتال باشد یا بخواهد کتابی خریداری کند. در هر صورت، توجه کاربر کاملا به مسائلی معطوف است که به نحوی او را به هدف خود می رساند.

هنگامی که کاربر عنوانی برای جستجو وارد می کند، موتور جستجو آگهی هایی را که مستقیما مربوط به موضوع جستجو باشد، برمی گرداند. بنابراین کاربران آنها را مشاهده و دنبال می کنند. حتی این گونه آگهی ها موثرتر از نتایج دیگر جستجو هستند زیرا نشان دهنده اعتبار تبلیغ کننده و علاقه او به جذب مشتریان است.

● نشانه گرفتن اهداف کاربر

متوجه شدیم که رمز موفقیت تبلیغات مطابق بودن آن با اهداف کاربر است. برای رسیدن به این مقصود، آگهی های متنی روش موثری است. تبلیغات گرافیکی نگاه بیننده را به خود جذب می کند. اما تبلیغات هدفمند تضمینی برای جلب توجه و ذهن بیننده است. بنابراین باید مسائل جانبی و نمایشی نامربوط را کنار بگذارید و بسیار صریح موضوع فروش خود را به اطلاع بیننده برسانید. البته به همراه یکی لینک به صفحه ای که اطلاعات جزئی درباره محصولات در آن قرار دارد. انتظار انتقال تمام اطلاعات از طریق یک آگهی بسیار غیر منطقی است و کسانی که سعی دارند مطالب زیادی را به زور در یک تبلیغ کوچک بگنجانند، منافع ابرمتنها را از دست می دهند.

آگهی هایی که در مواقع مختلف ناگهان ظاهر می شوند یا تبلیغ در سایتهای خبری و دیگر سایتها بسیار وسوسه کننده است اما با این کارها موفق نمی شوید زیرا در راستای هدف بیننده پیش نمی روید. کاربران اکنون می خواهند خبری را مطالعه کنند یا مشغول هر کار دیگری هستند که به خاطر آن به سایت آمده اند و تبلیغات در این زمان حتی اگر کشش زیادی داشته باشند، مورد توجه واقع نمی شوند.

و هنگامی که کار آنها به اتمام می رسد و آماده دریافت تبلیغات هستند، آن آگهی ها دیگر وجود ندارند.

● مزایای ثبات

بسیاری مواقع پیش آمده است که مشغول انجام کاری روی سایت هستیم و متوجه آگهی جالبی می شویم. این اتفاق معمولا در زمانهای مرده ای که منتظر باز شدن صفحه جدیدی هستیم پیش می آید. یک پیغام روانی در ذهن ما ایجاد می شود که برگردیم و آن را ببینیم. اما حدس بزنید چه اتفاقی افتاده است؟ در برگشت آگهی دیگری در آن محل قرار دارد و این مغایر با یکی از اصول اولیه طراحی مناسب است : ثبات.

مکینتاش در سال ۱۹۸۴، به طراحان توصیه کرد که اطلاعات را به طور ناگهانی از کاربران نگیرند. این مسئله مصداقهای متفاوتی دارد، ذهن کاربران در صورت مواجه شدند با ظاهر متفاوت یک صفحه مغشوش خواهد شد.

مثلا زمانی که در حال خواندن روزنامه هستید، صفحه ها را برمی گردانید و داستان را دنبال می کنید و ناگهان چشمتان به آگهی جذابی می افتد به احتمال زیاد به خواندن خبر ادامه می دهید اما پیامی در ذهنتان حک می شود که بعدا برگردید و آنرا ببینید. در برگشت هنوز هم آگهی در محل قبلی وجود دارد.

وب سایتها هم باید به همین ترتیب عمل کنند. نباید میان کار مردم مزاحم آنها شد. باید به نحوی به آنها امکان داد تا بعدا به آن مراجعه کنند. حتی اگر از آن صفحه خارج شده باشند. مثلا می توان در محل مخصوص تبلیغات دکمه ای قرار داد که ده آگهی آخر را نمایش دهد. ما پیش گویی می کنیم که با این کار موفقیت آگهی ها افزایش می یابد. این راهکار شبیه روشی است که در صفحات اصلی سایت استفاده می شود و آرشیوی از رویدادهای اخیر سایت در آن تشکیل می شود.

متاسفانه اکثر وب سایتهای کنونی راه اشتباهی را برای تبلیغات طی می کنند و هر روز حجم آنها را بیشتر و آزاردهنده تر می کنند. حرکت در خلاف جهت اصلا راه عاقلانه ای نیست.

● آیا می خواهید آگهی شما مؤثر باشد ؟

در سایتی که خوب طراحی شده آگهی بدهید. از منافع ابرمتنها غافل نشوید. و از همه مهم تر به مسائل روانشناسی بینندگان دقت کنید.

ایده پویا

منبع : آفتاب

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
یکشنبه یازدهم آذر 1386  

فنون برخورد مناسب با مشتری در کسب و کار های کوچک

فنون برخورد مناسب با مشتری در کسب و کار های کوچک

 این مقاله به نگرش و فنون برخورد با مشتری می‌پردازد و نکات سودمندی برای کسب و کارهای کوچک ارائه می‌کند.

مخصوص چاپ

مقاله ها

 

 


فنون برخورد مناسب با مشتری در کسب و کار های کوچک این مقاله به نگرش و فنون برخورد با مشتری می‌پردازد و نکات سودمندی برای کسب و کارهای کوچک ارائه می‌کند.

● مقدمه

کسب و کارهای کوچک معمولاً با مشکلات زیادی روبه رو می‌شوند. برای مثال، شخصی که کار دو، سه یا چهار نفر را به تنهایی انجام می‌دهد، مسلم است که در کارش با مشکلات زیادی روبه رو می‌شود چرا که همزمان باید مشتریان را ملاقات کند، محصولاتش را بفروشد و در سمینارهای مختلف شرکت کند. جرالد کین درباره انجام دادن تجارت یک نفره به شوخی می‌گوید: «آقا بالاسر خود بودن خوب است، چرا که هم می‌توانید فقط نصف روز کار کنید و یا در روز دوازده ساعت سر کار باشید».

نکته‌ای که باید تمام کاسبان و تاجران به آن توجه کنند این است که باید در زمان بسیار محدودی کارها و وظایف بسیاری انجام دهند و البته باید از حداقل کار بهترین نتیجه لازم را بگیرند یعنی کارشان باید بیشترین بهره داشته باشد. اما برای اینکه از کمترین زمان بهترین استفاده را برد چه باید کرد؟

اگر شما دوست دارید که برنامه‌ها و کارهایتان را به سریع‌ترین و بهترین نحو انجام دهید بهتر است که به نکاتی که در این مقاله به آن اشاره می‌شود خوب توجه کنید و آنها را در رأس کارهایتان قرار دهید. البته برای اینکه خواندن این مقاله خسته کننده نباشد این نکات به صورت پرسش و پاسخ آمده است و فایده دیگر آن این است که به خاطر سپردن نکات آسان‌تر می‌شود.

● پرسش اول

▪ چگونه می‌توانم مشتریان بیشتری بگیرم؟

پاسخ: گاهی اوقات برای جلب مشتریان بیشتر لازم است که کارهایی را که تاکنون برای این کار انجام داده‌ایم، متوقف کنیم. گاهی اوقات باید از روشهای مؤثری برای این کار استفاده کرد. البته روشهای استانداردی برای جلب مشتریان وجود دارد و نیز روشهای غیراستاندارد دیگر. اما این نکته را به خاطر داشته باشید: یک روش را بارها و بارها امتحان کنید. اگر انتظار داشته باشید که نتایج منفی به همراه داشته باشد پول و انرژی خود را از دست داده‌اید. بنابراین آنچه که باید انجام دهید فقط کار کردن نیست. ذهنتان را متوجه اهداف و کارهای دیگر کنید. همان طور که پیشتر اشاره شد گاهی اوقات راه حل مشکل این نیست که چه کار دیگر باید انجام داد بلکه این است که برای گرفتن مشتریان بیشتر انجام چه کارهایی را باید متوقف کرد.

نکته مهمی که باید به ذهن بسپارید این است که قوانین و مقررات نامرئی در جهان وجود دارند. حتی اگر شخصی با ذهنیت متافیزیکی نباشید، می‌توانید ببینید که نیروهای نامرئی بسیاری در زندگی‌های ما وجود دارد. الکتریسیته، نور، گرما و غیره. یک بذر را در نظر بگیرید: به محض آنکه در دل خاک کاشته می‌شود، نیروهای نامرئی دست به کار می‌شوند و آن را به یک گیاه، درخت یا بوته تبدیل می‌کنند. تمام این نیازها چیزهای بسیار اساسی هستند که به بذر کمک می‌کند که قسمت‌های دیگری به آن اضافه شود و باصطلاح رشد و نمو کند. اما بیشتر مردم فکر می‌کنند که چنین نیروهایی به چیزهای مرئی و مشهودی که می‌توانیم در زندگی روزانه خود ببینیم، تعلق ندارد.

آیا شما احساس کرده‌اید که در طول یک روز همه چیز بر وفق مرادتان پیش می‌رود و باصطلاح کارهایتان روی غلتک افتاده است؟ در این مواقع چه فکر کرده‌اید؟ آیا دوست داشته اید که تلاش اضافی که به نتایج عادی بزرگتر می‌انجامد، انجام دهید؟ چه چیزی آن روز را متفاوت‌تر از روزهای دیگر کرده است؟ نیروهای نامرئی که به نفع خود تحت کنترل درآورده‌اید. آیا تاکنون با کسی ملاقات کرده‌اید که شما را سخت تحت تأثیر خود قرار داده باشد، به اصطلاح شما را جادو کرده باشد؟ آیا به نظرتان او یک آدم جذاب بود؟ البته منظورم زیبایی و جذابیت فیزیکی نیست بلکه انرژی اوست. راز این دسته افراد این است که این افراد موفق یاد گرفته‌اند که چگونه چهار قدرت نامرئی خود را کنترل و هدایت کنند.

چهار قدرت نامرئی عبارتند از:

ـ رفتار

ـ تمرکز

ـ گفت وگوی درونی با خود

ـ باورها.

روش و رفتار مثبت باعث خلق مثبت می‌شود. من از ساده طبعی و یا تأییدات بی‌فایده سخن نمی‌گویم، بلکه عقیده دارم که احساس و برداشت من از جهان مردم، وقایع و اتفاقات و باورها و رفتارهای مناسب با آن را برایم به ارمغان می‌آورد. آنچه که زندگیم را تغییر می‌دهد نوع نگاه و نگرش من به اشیاء و افراد و در کل، جهان است.

یک فکر مثبت نتیجه مثبت به همراه دارد. با نگاه کردن به گلها، گیاهان و درختان و دیگر چیزها این احساس را در خود به وجود آوریم که برای رشد آنها نیروهای نامرئی دست‌اندرکارند. اما علف‌های هرز از کجا می‌آیند؟ از بذرها. نتایج احساسات خود از کجا نشأت می‌گیرند؟ بذرهای افکار، باور و رفتارها. در ذهن شما چه چیزی کاشته شده است؟ زندگی همیشه ما را با چالشها و مشکلات زیادی روبه رو می‌سازد.

از این رو مهم است که این نظریه را به خاطر بسپاریم:

یک شخص بدبین هر فرصت و شانس را یک مشکل می‌بیند و یک شخص خوش‌بین مشکلات را یک فرصت می‌داند.خود من چه از نظر شخصی و چه از نظر شغلی به این نتیجه رسیده‌ام که داشتن ذهنیت مثبت باعث افزایش اعتماد به نفس در انسان می‌شود. شاید اگر این حرف را به دوستانتان بزنید آنها به شما بخندند و بگویند: «این از آن حرف‌های متافیزیکی عجیب و غریب است.»

اما این مسئله را به خاطر بسپارید که آنها چه موفقیت‌هایی در زندگیشان کسب کرده‌اند؟ زندگی افراد مشهور را مطالعه کنید. در زندگی انسان‌ها لحظاتی وجود دارد که باید به آن نگاهی عمیقی انداخت. خود من متوجه شده‌ام که عامل مهم موفقیت شغلی‌ام دیدگاه و نگاه مثبتی بوده است که به کارم داشته‌ام.

اگر به نتایج بهتری در زندگی شخصی و شغلی خود نیاز دارید، دو چیز است که باید به آنها بیشتر از هر چیز دیگر توجه کنید:

چگونه به نتایج مثبت و جالبی در زندگیتان دست یابید؟ با استفاده از نیروهای نامرئی که در وجود هر موجود زنده‌ای به ودیعه گذاشته شده است؟ چنانچه نتایج حاصله مثبت نیستند، استفاده از این نیروها می‌تواند تغییرات زیادی را در شما به وجود آورد.

افزایش اعتماد به نفس در کسب موفقیت بسیار مهم است. گفت وگوی درونی با خود و تکرار کلمات و جملات تأکیدی روش بسیار مفیدی برای افزایش اعتماد به نفس در انسان می‌شود. یکی از مشتریانم با استفاده از این روش توانست ۴۰ پوند از وزنش را البته بدون کم کردن از میزان غذای خود کم کند.

تغییرات کوچک می‌تواند نتایج بزرگی به همراه داشته باشد. سعی کنید که دستورات بالا را به مدت چند هفته به کار گیرید.

● پرسش دوم

▪ چرا وقتی که مطمئنم که مشتریان خوبی پیدا کرده‌ام، آنها را خیلی زود از دست می‌دهم؟

پاسخ: وقتی که دانش آموز سر کلاس حاضر باشد، سر و کله معلم نیز پیدا خواهد شد. حال ممکن است معلم بد باشد. هر جا که فروشنده باشد، مشتری هم است، اما باید روش تشخیص آنها را خوب بدانید.

● پرسش سوم

▪ می‌دانم درست نیست که این را بگویم اما گاهی اوقات یک مشتری تمام روزم را خراب کرده است. در این مواقع چه کار باید بکنم؟

پاسخ: آیا فقط یک بار اتفاق می‌افتد یا همیشه؟ یاد بگیر چطور این تناقض را تغییر دهی تا تو و مشتری‌هایت به جای عذاب کشیدن از معامله لذت ببرید.

● پرسش چهارم

▪ می‌دانم برای اینکه کارم را بسیار خوب انجام دهم بسیار خوب هستم اما به دلایلی چندان اعتماد به نفس ندارم. با این وضعیت چگونه برخورد کنم؟

پاسخ: همیشه چیزهای کوچک هستند که باعث بروز اختلافات بزرگ می‌شوند. داشتن دیدگاه و ذهنیت مثبت و باور داشتن توانایی‌های خود باعث می‌شود که ترستان از انجام کار بریزد و از کارتان لذت ببرید.

● پرسش پنجم

▪ دسته‌ای از افراد وجود دارند که نمی‌توانم با آنها ارتباط برقرار کنم. این در حالی است که یقین دارم که آنها مشتریان بسیار خوبی از آب در می‌آیند. چه کار کنم که بتوانم آنها را متقاعد سازم؟

پاسخ: یک بار کسی گفت: «من تا به حال نتوانسته‌ام همسرم را درک کنم». یک روز تمام با او صحبت کردم ولی نتوانستم حرف هایش را بفهمم. چیزی که عجیب است این است که اگر چه پاسخ به این سؤال بسیار روشن است، اما بیشتر افراد نمی‌توانند پاسخ این سؤال را بیابند و همین مشکل هم بر روی افراد کاسب و بازرگان نیز تأثیر می‌گذارد.

● پرسش ششم

▪ من برای متقاعد کردن مشتریانم دست به هر کاری می‌زنم، اما بیشتر اوقات نتیجه نمی‌دهد. آیا تکنیک مؤثری برای این کار سراغ دارید؟

پاسخ: گاهی یک تصویر کار هزاران کلمه را می‌کند. سعی کنید از محصولاتتان تصاویر واضح و زیبایی تهیه کنید. در این صورت خیلی راحت‌تر مشتریان خود را برای خرید اجناستان قانع می‌کنید

نویسنده: سی. دوین هاستینگز

منبع: روزنامه همشهری

http://www.managers.blogfa.com

منبع : آفتاب

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
یکشنبه یازدهم آذر 1386  

مشتری مداری رمز موفقیت شرکت سیسکو است

مشتری مداری رمز موفقیت شرکت سیسکو است

 اینترنت مهمترین نقش را در جذب و نگهداری و افزایش تعداد مشتریان برای شرکت سیسکو ایفا می‌کند. با مراجعه ماهانه بیش از ۵/۲ میلیون کاربر به پایگاه اینترنتی سیسکو، این شرکت در مدیریت آنلاین ارتباط با مشتری کاملاً خبره و با تجربه شده است.

مخصوص چاپ

 

 

 


مشتری مداری رمز موفقیت شرکت سیسکو است بدون تردید حیات هر کسب و کاری منوط به کسب سود و درآمد است. چرا که در غیر این صورت فلسفه‌ای برای حضور یک حرکت اقتصادی وجود نخواهد داشت. مهمترین عنصر برای موفقیت در دستیابی به این هدف، مشتری و مخاطب کسب و کار است. در مقاله حاضر سعی بر آن است تا با بهره‌گیری از منابع علمی مختلف به ویژه کتاب "بازاریابی الکترونیکی" نوشته ("جودی استراس" (Judy Strauss) و همکاران)، به تحلیلی از وضعیت کمپانی سیسکو پرداخته و یکی از رموز موفقیت آن که مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) و بهره‌مندی از فناوری اطلاعات (IT) است، مورد بحث قرار گیرد.

● از شرکت سیسکو چه می‌دانید؟

شرکت سیسکو (Cisco Company) یکی از ارایه دهندگان سیستم‌های شبکه‌های اینترنتی است که بسیاری از دولت‌ها، شرکت‌ها و دانشجویان و دانشگاهیان در سراسر جهان از آن استفاده می‌کنند؛ درآمد سالانه این کمپانی در سال ۲۰۰۴ میلادی بیش از ۲۲ میلیارد دلار بوده و تنها از خدمات پس از فروش خود، مبلغ ۴/۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۴ سود کسب کرده است. سیسکو مدعی است که راهکارهای این شرکت باعث افزایش درآمد خدمت گیرندگان، کاهش هزینه‌ها، افزایش بهره‌وری، توانمندسازی کارکنان، تغییر فرهنگ کاری شرکت‌ها و یکپارچه سازی فرآیندهای مربوطه به هسته‌‌ی اصلی کسب و کارها می‌شود.

اینترنت مهمترین نقش را در جذب و نگهداری و افزایش تعداد مشتریان برای شرکت سیسکو ایفا می‌کند. با مراجعه ماهانه بیش از ۵/۲ میلیون کاربر به پایگاه اینترنتی سیسکو، این شرکت در مدیریت آنلاین ارتباط با مشتری کاملاً خبره و با تجربه شده است.

آنچه مشخص است سیسکو هدایت و انتقال مشتریان به کانال ارتباطی آنلاین را به عنوان یکی از اهداف خود قرار داده و بر استمرار این هدف تاکید دارد.

در سال ۱۹۹۶، تنها ۵ درصد از سفارشات مشتریان شرکت از طریق پایگاه اینترنتی آن دریافت می‌شد اما سیسکو توانست میزان رضایت مشتریان خود را در نوع سفارشات اینترنتی از ۴/۳ در سال ۱۹۹۶ به ۶/۴ در سال ۲۰۰۳ افزایش دهد و همین رضایتمندی باعث افزایش سفارشات مشتریان به صورت آنلاین شده است.

بدون تردید چنین موفقیتی بدون چشم‌انداز وسیع و برنامه‌ریزی دقیق و اجرای موثر آن برنامه‌ها قابل حصول نبوده است. سیسکو توجه خود را به مراقبت از مشتری معطوف کرد و در این میان از فناوری اطلاعات و ابزارهای آن به بهترین نحوه بهره‌برداری کرد به طوری که مشتریان این شرکت می‌توانند از طریق کامپیوتر و به صورت بصری با کارکنان سیسکو مشکلات خود را مطرح و برطرف نمایند.

به طور نمونه، عوامل مشخصی به دفعات و به طور همزمان با مشتریان از طریق پیام‌های فوری و زنده ارتباط برقرار می‌کنند تا به نیاز آنان در فضای وب پاسخ دهند. به علاوه، مشتریان می‌توانند با سیسکو از طریق ایمیل یا حتی تلفن با شرکت تماس داشته باشند.

مشخصاً توجه سیسکو به مدیریت ارتباط با مشتری و بررسی و نظارت بر شاخص‌های عملکرد، برای این شرکت منافع بسیاری داشته است. این شرکت با اجرای اتوماسیون و در نتیجه کاهش هزینه خدمات به مشتری توانسته معادل ۳۴۰ میلیون دلار در یک سال صرفه‌جویی داشته باشد.

● برقراری ارتباط رو در رو با مشتری:

ارتباط بلند مدت، همزمان و نزدیک سیسکو با میلیون‌ها مشتری بدون توسعه فناوری اطلاعات ممکن نیست.

بدون شک وفاداری مشتری به محصولات سیسکو به سادگی حاصل نشده است و اساساً وفاداری به محصولات یک شرکت چیزی نیست که به سادگی در فضای رقابتی حاصل ‌شود. در چنین فضایی مشتری در خصوص سایر محصولات و سرویس‌ها با تأمل خاصی میزان خرید خود را افزایش می‌دهد. به گفته‌ی نویسندگان مجله معتبر "هاروارد بیزنس رویو"، "ساسر" و "توماس جونز"، "افزایش وفاداری مشتری، تنهاترین محرک کارایی در بلند مدت است." "بیزینس تو" (Business ۲) نیز سرمایه ارتباط را مهمترین دارایی یک شرکت می‌داند که می‌تواند داشته باشد. در فضای رقابتی و با توجه به کمیاب بودن مواد اولیه، توانایی یک شرکت در برقراری و پشتیبانی ارتباط با مشتریان، تأمین کنندگان و شرکا ممکن است بسیار مهمتر از دارایی‌های مالی، زمین و ... باشد. این همان "سرمایه ارتباط" است که بنای یک کسب و کار را در آینده فرآهم می‌کند.

به هر حال، این نگرش بیانگر یک تغییر جهت اساسی از بازاریابی انبوه به بازاریابی انفرادی و تغییر نگرش از جذب وسیع مشتریان جدید به نگهداری مشتریان فعلی است.

تکنولوژی‌های موجود در اینترنت می‌تواند بازاریابی رابطه‌ای را به روش‌های متعدد و جدیدی تسهیل کند به طوری که بسیاری از کمپانی‌ها هم‌اکنون سرمایه‌گذاری کلانی را در این زمینه دارند.

● بازاریابی رابطه‌ای چیست؟

بازاریاب‌ها این گونه توجه به مشتری را بازاریابی رابطه‌ای (همچنین بازاریابی ۱:۱) نامیدند. بر این اساس ایجاد، پشتیبانی، ارتقاء و تجاری‌سازی ارتباط با مشتریان به خاطر عمل نمودن به وعده داده شده به مشتری را بازاریابی رابطه‌ای می‌گویند.

معمولاً شرکت‌ها تلاش می‌کنند در یک ارتباط دو طرفه دراز مدت سودمند به دنبال کسب سود باشند (در مقابل نگرش کوتاه مدت). عمل به وعده‌ی داده شده بدین معناست که وقتی شرکت‌ها در برنامه‌های بازاریابی خود پیشنهادی را مطرح می‌کنند، توقعات مشتری از طریق تجربه‌ی محصول پیشنهادی می‌بایست برآورده شود.

امروزه، بازاریابی رابطه‌ای فراتر از عمل به وعده‌ی داده شده به مشتریان است و آن یعنی ارتباط دو طرفه با افراد در یک زمان (۱:۱). چگونه یک شرکت می‌تواند نیازهای یک مشتری را درک کند بدون آنکه بداند آن‌ها (مشتریان) چه کسانی هستند؟ همچنین، یک شرکت با استفاده از بازاریابی رابطه‌ای بر بهره‌گیری از سهمی از کیف پول مشتری هدف‌گذاری می‌کند تا بهره‌گیری از سهمی از بازار. سهمی از کیف پول مشتری مقداری از فروش یک شرکت است که تنها از یک مشتری حاصل می‌شود و به عبارت بهتر بیانگر توجه بر نگهداری و افزایش مشتری است تا تاکید بر جذب مشتری (بهره‌گیری از سهم بازار).

برای نمونه، کمپانی آمازون خواستار فروش کتاب، موزیک و سایر کالاها به هر مشتری است. بازاریابی رابطه‌ای مشتریان انفرادی را بر مبنای نیاز آن‌ها متمایز می‌کند تا اینکه کالاها را برای گروه‌های هدف متمایز کند. بطور مثال برای شرکت سیسکو خیلی به صرفه‌تر است که بهترین مشتریان خود را تعیین کند و تک تک آن‌ها را شناسایی کند و کالاهای اضافی‌تر را بر مبنای نیاز آن‌ها پیشنهاد کند تا اینکه تمام تلاش خود را برای جذب مشتریان جدید صرف نماید. اگر سیسکو موفق است، بدین دلیل است که بالاخره مشتریان کلیه‌ی تجهیزات شبکه خود را از سیسکو خواهند خرید. سیسکو با صرف زمان بر نگهداری مشتری به جای جذب مشتری جدید، از صرف هزینه‌های مربوط به ترویج و تخفیف در قیمت جلوگیری می‌کند. در جدول ۲ خلاصه‌ای از این نگرش‌ها و مقایسه‌ی بین بازاریابی انبوه و بازاریابی رابطه‌ای نمایش داده شده است.

● مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) چیست؟

مدیریت ارتباط با مشتری فرآیند هدف‌گذاری، جذب کردن، معامله کردن، ارایه خدمات، نگهداری و ایجاد روابط بلندمدت با مشتریان است. این تعریف شامل تمامی اصول بازاریابی رابطه‌ای است. مدیریت ارتباط با مشتری بر داده‌های مشتری استوار شده و با بکارگیری تکنولوژی تسهیل شده است. مشخصاً، شرکت‌ها متوجه این مهم هستند که اگر مشتریان خود را راضی نگه ندارند، شرکت دیگری رضایت آن‌ها را جلب خواهد کرد.

● مزایای مدیریت ارتباط با مشتری

فواید مدیریت ارتباط با مشتری شامل افزایش درآمد ناشی از هدف‌گذاری بهتر، بهره بیشتر از کیف پول مشتریان فعلی شرکت و حفظ و نگهداری آن‌ها برای مدت طولانی است. این فواید از طریق پایگاه داده اطلاعات مشتریان حاصل می‌شود که با استفاده از آن، شرکت‌ها مشتریان خود را بهتر شناخته و درک می‌کنند و دانش ناشی از آنالیز پایگاه داده برای ایجاد وفاداری و بهینه نمودن ارزش زمان حیات (lifetime value) مشتری مورد استفاده قرار می‌گیرد. تاکتیک‌های مدیریت ارتباط با مشتری از نتیجه سود بالایی که ایجاد می‌کند می‌تواند هزینه‌ها را کاهش دهد. در مطالعه ۴۵ شرکت، ۶۸ درصد آن‌ها از داده‌های مربوط به مشتریان برای ساخت مدل‌های ریاضی استفاده کردند تا به آنان برای طبقه‌بندی هدفمند مشتریان کمک نماید. طبقه‌بندی هدفمند به این شرکت‌ها اجازه داد تا از یک سو مشخصات مشتریانی را بررسی کنند که پاسخ مثبت آن‌ها به پیشنهادات ترویجی شرکت‌ها بسیار محتمل بود و از سوی دیگر به این شرکت‌ها اجازه داد تا بهترین طبقه از مشتریان فعلی یا جدید خود را تعیین نمایند.

بسیاری از کسب و کارها، بیش از آنکه برای نگهداشت مشتریان فعلی خود پول هزینه کنند برای جذب مشتریان جدید هزینه صرف می‌کنند اما این نگرش معمولاً یک خط است. همانگونه که در شکل ۳ نمایش داده شده، هزینه جذب یک مشتری جدید به طور معمول ۵ برابر بیشتر از هزینه نگهداری مشتری فعلی است. در این مثال، سه هزار دلار بودجه برای جذب ۶ مشتری هزینه می‌شود. به دلیل اینکه هزینه‌ی نگهداشت مشتریان به طور میانگین یک پنجم است، مبلغ پانصد دلار می‌توانست صرف نگهداری ۵ مشتری گردد. اگر به جای صرف سه هزار دلار برای جذب ۶ مشتری، یک شرکت یکهزار و پانصد دلار برای جذب سه مشتری جدید هزینه می‌کرد و یکهزار و پانصد دلار برای نگهداشت مشتری، این شرکت می‌توانست ۱۲ مشتری بیشتر داشته باشد یعنی ۱۸ مشتری.

یک دلیل که اساساً باعث می‌شود هزینه‌ی نگهداشت مشتری کمتر از جذب آن گردد، کاهش هزینه‌های ترویج اعم از تبلیغات و تخفیف‌ها است.

به علاوه، نرخ بالاتر پاسخ مثبت به تلاش‌های ترویجی شرکت، باعث سود بالاتر می‌شود. همچنین تیم‌های فروش وقتی که مشتریان خود را بشناسند می‌توانند بسیار موثرتر عمل کنند. دلیل دیگری که وجود مدیریت ارتباط با مشتری را پرمعنی می‌سازد این است که مشتریان وفادار، مشتریان با تجربه می‌شوند. آن‌ها محصولات را به خوبی می‌شناسند و می‌دانند در زمانی که سوالی درباره خدمات و محصولات شرکت داشته باشند، چه کسی با آنان صحبت خواهد کرد. مشتریان وفادار هزینه کمتری بابت دریافت خدمات متحمل می‌شوند.

البته این یک اصل است که مشتری بیشتر، باعث فروش بیشتر محصول خواهد بود. به هر حال، جذب و نگهداری مشتریان تنها بخشی از معادله کسب و کار است. همچنین یک شرکت می‌بایست تلاش کند تا میزان خرید هر مشتری افزایش یابد.

ارتباط رو در رو میان مشتریان، قلب مدیریت ارتباط با مشتری نامیده شده است. مثبت بودن ارتباط رو در رو می‌تواند مشتریان جدید فراونی را جذب نماید اما منفی بودن آن می‌تواند باعث دلزدگی مشتری ‌شود.

یک مطالعه نشان داد که هر مشتری ناراضی، به ۱۰ نفر دیگر تجربه‌ی منفی خود را منتقل می‌کند و ۱۳ درصد مشتریان ناراضی به ۲۰ نفر دیگر چگونگی کیفیت پایین شرکت و محصولاتش را منتقل کردند.

اینترنت گستردگی این مساله را تقویت کرده است. به طوری که "جف بزوس" (Jeff Bezos) مدیرعامل کمپانی آمازون در این باره می‌گوید: "اگر شما یک مشتری ناراضی در اینترنت داشته باشید، او به ۶ تن از دوستان خود ناراحتی خود را منتقل نمی‌کند بلکه به شش هزار دوست خود منتقل می‌کند." این گستردگی ارتباط رو در رو در اینترنت از طریق ابزارهایی همچون پست الکترونیک، گروه‌های خبری، پیام فوری و صفحات وب شخصی ایجاد شده است.

همانگونه که در مثال شرکت سیسکو دیده شد، یکی از فواید کلیدی مدیریت ارتباط با مشتری جلوگیری از صرف هزینه‌ است. اما اینکه فرآیند مدیریت ارتباط با مشتری شامل چه بخش‌هایی است و اصولاً چه فناوری‌ها و نرم‌افزارهایی در این حوزه وجود دارند و باعث پیاده سازی این استراتژی می‌شوند خود موضوع مقاله دیگری است که می‌باست در شمارهای دیگری بدان پرداخته شود.

محمد درزی

کارشناس ارشد فناوری اطلاعات

منابع مقاله در سایت اینترنتی و در هفته‌نامه موجود است

بازار کار

منبع : آفتاب

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
یکشنبه یازدهم آذر 1386  

تبلیغات پنهان، افسانه‌ای در قرن بیستم

تبلیغات پنهان، افسانه‌ای در قرن بیستم

 تأملاتی در باب ارتباطات و اطلاعات .....

مخصوص چاپ

مقاله ها

 

مدیریت - بازاریابی - تجارت

کامپیوتر - رایانه-> اینترنت و شبکه-> بازاریابی اینترنتی و تجارت الکترونیک


تبلیغات پنهان، افسانه‌ای در قرن بیستم ● درآمد

مفهوم تبلیغات پنهان، یعنی اینکه تبلیغ‌کنندگان با استفاده از محرک‌های تبلیغاتی مخفی و غیرقابل شناسایی، می‌توانند بر مطلوبیت یا حتی خرید کالایی تاثیر بگذارند، یکی از افسانه‌های فرهنگ مردمی در قرن بیستم است.

مارتا راجرز و کرک اسمیت (۱۹۹۳) متذکر می‌شوند که به نظر می‌رسد در حالی که تبلیغ‌کنندگان حرفه‌ای این تصور را مسخره می‌کنند و عملاً هیچ یک از اعضای جامعه دانشگاهی تبلیغات آن را معتبر نمی‌دانند، عموم مردم بر این عقیده‌اند که تبلیغات پنهان به طور گسترده و موثری انجام می‌شود. ادعاهای اولیه درباره تاثیر تبلیغات پنهان، آشکارا به دهه ۱۹۵۰ برمی‌گردد و طرفداران آن هیچ مدرک یا شاهد علمی در این باب ارائه نکرده‌اند، با این وجود چنین ادعاهایی، این فرض را القا کرده‌اند که تبلیغ‌کنندگان از پیام‌های پنهان، برای تحت تاثیر قراردادن افراد استفاده می‌کنند، بدون آنکه اشخاص از آن آگاه باشند. بنا به نظر عموم مردم، این داستانی بسیار خوب است.

نبود مدرک نمونه‌هایی از مطالعات تحقیقاتی که در برابر تاثیرگذاری تبلیغات پنهان نتیجه‌گیری می‌کنند، عبارتند از بررسی‌های تیموتی ای. مور (۱۹۸۲)،‌ جوئل سکرت (۱۹۸۷) و جان روکی و ج. دان رد (۱۹۸۵) مطالعه‌ای دانشگاهی که توسط کاترین تیوس (۱۹۹۴) انجام شده است، اعتباری اندک را برای تبلیغات پنهان دست و پا می‌کند، بدون آنکه مدعی ارائه مدرکی برای تاثیرات رفتاری باشد. در حالی که تحقیقات روانشناسانه زیادی در ارتباط با امکان درک و اقناع پنهان انجام شده است، نتایج این تحقیقات، همچون مساله وجود تاثیرات پنهان، به خصوص با توجه به توانایی محرک‌های پنهان برای تاثیرگذاری بر رفتارها، مورد بحث است.

محققان اندک دانشگاهی که در قلمرو تبلیغات نسبت به تاثیرگذاری محرک‌های پنهان ادعا کرده‌اند، در زمینه‌های روش‌شناسی یا منطقی دچار مشکل هستند (برای مثال کیلبورن، پینتون، وردلی، ۱۹۸۵) به علاوه پس از آنکه شارون بیتی و دل‌ هاوکینز (۱۹۸۹) ‌در همتاسازی ادعای اولیه دل هاوکینز (۱۹۷۰) نسبت به تاثیرات پنهان در شرایطی تبلیغات مانند که به طور گسترده از آن نقل قول شده بود، توفیقی کسب نکردند، این ادعا نادیده گرفته شد.

در واقع هیچ همتاسازی موفقی از مطالعاتی که به عنوان مدرکی در پشتیبانی از تاثیرات پنهان در تنظیماتی تبلیغات مانند، مطرح شده، گزارش شده است. در نهایت ورا- تحلیلی که توسط چارلز ترپی (۱۹۹۶) روی مطالعاتی صورت گرفته که در مورد تاثیرات پنهان در بافت تبلیغات مانند ترتیب داده شده است، نشان می‌دهد که میزان تنوع (یعنی اختلاف بین نتایج در شرایط پنهان در مقابل شرایط کنترل شده)، قابل چشمپوشی است.شاید جیمز ویکری، اولین و مهمترین ادعا را در باب تاثیرات تبلیغات پنهان ارائه کرده است: «آقای ویکری، رئیس یک شرکت تحقیقات انگیزش که نام او را برخود دارد، گفت که پیام‌های بازرگانی روی فیلمی انداخته می‌شود که به عنوان «پوشش بسیار مختصری از نور» عمل می‌کند. آنها بسیار سریع هستند تا ۳۰۰۰/۱ ثانیه- به حدی که نمی‌توانند به وسیله تماشاگر تشخیص داده شوند.آقای ویکری گزارش داد که اخیراً «آگهی تجارتی ناپیدا» را در یک سالن نمایش فیلم، واقع در نیوجرسی، به نام فرت‌لی آزمایش کرده است. آزمایش شش هفته طول کشید که دراین مدت حدود ۴۵ هزار نفر در سالن حاضر شدند.

دو پیام تبلیغاتی نشان داده شد؛ یکی تماشاگر را مجبور به خوردن ذرت بوداده می‌کرد و دیگری این جمله را مطرح می‌کرد: «کوکاکولا بنوشید.» بنا به گفته آقای ویکری «آگهی تجارتی ناپیدا» فروش ذرت بوداده را تا ۵/۵۷درصد و فروش کوکاکولا را تا ۱/۱۸ درصد بالا برد. («اقناع‌کنندگان» عمیقاً از «ابزار نهانی» استفاده می‌کنند: نمایش پنهان، ۱۲۷: ۱۹۵۷). قطعاً نبود جزئیات در مورد چنین ادعایی، اصلاً راضی‌کننده نیست و دانشمندان علوم اجتماعی یا فعالان عرصه تبلیغات، بدون در دست داشتن اطلاعات بیشتر، صحبت‌های ویکری را جدی نخواهند گرفت. علاوه بر اینکه نمایش مورد ادعا مجدداً اجرا نشده است. نبود چارچوب نظام‌مند مهم‌تر از آن، در واقع ویکری چه ادعایی دارد؟

آیا او ادعا می‌کند مردمانی که پیش از این هرگز در طول تماشای فیلم تنقلات نخریده بودند، یا این کار را به ندرت انجام می‌دادند، اکنون به خرید خوردنی مشغول می‌شدند، کسانی که مرتباً تنقلات می‌خریدند، این کار را بیشتر، یا زودتر انجام می‌دادند، یا آنانی که به طور معمول پپسی یا دیگر نوشابه‌های غیرالکلی را انتخاب می‌کردند، اینک کوکا می‌نوشیدند؟ یافته‌ها کمتر از حد لازم متعین شده‌اند و از دیدگاه تحلیل بازاریابی قابل تفسیر نیستند.چنین نقطه‌ضعف‌هایی، در میان طرفداران تاثیرگذاری تبلیغات پنهان، به داستان ویکری محدود نمی‌شود. اگر قرار است این پدیده جدی گرفته شده و توسعه داده شود، باید در قالب این نگاه مورد بحث قرار گیرد که تبلیغات به طور مفروض چگونه کار می‌کند. نبود یک مبنای منطقی قابل قبول برای چگونگی تاثیرگذاری پیام تبلیغاتی پنهان، تبلیغ‌کنندگان را بدون یک راهنما که به آنان بگوید چگونه کارشان را انجام دهند که بهترین کارکرد به دست آید، رها می‌کند.

شاید عقیده مردمی گسترده دامن (اما تایید نشده) نسبت به تبلیغات پنهان در درک اشتباه عموم از نقش تبلیغات ریشه‌ دارد. حضور همیشگی تبلیغات حاکی از نیاز تبلیغ‌کنندگان به آگاه کردن مشتریان احتمالی از دسترس‌پذیری و کاربردها یا خصائص ویژه کالای آنهاست، مشتریانی که به طور گسترده‌ای پراکنده شده‌اند و تماس شخصی با آنان عملی نیست.

در یک محیط شلوغ، تبلیغ‌کنندگان با وظیفه دلهره‌آور متناسب کردن پیام خویش با اهداف‌شان روبه‌رو هستند. راهبرد اساسی تبلیغات عبارت است از تکیه بر عناصری از پیام که در اهداف تبلیغ (یعنی افرادی که شرایطی را تجربه می‌کنند که کالا برای آن طراحی شده است) پژواک می‌یابد. بنابه نظر مور (۱۹۸۲) تخفیف پیام‌ها به سطحی پنهانی، مزیت مشخصی در پی ندارد که به چنین راهبرد تعیین‌کننده‌ای منجر شود.آمادگی مردم برای باور کردن امکان و حتی استفاده از تبلیغات پنهان، دارای موجودیتی مستقل از نقد بالاست.

ژرفای چنین سلیقه‌ مبتذلی توصیف‌کننده دوام این عقیده، بدون توجه به نبود مدرکی برای تاثیرات پنهان،‌یا توسعه‌یافتگی مفهومی آن، یا بستگی‌اش به طبیعت وظایف یک تبلیغ‌کننده است. نبود مجوز عمومی اگرچه باران هر روزه تبلیغ‌ها برای بعضی، به خصوص آنها که «در بازار» کالاهای تبلیغ شونده حضور ندارند، آزاردهنده است، تبلیغات عمومی به طور کامل به مثابه چیزی غیرقابل اجتناب پذیرفته شده است. از طرف دیگر تبلیغات پنهان، چندان پذیرفته شده نیست.

روزنامه تهران امروز

منبع : آفتاب

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
یکشنبه یازدهم آذر 1386  

مشتری مداری و راهکارهای کسب رضایت مشتریان

مشتری مداری و راهکارهای کسب رضایت مشتریان

 وضعیت بازگشت سرمایه، سود فروش، رشد سهم بازار، کاهش هزینه ها، رشد قیمت سهام، کاهش در گریز مشتری و ماندگاری مشتریان وفادار در سازمان های مشتری مدار با سازمان های معمولی تفاوت چشمگیری دارند.

مخصوص چاپ

مقاله ها

 

مدیریت - بازاریابی - تجارت

کامپیوتر - رایانه-> اینترنت و شبکه-> بازاریابی اینترنتی و تجارت الکترونیک


مشتری مداری و راهکارهای کسب رضایت مشتریان در کتابی از یک جامعه شناس خواندم که همه روابط انسان ها به گونه ای معامله می باشد و شما نمی توانید رابطه ای را بیابید که از قاعده معامله بودن مستثنا باشد، حتی در اعمال معنوی نیز چنین است.

حال باتوجه به این که ما همواره در حال داد و ستد و معامله با دیگران هستیم، نباید فراموش کنیم که در برخی ساعات و لحظات ما عرضه کننده محصل یا ارایه کننده خدمت هستیم و در ازای آن در بسیاری از مواقع هم ما پذیرنده و یا تقاضا کننده خدمات یا محصولات دیگران می باشیم و یا به عبارت دیگر، درخیلی از لحظه های این معاملات ما مشتری هستیم، یک مشتری با انتظارات و توقعات خاص، پس درک انتظارات مشتری و همدلی نمودن با او چندان کار دشواری نیست، چون خود ماهم تقریباً روزانه مشتری محصولات و خدمات دیگران هستیم. مثلاً هرروز سوار وسیله نقلیه می شویم و به محل کار خود می رویم. مامشتری هستیم و راننده هم ارایه کننده خدمت است. همچنین برای خرید روزانه به مغازه ها و بازارهای مختلف سر می زنیم و برای انجام امور اداری به سازمان ها و ارگان های مختلف نیازمندیم و می خواهیم که به نیاز ما پاسخ گویند.

طبق آمار، وضعیت بازگشت سرمایه، سود فروش، رشد سهم بازار، کاهش هزینه ها، رشد قیمت سهام، کاهش در گریز مشتری و ماندگاری مشتریان وفادار در سازمان های مشتری مدار با سازمان های معمولی تفاوت چشمگیری دارند.

● اهمیت مشتری

برای نشان دادن اهمیت مشتری و ضرورت حفظ او، توجه به نکات زیر ضروری به نظر می رسد:

1) هزینه جذب یک مشتری جدید، بین پنج تا 11 برابر نگهداری یک مشتری قدیم است.

2) برای افزایش دو درصدی مشتری، باید 10 درصد هزینه کرد.

3) ضرر و زیان از دست دادن یک مشتری، در حکم فرار 100 مشتری دیگر است.

4) رضایت مشتری، پیش شرط تمام موفقیت های بعدی شرکت هاست.

5) رضایت مشتری، مهمترین اولویت مدیریتی در مقابل اهداف دیگری چون سودآوری، سهم بیشتر بازار، توسعه محصول و... می باشد.

6) ارزشمندترین دارایی هر سازمان، اعتماد و اطمینان مشتریان است.

7) انتخاب مشتری دایمی و وفادار، تنها شرط بقای دایمی و استمرار فعالیت های کارآمد هر شرکتی است.

8) مدیران ارشد باید شخصا الگوی پایبندی در قبال رضایت مشتری باشند.

9) برای جلب اعتماد مشتریان، کمتر از توان خود قول بدهید و بیشتر از قولی که داده اید، عمل کنید.

10) معادل 98 درصد مشتریان ناراضی، بدون شکایت به سمت رقبا می روند.

11) احتمال این که مشتریان کاملاً راضی (شاد) مجدداً از شرکت شما خرید کنند، شش برابر مشتریان فقط راضی است.

12) گوش دادن به شکایت مشتری 90 درصد کار است و حل کردن آن هفت درصد و پیگیری برای اطلاع از راضی شدن مشتری هم سه درصد دیگر است.

● برنامه کاربردی مشتری مداری

باتوجه به روند جهانی شدن، اگر سازمانی تمایل به موفقیت داشته باشد و بخواهد سهم عمده ای از بازارها و سود سرشاری را نصیب خود نماید، حتماً مشتری مداری را سرلوحه همه امور خود قرار خواهد داد. در همین راستا به ذکر 10 برنامه کاربردی درباره مشتری مداری و نحوه کسب رضایت مشتریان می پردازیم:

1) تدوین آرمان نامه، رسالت نامه و ارز ش های سازمان در راستای رضایت مشتریان : رسالت نامه، در واقع، علت وجودی سازمان را روشن می کند و به این سوال جواب می دهد که در کسب و کارمان چه هدفی را دنبال می کنیم؟ آرمان نامه و رسالت نامه سازمان، بایستی در راستای مشتری مداری تدوین شود و کلیه برنامه ها نیز براساس آن طراحی و اجرا شوند، مثلاً آرمان نامه بانک رفاه چنین است: پیشرو در ارایه خدمات بانکی و کسب رضایت مشتریان، کارکنان و صاحبان منافع درخاورمیانه و رسالت نامه بانک رفاه برای مشتریان هم عبارتست از: تامین نیازها و خواسته های مشتریان در حال و آینده و برای جامعه : کمک به رشد اقتصادی و حفظ ثبات پولی، و برای سهامداران: کسب سود مالی.

پس بهتر است که آرمان و رسالت خدمت:

▪ نیات شرکت را به طور دقیق بیان کند.

▪ شرکت را از رقابیش متمایز سازد.

▪ با زبانی قابل فهم برای مشتریان نوشته شود و برای آنها ارزشمند باشد.

▪ قابل دستیابی باشد، چون شرکتی که ادعایش بیش از علمکردش باشد، باعث نارضایتی مشتریان می شود و کارمندان را با مشکل روبرو می سازد.

2) کیفیت به عنوان یکی از مهمترین عوامل رشد و تعوسعه سازمان ها و رضایت مشتریان: سازمان ها و شرکت هایی که بر نیازهای مصرف کنندگان یا مشتریان متمرکزند، یعنی به کیفیت محصول و ارایه خدمت به مشتری توجه دارند، در عرصه رقابت موفق ترند.

خدمت یا محصولی که نتواند نیازها، خواسته ها و انتظارات مشتریان را برآورده کند، ایده آل محسوب نمی شود. هر سازمان یا شرکت باید ترکیب مناسب، عملکرد مناسب، دوام مناسب و قیمت مناسب را در مورد هر محصول یا خدمت در نظر بگیرد. مشتریان به ما کمک می کنند تا متناسب بودن را شناسایی کنیم و تنها کاری هم که ما باید انجام دهیم، این است که از آنها نظرخواهی کنیم. به علاوه، مسوولان برخی از شرکت ها متوجه شد اند که کل سازمان باید نسبت به کیفیت محصول متعهد باشد. کار هر کدام از کارکنان بر کیفیت تاثیر دارد، چون هر سازمان بسان یک سیستم اجزای بهم پیوسته دارد و عمل هرکدام از اجزا بر دیگری کاملاً موثر است.

کیفیت بهینه عبارت است از آن سطح از کیفیت که علاوه بر برآورده ساختن انتظارات مشتریان، بدون اضافه شدن ارزش محصولات، از افزایش هزینه ها جلوگیری کند، کیفیت، جوهر هر سازمان است. تمام وظایفی که در سازمان انجام می گیرد، از قبیل نوشتن نامه ها، پاسخگویی به مراجعه کنندگان، حتی وظایف نظافتچی ها نگهبانان نیز عناصری موثر در کیفیت محسوب می شوند.

امروزه دیگر بخش کوچکی از یک شرکت به ارایه خدمات اختصاص ندارد، بلکه کل سازمان – از مدیران عالی تاکارکنان عادی – همگی در برآورده ساختن نیازهای مشتریان موجود و بالقوه نقشی را برعهده دارند. حتی اگر فردی در موقعیتی نباشد که به طور مستقیم از مشتری حمایت کند، می تواند از کارمندانی که به مشتریان خدمات می کنند، پشتیبانی کند.

مشتریان راضی منبع سود شرکت ها هستند. شرکت هایی که نمی توانند مشتریان را راضی نگهدارند، در درازمدت از بازار حذف خواهند شد. ارایه خدمات به مشتریان با کیفیت عالی و به طور مستمر، موجب ایجاد مزیت های رقابتی برای شرکت می شود. در زیر به نکاتی درباره کیفیت اشاره می شود که در همه سازمان های دولتی باید مورد توجه قرار گیرد:

▪ اطلاع رسانی: در بخش دولتی، اطلاعات باید سریع و دقیق باشد و در دسترس همگان قرار داشته باشد.

▪ سرعت در ارایه خدمات: مشتریان بخش دولتی، خواهان تسریع در کار موردنظر خود هستند.

▪ صحت خدمات: مشتریان بخش دولتی، درستی نتایج کارهای انجام شده را طالب اند.

▪ زیبایی: ظاهر اقدامات، مکاتبات، انتشارات، امکانات و فضای محل مراجعه باید تمیز، زیبا و پاکیزه باشد.

▪ رفتار مناسب: مشتریان بخش دولتی، خواهان دریافت خدمات با رفتاری مشفقانه هستند.

▪ قانونمندی: مشتریان بخش دولتی، خواهان پایبندی کارکنان به قوانین و ضوابط اند و هرگونه تبعیض و نابرابری را ناخوشایند می دانند.

▪ سادگی و سهولت: مشتریان بخش دولتی، انجام کارها و همچنین انجام خواسته را به سادگی – و نه در چارچوب گردش کارهای پیچیده و پرپیچ و خم اداری – خواهانند.

▪ انعطاف پذیری: مراجعان بخش دولتی ، خواهان نرمش در نحوه اجرای قوانین و مقررات هستند.

▪ دانش و توانایی کارکنان: کارکنان باید مهارت کافی و دانش و تخصص لازم را درارایه خدمت داشته باشند.

3) درک انتظارات مشتریان: اولین و آخرین معیار رضایت مشتری این است که آیا انتظارت او برآورده می شود یا خیر؟ بنابراین، ابتدا باید مشخص شود که آن انتظارات چه هستند.

سپس باید اهدافی را تعیین کرد و نیروی انسانی سازمان را بر زمینه هایی که برای مشتریان مهمترین است، متمرکز نمود. اهداف خدمت در هر شرکت به انتظارات مشتریان، رقابت و اهداف خدماتی آن شرکت بستگی دارد. در مورد انتظارات مشتریان باید معیارهای خاصی از رضایت در هر قسمت از بازار شناسایی شود، ولی می توان از استانداردهای عمومی شروع کرد.

مشتریان گوناگون اولویت های مختلفی برای ویژگی های زیر قایلند و اگرچه ممکن است که به برخی از آنها اصلاً اهمیت ندهند، اما سازمان باید برای حصول اطمینان همه آنها را بررسی کند:

الف) نسبت ارزش به قیمت: این نکته روشن است که مشتریان علاقمندند تا در مقابل قیمتی که می پردازند، تا آنجا که ممکن است، ارزش هایی را دریافت کنند. این نسبت، ارزشی را که مشتریان دریافت می کنند، به عنوان تابع قیمتی که پرداخت می نمایند، اندازه گیری می کند. این نسبت را با بالابردن ارزش یا پایین آوردن قیمت می توان بهبود بخشید. تقسیم بازار، گام مهمی در ایجاد نسبت مناسب بین ارزش و قیمت است. دو شرکت ممکن است خدمات مشابهی را ارایه دهند، ولی مشتریان به علت ویژگی های خاص، یکی از آن دو شرکت را انتخاب می کنند و حاضرند که برای همان خدمت پول بیشتری بپردازند.

ب) کیفیت خدمت یا محصول: خریداران هر نوع محصول یا خدمت مایلند که محصولات و خدمات با انتظارات آنها مطابقت داشته باشد. این نکته را هیچگاه نباید فراموش کرد که تنها با تبلیغات وسیع، تخفیفات و تبسم به مشتری، نمی توان محصولات بی کیفیت را با موفقیت به فروش رساند. سهل انگاری در خدمت هم باعث عدم رضایت مشتریان خواهد شد. باید به خاطر داشت که کیفیت باید براساس نظر مشتری تعریف و ابلاغ شود. برای مشتری مهم نیست که 97 درصد از خدمت ارایه شده بدون نقض است. او می خواهد بابت پولی که می پردازد یا زمانی که صرف می کند، خدمتی صددرصد و بدون نقص دریافت دارد.

پ) ضمانتنامه: هیچکس مایل نیست بدون اطمینان از این که فروشنده بر قول و تعهد خود راجع به عملکرد و کیفیت محصول پایبند خواهد ماند، محصول یا خدمتی را بخرد. روش متداول برای به وجودآوردن این اطمینان، ارایه خدمت موثر، بازپرداخت پول یا عوض کردن محصول معیوب پس از خریدن آن است.

ت) تجربه خرید: یک راه برای ارتقای سازمان به موقعیتی بهتر و سود بیشتر که منوط به رضایت مشتری نیز می باشد، آن است که فرآیند خرید به صورتی سریع، ساده، راحت، بدون اشکال و تا حد امکان لذتبخش درآید. هیچکس مایل نیست که با فروشندگان و کارکنان بداخلاق سر و کار داشته باشد، یا برای خرید محصول یا خدمات در صف منتظر بماند. در یک مطالعه تحقیقی 60 درصد از پاسخ دهندگان بیان کردند که به علت رفتارهای ناخوشایند فروشندگان، دیگر از آن فروشگاه ها خرید نمی کنند.

4) ایجاد انتظارات مطلوب در مشتریان: میزان رضایت مشتری را می توان به طور نسبی بدین صورت بیان کرد: اگر ادراکات مشتری از خدمات دریافت شده از انتظاراتش کمتر باشد، نتیجه اش نارضایتی است؛ اگر خدمات مطابق با انتظاراتش باشد، احساس آرامش می کند، ولی خیلی راضی نیست؛ اما اگر خدمات بیش از انتظارات مشتری باشد، او راضی و خشنود خواهد بود و معمولاً این گروه اخیر جزو مشتریان وفادار خواهند بود.

به دو طریق می توان خدماتی بیش از انتظارات مشتریان را ارایه داد: راه اول، سخت کارکردن، بیشتر پول خرج کردن و انجام دادن کارهای اضافی است؛ راه دوم هم این است که انتظارات مشتریان به دقت کنترل شود، چون نباید انتظاراتی را در مشتریان ایجاد کنید و سپس خدماتی را ارایه دهید که تا حد نامطلوب است، بلکه باید قول ها و ضمانت هایتان به موقعیت شما کمک کند. یکی از علل نارضایتی مردم کشورمان از سازمان های خدماتی این است که اینگونه سازمان ها توقعاتی را ایجاد می کنند که قادر به ارایه مطلوب و به موقع آنها نیستند.

5) کلید راضی کردن مشتریان در دست مدیریت صحیح منابع انسانی است: کارکنان مناسب که از طرف سیستم مدیریت حمایت شوند، کلید راضی کردن مشتریان هستند. شرکت ها باتوجه به چهاراصل اساسی مهم گزینش و آموزش و حمایت و پرداخت می توانند نسبت به مطلوبیت کارکنان خود اطمینان حاصل کنند:

الف) گزینش: در شغل هایی که مستلزم تماس زیاد با مشتریان است، از هر کارمندی نمی توان استفاده کرد. یک کارمند نامناسب ممکن است ساختار بنیادی پرهزینه ای را مختل سازد. هزینه های گزاف آموزشی، کم کاری، پایین بودن کیفیت کار و بالاخره پایین بودن سطح کارایی هر موسسه یا سازمان تا حدی ناشی از انتخاب ناصحیح و بی رویه است. به علاوه، ورود هر کارمند جدید به سازمان با ویژگی های خلقی و تربیتی خاص، در رفتار سایر کارکنان و به طور کلی، در رفتار سازمان اثر مستقیم خواهد داشت. بنابراین، استخدام افراد با طرز فکر درست تنها راه موفقیت است.

ب) آموزش: انسان موجودیست تغییرپذیر با توانایی های بالقوه نامحدود که این توانایی ها می توانند تحت نظام و برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی صحیح به تدریج به فعل درآیند و جوامع انسانی و ارگان های مربوط به آن را از مواهب فراوان برخوردار سازند. اهداف آموزش در سازمان ها متعددند که تحت عنوان هدف های اجتماعی، هدف های سازمانی و اهداف فردی قابل دسته بندی می باشند، اما آنچه در نظام آموزشی سازمان ها باید مورد تاکید قرار گیرد، همانا نتایج حاصل از آموزش است و نه صرفاً انجام آموزش و یا آمار ساعت آموزشی. به عبارتی، هدف آموزش ها باید ایجاد سازمان های یادگیرنده (Learning Organizations) و تولید کننده فکر باشد، نه صرفاً بازخوانی فکر دیگران.

پس از استخدام هم باید مهارت های فنی و تخصصی شغل و نوع رفتار موردنظر به کارکنان آموزش داده شود. آموزش باید تمام دوران زندگی کاری را در برگیرد تا کارکنان را قادر سازد که در برابر تغییرات تکنولوژی و مشتریان و الزامات شغلی پاسخگو باشند.

کارمندانی که آموزش ندیده اند، نباید با مشتریان سر و کار داشته باشند و نباید در خط اول قرار گیرند، چون این کار برای شرکت سودآور و برای مشتری هم راضی کننده نیست. کارکنانی که خدمت ارایه می دهند، حتی اگر با مشتریان عصبانی مواجه می شوند، باید همیشه رفتاری خوشایند داشته باشند و کارا، حساس و خلاق باشند، در واقع، آموزش، نوعی سرمایه گذاری بر روی منابع انسانی است.

پ) حمایت: شرکت هایی که می خواهند به مشتریان خدمات ارایه دهند، باید از بعضی کنترل های سنتی مدیریتی صرفنظر کنند و برای تصمیم گیری و ارایه راه حل به کارمندان خط اول اختیاراتی بدهند. به عبارت دیگر، باید برای حل مشکلات به طریقی که کارمندان فکر می کنند برای مشتریان مناسب تر است، به آنها قدرت و اختیار بدهند. مدیریت باید به این کارمندان اعتماد داشته باشد.

ت- سیستم پرداخت: پول مهمترین شکل پرداخت به کارکنان است، ولی برای ایجاد انگیزه در آنها تنها وسیله نیست. بهترین راه برای کسب بالاترین سطح عملکرد، پاداش است، به ویژه در شغل هایی که مستلزم تماس مستقیم با عموم مردم هستند، زیرا اینگونه شغل ها با کار زیاد و مشکلات بسیار همراهند. برای ایجاد انگیزه در کارمندانی که فشار زیادی را تحمل می کنند، باید از سیستم پرداخت خاصی استفاده کرد، از جمله پول و پاداش های ارزشمند، مثلاً یک مسافرت و بازدید از جاهای دیدنی، پاداش های سمبولیک مثل معرفی کارمند نمونه و برشمردن خدمات و ارزش های او.

6) ایجاد تعهد به ارایه خدمت در تمام سطوح سازمان:

نباید فقط مدیرعامل شرکت متعهد به ارایه خدمات خوب به مشتریان باشد، یا فقط کارمندان متعهد به این امر شوند، بلکه باید همه افراد سازمان در این کار مشارکت داشته باشند. بدون حمایت مالی و مدیریتی، افرادی که خدمت ارایه می دهند، علیرغم کوشش بسیار، نمی تواند مشتریان را راضی نگهدارند. رفتار نامناسب یک مهماندار هواپیما، یک کارمند بانک، یا یک کارگر تحویل دهنده کالا ممکن است اثر تلاش های افراد دیگر را خنثی کند. تعهد ارایه خدمات به مشتریان باید واقعی باشد، نه در حد یک شعار یا وسیله ای برای تبلیغات.

7) کاستن از وظایف اجرای بخش های ستادی و هدایت آنها به سوی امور کارشناسی، نظارت و برنامه ریزی: وقتی که سازمان گسترده می شود و تخصص های مختلف در آن شکل می گیرند، یک مدیر نمی تواند قدرت هماهنگی و فرماندهی در همه زمینه ها و بدون کمک های جنبی و تخصصی افراد دیگر را داشته باشد، زیرا اولاً، عمر انسان برای فراگیری همه تخصص ها و مهارت ها کفایت نمی کند؛ ثانیاً، قدرت و حیطه کنترل و مدیریت یک فرد محدود است. بدین ترتیب، قسمت هایی به نام ستاد، مسوولیت کمک به مدیریت را برعهده می گیرند و عموماً وظایف آنان نیز نظارت و برنامه ریزی و مشورت و هماهنگی درباره امور صنف است که وظایف اجرایی را به عهده دارند. از همین رو، باید حدود وظایف و اختیارات واحدها و مدیران صنف و ستاد به صورت دقیق و روشن تعیین و مشخص شود. همچنین باید وظایف تکراری که زمینه تداخل اختیارات و وظایف را فراهم می آورند و مدیریت را مختل می کنند یا باعث موازی کاری می شوند، حذف شوند.

8) مهندسی مجدد (مدیریت دگرگون سازی سازمان ها): مهندسی مجدد از دریچه کاملاً جدیدی به سازمان های دولتی و خصوصی می نگرد. براساس این رویکرد جدید، مردم یا مشتریان هستند که در نهایت، بهای خدمات و محصولات تولیدی سازمان ها و نیز سود سرمایه صاحبان آنها را پرداخت می کنند. پس به همین علت، مردم یا مشتریان، اصلی ترین ذینفع سازمان ها هستند. از این دیدگاه، همه سازمان های سنتی امروزی که ریشه در نگرش مکانیکی کسانی چون آدام اسمیت، تیلور و ماکس وبر دارند، باید ساختار و پردازش های درونی خود را به گونه ای دگرگون و نوسازی کنند که تمام توان وانرژی سازمان ها صرف پاسخگویی به نیازها و انتظارات جامعه (مردم یا مشتریان) شود.

مهندسی مجدد، یعنی دگرگون سازی و طرح نو در انداختن، دگرگونی در ذهن (طرزفکر و نگرش مدیران و کارکنان)، در فرهنگ و نظام ارزشی، در فرایندها و پردازش ها، در ساختار و سازماندهی و در روش استفاده از منابع و امکانات ودگرگونی در روش استفاده از تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات در سازمان ها.

در سازمان های فعلی، سلسله مراتب به جای مشتری حکومت می کند و یک نگاه کلی به کیفیت محصولات و خدمات سازمان ها و نمونه توزیع آن توسط شبکه های سنتی و کاغذ بازی های زاید، رفت و آمدهای مکرر و تلف شدن وقت، برای درک ضرورت انجام مهندسی مجدد کافی است.

9) طرح ارزشیابی کارکنان توسط مشتریان: در برخی از سازمان های مشتری گرا(Consumer Oriented Companies) که در طراحی خط مشی های خود، بیشترین توجه را به مشتری دارند و در اندیشه کسب رضایت و وفاداری مشتریان هستند، فرم های خاصی تهیه شده و در دسترس مشتری قرار داده می شود و طی آن، از مشتری می خواهند تا کارمند نمونه را معرفی کند. این کارکنان پس از شناسایی،در سیستم انگیزشی مورد ارزیابی قرار می گیرند.

10) مدیریت شکایات مشتریان: یکی دیگر از راهکارهای مشتری مداری را می توان اهمیت دادن به شکایات مشتریان ذکر کرد. بیشتر مشتریان زحمت شکایت کردن را به خود نمی دهند و گاه حتی برخورد نامناسب و تهدید کارمند این اجازه را نمی دهد که اعتراض کنند و به همان شکل به راه خود ادامه می دهند. پس باید برای یافتن علت نارضایتی و نیز برطرف کردن مشکلات شناسایی شده، اقداماتی صورت گیرد. نارضایتی مشتریان باعث می شود که آنها به رقبا روی آورند.و درک علت نارضایتی آنان و پاسخگویی به نارضایتی ها به طور قابل توجهی سهم بازار و سودآوری شرکت را افزایش می دهد.

ماتسوشیتا، یکی از موفق ترین تجار و صنعتگران ژاپنی، در مدیریت رسیدگی به شکایت نکات ارزنده ای را مورد توجه قرار می دهد که در اینجا به ذکر آن نکات می پردازیم:

▪ شکایات باید با دید مثبت و نگاه حرفه ای بررسی شوند.

▪ شکایت، روشی مناسب برای دریافت بازخورد از مشتری است.

▪ شکایات، ابزاری برای جلوگیری از غرور بیجا و به کارگیری استعدادهای داخلی جهت تولید خدمات بهینه هستند.

▪ شکایات، روشی سودمند برای اندازه گیری عملکرد و تخصیص منابع می باشند.

▪ شکایات آیینه ای سودمند برای به کارگیری عملکرد داخلی جهت رقابت و قرارگرفتن در ردیف سازمان های متعالی می باشند.

▪ رسیدگی به شکایات، بهترین فعالیت برای جلب رضایت مشتریان و درک بهتر آنها است.

در برخورد با مشتری، به شرح مشکلاتی که به او ربطی نداردو خلق او را تنگ می کند، نپردازید، زیرا مسایل پشت صحنه شما به مشتری ربطی ندارد، بلکه با این کار او را به سوی رقیب سوق می دهید.

روزنامه تفاهم

منبع : آفتاب

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
یکشنبه یازدهم آذر 1386  

ارتباطات در بازاریابی

مقاله ای که پیش روست به بررسی موضوع ارتباطات بازاریابی بین الملل(جهانی) می پردازد. اهمیت برقراری ارتباط شرکت ها با مشتریان و تاثیر این روابط در امر فروش وکسب درآمد و سود برای شرکت ها در بازارهای داخلی را نمی توان نادیده گرفت . حال اگر شرکت بخواهد گسترهء بازار خود را از محدودیت بازار داخلی خارج کند و وارد امر صادرات شود و در بازارهای جهانی و بین المللی جایی برای خود بازکند ، ارتباطات بین المللی و روابط خارجی شرکت با مشتریان خارجی اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی ، می تواند نقش مهم و بسزایی در موفقیت شرکت در رسیدن به اهداف ، در بازارهای بین المللی خواهد داشت . هدف از انتخاب موضوع فوق بررسی نحوه و میزان استفاده شرکتها از ابزار ارتباطی در تجارت خارجی است. ابزار های ارتباطی در بازاریابی خارجی فقط محدود به تبلیغات نمی شود ، بلکه علاوه بر تبلیغات ، روابط عمومی ، ارتقاء فروش ، فروش حضوری ، بازاریابی مستقیم ، اینترنت و بازاریابی مبتنی بر پایگاه داده را نیز در بر میگیرد. انتظار می رود که در انتها خواننده و شنونده این مطالب با نحوه برقراری ارتباط در بازاریابی بین الملل آشنا شود . روابط عمومی فعالیت روابط عمومی باید شهرت و درک و فهم مناسبی را در میان ذینفع ها ، در داخل و خارج از شرکت ایجاد نماید. کارکنان روابط عمومی نقش مهمی را در پاسخگویی به گزارشات انتقاد آمیز و بحث انگیز رسانه ها که در اکثر فعالیت های شرکت که در بخش های مختلف جهان ایجاد می شود ایفا می کنند. در چنین مواردی وظیفه بخش روابط عمومی آن است تا اطمینان حاصل کند که شرکت به سرعت به انتقادات پاسخ گفته و موضع شفاف خود را بیان نماید. ابزارهای اساسی روابط عمومی شامل پخش اخبار ، عرضه ء اعلامیه ، کنفرانس های مطبوعاتی ، بازدید افراد ذی نفوذ جامعه از کارخانه و سایر تاسیسات شرکت ، ارائه مقاله به مجلات بازرگانی و حرفه ای ، عرضهء نشریات و بروشورهای شرکت ، حضور کارکنان شرکت در برنامه های رادیو و تلوزیون ، برگزاری مراسم های ویژه و حضور در شبکه اینترنت می باشد . شرکتها کنترل کاملی بروی محتوای تبلیغات دارند و برای پخش و نشر پیام در رسانه پول پرداخت می نمایند . رسانه ها هم معمولا مطالب روابط عمومی بسیار زیادی را از موسسات و شرکتها در یافت می کنند و معمولا هم قادر به استفاده همه ء آنها نیستند. به طور کلی یک شرکت کنترل کمی در مورد تاریخ و چگونگی نشر مطالب عرضه شده روابط عمومی دارد. مثال هایی از معروف شدن شرکت های مشهور جهان شرکت ماهیت معروف شدن برونو ماگلی ( ایتالیا ) Bruno magli این شرکت کفشی را که (simpson) (سیمپسون) ، ستاره سابق بسکتبال آمریکا در شب قتل همسرش پوشیده بود عرضه می نماید. پخش این خبر در رسانه ها ارزشی معادل 100 میلیون دلار برای شرکت به همراه داشت. فروش این کفش ها در طول دوران محاکمه 50 درصد افزایش داشت. نایک )ایالات متحده ) قربانیان خود کشی ( دروازه های بهشت) موقع مرگشان کفش های ساخت شرکت نایک را پوشیده بودند. میتسوبیشی ( ژاپن ) اتهامات آزار جنسی در کارخانه این شرکت در ایالت ایلی نویز پوشش خبری گسترده ای را به خود اختصاص داد. مک دولاند طولانی ترین دادخواست در تاریخ محاکمه شهروندان بریتانیا.در این دادخواست مک دولاند دو نفر از فعالان سبزی خوار را متهم به پخش نشریاتی نمودند که در آن شرکت به سوءاستفاده و بهره کشی از حیوانات و کارگران متهم شده بودند. در حقیقت حتی در رشته روابط عمومی نیز اغلب بین تئوری و عمل اختلاف وجود دارد؛ یکی از زمینه های اختلاف این تصور است که روابط عمومی یک الگوی ارتباطات دو طرفه متقارن است که باید بین دو طرف که دارای وزن واهمیت مساوی هستند ، دخ دهد. در این الگو ادعا می شود که روابط عمومی باید دارای جهت گیری مسئولیت اجتماعی و حل مشکلات باشد.در این الگوی متقارن روابط عمومی ، هدف فقط ایجاد سود برای سازمان نیست.الگوی مشابهی که در اتریش توسعه یافت و به نام روابط عمومی با جهت گیری اجتماعی نامیده می شود از این دیدگاه حمایت می کند که ارتباطات متقارن مطلوب تر از ارتباطات غیر متقارن است. این الگو ها در شرایطی که احتمال تعارض بین دو طرف وجود دارد موثر می باشد. پبسی کولا وقتی که یک برنامه تبلیغاتی جاه طلبانه را برای تبلیغ فضایی محصولات خود اعلام کرد، استفاده مطلوب از بازاریابی یکپارچه شده را مورد توجه قرار داد. پبسی کولا برای آنکه آگاهی مطلوبی را از قوطی های آبی حاوی نوشابه ء پبسی کولا در بین مصرف کنندگان ایجاد نماید یک فروند جت (کنکورد) را اجاره کرد و آن را به رنگ آبی رنگ آمیزی نمود. علاوه بر این پبسی کولا با هزینه 5 میلیون دلار، یک فیلم تبلیغاتی با دو فضا نورد روسی ساخت که در آن قوطی بزرگ آبی را در دست آنان نشان میداد، در حالی که در ایستگاه فضایی میر به دور زمین می گشتند. ماسیمو دامور (Massimo D,Amor )مدیر بازاریابی بین المللی شرکت پبسی کولا به خبر نگاران در این رابطه گفت { فضا آخرین آوردگاه بازاریابی جهانی است.}جنگ کولا در تمام مکان ها در جریان بوده است و حالا زمان آنست که آن را به فضا بکشانیم. حال باید دید که آیا این تلاش ها از نظر وفاداری بیشتر به نشان پبسی مناسب بود یا خیر . (( آی بی ام )) حدود 5 میلیون دلار هزینه کرد تا مسابقه شطرنج سال 1996 بین گری کاسپاروف و یک رایانه بزرگ را نشان دهد. این مسابقه که در نیویورک اتفاق افتاد یکی از بزرگترین فعالیت های معروف نمودن آی بی ام بود.شرکت آی بی ام برای جذب افکار عمومی یک صفحه کامل تبلیغات را در روزنامه پخش نمود ، اخبار مسابقه را در سطح وسیعی منتشر و یک جایگاه ویژه در اینترنت ایجاد نمود. این مسابقه در سطح وسیعی توسط رسانه ها در جهان پوشش خبری داده شد. یکی از صاحبنظران در همین رابطه در مصاحبه با روزنامه وال استریت جنرال گفت که ( با پول تقریبا نمی توان چنین تبلیغات وسیعی را خریداری کرد.) متخصصان صنعت پیش بینی کردند که این مسابقه حدود 100 میلیون دلار ارزش تبلیغاتی برای آی بی ام ایجاد کرد. بعضی اوقات معروف شدن وقتی اتفاق می افتد که شرکت شروع به فعالیت های بازاریابی بین المللی نموده باشد. نایک و سایر شرکت ها در رابطه با بهره کشی از کارگران در کارخانجاتی که توسط مقطعه کاران فرعی آنها در کشور های در حال توسعه اداره می شود ، سوء شهرت قابل ملاحضه ای کسب کردند. بخش روابط عمومی این شرکت تا کنون نتوانسته است با اعلام این که فعالیت های نایک اثرات مطلوب اقتصادی بروی کشور هایی گذاشته است که کفش های ورزشی در آنجا تولید شده اند، به صورت مثبتی به این انتقاد ها پاسخ دهد. فولکس واگن پس از مشخص شدن این مطلب که مدیر عملیات شرکت به جاسوسی صنعتی متهم شده است برای چندین ماه متوالی حجم وسیعی از پوشش خبری را به خود اختصاص داده بود. آزمون نهایی درک سازمان از قدرت و اهمیت روابط عمومی وقتی اتفاق می افتد که ناآرامی های محیطی ، بویژه بحران های بالقوه یا واقعی وجود داشته باشد. وقتی که مصیبتی رخ می دهد شرکت یا صنعت اغلب خود را در مرکز توجیه عموم می بیند. برخورد مناسب و موثر روابط عمومی شرکت در طول چنین زمان هایی می تواند نتایج قابل ملاحظه ای را در پی داشته باشد. بهترین اقدام آنست که صادقانه و صریح به جامعه اطمینان مجدد داده شود و به رسانه ها اطلاعات صحیح ارائه گردد. هر شرکتی که فعالیتهای بین المللی خود را افزایش می دهد می تواند از کارکنان روابط عمومی خود بعنوان یک واحد مرزی بین شرکت و کارکنان، سهام داران ، مشتری ها ، رسانه ها ، تحلیل گران مالی ، دولت ها و تامین کنندگان اقلام و مواد بهره برداری کنند. تعداد زیادی از شرکت ها بخش روابط عمومی مستقلی را در داخل سازمان خود ایجاد نموده اند. شرکت ها می توانند از خدمات واحد های روابط عمومی خارج از سازمان نیز بهره بردای کنند. بعضی از شرکت های روابط عمومی با سازمان های تبلیغاتی مرتبط هستند. تعدادی از شرکت های روابط عمومی مانند شاندویک { shand wick } که مقر آن در لندن می باشد، مستقل هستند. تعداد زیادی از شرکتهای روابط عمومی مستقل در انگلیس ، آلمان ، ایتالیا ، اسپانیا ، اتریش و هلند با یکدیگر شبکه ای را به نام گلوبالینک (Globalink) ایجاد کرده اند. هدف از این شبکه ها کمک به یکدیگر در زمینه هایی مانند ارتباط با رسانه ها ، برنامه ریزی رویداد ها و پیشنهاد برای فعالیت های جهانی جهت برآورده ساختن نیاز های محلی در یک کشور یا منطقه خاص است. نقش فزاینده روابط عمومی ها در ارتباطات بازاریابی جهانی فعالیت واحد های روابط عمومی حرفه ای بین المللی ، فرا تر از روابط با رسانه هاست. آنها درک مناسبی را از شرکت در جامعه ایجاد می کنند و ضمن نفوذ بر افکار عمومی ، تعارض ها را پیش بینی و در جهت حل آنها اقدام می نمایند. با افزایش فعالیت شرکت ها در بازاریابی جهانی و تداوم جهانی شدن صنایع ؛ مدیریت شرکت ها اهمیت و ارزش روابط عمومی های بین المللی را بیشتر درک می کنند. برابر یکی از یافته های اخیر در سطح بین المللی ، هزینه روابط عمومی ها هر ساله بطور متوسط 20 درصد رشد می کند. با توجه به افزایش سرمایه گذاریهای خارجی و خصوصی سازی صنایع در هند ، گزارش شده است که هزینه های روابط عمومی در این کشور سالیانه 200 در صد رشد می کند. تعداد انجمن های روابط عمومی نیز در حال افزایش است. عامل دیگری که باعث رشد روابط عمومی های بین المللی گردیده ، افزایش روابط دولتی بین کشورهاست. دولت ها ، سازمان ها و جامعه با موضوعات وسیعی که مورد توجه همگان می باشد ، مانند مسائل محیط زیست و صلح جهانی مواجه می باشند. بالاخره، پیشرفت فوق العاده فن آوری اطلاعات که موجب پیدایش عصر ارتباطات گردیده ، موجب شده است تا روابط عمومی های جهانی ایجاد شوند. دورنگار ، ماهواره ، مودم های رایانه ای اینترنت به متخصصان روابط عمومی کمک می کند تا بتوانند با رسانه ها در هر نقطه ای از جهان تماس بگیرند. علی رقم پیشرفت این فن آوری ها ، هنوز هم متخصصان روابط عمومی باید روابط کاری مطلوبی را با روزنامه نگاران ، نمایندگان سایر رسانه ها و رهبران سایر سازمان های عمده ایجاد نمایند. بنابراین ، کارکنان روابط عمومی ها باید دارای مهارت های مراوده ای قوی باشند . یکی از مفاهیم زیر بنایی فعالیت روابط عمومی ها شناخت مخاطبان است. معنی جملات فوق برای کارکنان روابط عمومی های جهانی آن است که آنها باید مخاطبان خود را در کشورمادر و کشور یا کشورهای میزبان به خوبی بشناسند. مهارت های خاص مورد نیاز شامل توانایی ارتباط به زبان کشور میزبان و آشنایی با آداب و رسوم محلی می باشد. روشن است که اگر کارکنان روابط عمومی نتوانند با زبان مردم کشور میزبان صحبت کنند ، قادر نخواهند بود با بخش عظیمی از مخاطبان خود به صورت مستقیم ارتباط برقرار کنند. متخصصان روابط عمومی که خارج از کشور مادر خود فعالیت می کنند باید در مورد ارتباطات غیر کلامی نیز حساس باشند تا بتوانند روابط کاری خوبی با شهروندان کشور میزبان برقرار کنند . یکی از متخصصان در مورد پیچیدگی شغل کارکنان روابط عمومی های بین الملل گفته است مه در حال حاضر ، مخاطبان به طور فزاینده ای نا آشناتر و برخورد خشن تر شده اند. علاوه بر این ، آنها سازمان یافته تر و قدرتمند تر ، دارای خواسته های بیشتر ، متنوع تر و بدبین تر شده اند. کارکنان بخش روابط عمومی بین المللی می توانند نقش مهمی در جهت کاهش این اختلاف رو به گسترش در دهکده جهانی ایفا نمایند. اختلاف بین فعالیت روابط عمومی در کشور های مختلف جهان فعالیت های روابط عمومی در کشور های خاص تحت تاثیر سنت های فرهنگی ، زمینه های اجتماعی و سیاسی و محیط های اقتصادی قرار دارد.رسانه های عمومی و مطالب چاپی و نوشتاری ابزارهای مهم پخش اطلاعات در تعداد زیادی از کشورهای صنعتی هستند. باوجود این ، در کشورهای در حال توسعه ، بهترین راه برای ارتباط ممکن است از طریق جاچی ، زنگ ناقوس ، تماس مردم با یکدیگر در بازار یا دادگاه باشد. در کشور غنا رقص و آواز و داستان سرایی کانال های مهم ارتباطی هستند. در هند که نصف جمعیت بیسوادند مطالب چاپی موثرترین شیوه ارتباطی نیست. در ترکیه علی رقم شهرت این کشور در مورد رفتار خشن با زندانیان سیاسی، روابط عمومی ها در حال رشد و گسترش هستند. با اینکه دولت ترکیه هنوز هم همانند نسل های گذشته ، کنترل امور را به دست خود دارد ، اما روابط عمومی شرکت ها و روزنامه نگاران مجاز هستند که با آزادی نسبی فعالیت نمایند و لذا سازمانهای ترکیه می توانند به صورت جهانی رقابت کنند. حتی در کشور های صنعتی نیز اختلافات مهمی بین فعالیت های روابط عمومی آنها وجود دارد. در ایالات متحده ، بیشتر اخبار روزنامه های کوچک محلی مربوط به اخبار شهرهای کوچک است. از طرف دیگر ، در کانادا مراکز شهری ، اخبار محلی را شکل می دهند.کمیابی روزنامه های کوچک در این کشور به معنی آن است که ارسال خبر از شهر های کوچک بسیار نادر است. درایالات متحده ، روابط عمومی به معنی وظیفه جداگانه مدیریت مورد توجه قرار دارد. در اروپا ، روابط عمومی بعنوان یکی از بخش های بازاریابی مورد توجه است نه واحد تخصصی مجزا در شرکت. در اروپا ، در مقایسه با ایالات متحده تعداد کمی از دانشکده ها و دانشگاه ها ، واحدها و رشته هایی را در روابط عمومی عرضه می نماید.در اروپا واحده ای درسی روابط عمومی اغلب نظری است درحالی که در ایالات متحده ، اغلب این دروس در دانشکده های خبرنگاری و ارتباطات ارائه مشوند و تاکید بیشتر ، بر مهارتهای عملی شغلی است. شرکتی که دارای جهت گیری ملی است ، فعالیت های روابط عمومی کشور مادر را به خارج از کشور تعمیم می دهد. منطق این کار آنست که مردم کلیه کشورها مانند یکدیگر برانگیخته و ترغیب می شوند. روشن است که در این شیوه ، ملاحظات فرهنگی مورد توجه قرار نمی گیرد.شرکتی که دارای جهت گیری چند مرکزی است ، آداب و رسوم محلی را در فعالیتهای روابط عمومی خود مورد توجه فرار می دهد . با اینکه این رویکرد ، مزیت پاسخگویی محلی را دارد ، اما فقدان ارتباطات و هماهنگی جهانی می تواند منجر به ضایعات وصدمات زیادی گردد. در پاییز سال 1994 ، شرکت intel تولید کننده تراشه های کامپیوتری ، پس از اینکه یکی از اساتید دانشگاه ، یک نقص فنی را در تراشه رایانه ای تولیدی آن مشاهده کرد ، نشان داد که از نظر درک زیر بنایی روابط عمومی بسیار ضعیف است. پروفسور توماس با مهربانی باشرکت اینتل تماس گرفت و درخواست جایگزینی برای تراشه ی معیوب نمود ، اما تقاضای او رد شد. اینتل تاکید کرد که هر چند تراشه پنتیوم تولیدی دارای اشکال است اما بر این نکته پافشاری نمود که این نقص فقط یک بار در هر 27 هزار سال می تواند موجب اشتباه محاسباتی شود. پس از اینکه پروفسور توماس پاسخ رضایت بخشی را از شرکت عظیم intel دریافت نکرد ، شکایت خود را روی شبکه ی اینترنت قرار داد. صحبت درمورد اشکالات رایانه پنتیوم و پاسخ intel به به سرعت پخش شد. مدیر عامل شرکت intel ( آندرو گرو ) وقتی که از طریق اینترنت عذرخواهی کرد بحث داغ تر شد. گرو گفت : هیچ تراشه ای کامل و بی نقص نیست . او پیشنهاد کرد که اگر مشتری بتواندثابت کند که از رایانه برای برای محاسبات پیچیده ریاضی استفاده کرده است ، تراشه معیوب را عوض خواهد کرد. عدم تواضع و فروتنی گرو و اعتراف شرکت بر این نکته که از نقص تراشه برای مدت ها آگاه بوده است ، موجب بدتر شدن ادراک جامعه از شرکت گردید. پس از هفته ها سو ء شهرت برای شرکت ، بالاخره intel اعلام کرد که هرکسی که درخواست کند میتواند تراشه جدید برای رایانه خریداری شده خود درخواست ودریافت کند. این مسئله بدون این که تاثیر دائمی بر شهرت intel داشته باشد ، خاتمه یافت. ارتقاء فروش ارتقا فروش عبارت است از : هر گونه فعالیت کوتاه مدت بروی مصرف کنندگان نهایی و یا بازار سازمانی که ارزش ملموسی را برای محصول یا نشان شرکت ایجاد می کند. ارزش ملموس اسجاد شده ممکن است به صورت کاهش قیمت و یا اخذ جایره در صورت خرید باشد. در ایالات متحده معمولا از ارائه نمونه محصولات ، کوپن و باز پرداخت پستی بخشی از قیمت کالا استفاده می شود. هدف از ارتقا فروش ممکن است بر انگیختن مشتریان برای آزمایش نمونه محصول یا افزایش تقاضای مصرف کنندگان باشد. ارتقاء تجاری ، (( trade promotion )) برای افزایش موجودی محصول در کانال های توزیعی اجرا می شود که جهت جلب واسطه ها و بهبود تلاش ایشان برای فروش در نظر گرفته می شود. این ابزار ها شامل تخفیفات ، کالا های مجانی ، پاداش اضافی و غیره است. محبوبیت فزاینده ارتقاء فروش به عنوان ابزار ارتباطات بازاریابی ، خارج از ایالات متحده با توجه به نقاط قوت و مزیت های متعدد آن می تواند توضیح داده شود. ارتقاء فروش علاوه برارائه انگیزه های ملموس ، ریسک خریداران را در ارتباط با خرید محصول کاهش می دهد. نتیجه فعالیت های ارتقاء فروش از نظر شرکت قابل ارزیابی است ، زیرا مدیرمسئول ارتقاءفروش می تواند به سرعت نتایج را بررسی کند. علاوه بر این ، بعضی از انواع فعالیت های ارتقاءفروش مربوط به بازار مصرف کننده نهایی شامل مسابقه و برگرداندن بخشی از قیمت کالاها به مشتریان ، به پر کردن فرم هایی و پست کردن آن به شرکت نیاز دارد. این کار به شرکت اجازه میدهد تا اطلاعات پایگاه داده خود را تقویت و در هنگام ارتباط با مشتریان در آینده ، از آن بهره برداری نماید. تعداد زیادی از مدیران بین المللی ، با شرکت در سمینارهایی که توسط انجمن بازاریابی ارتقایی آمریکا PMAA)) Promotional Marketing Association of America ارائه شد ، درمورد راهبرد ها و راهکارهای ارتقاء به سبک آمریکایی، مطالبی را یاد گرفتند. بعضی اوقات ، برای کاربرد راهبرد های ارتقا ، شرکت باید خود را با شرایط خاص هر کشور هماهنگ نماید. یکی از اختلافات عمده بین ارتقاءفروش در آمریکا و سایر نقاط جهان ، عرضه کوپن می باشد. در ایالات متحده ، عرضه کوپن 70 در صد هزینه های ارتقاء فروش را شامل می شود.این درصد در خارج از ایالات متحده بسیار کمتر است.ارتقاءفروش در اروپا تابع مقررات دقیقی است. در کشورهای اسکاندیناوی ، ارتقاءفروش از محبوبیت زیادیبرخوردار است ، زیرا مقررات تبلیغات تصویری و چاپی بسیار شدیدتر است. شرکت ها باید موقع طراحی برنامه های ارتقاءفروش دقت زیادی به خرج دهند و از اشتباهاتپر هزینه اجتناب کنند. در سال 1992 ، فعالیت ارتقاءفروش شرکت ((هوور))(شعبه شرکت می تگ در اروپا) بسیار ناموفق بود اما در نهایت به شکست مالی و روابط عمومی بسیار نا مطلوبی منجر شد. شرکت هوور برای چندین ماه به خریداران جارو برقی و سایر لوازم خانگی خود پیشنهاد بلیط دوطرفه بین اروپا و ایالات متحده رانمود. هدف ازاین فعالیت ارتقاءفروش ، بهره برداری از بلیط های ارزان قیمت هواپیما باتوجه به فضای خالص در فصول خاصی از سال بود. مدیران شرکت هوور امیدوار بودند که هزینه بلیط ها با حق العمل پرداختی مشتریان موقع کرایه دادن خودرو یا ذخیره جا در هتل از طریق شرکت جبران شود.بالاخره انتظار می رفت که درصدی از مشتریان که لوازم خانگی را خریداری کردند واجد شرایط لازم نباشند و لذا از ارائه بلیط به آنان خودداری گردد.تعداد افرادی که عملا واجد شرایط اخذ بلیط بودند به بیش از 200 هزار نفر بالغ گردید که خیلی بیشتر از مقدار پیش بینی شده بود ، درحالی که تعداد افرادی که جهت ذخیره جا در هتل و یا کرایه خودرو از طریق شرکت اقدام نمودند ، بسیار کمتر از تعداد پیش بینی شده بود. به علت حجم زیاد تقاضا ، هوور قادر به پاسخگویی نبود . تعداد زیادی از مشتریان ، با علت تاخیر های طولانی در پاسخ به تقاضایشان برای دریافت بلیط عصبانی بودند. در نهایت شرکت نتوانست بودجه لازم را برای این فعالیت تامین کند. بالاخره مدیر عامل می تگ ( هادلی ) با هزینه 6/72 میلیون دلار ، تعهد خود نیبت به مشتریان را انجام داد. هادلی بعد از این حادثه رئیس و مدیر بازاریابی شرکت در اروپا و مدیر بازار یابی در انگلیس را اخراج کرد. در ماه می 1995 ، هادلی تصمیم گرفت تا شعبه اروپایی شرکت یعنی هوور را به کندی ایتالیا به ارزش 170 میلیون دلار بفروشد. هادلی مدیر عامل شرکت می تگ تصمیم گرفت تا صرفا بر بازارهای آمریکای شمالی تمرکز کند. فروش حضوری فروش عبارت است از: یک ارتباط حضوری دوطرفه بین نماینده شرکت و یک خریدار بالقوه. وظیفه فروشنده آنست که به شکل صحیحی نیازهای خریدار را درک نماید ، آن را با محصول یا محصولات شرکت مقایسه ، و سپس مشتری را به خرید ترغیب نماید. فروش حضوری موثر در کشور مادر فروشنده ،نیاز به ایجاد رابطه مطلوب با مشتری دارد ،اما بازاریابی جهانی چالش بیشتری را در پی دارد ،زیرا خریدار وفروشنده ممکن است دارای زمینه های ملی یا فرهنگی متفاوتی باشند.ارتباط رودررو و فروش حضوری جهت عرضهء محصولات صنعتی در بازارهای جهانی از اهمیت زیادی برخوردار است . در سال 1993 ، یک شرکت مالزیایی به نام(( Y T L )) مناقصه ای را به مبلغ 700 میلیون دلار برای خرید توربین ژنراتور برق عرضه کرد . مدیر عامل شرکت ((Y T L )) درخواست ملاقات با مدیران عالی هر دو شرکت زیمنس و جنرال الکتریک را نمود. او گفت من می خواستم به چشمان آنها نگاه کنم و ببینم که آیا می توانم با آنها کار کنم یا خیر؟ . شرکت زیمنس به این درخواست پاسخ مثبت داد اما جنرال الکتریک مدیری را اعزام ننمود. در نهایت شرکت زیمنس برنده این قرارداد اعلام گردید. فرایند فروش معمولا به چندین مرحله تقسیم میشود که عبارتند از : مشتری یابی ، فعالیت های قبل از تماس ، فعالیت های مرحله تماس ، عرضه مطالب فروش ، حل مشکلات ، پاسخگویی به ایراد ها و اشکال های مشتریان ، انجام فروش ، پی گیری های پس از فروش. اهمیت نسبی هر مرحله ، بین کشور ها و مناطق مختلف متفاوت می باشد. فروشندگان با تجربه آمریکایی می دانند که پافشاری یکی از شیوه هایی است که جهت موفقیت در فروش در ایالات متحده اغلب ضروریست. در ایالات متحده ، پافشاری اغلب به معنی (( نه )) جواب مطلوبی برای فروشنده نیست. در بعضی از کشور ها ، موفقیت فعالیتهای بازاریابی صنعتی جهانی بستگی به پافشاری زیاد دارد. با وجود این ، پافشاری در این کشور ها به معنی صبر و بردباری است یعنی اینکه باید ماه ها و شاید سالها تلاش نمود تا یک فروش به نتیجهء نهایی برسد. برای مثال شرکتی که علاقه مند است تا وارد بازار ژپن شودباید آماده باشد تا مذاکرات او3تا10سال طول بکشد. مشتری یابی عبارت است از شناسایی خریداران بالقوه و ارزیابی احتمال خرید آنها. اگر فورد بخواهد وانت های مسقّف خود را بفروشد که در آنجا بعموان وسیله حمل بار استفاده شود ، باید این مورد را به دقت مورد بررسی قرار دهد که کدام شرکت ها به آن نیاز خواهند داشت و کدام شرکت ها منابع مالی جهت خرید چنین وسیله حمل ونقلی را در اختیار دارند؟ شرکت هایی که این دو ویژگی را دارند ، مشتریان احتمالی قوی تری هستند. مشتری یابی موفقیت آمیز ، نیاز به آگاهی از فنون حل مسئله دارد که عبارت است از : درک و مقایسه نیازهای مشتریان با محصولات تولیدی شرکت جهت توسعه عرضه مطالب فروش. دو گام بعدی یعنی مرحله تماس و عرضه مطالب فروش مستلزم ملاقات بین فروشنده و خریدار می باشد. در فروش جهانی ، فروشنده باید با هنجارهای فرهنگی و آداب و رشوم کشور هایی که در آنجا فعالیت می نماید ،آشنا باشد. در بعضی از کشورها مرحله تماس جهت شناسایی فروشنده به صورت شخصی انجام میشود و بدون اینکه در مورد معامله صحبتی شود مشتری ارزیابی می گردد. در چنین مواردی ، عرضهء مطالب فروش فقط پس از استحکام روابط شخصی انجام می شود. در طول عرضه مطالب فروش ، فروشنده باید به ایرادها و اعتراض های خریدار پاسخ دهد. این اعتراض ها ممکن است دارای ماهیت شخصی باشد و یا اینکه مربوط به موضوع فروش باشد. یکی از مهارتهای مهم فروشنده ، توانایی گوش دادن به صورت فعال است. در فروش های جهانی ، موانع ارتباطات کلامی و غیر کلامی چالش های خاصی را برای فروشنده ایجاد می کند. پس از اینکه به انتقاد ها به صورت موفقیت آمیزی پاسخ داده شد ،فروشنده تلاش می نماید تا فروش را نهایی و سفارش را اخذ کند. یک فروش موفق هیمن جا خاتمه نمی یابد. (( گام نهایی فرآیند فروش شامل پیگیری های بعد از فروش است تا از رضایت مشتری از خرید اطمینان حاصل شود.)) بازاریابی مستقیم ، پایگاه داده ها و اینترنت به علت استفاده روز افزون از پایگاه داده رایانه ای ، کارت های اعتباری ، تلفن های راه دور رایگان و تغییر سبک زندگی مردم، در تعداد زیادی از بخش های جهان بهره برداری از بازاریابی مستقیم به صورت فزاینده ای در حال افزایش است. بازاریابی مستقیم نظامی است که عناصر آمیخته بازاریابی را که به صورت معمولی از هم مجزا هستند ، یکپارچه می نماید تا محصولات را به خریداران نهایی، سارمان ها ، شرکت ها، بدون بهره برداری از خرده فروشی ها یا فعالیت های فروش ، حضوری بفروشد. این نظام بازاریابی ، این نظام بازاریابی جهت فروش محصولات به مصرف کنندگان نهایی ، سازمان ها ، شرکت ها و واسطه ها شامل بانک ها ، خطوط هواپیمایی ، سازمان های غیر انتفاعی و غیره مورد استفاده قرار می گیرد. از آنجایی که مشتری ، به طور مستقیم به پیشنهاد فروش شرکت پاسخ می دهد ، لذا ملاحضات بین المللی در مورد ارتباطات توزیع و فروش باید مورد توجه قرار گیرد. در بازاریابی مستقیم ، از طیف وسیعی از رسانه ها شامل پیت مستقیم ، تلفن ، صوت و تصویر ، روزنامه و مجله و ... استفاده می شود. استفاده از پست مستقیم که معروف ترین نوع بازاریابی مستقیم است باتوجه به نرخ باسوادی ، سطح پذیرش ، زیر ساختار ها و فرهنگ بین کشور های مختلف متفاوت می باشد . در کشورهایی که نرخ باسوادی آنها پایین است رسانه ای که نیازمند خواندن باشد موثر نیست. احتمال دارد که در کشورهای دیگر نرخ باسوادی بالا باشد اما مصرف کنندگان با پست مستقیم آشنا نباشند و یا به محصولاتی که قبل از خرید قادر به دیدن آن نیستند ، شک داشته باشند. زیر ساختارهای یک کشور باید به حد کافی توسعه یافته باشد تا بتوان از پست مستقیم به نحو صحیحی استفاده کرد. نظام پستی باید بتواند نامه ها را به موقع تحویل دهد و اعتماد عمومی را جلب کند. پست مستقیم در کشور مکزیک قابلیت کشور مکزیک برای بهره برداری ازپست مستقیم اغلب نادیده گرفته میسود ، در حالی که عملا توانایی بالقوه آن بالاست. اخیرا جمعیت بیش از 95 میلیون نفری این کشور با درآمد سرانه3300 دلار آمریکا از رشد واقعی سالیانه دو درصدی بهره مند شده اند. تورم در این کشور کنترل گردیده و عضویت این کشور در پیمان تجارت آزاد آمریکای شمالی (( نفتا)) منجر به کاهش تعرفه ها و افزایش مشاغل شده است. هنوز هم مکزیکی ها بسته های پست مستیم کمی را دریافت میکنند و بعنوان مصرف کننده توسط شرکتهای آمریکایی نادیده گرفته می شوند. مکزیکی ها عاشق چانه زنی هستند و وفاداری آنها نسبت به نشان کالاها بسیار بالاست. یکی از مزیت های شرکت هایی که بخواهند از پست مستقیم در مکزیک استفاده کنند ، هزینه پایین آن در کشور مکزیک می باشد. در یک فعا لیت پست مستقیم که اخیرا انجام شد، یک شرکت شرکت مالی خرید خودرو 8 هزاربسته پستی را توزیع کرد که نرخ پاسخ آن ده درصد بود و 33 درصد ازپاسخ دهندگان خرید کردند. علاوه بر زیر ساختار های فیزیکی ، نیاز به یک نظام برای توسعه پایگاه داده ها و اخذ اسامی مشتریان و پی گیری نتایج می باشد. در یکی از جمهوری های شوروی سابق ، بازرگانان علاقه مند نبودند اسامی و آدرس آنها در کتابهای راهنمای تلفن درج شود. آنها از این موضوع وحشت داشتند که مافیای محلی از این اطلاعات استفاده کند و جهت حفاظت از آنها درخواست پول کند. فرهنگ ، نقش مهمی را در تصمیم گیری جهت استفاده از پست مستقیم ایفا می کند. در تایلند ، طالع بین های محلی نقش مهمی در تصمیم گیری های کاری ایفا می کنند. اگر از نظر آنها روزی که قرار است فعالیت های پستی انجام شود ، نحس باشد ؛ شرکت ممکن است ارسال مرسولات رامتوقف نماید تا روز خوش یمن تری ظاهر شود. در بازاریابی پایگاه داده ، از فهرست طولانی مشتریان احتمالی و اطلاعات مرتبط در مورد ویژگی های جمعیت شناسی وروانشناسی استفاده می شود تا بازارهای هدف به مشتریان احتمالی قوی تری محدود گردد و سپس پیشنهادهایی که مناسب علائق و منافع آنهاست ، عرضه میشود. اینکار نه تنها جهت بازاریابی مستقیم ضروریست ، بلکه برای انجام تحقیقات بازاریابی و فروش حضوری نیز لازم است. این فهرست ها را می توان داخل شرکت از روی مشخصات مشتریان موجود اسجاد نمود ، یا اینکه از پاسخ به پیشنهادات بازاریابی مستقیم قبلی و راهنماهای تلفن کسب کرد.علاوه بر این ، این فهرست ها را می توان از واسطه ها ویا شرکت هایی که در تهیه و فروش آن به مشتریان احتمالی متخصص هستند ، خریداری کرد. اینترنت یکی از ابزارهای ارتباطی جهانی است و پیش بینی میشود همانگونه که در دهه 1950 تلوزیون بازاریابی را در ایالات متحده متحول کرد ، نقش مشابهی را در آینده ایفا کند. اینترنت محصولات و خدمات جدید را به صورت همزمان به مصرف کنندگان در کلیه کشور های جهان عرضه می نماید و بنابراین بر روی شیوه های خرید کالاها ، تشویق و ترغیب و فروش و توسعه آنها اثر می گذارد. هرشرکتی که آدرس خود را بروی شبکه اینترنت عرضه نماید به صورت خودکاریک شرکت چند ملیتی میشود. اینترنت به شرکتهای کوچک اجازه می دهد تا به صورت ساده تر رقابت کنند و با مصرف کنندگان دربازارهای نوظهور به طور مستقیم دسترسی داشته باشند. اگر شما میخواهید بدانید که خودرو های ساخت شرکت فورد را در چه مکان هایی در جهان می توان خریداری نمود ، کافی است که به آدرس فورد در اینترنت مراجعه کنید ( www.ford.com ) اگر می خواهید اطلاعات بیشتری درمورد آخرین نوآوری های شرکت نوکیا ، سازنده ی فنلاندی تلفن های همراه کسب کنید می توانید با آدرس این شرکت ارتباط برقرار کنید( www.nokia.com ) اگر شما در ژاپن هستید و نیاز به پیراهن تولیدی شرکت ( ال ال بین ) دارید می توانید آن را ازطریق کاتالوگ الکترونیکی آن شرکت سفارش دهید و از خرید آن با قیمت های بالا در فروشگاه های محلی ژاپنی خودداری کنید. اگر هم دانشجویی در کشور ایران هستید و نیاز به کتاب درسی از انتشارات سمت دارید و کتاب مورد نظر در محل تحصیل و زندگی شما کمیاب است می توانید با مراجعه به به آدرس ( www.samt.ac.ir ) از طریق مشاهده کاتالوگ الکترونیکی کتاب مورد نظر را پیدا و سفارش دهید و ظرف مدت 10 روز کتاب را دم در منزل خود از طریق پست دریافت و وجه کتاب را هم به مامور پست بپردازید. اینترنت یک طبقه بندی باریکی را از بازاریابی مورد توجه قرارمی دهد . اینترنت محصولی است که خدمات الکترونیکی متنوعی را ( از قبیل خدمات بانکی در منزل ) ارائه می نماید. از اینترنت می توان به عنوان ابزاری برای تحقیقات بازاریابی ، تبلیغات ، روابط عمومی و فروش استفاده کرد. محققان بازار و دانشجویان می توانند پایگاه های داده را از سی دی رام ها جستجو و اطلاعاتی را درمورد رقابت از فهرست آدرس ها پیدا کنند. در صورت ارائه اطلاعات مناسب در مورد ویژگی های جمعیت شناسی بازار هدف می توان تحقیقات لازم را از طریق رایانه انجام داد. تبلیغات و فعالیتهای تشویقی و ترغیبی مصرف کنندگان نهایی به طور منظم بروی اینترنت ظاهر می شود. مطالب روابط عمومی متنوعی را می توان در صفحات اینترنت ارائه کرد. اگر شرکت علاقه مند باشد می تواند فروش از طریق رایانه را جایگزین خرده فروشی ها و کارکنان فروش نماید. یکی از مزیت های کلیدی اینترنت ، فرصت دسترسی سریع به اطلاعات و پشتیبانی ، با هزینه کمتر و مستقیم تر نسبت به نظام های ارتباطی موجود مانند تلفن ، دورنگار و پست مستقیم می باشد.درنتیجه ، تحقیقات بازار ازنظر نحوه آزمایش محصول توسط مصرف کنندگان و جمع آوری اطلاعات در مورد رقبا ، دچار تغییرات انقلابی خواهد شد . علاوه بر این ، هزینه دسترسی به مصرف کنندگان در سرتاسر جهان به طور قابل ملاحظه ای کاهش خواهد یافت. اینترنت ارتباطات مستقیم دوسویه را با مصرف کنندگان کلیه کشور ها عرضه می کند. این ابزار بسیار مهم در عرضه محصولات جدید و عرضه محصولات موجود در بازارهای جغرافیایی جدید بسیار موثر و مفید می باشد. با ملاحظه آدرس شرکتها بروی شبکه اینترنت ، اطلاعات رقابتی را درمورد رقبا میتوان به سرعت دریافت کرد . صفحه آدرس شرکت ها ممکن است حاوی اطلاعات در موردمحصولات جدید ، قیمت گذاری ، فهرست مشتریان و مکان جغرافیایی شرکت ها به صورت رایگان باشد. موقع ایجاد محل استقرار در اینترنت، شرکت ها باید به خاطر داشته باشند که این محل یک ابزار ارتباطی است و در ایجاد وجهه مناسب و مطلوب شرکت مفید است و لذا باید دقت شود تا موقعیت شرکت را به نحو مطلوبی نشان دهد. تخمین صحیحی از تعداد افرادی که دارای رایانه شخصی هستند و یا اینکه به آن دسترسی دارند و از شبکه اینترنت استفاده می کنند، دشوار است ، زیرا تعداد رایانه های موجود در منزل و در محل کار درسالهای اخیر رشد انفجاری داشته است. در اواسط سال 1998 ، بیش از صد میلیون نفر در سراسر جهان از شبکه اینترنت استفاده می کردند. تعداد مشتریان اینترنت از نظر تمرکز جغرافیایی در ایالات متحده بیش از سایر کشورهاست و سپس انگلیس ، آلمان ، کانادا و استرالیابه ترتیب در مکان های بعدی قراردارند. از نظر نسبت تعداد مشتریان به هر هزار نفر ، فنلاند برتراز سایر کشور ها می باشد و شپش ایالات متحده و استرالیا و نیوزیلند در مکان های بعدی قرار دارند. شرکت خدمات رسانی مشتریان اینترنت به نام ( compuserve ) در سال 1987 توسعه جهانی خود را آغاز کرد. در سال 1995 شرکت خدمات رسانی (American Online ) به علامت اختصاری (( A O L )) که اختلافات آن با شرکای اروپایی حل شد، فعالیت جهانی خود را آغاز کرد. تعداد زیادی از شرکت ها ، نسل دوم و سوم اینترنت را پشت سر گذاشته اند در حالی که شرکت های دیگر به تازگی بروی شبکه قرار گرفته اند. استفاده فزاینده از اینترنت ، واژه های جدید بازارایابی را ایجاد کرده است. به عنوان مثال ، ( evan schwartz ) واژه (( Webonomics )) را مورد استفده قرار دادو او این واژه را به عنوان ( مطالعه تولید ، توزیع و مصرف کالاها ، خدمات و ایده ها در شبکه اینترنت )) تعریف کرده است. تاثیر اینترنت بر آمیخته بازاریابی راهبرد قیمت گذاری در کشورهای مختلف جهان با توجه به سطح توسعه اقتصادی در داخل یک کشور ، توزیع درآمد و جمعیت و سایر عوامل ، متغییر می باشد. با وجود این افزایش فزاینده استفاده از اینترنت ، یکسان شدن قیمت ها در سطح جهان برای محصولات مورد استفاده مصرف کننده نهایی و به ویژه محصولات صنعتی که در شبکه اینترنت موجود است ، یکی از واقعیت های عصر حاضر است. اگر که قیمت یک رایانه قابل حمل که منطبق با استانداردهای جهانی می باشد ، در اندونزی ارزان تر است چرا مصرف کنندگان باید آن را باقیمت بالا تردر کشور خودشان خریداری نمایند؟ با استفاده از اینترنت ، قیمت ها شفاف تر خواهد شد ، زیرا مشتریان می توانند به آسانی قیمت محصولات را در کشور های مختلف مقایسه و بهترین آنها را انتخاب کنند. نظام خرده فروشی ها نیز تغییر قابل ملاحضه ای خواهد کرد . در ژاپن ، خرید لباس به صورت مستقیم از شرکت ( ال ال بین ) از طریق شبکه اینترنت ارزان تر است. در این حالت ، محصول درخواستی از طریق تولید کننده به طور مستقیم از توسط خدمات حمل بین المللی عرضه خواهد شد و خرید از شبکه خرده فروشی ژاپن که دارای چندین لایه است و موجب افزایش شدید قیمت ها می شود ، اجتناب می گردد. چنین تسهیلاتی ، اهمیت واسطه ها و عمده فروشی ها را در سطح گسترده ای کاهش خواهد داد. موارد فوق فقط معدود تغییراتی است که اینترنت بروی بازاریابی خواهد داشت. شبکه اینترنت در حال رشد می باشد و بصورت روزانه در حال تغییر است وتوانمندی های بین المللی کلیه شرکت ها را افزایش می دهد. خلاصه  در انتخاب کارمندان بخش روابط عمومی باید دقت بیشتری بخرج دهیم ، زیرا هر چقدر روابط عمومی کارمندان بالا باشد به همان میزان بخش روابط عمومی شرکت نیز فعال تر و قوی تر خواهد بود.  روابط عمومی یک شرکت نفش مهم و اثر گذاری در کسب وجهه و شهرت مطلوب یا نامطلوب برای شرکت دارد.  یک روابط عمومی موفق وکارامد در زمان عادی شرکت سعی می کند تصویری مطلوب و اثر گذار نزد افراد جامعه بخصوص مشتریان ایجادکند؛ ودر زمان چالش شرکت همین بخش روابط عمومی سعی میکند تا نقاط مبهم و بحث برانگیز که موجب تیره شدن تصویر شرکت نزد مردم شده را بشناسد و با پاسخ هایی قاطع و قانع کننده از بوجود آمدن سوءشهرت برای شرکت جلوگیری کند.  ارتقاءفروش باید با مقررات و فرهنگ بازار کشور میزبان هماهنگ باشد تا در صورت اعمال آن سوءشهرت و نارضایتی مشتریان را به دنبال نداشته باشد.  در فروش حضوری نماینده فروش باید با فرهنگ و زبان و آداب و رسوم کشور میزبان آشنایی کامل داشته باشد تا در هر مرحله از فروش رفتار مناسبی با ویژگی آن کشور ارائه دهد.  بازاریابی مستقیم ؛ پایگاه داده و اینترنت در حال جا افتادن در اذهان عمومی است و می تواند راهبرد های شرکت را با امکان دسترسی مستقیم به مصرف کننده تغییر دهد.  عوامل فوق با ترکیب شدن با تبلیغات از ابزارهای مهم برقراری ارتباط در بازاریابی بین الملل است. فهرست منابع منبع اصلی کتاب مدیریت بازاریابی جهانی تالیف warren J.keegan ترجمه و تلخیص دکتر عبدالحمید ابراهیمی منبع مکمل جزوه درس بازاریابی و مدیریت بازار استاد اسماعیلی دوکی در بهار 86

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
یکشنبه بیست و نهم مهر 1386  

 

مرجع: http://www.modir.ir/learning/stress.asp

 

استرس شغلی

زمستان ۱۳۸۳

تهیه کننده : علی یونسیان

مربوط به درس مدیریت رفتار سازمانی
 
 

این تحقیق در هفت بخش ارائه می شود که شامل بخش های زیرمی باشد :

الف) اهمیت بررسی استرس و بررسی آماری در رابطه با استرس و زیانهای آن

ب) تعریف استرس

ج) انواع استرس

د) عوامل استرس زا

ه) نظریه های استرس

و)واکنشهای فیزیولوژیک

ی) مقابله با استرس

 

الف) اهمیت بررسی استرس و بررسی آماری دررابطه با استرس و زیانهای آن

اطلاعات و حقایق موجود درباره ی استرس بسیار شگفت آورند . امروزه ، ناراحتی های مربوط به استرس حتی از سرماخوردگی هم که زمانی شایع ترین مشکل سلامتی در آمریکا بود ، شایع تر هستند .

بین ۸۰ تا ۹۰ درصد از سوانح شغلی به دلیل مشکلات فکری – احساسی به وجود می آیند . صدمات مربوط به استرس عامل ۷۰ درصد از تمام غیبتها (غیبت در سرکار) می باشد و برآورد شده است که این مسأله ۱۰ درصد از تولید ناخالص ملی را کاهش می دهد .

طبق گزارش مؤسسه تحقیقات مربوط به استرس (درآمریکا) درمان ناراحتی های مربوط به استرس ، سالانه یکصد میلیارد دلار برای دولت آمریکا خرج بر می دارد و زیانهایی که از این راه به تولید کشور وارد می شود ، حدود هفده میلیارد دلار در سال برآورد شده است .

همه ساله ۶.۷ ميليون روز کاری در انگلیس به دلیل استرس از بین می رود .

مهمتر از این آمار و ارقام و ضررهای اقتصادی ، اثری است که استرس بر سلامت فکری و جسمی افراد و روابط آنها با دیگران و در کل بر زندگی انسان دارد .

 

ب) تعریف استرس

تعاریف بسیاری از استرس وجود دارد . اما یک تعریف کلی از استرس ، که توسط هنس سلای که برخی او را پدر تحقیق درباره ی استرس می دانند ، مطرح شده است اینگونه است :

(( استرس عکس العمل نامعین انسان است در مقابل فشار)) یا

(( استرس واکنش فیزیولوژیک بدن ماست در مقابل هر تغییر ، تهدید و فشار بیرونی یا درونی است که تعادل روانی ما را بر هم می زند ))

امروزه بیشترین استرسی که ما تجربه می کنیم ، در ذهنمان به وجود می آید .

هنگامی که ما خود را با خطراتی همچون از دست دادن شغل ، عدم موفقیت و ... رو در رو می بینیم ، نگران می شویم .

استرس را همچنین می توانیم به عنوان یک حالت عدم توازن بین فشارهای وارده و توانائی های خود برای مقابله با آن فشارها بدانیم . این حالت بیشتر زمانی اتفاق می افتد که ما فکر می کنیم اگر با فشار درست مقابله کنیم ، نتیجه خیلی متفاوت خواهد بود با زمانی که اصلاً با آن مقابله نکنیم یا درست به مقابله با آن برنخیزیم.

برای مثال ، اگر از شما خواسته شود ، یک بروشور بازاریابی تهیه کنید ، در صورتی که از دانش خود درباره ی محصول و توانائی خویش برای دسته بندی اطلاعات و نحوه تبلیغ مطمئن باشید و بتوانید تصاویر جالبی برای بروشور تهیه کنید ، استرس کمتری را تجربه خواهید کرد تا اینکه دانش کافی نداشته باشید ، نویسنده ی خوبی هم نباشید و خلاق هم نباشید . اگر قرار باشد از بهترین مشتریان شرکت خواسته شود که با توجه به بروشور تبلیغاتی شما در مورد محصول جدید شرکت نظر بدهند ، استرس این وضعیت دو برابر وضعیت قبلی خواهد بود .

 

ج) انواع استرس

همه ی استرس ها ناخوشایند نیستند . هنس سلای می گوید : (( دو نوع استرس وجود دارد : خوشایند و ناخوشایند )) معمولاً موقعی که ما درباره ی استرس صحبت می کنیم ، به استرس ناخوشایند اشاره داریم . با وجود این ، همه ی ما در بعضی وضعیتها و اتفاقات خوشایند ، استرس خوشایند را هم تجربه کرده ایم . مثلاٌ در عروسیها ، هنگام تولد فرزندان ، هنگام گرفتن ارتقا یا گرفتن پاداش ، هنگام دیدن دوستان قدیمی و غیره .

 

د) عوامل استرس زا :

اینکه چیزی استرس زا هست یا نه ، تا حدود زیادی به نحوه ی تفکر و نگرش ما درباره ی آن بستگی دارد . این نگرش ممکن است در حالات مختلف ، متفاوت باشد .

مثلاً اگر امروز همسرتان از شما بخواهد که نسخه ای را برای او از داروخانه بگیرید ، ممکن است بدون هیچ ناراحتی قبول کنید ، اما در یک روز دیگر که سرتان کاملاً شلوغ است ، به راحتی این درخواست را قبول نمی کنید و ممکن است با همسر خود در این باره جر و بحث کنید . در نتیجه استرس بوجود می آید . عوامل استرس زا هم مثل خود استرس به دو دسته تقسیم میشوند :

استرس زاهای خوشایند و ناخوشایند . که در این مورد هم در بسیاری از مواقع ، واکنش افراد مختلف در برابر یک عامل استرس زا متفاوت است .

استرس از دو جا می آید : درون جسم یا فکر ما و بیرون بدن ما

استرس زاهای درونی هم با بیولوژی فرد رابطه دارند و هم با ویژگیهای شخصیتی او .

 

بیولوژی

بعضی افراد صبحها بهتر می توانند کار کنند . آنها ترجیح می دهند صبح زود بیدار شوند و کار خود را همان وقت شروع کنند . بعضی دیگر بعدازظهرها یا حتی در ساعتهای آخر شب بهتر کار می کنند . بنابراین دوره های پرانرژی بودن از نظر بیولوژیکی در طول شبانه روز برای افراد مختلف ، متفاوت است و به نظر می رسد که این مسأله با استرس ارتباط داشته باشد .

علاوه بر این بعضی از ما به دلیل مسائل ژنتیکی نسبت به بعضی بیماریها ، آلرژی ها و ناتوانیها حساس تر هستیم . این ناراحتی ها و بیماریها تعادل ما را بر هم می زنند ، توان ما را کاهش می دهند و در نتیجه کارایی ما را پایین می آورند . وقتی ما در حالت مریضی یا ناراحتی کار می کنیم ، بدنمان سخت کار می کند تا دوباره تعادل خود را به دست آورد و مقدار زیادی از انرژی صرف این مورد می شود . در نتیجه ، نمی توانیم کارایی خوبی داشته باشیم . شخصی که مریض است زیر نوعی فشار (استرس) قرار دارد .

ویژگیهای شخصیتی :

نحوه ی برداشت افراد از دنیا متفاوت است و هر کس با دید خاص خود به آن می نگرد . حتی نحوه ی برداشت افراد از یکدیگر هم متفاوت است . احساس ما درباره ی ارزش خود و تصوری که از خود داریم ، نیاز ما برای کنترل ، ارزشهای ما ، نظام اعتقادی ما و پیامهای درونی ما همه جزئی از ساختار ما هستند .

به راحتی می توان فهمید که چگونه تصور از خود ، روی برداشت ما از فاصله ی بین میزان فشار و میزان تواناییمان اثر می گذارد . فردی که از خود تصور مثبتی دارد ، به بیشتر فشارها به عنوان چالش نگاه می کند . او درون خود را احساس می کند که می تواند بر این چالش ها غلبه کند . برعکس ، فردی که از توانائیهای خود تصور منفی دارد ، مشکلات برایش بزرگتر جلوه می کند و در نتیجه ، احساس می کند که فاصله بین میزان فشار و توانائیهای او زیاد است و در نتیجه ، به سختی خواهد توانست بر مشکلات غالب شود .

 

عوامل استرس زای بیرونی را به سه دسته می توان تقسیم کرد :

شخصی ، محیطی ، شغلی .

استرس زاهای شخصی مثل طلاق ، روابط زناشوئی ، فشارهای تحصیلی ، ملاقاتها ، وظایف مالی ، مشکلات قانونی ، پرورش بچه ها و ....

استرس زاهای محیطی مانند : سر و صدای زیاد ، آلودگی هوا ، درجه ی حرارت خیلی بالا یا پایین ، شلوغی و ازدحام جمعیت و ...

استرس زاهای شغلی مثل : حجم کاری بیش از اندازه ، تغییر یافتن وظایف ، عدم حمایت رییس ، بی احترامی همکاران ، بیکار شدن ، آموزش ناکافی ، کمبود اطلاعات ، مهلت ناکافی برای انجام دادن کارها ، محرومیت از حق انتخاب ، حقوق ناکافی و ....

 

سه موضوع دیگر نیز بر استرس اثر می گذارند :

 

الف ) تفاوتهای فردی

ما مقداری استرس برای جمع آوری ثروت ، مقام ، رضایت و شادی قبول می کنیم . اما این قبول کردن تفاوت دارد .

واکنش افراد را نسبت به یک عامل استرس زا نمی توان پیش بینی کرد . زیرا ممکن است هر کسی به نحوی واکنش نشان دهد .

 

ب) نداشتن اختیار عمل

تحقیقی در سال ۱۹۹۰ نشان داده است که استرس زا ترین شغل ها الزاماً شلوغ ترین یا خطرناک ترین شغل ها نیستند . بلکه شغل هایی هستند که در آنها از افراد انتظارات بالایی می رود ، اما در عین حال اختیار عمل بسیار کمی دارند ( مثل دستیاران اجرایی )

 

ج) تغییر :

یکی از بزرگترین منابع استرس تغییر است .

این عامل نیز تا حد بالایی به نگرش افراد بستگی دارد .

استرس زا ترین تغییر زمانی است که فرد چیزی را که برایش اهمیت بسیار دارد ، یا فردی را که در زندگی اش نقش مهمی ایفا می کند ، از دست بدهد .

 

نظریه های استرس

الف ) تئوری فرایدمن و روزنمن ( نظریه ی سبک رفتاری A و B )

اثبات شده است که افراد گروه A به احتمال زیاد مدتی از عمر خود را به دلیل مشکلات قلبی و استرسی در بیمارستان خواهند بود . افراد نوع A در شغل خود موفق تر خواهند بود ، و به ندرت از آنچه دارند ، راضی هستند ، اما خطر بیشتری هم در کمین دارند .

 

گروه A

گروه B

حرکاتش با عجله همراه است

عجله ندارد

غذایش را سریع می خورد

آرام غذا می خورد

با عجله صحبت میکند

آرام صحبت میکند

اغلب احساس بی صبری می کند

صبور است

در کارش رقابتی است

در کارش با دیگران همکاری می کند

به وقت خیلی اهمیت می دهد و سعی می کند هر کاری را سر وقت انجام دهد .

به وقت زیاد اهمیت نمی دهد و گاهی کارهایش را دیر انجام می دهد .

خیلی زود ناراحت یا عصبانی میشود

زود ناراحت نمی شود و آسان گیر است

بسیار بلندپرواز و جاه طلب است

به آنچه دارد راضی است

پر انرژی و آماده برای عمل است

خونسرد و آرام است

در هنگام بیکاری ، بیقرار است

از بیکاری لذت می برد

اغلب سعی میکند چندین کار را بطور همزمان انجام دهد

هر کاری را در زمان خود و با حوصله انجام می دهد

 

ب) تئوری سازگاری فرد با محیط :

هرچه فرد با شرایط سازگاری کمتری داشته باشد ، یا آنرا دوست نداشته باشد، میزان استرس او بیشتر خواهد بود .

 

 

واکنشهای فیزیولوژیک

الف ) بدن به محض احساس خطر ، خود را برای مقابله با وضعیت خطرناک آماده می کند .

سیستم عصبی برای ایجاد انرژی بیشتر ، مواد شیمیائی خاصی را در بدن آزاد می کند . در سراسر بدن ، سلولهای چربی از خود انرژی آزاد میکنند .

و این باعث موارد زیر می شود : تغییر در نحوه تنفس ، عرق کردن یا سرخ شدن ، اختلال در حرکات معده ، انقباض ماهیچه ها ، افزایش ضربان قلب

 

ب ) در اثر واکنش بدن در مرحله ی اول انرژی زیادی به وجود می آید تا بدن به حال عادی برگردد. به این انرژی اضافی ، انرژی سازگاری گویند .

 

ج)اگر خطر ادامه یابد ، انرژی سازگاری مرحله دو صرف می شود و مرحله ی سوم (ازتوان افتادگی) پیش می آید که در آن برخی از ویژگیهای مرحله ی اول به وجود می آیند . اما زود از بین نمی روند که به آن از توان افتادگی شدید گویند . مثل مشکل در خوابیدن ، نداشتن شور و شوق ، عدم اعتماد به نفس ، ناتوانی در تصمیم گیری و غیره .. و در نتیجه منزوی شدن و اگر درمان صورت نگیرد به حملات قلبی و زخم های شدید در دستگاه گوارش و ... منجر می شود .

 

علائم فیزیکی و روانی استرس به طور کلی به شرح زیر هستند :

فیزیکی :

تپش غیر عادی قلب ، مشکل تنفسی ، درد سینه ، گیج بودن ، ناخن جویدن ، درد معده ، سر درد ، فشاربالا ، خستگی و بی خوابی و ...

 

روانی :

کاهش انرژی ، اشتهای کم یا زیاد ، سیگار کشیدن ، احساس شکست ، احساس تنهایی و غیره .

 

مقابله با استرس :

الف) حذف یا کاهش عوامل استرس زا

حذف یا کاهش عوامل استرس زا به طور کامل یا حتی تا حد ممکن می تواند آسان ترین و در عین حال سخت ترین راه برای مقابله با فشارهای زندگی باشد .

اما شما تا چه حد مایل هستید که یکی از استرس زاهای خود را حذف کنید ؟

اگر بدانید که بزرگترین استرس زا در زندگی شما شغلتان است ، آیا حاضرید شغل خود را کنار بگذارید ؟

اگر می توانید این کار را بکنید ، از این راه استفاده کنید ، چون مستقیم ترین راه برای برخورد با چنین مشکلاتی همین است .

اما به احتمال زیاد راههای دیگری هم برای برخورد با اینگونه استرس ها وجود دارد .

برای کاهش عامل استرس زا نیز می توان از اقداماتی همچون کنترل زندگی شخصی خود و کنترل شغل یا کار استفاده کرد .

 

ب) تغییر نگرش نسبت به عوامل استرس زا

دومین فرصت ما برای مقابله با استرس در مرحله ی دوم چرخه ی آن است . در این مرحله ، میزان اثر استرس وارد بر ما به برداشت ما از استرس زا بستگی دارد .

تغییر نگرش می تواند ساده به نظر برسد ، اما تعداد کمی قادر به انجام آن به راحتی هستند .

اگر تغییر برداشت واقعاً آسان بود تنها چیزی که برای انجام آن لازم می نمود ، این بود که ما به محض روبرویی با یک مشکل ، به خود بگوییم (( چنین برداشتی از این قضیه بر من اثر نامطلوبی دارد . پس بهتر است به طور دیگری به آن نگاه کنم ))

 

ج)توسعه و افزایش مکانیسم های مقابله با استرس

مکانیسم های مقابله ای ، الگوهای فکری یا عادت های رفتاری هستند که اثر استرس زا ها را کاهش می دهند یا خنثی می کنند . این مکانیسم ها به ما کمک می کند که احساسات خود را راحت تر کنترل کنیم و در برابر وضعیتهای استرس زا به شکل بهتری عکس العمل نشان دهیم . همه ی ما ذاتاً دارای مکانیسم های دفاعی خاصی هستیم که به محض نیاز به آنها ، فوراً در بدن فعال می شوند .

در چرخه ی استرس ، سومین جایی که ما می توانیم آن را در زندگی خود کاهش دهیم در این مرحله ، مرحله ی توسعه ی مکانیسم های دفاعی ، می باشد .

مکانیسم های مقابله ای نادرست :

بسیاری از مردم برای مقابله با استرس از مکانیسم های نادرست استفاده می کنند .

بیشتر این مکانیسم های نادرست فقط برای فرار از استرس زا یا فراموش کردن آن برای مدتی کوتاه م

ی باشد . به این روش های مقابله ای ، اصطلاحاً فرار از مشکل گفته می شود . استفاده از مشروبات الکلی ، استفاده از داروهای نسخه ای ، نیکوتین ، و حتی کافئین همه جزو روشهای مقابله ای نادرست محسوب می شوند .

مکانیسم های مقابله ای درست :

این مکانیسم ها شامل مواردی همچون : آرام کردن بدن ، شل کردن و آرام کردن ماهیچه ها ، کشیدن عضلات ، تجسم ، خواب ، آرام کردن ذهن ، در میان گذاشتن افکار و احساسات خود با دیگران ، مدیریت زمان ، فعالیت فیزیکی ، ماساژ ، خندیدن و ... می باشد .

پایان ...

 
 
 

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386  

مديران آينده نگر

 


امروزه هيچ كشوري از نفوذ پيشرفتهاي حيرت انگيز فناوري اطلاعات و ارتباطات و بيوتكنولوژي و نانوتكنولوژي مصون نيست. انقلاب جهاني فناوري در دهه هاي اخير با تغييرات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فردي در سراسر جهان همراه بوده است. مانند انقلابهاي كشاورزي و صنعتي در گذشته، اين انقلاب فناوري نيز از پتانسيل دگرگون سازي كيفيت زندگي و طول عمر، تحول در كار و صنعت، تغيير و تبديل ثروت، جابجايي قدرت در سطح ملتها و افزايش تنش و تعارض برخــــوردار است. دستاوردهاي بشر در عرصه هاي مختلف علوم مانند بيوتكنولوژي، نانوتكنولوژي، فناوري مواد و فناوري اطلاعات و ارتبــــاطات به شناخت بيشتر بشر از ارگانيسم هاي زنده و چگونگي فعاليت، بهبود و كنترل آن - توليد محصولات، قطعات و سيستم هاي ارزانتر، هوشمندتر، چندمنظوره، سازگار با محيط زيست، تغيير شيوه توليد و... شده است. رهاورد بشر در دهه هاي اخير بويژه شبكه جهاني اينترنت در مقوله فناوري ارتباطات باعث گرديده شيب منحني رشد علم و فناوري در سالهاي اخير به شدت زياد و به صورت يك منحني متمايل به عمود تبديل گردد كه نشان از كوتاهتر شدن هرچه بيشتر چرخه زماني توليد علم است. بنابراين، ما در جهاني زندگي مي كنيم كه ويژگي بارز آن، 1 - تغييرات شتابنده 2 - غيرقابل پيش بيني بودن آينده است. اين ويژگيها از اصول پارادايم نوين مديـــــريت يعني مديريت در محيط پويا و بي ثبــــات و غيرقابل پيش بيني را نيز شامل مي شود.

حال اين سوال مطرح است كه مديران در قبال اين تغييرات شتابنده محيطي چه وظايفي دارند؟ ضرورت آينده پژوهي و آينده نگري در مديريت چيست؟ مديران در محيطي كه متغيرها به صورت غيرخطي بر همديگر تاثير مي گذارند چه نقشي دارند؟

در دنياي رقابتي امروز، با سرعت روزافزون تغييرات تكنولوژيك، سيستم هاي علم و فناوري بايستي آمادگي لازم را براي پاسخ به تغييرات اقتصادي و اجتماعي داشته باشد. در اين ميان فرصتي ساختاريافته براي نگاه به آينده و بررسي نقش علم و فناوري در آينده بايستي در هر جــامعه اي مغتنم شمرده شود. بحث آينده نگري فناوري پاسخي به نيازهاي بخش مديريتي كشور است كه با هدف روزآمد كردن دانش مديريت در كشــور، سياستگذاري، تصميم گيري و تدوين استراتژي هاي بلندمدت ملي و فراملي برنامه ريزي مي گردد.


آينده نگري تلاشي سيستماتيك براي بررسي درازمدت آينده علم، فناوري، اقتصاد، محيط و جامعه به منظور شناسايي پديده هاي نوظهور و حوزه هاي زيربنايي تحقيقات استراتژيك است كه بيشتري منافع اقتصادي و اجتماعي را دربرداشته باشد. بنابراين، درجهان امروز آينده پژوهي و آينده نگري يك ضرورت است. پيش بيني مي گردد كه در هزاره سوم، زمينه براي مطالعات آينده نگر و آينده پژوهانه افزايش پيداكند و انديشمندان احساس مي كنند كه گويي يك جاذبه مغناطيسي، تحولات پيرامون آنها را به سمت آينده سوق مي دهد.
محورهاي دانش آينده نگري و آينده پژوهي عبارتند از:

 1 - پايش الگوهاي نوظهور؛

2 - برون يابي مانند تحليل روند فناوري - تحليل فيشر - تحليل گومپرز؛

3 - تحليلهاي چرخه اي مانند تحليل تشابه - تحليل رونــــد تاخيري - ماتريس هاي ريخت شناسي

4 - تحليل هدف مانند تحليل محتوي - تحليل پروانه اي عوامل

5 - همگرايي شهودي مانند پيمايش دلفي و كنفرانس گروه اسمي، با به كارگيري اين موارد مي توان مصاحبه هاي ساخت يافته و غيرساخت يافته خود را براي تغييرات عميق و گسترده محيطي و شكل بخشيدن به آينده آماده كرد.

از اين رو مديران، بويژه مديران اقتصادي كشور بايستي ضمن الـــزام به تجهيز علم آينده شناسي و آينده نگري، هنر مديريت در محيط بي ثبات و پويا و چگونگي برخورد با پديده تغيير و بهره برداري از آن را بياموزند. داشتن نگرش عميق و ژرف نگري از تحولات شتابنده محيطي و كلان نگري كه حاصل توجه عميق به آينده است نياز مديران كشور است. مديران قرن بيست ويكم منتظر نمي مانند تا فرصت به سراغ آنان برود بلكه تغيير سكه اي است كه دو رو دارد كه يك روي آن فرصت و روي ديگر آن تهديد است. مديران عصر حاضر بايستــي ضمن دارابودن توانايي شناسايي و بهره برداري از فرصتها، هنر تبديل تهديد به فرصت را نيز بدانند. هنر بهره برداري از تغيير ناشي از انقلاب فناوري مهمترين هنر مديران امروز است. همه چيز درجهان درحال دگرگوني و تغيير است. به قول مايكل دل تنها چيز ثابت خود تغيير است. در اين ميان آشنايي با تئوري هاي انديشمندان مديريت بويژه آنان كه در عرصه تغيير صاحب نظر هستند در كيفيت هدايت بنگاههاي اقتصادي حائزاهميت است. دوتن از اين انديشمندان و مديران موفق چارلز هندي و گرو هستند كه به ترتيب با بيان تئوري منحني زيگمايي و نقطه چرخش راهبردي، مديران را با چگونگي برخورد با پديده تغيير و مديريت تغيير با توجه به سمت وســـــوي آينده كسب و كار آشنا مي سازند. اندي گرو در بيان نقطه چرخش

راهبردي معتقد است هر كسب و كار در برخورد با محيط بي ثبات در يك دو راهي سقوط صعود و پيشرفت قرار مي گيرد و نيروهاي ششگانه مايكل پورتر« را عامل برهم زدن تعادل و تغيير در نقطه چرخش راهبردي مي داند. اين نيروها عبارتند از:

1 - نيروي رقيبان موجود؛

2 - نيروي مشتريان؛

 3- نيـــــــروي رقيبان پنهان؛ 4

 - نيروي تامين كنندگان؛

 5 - نيروي سازندگان جانشين؛

 6 - نيروي تكميل كنندگان.

پورتر اشاره مي كند كه مديران بايستي در اين نقطه بتوانند سازمان را به سمت پيشرفت و ترقي هدايت كنند.

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
شنبه نهم تیر 1386  

بررسی مسائل ایمنی و بهداشت صنعتی در کارخانه آزمایش تهران

بررسی مسائل ایمنی و بهداشت صنعتی در کارخانه آزمایش تهران

زمستان ۱۳۸۳

_________________________________________________________

 

مقدمه :

انسان از آغاز آفرینش به منظور استمرار حیات ، به کار و کوشش مجبور بوده و در این راه سختی هایی را متحمل شده است . از طرفی هیچ کاری بدون نظم و ترتیب در هیچ مرحله ی هستی در این گیتی میسر نخواهد شد و اگر هم میسر شود نتیجه ی مطلوب نخواهد داشت .

با توجه به اینکه ۴۵ درصد جمعیت دنیا و حدود ۵۸ درصد افراد بالای ده سال در شمار نیروی کار هستند و صنعتی شدن سریع و پیشرفت تکنولوژی وابستگی شدیدی به این نیروی کار دارد که باعث می شود این افراد حدود یک سوم از زندگی خود را پس از بلوغ در این محیط ها بگذرانند .

این محیط ها دارای خطرات بسیاری است . به طوریکه طبق آمار سازمان بهداشت جهانی سالانه ۱۲۰ میلیون حادثه شغلی با حدود ۲۰۰ هزار مرگ و میر وجود دارد و ۶۸ تا ۱۵۷ میلیون بیماری شغلی در اثر تماسهای شغلی متفاوت ایجاد می شود که علاوه بر تلفات انسانی ، تلفات اقتصادی و اجتماعی را نیز در پی خواهد داشت .

 

تاریخچه و معرفی شرکت کارخانه تولیدی – صنعتی آزمایش

شرکت کارخانه ی صنعتی آزمایش در تاریخ ششم اسفند سال ۱۳۳۷ با سرمایه ی اولیه ی ۳۰ میلیون ریال و با نام شرکت سهامی کارخانه های صنعتی آزمایش در اداره ی ثبت شرکتهای تهران به ثبت رسید و نوع شخصیت حقوقی شرکت در سال ۱۳۵۴ از شرکت سهامی خاص به شرکت سهامی عام تغییر کرد . موضوع فعالیت شرکت به طور عمده تولید انواع لوازم خانگی از قبیل یخچال ، فریزر ، بخاری ، کولر ، آبگرمکن، تلوزیون ، اجاق گاز و … می باشد .

محل کارخانه در بدو تأسیس در خیابان تهران نو بود و محصولات شرکت محدود بود .متعاقباً در همین محل اقدام به تولید بخاری و آبگرمکن شد و در سال ۱۳۴۳ محل کارخانه به کیلومتر ۱۲ جاده آبعلی انتقال یافت و علاوه بر تولید آبگرمکن ، محصولاتی همچون یخچال ، اجاق گاز ، کولر آبی ، تلوزیون و … نیز تولید شد .

طی سالیان اخیر ، طرحهای مختلفی برای تولید لوازم خانگی با صنایع وابسته به آنها در شرکت ارائه شده اند ، اما بنا به علل گوناگون هیچ گاه به طور فعال به مرحله اجرا در نیامده اند . .

کارخانه های صنعتی آزمایش ، در مجموع مربوط به سهامدارانی می باشد که در ذیل می آیند :

سازمان صنایع ملی ایران ، سازمان ملی گسترش مالکیت واحدها ، تولید و بانک صنعت و معدن

مساحت کارخانه ۱۴۹۶۷۲متر مربع بوده که شامل سالن بزرگ تولید ، سالن مونتاژ بخاری و شومینه ، سالن الکتروموتور سازی ، سالن تراشکاری (قالب سازی ) ، سالن پرس شاپ ( پروژه) ، سالن پوشال سازی ، ورق صاف کنی ، پلاستیک سازی ، سالن بخاری و انبارها و قسمتهای اداری و سایر قسمتها می باشد .

تعداد پرسنل جمعاً ۸۰۰ نفر است که از این تعداد نزدیک به ۴۰۰ نفر در خط تولید مشغول به کارند .

شیفت کارخانه از ساعت ۷ تا ۱۶می باشد و شیفت اضافه کاری از ساعت ۱۶ تا ۱۹ می باشد و شیفت شب از ۱۹ تا ۷ صبح .

پروسه ی کلی این کارخانه به این نحو است :

خرید : که توسط قسمت تدارکات صورت می گیرد .

تست : که توسط قسمت آزمایشگاه صورت می گیرد .

پروسه تولید که قسمتهای مختلف خط تولید این کارخانه عبارتند از : برش ، پرس ( در دو مرحله ) ، آرایش ، اتصال آبگرمکن ، اتصال بخاری ، لعاب ، آسیاب ، رنگ کاری ، اتصال کولر ، مونتاژ آبگرمکن ، مونتاژ بخاری و مونتاژ کولر

 

تشکیلات ایمنی در کارخانه ی آزمایش:

در کارخانه ی آزمایش اداره ی ایمنی و حفاظت زیر نظر مدیر امور اداری فعالیت می کند .

اعضای کمیته ی ایمنی و بهداشت کارخانه ی آزمایش شامل افراد زیر است :

مدیریت امور اداری

مدیریت خدمات فنی

پزشک کارخانه و رئیس واحد ایمنی و بهداشت

نماینده ی شورای اسلامی کار

نماینده ی سرپرستان

کارشناس بهداشت حرفه ای و دبیر کمیته ایمنی و بهداشت

و این کمیته هر ماه یکبار جلسه دارد و گاهی ممکن است تعداد جلسات بیشتر هم بشود .

 

بررسی حوادث در کارخانه آزمایش تهران

در این قسمت آمار و ارقام مربوط به حوادث ارائه گشته که در اینجا فقط به ارزیابی این آمار پرداخته می شود .

ارزیابی حوادث بر حسب سال وقوع :

میزان حوادث در سال ۷۸ بیشتر از سالهای دیگر است که این به علت این است که در این سال بیشتر از کارگران خود شرکت استفاده شده و کمتر از کارگران روزمزد استفاده شده است . همچنین میزان تولید در این سال بیشتر از دو سال دیگر بوده است .

ارزیابی حوادث بر حسب فصول :

در فصل تابستان حوادث بیشتری روی داده است . می توان گفت شاید شرایط نامساعد جوی و گرمای بیش از حد و نبودن سقف های غیر هادی گرما باعث تشدید دمای محیط کار و ایجاد حادثه بیشتر در فصل تابستان است . حتی اینکه در تابستان به علت فراغت فرزندان استرسهای روانی بیشتر است نیز نمی تواند دلیل دیگری باشد .

ارزیابی حوادث بر حسب ماه وقوع :

بیشتر حوادث در ماههای فصل تابستان است و تیر ماه بیشترین حادثه را دارد که این هم می تواند به دلایل استرس ناشی از تعطیلی فرزندان ، شرایط نا مساعد جوی ، عدم تهویه مناسب در کارخانه و ... باشد .

ارزیابی حوادث بر حسب روزهای هفته :

با گذشت روزهای هفته تعداد و میزان حوادث در کارخانه بیشتر می شود که ممکن است به دلیل دلزدگی و افسردگی کارکنان یا عدم برنامه ریزی مناسب برای ساعات کار واستراحت آنها باشد .

ارزیابی حوادث بر حسب ساعات کار :

بیشترین تعداد حادثه در ۴ ساعت اول کار است که ممکن است به دلایل زیر باشد :

عدم سازگاری کامل کارگر با محیط کار و شرایط جوی محیط

استرس های روانی که ناشی از ساعات استراحت در منزل

عجله در انجام کار به منظور بدست آوردن امتیاز ناشی از اضافه کاری

ارزیابی حوادث بر حسب شیفت کار :

بیشترین آمار حوادث برحسب درصد مربوط به شیفت روز است که البته به علت تعداد بیشتر کارگران در شیفت روز نسبت به شیفت شب است و همچنین بالا بودن میزان تولید در شیفت روز نسبت به شیفت شب نیز دلیل دیگری است .

ارزیابی حوادث بر حسب نوع صدمه :

در طبقه بندی حوادث برحسب نوع صدمه ، جراحت بیشترین مقدار را به خود اختصاص داده است . چون در کارخانه بیشتر کار با ورقهای تیز است و به علت مطلوب نبودن دستکش کارگران دستهای آنان دچار جراحت می شود . بعد از جراحت بیشترین حوادث مربوط به فرو رفتن براده های آهن در دست و فرو رفتن پلیسه در چشم است . ضرب دیدگی هم در این کارخانه زیاد است که به علت افتادن قطعات روی پا و یا ماندن دست در بین قطعات است .

ارزیابی حوادث بر حسب نوع حادثه :

بیشترین حوادث از نوع برخورد با اشیاء است که با ابزارهای تیز و برنده و همچنین برخورد پلیسه با چشم است که معمولاً کارگران از وسایل حفاظت فردی استفاده نمی کنند و همچنین عدم آموزش و بی احتیاطی کارگران هم دخیل است و پس از برخورد با اشیاء بیشترین حادثه، گیر افتادن بین اشیاء است که ناشی از انبرکها و یا ماندن بین دو قطعه در هنگام جابجایی است .

ارزیابی حوادث بر حسب علت حادثه :

عدم استفاده از وسایل حفاظت فردی و نا مناسب بودن عوامل فیزیکی دو دسته از مهمترین عوامل ایجاد حادثه بوده است که نشان می دهد وسایل حفاظت انفرادی به طور مرتب در اختیار کارگران قرار داده نمی شود یا آنها از این وسایل استفاده نمی کنند یا اینکه سرپرستان نظارت کافی را در این مورد ندارند .

بی توجهی مدیریت نسبت به تصحیح شرایط محیطی از قبیل نور ، صدا ، شرایط جوی ، تهویه و ... نیز می تواند در این امر تأثیرگذار باشد .

ارزیابی حوادث بر حسب عضو حادثه دیده :

بیشترین حوادث در این کارخانه مربوط به دستهاست . چون دست به عنوان پرکارترین عضو حرکتی انسان در هنگام کار همیشه در معرض خطر می باشد . به همین دلیل در بیشتر صنایع ، دست به عنوان پر حادثه پذیرترین عضو بدن شناخته می شود . در این کارخانه ، چشم ها از نظر بروز حوادث در ردیف دوم است . چون صنعت ، یک صنعت فلزکاری است ، بنابراین احتمال افتادن و فرورفتن پلیسه در چشم و برق زدگی در چشم کارگران زیاد است . پاها نیز به علت افتادن قطعات روی پای کارگران و صاف نبودن کف کارگاه زیاد مورد حادثه قرار می گیرند .

ارزیابی حوادث بر حسب نوع شغل :

در ارزیابی مشاغل مشاهده می کنیم که بیشترین شغل که آسیب دیده دارد ، جوشکاری است که این به علت پرتاب پلیسه در چشم آنها و همچنین سوختگی دست آنها به علت برخورد با محلهای جوشکاری داغ است و یا ضرب دیدگی پای آنها در اثر افتادن بدنه های آبگرمکن و یا قطعات فلزی .

پس از جوشکاران بیشترین حادثه مربوط به مونتاژ کاران است که این بیشتر به علت بریدگی در قسمت مونتاژ کولر و قسمت مونتاژ آبگرمکن است که علت آن عدم استفاده از دستکش و کفش ایمنی است .

ارزیابی حوادث بر حسب سواد شخص آسیب دیده :

با افزایش سطح سواد میزان حادثه کمتر می شود . در نتیجه ، ارائه ی یکسری کلاسهای آموزشی و تشویق کارکنان برای ادامه ی تحصیل و استفاده از کارگران تحصیل کرده می تواند آثار قابل توجهی به جا بگذارد .

آمار کم حوادث در افراد بی سواد را می توان اینگونه تفسیر کرد که چون افرادی که بی سواد هستند ، سن بالاتری دارند ، وجود تجربه ی زیاد در آنها باعث جبران عدم سواد آنها شده است .

همچنین ممکن است تعداد کارکنان بی سواد در کارخانه کم باشد .

ارزیابی حوادث بر حسب سن شخص آسیب دیده :

بیشترین حادثه مربوط به گروه سنی ۳۶-۴۱ میباشد که به نظر می رسد اعتماد بیش از حد به توانائیهای خود باعث این حوادث شده و نیز عدم نوجه کافی یا خستگی و استرس روانی را هم می توان ضمیمه ی این دلایل کرد . دلیل حوادث بالا در گروه سنی ۲۴-۲۹ را نیز می توان عدم تجربه ی کافی دانست .

ارزیابی حوادث بر حسب وضعیت تأهل شخص آسیب دیده :

بررسی آماری حوادث در این کارخانه بر اساس وضع تأهل نشان می دهد که ۹۶ درصد از حوادث مربوط به افراد متأهل و ۴ درصد حادثه ها مربوط به افراد بی سواد بوده است .

یکی از دلایل می تواند زیاد بودن کارگران متأهل باشد ( نسبت به کارگران مجرد ) . همچنین دلیل دیگر می تواند مشغله ی زیاد کارکنان و کارگران متأهل باشد .

ارزیابی حوادث بر حسب اقدام درمانی مورد نیاز :

مشاهده می گردد که ۹۸۶ نفر از افراد با اقدام سرپايی و ۲۳۶ نفر اعزامی به بيمارستان بوده اند که نشان می دهد کارگران را خطری جدی تهدید نکرده است .

ارزیابی حوادث بر حسب سابقه کار فرد حادثه دیده :

بیشترین آمار حوادث در سابقه کارهای ۱۰-۱۵ سال است که علت آن اين است که افراد کلاْ فکر می کنند که با تجربه هستند و اعتماد به نفس کاذب دارند و موارد ايمنی را رعايت نمی کنند و همچنين اين گروه از نظر عددی در این کارخانه بيشتر هستند .

 

بررسی عوامل فیزیکی محیط کار در کارخانه آزمایش تهران:

 

صدا :

معضل صدا و اثرات زیانبار آن بر جسم و روان انسان ، به ویژه در صنعت بر کسی پوشیده نیست .

طی تحقیقات انجام شده با کاهش ۱۴.۵ درصدی سر و صدای کارگاه ، بازده کار ۸.۸ درصد افزایش یافته است .

طبق برآورد سازمان بهداشت جهانی( WHO ) سر و صدا در سراسر دنیا ، روزانه چهارمیلیون دلار خسارت وارد می آورد و اولین ضرر به خاطر خستگی و فشار ذهنی و اشتباه شنیدن در اثر سر و صداست .

 

ارزیابی صدا در کارخانه ی آزمایش تهران :

طبق بررسیها ی صورت گرفته در سال ۸۱ مشخص شده است که سر و صدای موجود در سالن تولید ناشی از مواردی بوده است که عبارتند از :

الف ) صدای ناشی از ماشین آلات

ب) صدای ناشی از ضربه زدن با چکش

ج) صدای ناشی از حرکت لیفتراک

د) صدای ناشی از افتادن قطعات و گذاشتن آنها در سبد

ه) صدای ناشی از هل دادن قطعات برای جابجایی

در همین بررسی با اندازه گیریهای صورت گرفته مشخص شد که ۴۱ درصد از اندازه گیریها میزان ۷۰ تا ۸۵ دسی بل صدا را که زیر حد استاندارد است نشان می دهند . البته این محدوده ای بهداشتی است و در بخش هایی مثل آبگرمکن و رنگ لعاب این میزان اندازه گیری شده است . پس از آن ۳۴ درصد از اندازه گیریها محدوده ی ۸۵ تا ۹۰دسی بل را نشان می داد که حد هشدار است . این میزان صدا در جاهای پر سر و صدا مثل قسمتهای پرس ، اتصال آبگرمکن و آرایش است . این سر و صداها به علت پرتاب قطعات به داخل سبدها و صداهای دستگاهها و ... است .

پس از آن محدوده ی خطر ( بالای ۹۰ دسی بل ) است که در قسمتهای برش گیوتین و قسمتهایی از اتصال آبگرمکن است که سر و صدا به علت صدای زیاد دستگاهها ، پرتاب قطعات و همچنین ضربات چکش و غیره است .

 

نور ( روشنائی)

بدون شک مهمترین حس انسان بینائی است و به این دلیل مهندسی روشنائی اهمیتی حیاتی دارد . در جامعه ی صنعتی نوین بیشترین وقت در ساختمانهایی صرف می شود که بخشی از نور توسط پنجره ها دریافت می شود و بخش اعظم آن به روشهای مصنوعی تأمین می گردد .

بر اساس گزارش یک انجمن آمریکائی ، کمبود روشنائی به طور مستقیم عامل ۵ درصد از حوادث صنعتی شناخته شده است .

اندازه گیری روشنائی عمومی در کارخانه ی آزمایش در فروردین ماه سال ۸۱ در سالن الکترو موتور سازی صورت گرفته و نتایج آن نشان می دهد با توجه به رنگ آمیزی سطح کارگاه ، روشنائی در بیشتر نقاط مطلوب است و تنها در کنار دیوارها و قسمت ورودی کارگاه روشنائی نامطلوب است که می توان با تعویض لامپها ی سوخته و یا تمیز کردن مهتابی های کثیف و تمیز نمودن شیشه ها ، روشنائی این مناطق را به حد مطلوب رساند .

 

روشنائی در کارگاه الکترموتور سازی :

تعداد لامپهای مهتابی در سالن ، ۶۳ لامپ دوتایی بوده است . پنجره های این سالن در جهت های جنوبی و شمالی و غربی است .

برای کارهای دقیق مثل سیم پیچی و غیره نور موضعی وجود دارد .

 

اندازه گیری روشنائی عمومی در سالن الکترو موتور سازی :

میانگین شدت روشنائی در این سالن ۲۵۱ لوکس اندازه گیری شده و با توجه به حد مجاز لوکس برای این سالن یعنی ۲۰۰ تا ۳۰۰ لوکس ، این میزان روشنائی مناسب به نظر می رسد .

بنابر این می توان گفت این حد در حدودی مجاز قرار دارد ولی چون اندازه گیری در روز صورت گرفته و روشنائی طبیعی وجود دارد ، بنابراین می بایستی برای شیفت شب و عصر این روشنائی را به حد بالای ۳۰۰ لوکس رساند تا مشکلی وجود نداشته باشد که اینکار را می توان از طریق بهبود روشنائی عمومی و تعویض لامپهای سوخته و تمیز کردن مستمر منابع روشنائی انجام داد و در این حالت به هزینه زیادی هم احتیاج نیست .

در این کارگاه ، پنجره ها روی دیوار است و این در ساعات مختلف روز باعث می شود که روشنائی و نور خورشید مستقیم به سالن بتابد که مشکل زاست و باید پنجره ها را سقفی قرار داد .

 

جمع بندی راجع به بحث روشنائی (نور)

در کارخانه آزمایش از نظر مشکلات بهداشتی و ایمنی مربوط به نور مورد خاصی مشاهده نشد و مشکلات این سالنها بیشتر جزئی بودند . مثلاً در سالن الکترو موتور سازی مشاهده شد که در بعضی قسمتهای این کارگاه موارد مربوط به روشنائی موضعی برای کارهای دقیق رعایت نشده است و کارگر مجبور است که خود را خم کند و این از نظر ارگونومیکی مورد قبول نیست و می بایست برای این کارها روشنائی موضعی هم طراحی شود .

در تمام سالنهای این کارخانه معمولاً دیوارها و سقف از نظر رنگ آمیزی مشکل زیادی دارند که می بایست این آلودگیها که باعث تیرگی این سطوح شده است تمیز شوند و سطوح دارای رنگهای روشن و مطلوب و جذاب باشند .

در بیشتر سالنها مساحت شیشه نسبت به اندازه ی سالن رعایت شده است و برای برخی پنجره ها سایبان قرار داده شده است که جلوی بازتاب مستقیم نور به داخل کارگاه را بگیرد .

در برخی قسمتها مشاهده می شود که نیمی از لامپها سوخته یا خراب است و می بایست برای تعویض این لامپها اقدامات سریعی صورت گیرد .

 

بررسی میزان حرارت در کارخانه آزمایش تهران :

تغییرات حرارتی و استرسهای حاصل از آن یکی از قدیمی ترین مشکلاتی است که همواره آدمی با آن دست به گریبان بوده است .

باید توجه داشت که کوچکترین تغییرات خفیف درجه حرارت محیط می تواند بر روی عملکرد انسان تأثیر گذارد .

تحقیقات نشان داده است که کنترل گرما در محیط کار سبب کاهش ۴۰ درصد از خطا در میزان کار شده است .

احساس آسایش و راحتی از نظر دمای محیط ، تنها در نتیجه کنترل همزمان عواملی همچون درجه حرارت ، رطوبت و .. حاصل می گردد .

اندازه گیری مربوط به پارامترهای مربوط به شرایط جوی در کارخانه ی آزمایش در سال ۸۱ صورت گرفته و نتایج حاصله نشان می دهد که به دلیل عایق نبودن کارگاه و روشن بودن کوره ها ، دمای محیط کار در فصل گرما غیر قابل تحمل می شود و بهتر است کارخانه اقداماتی بیندیشد .

 

تهویه :

از لحاظ تهویه این کارخانه با مشکلات جدی روبرو است . خصوصاً در سالنهای پوشالسازی و جوشکاری .

به طور مثال در سالن جوشکاری ، یک هود سایبانی برای کارگران تعبیه شده است که از سه طرف پوشیده است و این کارایی لازم را ندارد . اغلب کارکنان در این زمینه دچار مشکل هستند .

 

بررسی مسائل ارگونومی در کارخانه آزمایش تهران :

در خرداد ماه سال ۱۳۸۲ یک تحقیق در رابطه با آنتروپومتری در این کارخانه انجام شده است و به اندازه گیری ابعاد و ویژگیهای جسمانی کارکنان پرداخته است . این اقدامات از عزم شرکت برای پرداختن به این مسائل حکایت دارد که علیرغم این اقدامات هنوز نتایج خاصی به چشم نمی خورد .

در این کارخانه تقریباً تمام جابجائیها توسط دستگاه لیفتراک صورت می گیرند و حمل و نقل دستی مگر در موارد نادر صورت نمی گیرد . مثلاً در قسمت اتصال آبگرمکن ، جوشکاران بدنه های آبگرمکن را برای آوردن به محل جوشکاری و بعد از اتمام جوشکاری جابجا میکنند که تکرار این عمل باعث بوجود آمدن ناراحتیهایی برای کارگران این قسمت می شود .

پرس کاران ساعتهای طولانی بر روی صندلیهای نامناسب نشسته اند و کمر خود را به سمت جلو یا طرفین خم می کنند و مجبور به حفظ این حالت هستند .

کارگران بخش آرایش که در بیشتر اوقات به صورت سرپایی پشت دستگاههای پرس می ایستند و به علت طبیعت کار ، کمر خود را به سمت جلو خم می کنند .

کارگران برشکاری که برای بریدن ورقهای آهن مجبورند پدال دستگاه را فشار دهند .

کارگران جوشکار مجبورند در هنگام عملیات جوشکاری سر خود را به سمت پایین خم کنند .

کارگران مونتاژکار که در هنگام کار مجبورند شانه های خود را به سمت پایین بگیرند و قطعات را مونتاژ کنند . کارگران مونتاژ آبگرمکن که در هنگام کار باید سر خود را به جلو خم کنند .

 

بررسی خستگی در کارخانه آزمایش :

تحقیقی در زمینه ی خستگی در کارخانه آزمایش تهران انجام شده است . در این کارخانه عیب عمده ، داشتن اضافه کاری و حتی شیفت شب برای کارگران است که این باعث خستگی کارگران و دلزدگی آنها از کار می شود و این مشکلات بیشتر جنبه های اقتصادی دارد که کارگر برای اضافه شدن حقوق ، اضافه کاری هم می کند .

در سالنهای کارخانه ، عوامل فیزیکی و ارگونومیک مناسب نیست که این نیز باعث خستگی و دلزدگی از کار می شود .

شلوغی در سالن تولید نیز یکی از مهمترین عوامل ایجاد کننده ی خستگی در کارگران این سالن است .

 

نمونه هایی از اقدامات کارخانه آزمایش در زمینه ی ایمنی و بهداشت صنعتی :

نصب پوسترها و تابلوهای ایمنی در همه ی قسمتهای کارخانه

برقرار کردن کلاسهای آموزش ایمنی و بهداشت

فعال کردن واحد آتش نشانی و برقرار کردن مشاور آتش نشانی (هفته ای دو روز )

نصب ۱۳عدد هواکش در سالن تولید

فعال کردن واحد کلر زنی آب چاه کارخانه

تأکید بر لزوم داشتن کارت بهداشتی جهت پرسنل رستوران و خدمات

نظارت بر هر گونه مواد اولیه غذایی جهت رستوران

تهیه ۸۰ عدد دستورالعمل جهت ایزو ۹۰۰2

تشکیل کمیته ایمنی و بهداشت و بررسی مسائل و مشکلات بطور ماهیانه

بازدید روزانه از رستوران و رفع مشکلات غیر بهداشتی و آموزش پرسنل رستوران

 

تابلوهای هشدار دهنده در کارخانه آزمایش تهران :

تابلوهایی از جمله استعمال دخانیات ممنوع ، آتش نیافروزید ، غیر قابل آشامیدن ، ایستادن زیر جرثقیل ممنوع ، حمل سرنشین ممنوع ، سوار شدن به بالا بر ممنوع ، خطر برق گرفتگی ، خطر لیفتراک ، ورور افراد متفرقه ممنوع و .. در بازدید از کارخانه دیده شد .

در مجموع استفاده از علائم و پوسترهای ایمنی و پیامهای ایمنی در کارخانه آزمایش خیلی مناسب نیست .

 

آموزش :

آموزش از جمله مواردی است که در این کارخانه مورد توجه قرار گرفته است که در مورد مسائل مختلف برای سطوح مختلف کلاسهایی تشکیل می شود .

دستورالعملهای ایمنی برای شاغلین و دستگاههای خط تولید توسط مرکز بهداشت حرفه ای در حال تدوین است .

 

وسایل حفاظت انفرادی :

در این کارخانه وسایل حفاظت انفرادی به طور تقریباً مناسبی استفاده می شود .

لباس کار و کفش ایمنی در تمام بخش ها مورد استفاده قرار می گیرد . استفاده از دستکش در برخی بخش ها مناسب نیست . در بخش های ریخته گری ، نقاشی و اسپری کاری نیاز به عینک حفاظتی به چشم می خورد . برق کاران نیز از دستکشهای عایق برق در اغلب اوقات استفاده نمی کنند .

 

امکانات آتش نشانی در کارخانه :

کارخانه آزمایش دارای یک واحد آتش نشانی است که زیر نظر حراست اداره می گردد . این واحد شامل یک گروه امداد می باشد که هر یک از افراد ، یک دوره آموزش آتش نشانی و مبارزه با حریق را دیده اند . و هر چند وقت یکبار این دوره های آموزشی برای کارکنان آن تکرار می شود . در واحد آتش نشانی تنها کپسولهای آتش نشانی نگهداری می شوند و تجهیزات خاصی در این واحد دیده نمی شود .

در سطح کارخانه سیستمهای اعلام حریق دیده نمی شود و اخیراً مسؤولین کارخانه در صدد هستند که سیستم اعلام حریق دستی (آژیر) را در نقاط مهم کارخانه و سالن تولید نصب نمایند . ضمناٌ هیچکدام از مکانهای پرخطر مثل انبارهای کارخانه تا بحال مجهز به سیستم اعلام حریق نشده اند .

از نظر وسایل اطفاء حریق نیز در تمام سطوح کارخانه کپسولهای دستی از انواع پودر و گاز و CO2 را می توان مشاهده نمود . شارژ کپسولهای کارخانه از طریق قرارداد با یک شرکت تجهیزات ایمنی و آتش نشانی صورت می گیرد . در سطح کارخانه ۳۲ محل فایر باکس در نظر گرفته شده که آب آنها از طریق استخری که در کارخانه قرار گرفته تأمین می شود .

اغلب خاموش کننده ها در جای مطلوبی قرار دارند و شارژ شده هستند .

 

ایمنی ساختمان و نردبانها :

ساختمانهای خط تولید کارخانه از یک طبقه تشکیل شده اند و ساختمانها از نوع سوله بوده و دیواره ی آنها از جنس آجر و سیمانی است .

در قسمت سالن تولید مشکل عمده ای که وجود دارد وجود ترک خوردگی و برآمدگی و فرورفتگی در کف کارگاه است .

سالن تولید فاقد درب خروج اضطراری است و همچنین کف کارگاه فاقد مجاری فاضلاب و شیب کافی برای شستشوی کف کارگاه است .

نردبانها در کارخانه آزمایش از نوع بالابر بوده و از آنها جهت تمیز کردن لامپها ، شیشه ها و دیوارها و ... استفاده می شود که فاقد نرده های حفاظتی هستند .

پله ها در این کارخانه عموماً فلزی بوده که یک لایه لاستیکی بر روی آنها قرار داده اند .

در بیشتر سالنهای تولید دربها و دیوارها و سقف بسیار کثیف و سیاه است که می بایست نسبت به تمیز کردن این کارگاهها اقدامات خاصی صورت گیرد .

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
دوشنبه هفتم خرداد 1386  

پنج اصل براي دستيابي به کيفيت عالي در محيط کار.

پنج اصل براي دستيابي به کيفيت عالي در محيط کار.

 

 

5S - يک سيستم کنترل ظاهر و از اصول سيستم توليد ناب مي باشد. 5S و کنترل هاي بصري ابزار هاي سازماندهي محيط کار هستند که زمينه لازم براي پيشرفت محيط کار را فراهم مي کنند. 5S و کنترل هاي بصري اطمينان حاصل مي سازد که براي هر چيز جايي وجود دارد و آن چيز همواره در جاي خودش است - تمييز و آماده استفاده.

5S مخفف پنج کلمه ژاپني مي باشد. اين کلمات عبارتند از :

    1. Seiri - ساماندهي.
    2. Seiton - نظم و ترتيب.
    3. Seiso - پاکيزه سازي.
    4. Seiketsu - استاندارد سازي.
    5. Shitsuke - انضباط.

اين پنج کلمه از چهار رويه اجرايي و يک تعهد تشکيل شده است. يعني چهار کلمه اول رويه هايي را براي ايجاد وضع مطلوب پيشبيني مي کند و کلمه آخر تاکيد بر حفظ و بهبود وضع مطلوب دارد.

5S نه تنها به ايجاد شرايط مطلوب در محيط مي پردازد بلکه سعي دارد بر روي تک تک کارکنان تاثير گذاشته و به پرورش آن ها بپردازد. 5S باعث افزايش کيفيت تيم هاي متشکله نيز مي گردد و ارتباطات موجود در سازمان و يا کار خانه را تسهيل مي نمايد.

اکنون به شرح هر کدام از اين اصول مي پردازيم.

ساماندهي

در اين بخش ما در ابتدا سعي مي کنيم اشياء ضروري را از غير ضروري جدا سازيم. سپس ميزان بهينه هر يک از اقلام ضروري را از بعد کمي مشخص مي نماييم. از اهداف اين بخش تعيين معيار هايي براي حذف غير ضروري ها و به کارگيري مديريت اولويت ها و حذف علل آلودگي مي باشد.

در اين مرحله فقط ابزار و موادي که براي انجام کار هاي روز مره نياز است در محيط کار نگه داشته مي شود. اين کار ارتباطات بين کارکنان را نيز تسهيل مي کند.

فعاليت هاي زير در جهت ساماندهي به محيط پيشنهاد مي گردد :

    1. دور ريختن اشيائي که به آن ها نياز نداريد.
    2. مبارزه با علل آلودگي و نشت آن ها.
    3. خانه تکاني و تميز کردن محل.
    4. رفع عيوب و خرابي ها.
    5. باز بيني پوششها و محفظه ها به منظور پيشگيري از نشت و آلودگي.
نظم و ترتيب

استقرار منظم و مرتب ماشين ها و اشياء به نحوي که اشياءمورد نياز در زمان مورد نظر و به مقدار مورد نياز در دسترس باشند. از اهدافي که براي اين بخش پيش بيني شده مي توان به استقرار و جايدهي مناسب اشياء و ايجاد نظم و ترتيب در محل کار و ارتقاء بهره وري از طريق حذف زمان تلف شده براي جستجوي اشياء اشاره کرد.

در اين بخش سعي بر اين است که به صورت بالقوه فعاليت هاي بروکراتيک از بين برود.

فعاليت هاي زير در جهت مرتب کردن محيط پيشنهاد مي گردد :

    1. استقرار هر چيز در جاي ثابت با توجه به مسائلي چون ايمني و تسهيل در امور پاکيزه سازي.
    2. نشانه گزاري محدوده ها و محل استقرار اشياء.
    3. رعايت خطوط مستقيم و زواياي قائمه.
    4. حذف پوشش ها و قفل ها.
پاکيزه سازي

در اين بخش ما به حذف اشياء زايد زباله آلودگي ها و مواد خارجي در جهت دستيابي به پاکيزگي در محيط کار دست مي زنيم. پاکيزه سازي را مي توان به عنوان نوعي بازبيني و رفع معايب جزئي به شمار آورد.

اين بخش باعث ايجاد يک محيط کاري امن مي گردد. در اين محيط مناطق مسئله دار سريعا تشخيص داده مي شوند. مهمترين مسئله اين بخش اين است که اجازه داده نشود آشغال و زباله در جاهاي دسته اول باقي بماند.

فعاليت هاي زير در جهت پاکيزه سازي محيط پيشنهاد مي گردد :

    1. تمرين سريع 5S : در طي روز در يک مقطع زماني کوتاه مدت همه را وادار کنيد که به پاکيزه سازي محيط دست بزند.
    2. ايجاد ليست هاي کنترل براي تميز کردن جاهايي که افراد آن ها را نمي بينند.
    3. گنجاندن پاکيزه سازي در ليست وظايف افراد.
استاندارد سازي

نگهداري همه چيز در وضعيتي سامان يافته مرتب و پاکيزه حتي در زمينه هاي شخصي و مرتبط با آلودگي از تعاريف اين بخش مي باشد. از اهداف تعريفي براي اين بخش ايجاد استاندارد هايي اجرايي براي تداوم 5S و مديريت ديداري خلاق به منظور آشکار شدن نا همگوني ها و موارد غير عادي مي باشد.

به طور کلي اين بخش يک مشي ثابت براي انجام دادن اعمال و رويه ها ايجاد مي کند. به وسيله کنترل هاي ديداري که در اين بخش در محيط کار تعبيه مي گردد مي توان در انجام امور به ويژه موارد اضطراري تسهيلاتي را ايجاد کرد.

فعاليت هاي زير در جهت استاندارد سازي امور پيشنهاد مي گردد :

    1. استفاده از علامت هاي مناسب مانند : نشانه هاي تاييد کننده و نشانه هاي اخطار دهنده و علامت هاي مکان نما.
    2. ايجاد تمهيدات پيشگيري کننده از خطا.
    3. استفاده از پوشش هاي شفاف.
    4. استفاده از برچسب هاي حرارتي.
انضباط

انضباط به معني عادت به انجام هر کار به نحو صحيح مي باشد. هدف از انجام اين بخش سعي در ايجاد مشارکت کامل همه افراد در به وجود آوردن عادات صحيح و پيروي از مقررات مي باشد. به وسيله اجراي صحيح اين بخش ما بايد بتوانيم عادت به برقراري ارتباط و نترل نتايج آن را به نحو صحيح در افراد ايجاد کنيم.

بدون انضباط محيط کار شما به راحتي مي تواند به صورت کثيف و آشفته اول در آيد. وقتي کارکنان از کار در محيط کاري خود احساس غرور کنند منجر به ارضاء شغلي بيشتر و خلاقيت بيشتر مي شود.

فعاليت هاي زير در جهت حفظ وضع موجود پيشنهاد مي گردد :

    1. پاکسازي همگاني : همه را مجبور کنيد کاري کنند بعد به فکر تقسيم کار باشيد.
    2. تمرين اقدامات ضروري : تمرين کنيد که چگونه در مقابل سوانح بايستيد.
    3. تمرين ارتباط و تلفن : به افراد ياد دهيد چگونه مفهومي را به درستي به ديگران انتقال دهند و به طور کامل نيز از ديگران در يافت نمايند.
    4. ظواهر محيط کار خود را حفظ کنيد.

 

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
دوشنبه هفتم خرداد 1386  

مدیریت منابع انسانی

بسم الرحمن الرحیم

جلسه ی اول

مدیریت منابع انسانی

 Human Resource Managment (H.R.M)

مقدمه

یدایش این علم در حقیقت به توسعۀ علم مدیریت باز میگردد.مدیریت به معنای حرفه ای از لحاظ زمانی نهایتا ًبه یک قرن ونیم قبل بازمیگردد٬امّا معنای عام مدیریت به ابتدای تشکیل جوامع مربوط میشود.

جوامع تاکنون ۵ دوره راگذرانده اند:

١- خوراکجو(عصر کشاورزی): مواد مورد نیاز مستقیم تهّیه ومصرف میشد.

۲- عصرکشاورزی : تولید از مصرف بیشتر بود٬ برای مازاد تولید باید سازو کارهائی ارائه میشد٬ بنابراین الگوی مدیریتی یچیده ای لازم بود.

۳- جامعۀ صنعتی : تولید هم اضافه وهم متنوّع شد.

۴- جامعۀ خدماتی.

۵- عصراطلاعات وارتباطات: بازارهای مجازی بوجود آمدند.

مدیریت حرفه ای اززمان انقلاب صنعتی شکل گرفته است.

مراحل توسعۀ مدیریت :

١- مکتب کلاسیک ها (١۹۲٠-١۸۸٠) : تٲکید بر ساختار ومنابع زیرزمینی وفنّی .

۲- مکتب نئوکلاسیک ها(١۹۴٠-١۹۲٠) : تٲکید بر عامل انسانی در کنار عامل فنّی.

۳- مکتب سیستمی (١۹۶٠-١۹۴٠) : نگاه کل گرایانه.

۴- مکتب اقتضائی (١۹۶٠تا کنون) : هیچ روشی فی نفسه قابل رد یا تردید نیست.موقعیت گرائی It depents

مکتب نئو کلاسیک ها٬ مکتب روابط یا منابع انسانی است وبامطالعات التون مایو(هارثون) آغازگردیدکه به اهمیّت عامل انسانی ﭙﯽ برده شد.ازنظرمایو Ahappy worker is a productive worker. دراین مکتب تٲکید برانسان و عامل فنّی است Social & Teechnical.علم مدیریت منابع انسانی ازاین مکتب آغازمی گردد.درمکتب کلاسیک ٬ منابع فیزیکی وزیرزمینی مورد توجّه قرار داشتند٬ امّا در مکتب نئوکلاسیک٬ تٲکید بر منابع روزمینی بود.درعصرکنونی کشورهائی موفّق اندکه منابع انسانی توسعه یافته وغنی داشته باشند.امروزه شاخص (Human Development Index)H.D.I از جمله امیدبه زندگی٬ حق انتخاب(دموکراسی) و...

مبنای توسعه قرار داده شده. جوامع کنونی بیشتربه سمت کسب وکار مجازی حرکت میکنند وبرای رفتن به کسب وکارمجازی٬ نیازبه منابع انسانی توسعه یافته داریم٬ امّا متٲسفانه درکشورما اهمّیت منابع انسانی چندان که باید موردتوجّه قرارنمی گیرد واهمیّت مدیران به ترتیب زیراست:

١- مدیر تولید ۲- مدیر مالی ۳- مدیر بازاریابی ۴- مدیر منابع انسانی

سطوح موردبحث مدیریت منابع انسانی به طور کلّی درجهان عبارتنداز:

١- واحدسازمانی ۲- سازمانی ۳- ملّی ۴- بین اللملی ۵- چند ملیّتی ۶- جهانی

استراتژیک ترین عامل برای توسعۀ کشورها٬ منابع انسانی قلمداد میشود. درهمین زمینه دو بحث مطرح شده است :

١- مدیریت منابع انسانی استراتژیک : نگاه بلندمدّت برای مدیریت کردن منابع انسانی در یک سازمان است .

۲- مدیریت استراتژیک منابع انسانی : نگاه بلندمدّت برای مدیریت کردن منابع انسانی در یک کشور است .

جلسه ی دوم

تعاریف واهداف مدیریت منابع انسانی

مدیریت منابع انسانی : عبارت است ازجذب واستخدام ٬ آموزش وبهسازی ٬ به کارگیری وانتصاب ونگهداشت منابع انسانی درجهت تحقق اهداف سازمان .

این چهارفرآیند ٬ فرآیندهای اساسی مدیریت منابع انسانی می باشند .

درمدیریت منابع انسانی استراتژیک ٬ فرآیندهای اساسی باید با توّجه و نگاه به استراتژیهای سازمان صورت گیرد ومستقل ازاین استراتژیها عمل نشود .امّا درمدیریت استراتژیک منابع انسانی٬ فرآیندهای اساسی با توّجه به استراتژیهای ملی تنظیم میگردد ودرواقع مقیاس بحث به سطح ملّی افزایش می یابد وساماندهی مدیریت منابع انسانی درسطح کلان قرارمی گیرد .

استراتژی : مجموعۀ اقدامات مهّم واساسی برای رسیدن به اهداف است .

مدیریت منابع انسانی استراتژیک ومدیریت استراتژیک منابع انسانی باهم مرتبط هستند و نمیتواننداز یکدیگر مستقل باشند ٬ در حقیقت اطلّاعات مدیریت استراتژیک منابع انسانی ٬ ورودی مدیریت منابع انسانی استراتژیک وخروجی دوّمی ورودی اوّلی است .موضوع بحث دراین درس درحد مدیریت منابع انسانی استراتژیک میباشد . تمام فعالیّتهای مدیریت منابع انسانی باید با توّجه به استراتژیهای سازمان انجام شود ودرغیراین صورت به شکست منجّر خواهد شد .

وظایف مدیریت منابع انسانی

این وظایف در قالب چرخه ای بنام چرخۀ مدیریت منابع انسانی معّرفی می گردند.( هرمدلی که در قالب چرخه داده شود٬ به این معناست که عناصر مدل نسبت به هم رجحان ندارند واگر هریک از اجزا نباشد چرخه ازهم گسسته میشود ومدیریت منابع انسانی نیز صورت نمی گیرد ٬ امّا در سلسله مراتب عناصر نسبت به هم رجحان والویّت دارند .)

وظایف مدیر منابع انسانی : تجزیه وتحلیل شغل ٬ طراحی شغل وطبقه بندی مشاغل ٬ برنامه ریزی منابع انسانی ٬ جذب واستخدام ٬ سیستم اطلاعات منابع انسانی ٬ تنظم روابط کار(روابط صنعتی)٬اجتماعی سازی ٬ ارزیابی عملکرد ٬ حقوق ودستمزد ٬ انضباط ٬ ژوهش در مشاغل نیروی انسانی ٬ ایمنی وبهداشت ٬ اداش .

تمام فعالیّتهای مدیریت منابع انسانی برای رسیدن به اهداف زیر است :

بهره وری بیشتر Productivity

برای تعریف بهره وری ٬ ابتدا باید با دو دو مفهوم کارآئی واثربخشی آشنا شویم .

کارائی : نسبت ستاده به داده را گویند که برابر با مصرف بهینۀ منابع میباشد .

اثر بخشی : به معنای تحقّق اهداف سازمان است .

با ادغام این دو مفهوم چهار حالت بدست می آید که حالت چهار همان بهره وری می باشد . کارآمد و اثربخش (بهره وری) حالتی است که هم منابع درست مصرف شده وهم اهداف سازمان تحقّق یافته است .

استراتزیهای بهره وری عبارتند از : ١- ورودی ثابت ٬ افزایش خروجی

٢- کاهش ورودی ٬ افزایش خروجی

٣- کاهش به نسبه بیشتر ورودی ٬ کاهش خروجی

٤- افزایش ورودی ٬ افزایش به نسبه بیشتر خروجی

٥- کاهش ورودی ٬ خروجی ثابت

رضایت شغلی بیشترJob satisfaction

عوامل موثر بر رضایث شغلی عبارتند از :

١- عوامل فردی : مانند سطح بلوغ ٬ نوع نگرش ٬ سطح نیازهای غالب ٬ تڍرفتاری٬ حالت های بودن ٬ من رفتاری و....

۲- عوامل گروهی : مانند ترکیب گروه ٬ روابط افراد ٬ سطح تفاوت افراد در گروه و....

۳- عوامل سازمانی(محیطی) : مانندنظام رداخت ها٬ شرح شغل ٬ ساختارسازمان ٬ شرایط احراز شغل و....

بهبود کیفیت زندگی کاری Qualitiy of worklife

بهبود کیفیت زندگی کاری یک منطق دارد وآن هم این است کهعمر مفید انسانها در کار ﺴﭙری میشود .کیفیت زندگی کاری یعنی نوع نگرش افراد نسبت به شغل خود .

شاخصهای بهبود کیفیت زندگی کاری عبارتند از:

١- خشنودی یا رضایت ازکار

۲- مشارکت در کار( مانند حقّ اظهار نظر)

۳- کاهش حوادث وسوانح در کار

۴- حقّ انتخاب (مانند شغلوسرنوشت وتٲثیرگذاری و...)

افزایش انگیزه Motivation

تحقق اهداف سازمان The goles of organization

جلسه ی سوم

سیر توسعۀ مدیریت منابع انسانی

به طور کلّی سیر توسعۀ مدیریت منابع انسانی با سیرتوسعۀ مکاتب مدیریت همزاد است. همچنامکه مکاتب مدیریت توسعه یافته٬ مدیریت منابع انسانی نیز این توسعه را داشته است.

ریشه اولیّه مدیریت منابع انسانی در مکتب نئوکلاسیک ها است.سردمداران این مکتب که مکتب رفتارگرائی نیز نامیده میشود٬ افرادی مانند مازلو٬مایو٬ اُون٬ بِرگ و...هستند. نئوکلاسیک ها در عقاید کلاسیک ها تجدید نظر کردند ووجه قالب سازمان را به جای وجه فنّی٬ وجه انسانی قراردادند وعبارت Social & Technical رابه کاربردند که هم دارای ابعاد فنّی وهم دارای ابعاد انسانی میباشد.

سیر توسعۀ مدیریت منابع انسانی به طور خلاصه به ۶دوره تقسیم میگردد:

١- دورۀ رفاه (١۹١۵-١۹١٠) : به جنگ جهانی اوّل باز میگردد. واژۀ Manpower (قدرت یدی)

۲- دورۀ سررستی کارکنان (میان دو جنگ) :دورهبین دو جنگ جهانی است.

۳- دورۀ مدیریت رسنلی (١۹۶٠-١۹۴٠) . واژۀ Personal ( کارکنان)

۴- دورۀ مدیریت یشرفته (١۹۸٠-١۹۶٠) .

۵- دورۀ کارآفرینی (١۹۹٠-١۹۸٠) . واژۀ Resource (منابع)

۶- دورۀ فرا کارافرینی (١۹۹٠ تاکنون) . واژۀ Knowledge worker (کارگران دانش : کارگرانی که دانش را خلق٬ توسعه

وبه کار میبندند .)

دوره ی رفاه

در این دوره ازواحد منابع انسانی ٬ انتظاررسیدگی به امورکارکنان را داشتند.

دورۀ سررستی کارکنان

دورۀ میان دوجنگ تقریبا متناظربامکتب نئوکلاسیک ها است که دراین دوره کارکنان درسازمان خود یک مقولۀ جداگانه میشوند وتوجّهات به آنها معطوف میگردد .البتّه کارکنان قبلاهم موردتوجّه بودند امّانه به عنوان یک مقولۀ جداگانه.بیمه وبازنشتگی در این دوره مطرح میگردد ونیزمسائل مربوط به جذب نیروی انسانی مربوط به این دوره میباشد. این دوره٬ دورۀ نگهداشت وثبت اسناد وسوابق است.

دورۀ مدیریت رسنلی

در این دوره٬ مدیریت مفهومی فراتراز سررستی راداراست .یعنی برای نیروری انسانی برنامه ریزی ٬ ارزیابی ٬ سازمان دهی و....انجام میگیرد. در این دوره علاوه بر وظایف قبلی ارزیابی کارکنان٬ رداخت حقوق و دستمزد وطرح های انگیزشی در نظام رداخت ها نیز به وظایف مدیریت منابع انسانی افزوده میگردد.

دورۀ مدیریت یشرفته

دراین دوره علاوه بر وظایف قبل رسیدگی به مسائل انظباطی کارکنان ٬ برنامه ریزی نیروی انسانی ٬ جذب واستخدام نیروی انسانی و.... جزوظایف مدیریت منابع انسانی قرار میگیرد .

دورۀ کارآفرینی

به طور کلّی کارآ فرین به کسی گفته می شود که فرصتها رامی شناسد ودرموقیّتهای مناسب از آنها استفاده می کند . در این دوره علاوه بروظایف قبلی٬ از مدیریت منابع انسانی انتظار می رفت که افراد کارآفرین را شناسائی ٬ جذب٬ آموزشو...کند٬ زیرا حیات سازمانها مدیون این افراد خلّاق ونو آوریهای آنهاست.میگویند در این دوره٬مدیریت منابع انسانی حوزهای چالشی شده است٬ یعنی اگر سازمانها با این حوزه خوب تعامل کنند ایجاد فرصت خواهد شد٬ ولی اگر تعامل مناسب رانداشته باشند٬ تهدیدی برایشان به حساب می آید.

به طور کلّی چالش در بر دارندۀ فرصت وتهدید توأم است ٬ اگر خوب با چالش تعامل شود٬ فرصت واگر بد تعامل شود تهدید به حساب می آید.

دلایل چالشی شدن مدیریت منابع انسانی در این دوره عبارتند از:

١- افزایش سطح مهارتهای کارکنان

۲- افزایش سطح تخصص ها

۳- ورود تکنولوژی نوین

۴- ورود زنان به بازار کار

۵- تغییر وتحوّلات محیطی

در این دوره علاوه بر وظایف قبلی٬ مدیریت منابع انسانی در تدوین استراتژی ها وراهبردهای سازمان مشارکت دارد٬ زیرا برای اجرای استراتژی ها نیاز به نیروی انسانی کارآمد است ونیروی انسانی کارآمد نیز به راحتی در اختیار ما قرار نمیگیرد واین وظیفۀ مدیریت منابع انسانی است که این نیروها را فراهم کند.

دورۀ فراکارآفرینی

دراین دوره هیچ استراتژی ای تدوین نمی گردد٬ مگر آنکه واحد مدیریت منابع انسانی آن را تائید نماید٬ زیرا در واقع کلیدی ترین عامل برای موفقیّت سازمانها٬ عامل انسانی است.در واقع در این دوره مدیران منابع انسانی به جایگاه شریک راهبردی سازمان میرسندو به همین جهت دوّمین حقوق پس از مدیرعامل به مدیر منابع انسانی داده میشود (به همین جهت نیز بحث حسابداری منابع انسانی Human Resource Accounting مطرح میگردد.)

عوامل ﻤﺆثر بر مدیریت منابع انسانی

به طور کلّی دو دسته عوامل وجودارند که عبارتند از:

١- عوامل درونی : که در اختیار سازمان میباشد ماتند مٲموریت و رسالات سازمان ٬ سیاست ها و خط مشی های ٬ جوّ و فرهنگ سازمان و...

-۲عوامل بیرونی : که همان عوامل محیطی هستند و خارج از سازمان میباشند مانند رقبا ٬ مشتریان ٬ قوانین ومقررات ٬ تکنولوژی ٬ شرایط اقتصادی ٬ سهامداران٬ اتحادیّه های کارگری و

جلسه ی چهارم

سیستم مدیریت منابع انسانی

سیستم مجموعه ای از اجزاست که برای رسیدن به هدف مشترک با هم تعامل وهمکاری دارند .

همۀ فرآیندهای مدیریت منابع انسانی باید در قالب سیستمی باشند .از مهمترین پی آمدهای تفکّر سیستمی آن بود که روابط تعاملی را جایگزین روابط علّی ومعلولی کرد .در مکتب کلاسیک ها روابط علّی ومعلولی برقرار بود٬ یعنی گفته میشد که هر گاه متغییرمستقل تغییر کند٬ متغییر وابسته نیز تغییر میکند . در تعاملی گفته میشود نه تنها متغییروابسته تحت تٲثیر متغییر مستقل تغییر میکند٬ بلکه خود نیز متغییر مستقل را تحت تٲثیر قرار میدهد .

به طوری که مشاهده خواهد شد ٬ سیستم مدیریت منابع انسانی ٬ دارای یک سری ورودی ها٬ پردازشگرها ٬ خروجی ها و بازخوردها میباشد .

١- ورودی ها : ورودی های سیستم مدیریت منابع انسانی یک سلسله منابع می باشد که عبارتند از:

١- منابع مادّی مانند سرمایه ٬ تکنولوژی ٬ حقوق ودستمزد انسان و....

۲- منابع غیر مادّی مانند اطلاعات ٬ قوانین ٬ روشهای انجام کارو....

۳- منابع ارزشی مانند هنجارها٬ فرهنگ٬ ارزش ها ٬ بایدهاو....

در ورودی هاممکن است منبعی دارای چند وجه باشد٬ مانند انسان که کار او منبع مادّی وفکر او منبع غیرمادّی محسوب می گردد .

۲- پردازشگرها : پردازشگرهای سیستم مدیریت منابع انسانی ٬ نظام هائی را شامل میشود که عبارتند از:

١- نظام جذب واستخدام

۲- نظام آموزش وبهسازی

۳- نظام به کارگیری وانتصاب

۴- نظام نگهداشت منابع انسانی

همانگونه که ملاحظه میشود پردازشگرها ٬ همان فرآیندهای اساسی مدیریت منابع انسانی هستند وهیچ فعالیتی خارج از این چهارفرآیند نیست . چهار فرآیند فوق روی هم تٲثیر متقابل دارند ٬ یعنی اگر یکی از آنها درست باشد٬ امّا دیگری خوب عمل نکند ٬ کلّ سیستم پردازش عملکرد خوبی نخواهد داشت.

۳- خروجی ها : خروجی ها ویا برون داده های سیستم مدیریت منابع انسانی ٬ یک سلسله منافع هستند که عبرتند از:

١- منافع سازمان

۲- منافع جامعه

۳- منافع فرد

در واقع اگر سیستم خوب عمل کند ٬ پی آمدش این منافع می باشد . منافع فرد وجامعه وسازمان بایکدیگر ارتباط دارند .

۴- بازخوردها : بازخوردهای مدیریت منابع انسانی ٬ از چهار گونه محیط دریافت میشود که عبارتند از :

١- محیط سیاسی مانند تٲثیرات نامطلوبی که در کشور ما در نتیجۀ تغییروتحوّلات دائم سیاسی به دلیل عدم مدیریت منابع انسانی صحیح دریافت میشود .

۲- محیط اقتصادی مانند تٲثیرات نامطلوبی که در نتیجۀ تولیدوهزینۀ زیاد به دلیل عدم مدیریت منابع انسانی صحیح متوّجه ما است .

۳- محیط اجتماعی مانند تٲثیرات نامطلوبی که در نتیجۀ نا متعادل بودن شرایط محیط اجتماعی به دلیل عدم مدیریت منابع انسانی صحیح وجود دارد .

۴- محیط فرهنگی مانند تٲثیرات نامطلوبی که در نتیجۀ ازبین رفتن سریع ارزشهای گذشته به دلیل عدم مدیریت منابع انسانی صحیح مشاهده می شود .

باز خوردها بر هم اثرگذار هستند .

بازخورد به طور کلّی به معنای کسب اطلّاع از محیط نسبت به عملکرد سیستم است .

پس اگر به مدیریت منابع انسانی به عنوان یک سیستم نگاه کنیم ٬ هنگامی اثر بخش است که ﻤﺆلفه هایش درست وسازگار عمل کنند .

از این سیستم یک سلسله استنتاجات بدست می آید که عبارتند از :

١- هریک از اجزای سیستم نباشد ٬ سیستم مدیریت منابع انسانی اثربخش نخواهد بود .

۲- هریکاز اجزای سیستم درست عمل نکند ٬ سیستم مدیریت منابع انسانی اثربخش نخواهدبود .

۳- اگر این اجزای سیستم به درستی با هم تعامل نداشته باشند٬ کل ّسیستم اثربخش نخواهد بود .

اگر سیستم مدیریت منابع انسانی در سطح کشوری باشد ٬ مدیریت استراتژیک منابع انسانی نامیده میشود .اگر سیستم مدیریت منابع انسانی در سطح سازمانی باشد ٬ مدیریت منابع انسانی استراتزیک نامیده میشود .همانطور که گفته شد این دو نوع مدیریت با وجود تفاوتها٬با یکدیگر در ارتباطند .

تجزیه وتحلیل شغل

درادبیات مدیریت منابع انسانی٬ تجزیه وتحلیل شغل یاJob analysis پایه واساس مدیریت منابع انسانی خوانده شده است. یعنی هرفعالیّتی که درسازمان انجام میدهیم٬ پایه واساس اش به تجزیه وتحلیل شغل باز میگردد.

به عنوان مثال برای جذب٬آموزش٬ارتقا٬ تنزیل کم کردن حوادث وسوانح و....باید شغل را تجزیه وتحلیل کنیم یا به عبارت ساده ترشغل را به خوبی بشناسیم .

به فرآیند تلاش وکاوش سیستماتیک به منظور شناسائی وظایف ٬ مسئولیت ها ٬ تکالیف ٬ ارتباطات ٬ اختیارات و شرایط فیزیکی وجسمی یک شغل ٬ تجزیه وتحلیل شغل گفته میشود .

اگر بخواهیم این تعریف راطبقه بندی کنیمعبارت خواهد بوداز :

١- شرح شغل Job description

شرح شغل ٬ بیان وتوصیف سیستماتیک وظایف٬ مسئولیت ها ٬ تکالیف ٬ ارتباطات واختیارات شغل است.

۲- شرایط احراز شغل Job specification

فردی که می خواهد شغلی را احراز نماید وعهده دارشودباید دارای ویژگی های خاصّی از قبیل مهارتهای فنّی وانسانی٬ شرایط فیزیکی٬ تحصیلات ٬ تجربه و... باشد.

۳- طبقه بندی وارزشیابی شغل Job evaluation

در این مورد باید جایگاه وارزش نسبی هرشغل درمقایسه بامشاغل مشخص باشد که این مقایسه می تواند در سطح سازمانی یا ملّی باشدوبعد از تعیین این جایگاه٬ شرایط حقوق٬ بازنشتگی و.... مشخص میگردد.

مراحل تجزیه وتحلیل شغل

مراحل تجزیه وتحلیل شغل به ترتیب عبارتند از :

١- شناخت کلیّت سازمان (مانندرسالات ٬ مٲ موریت ها٬ اهداف٬ استراتژی هاو....)

۲- شناسائی مشاغل وانتخاب مشاغل نمونه ( برای هر شغل٬ شغلی را به عنوان نمونه انتخاب وآن را بررسی میکنیم )

۳- جمع آوری اطلاعات

۴- طبقه بندی وتجزیه وتحلیل اطلاعات

۵- تدوین شرح شغل

۶- تدوین شرایط احراز شغل

۷- طبقه بندی مشاغل .

کاربرد اطلاعات تجزیه وتحلیل شغل درتمامی فعالیّتهای مدیریت منابع انسانی نمایان است .

جلسه ی نجم

شیوه های جمع آوری اطلاعات

به طورکلّی شیوه های جمع آوری که تا کنون شناخته شده است عبارتند از :

١- مشاهده

مشاهده عبارت است ازدیدن هدفدار٬ یعنی دیدنی که از روی قصد٬ نقشه وآگاهی قبلی انجام شود .

مشاهده به دو نوع است :

١- مستقیم : در این نوع مشاهده واسطه ای وجود نداردوسه رٲس مشاهده بلاواسطه صورت می گیرد مانند حرکت سنجی وزمان سنجی .

۲- غیرمستقیم : در این مشاهده٬ واسطه وجود دارد مانند تماشای فیلم رفتاریک فرد که البتّه این فیلم نباید به طورزنده پخش شود زیرا دراین صورت مستقیم است .

مشاهده از سه جزمشاهده کننده٬ مشاهده شونده ٬ موضوع مشاهده تشکیل یافت

در مشاهده باید به نکاتی توّجه شود٬ ازجمله :

١- فضای مشاهده باید طبیعی باشد .

۲- عوامل محیطی ای که ممکن است فضای مشاهده را تحت تٲثیر قرار دهد٬ کنترل کنیم .

۳- از مراحل مشاهده یادداشت برداری شود.

۴- علائق وسلایق شخصی رادرمشاهده دخالت ندهیم .

۵- هدف مشاهده را فراموش نکنیم .

۶- حتّی الامکان از تجهیزات ٬ ابزار وتکنولوژی مناسب استفاده کنیم .( کیفیت مشاهده را افزایش دهیم )

۲- مصاحبه

به گفتگوی هدفدار٬ یعنی گفتگوئی که نقشه ٬ طرح٬ آ گاهی وبرنامۀ قبلی داشته باشد٬ مصاحبه گویند .

مصاحبه نیز از مصاحبه کننده ٬ مصاحبه شونده وموضوع مصاحبه تشکیل یافته است .

۳- پرسش نامه (P.A.Q) Position analysis questionنوعی مصاحبۀ کتبی است که دراختیار افراد قرار میگیرد .

پرسش نامه به دو نوع است :

١- باز: دراین نوع پرسش نامه انعطاف وآزادی وجود داردوفرددرآن می تواند تکالیف٬ وظایف ٬ ارتباطات٬ گیرندۀ گزارشها٬ فرستندۀ گزارشها و....رابیان کند .

۲- بسته: دراین نوع پرسش نامه محدودۀ پاسخ دادن از پیش تعیین شده است.

برای تحلیل شغل باید از پرسش نامۀ باز استفاده کنیم زیرا افراد در آن آزادی عمل دارند تا مسئولیتها وابعادشغل خود را بازگو کنند .درپرسش نامه باید به نکاتی توجّه شود٬ ازجمله:

١- سئوالات واضح وشفاف ودور از ابهام باشد . (از ایجاد ابهام وگیجی جلوگیری شود.)

۲- پرسش نامه نباید جهت دار باشد.

۴- اسنادومدارک

برای بعضی مشاغل فرهنگ لغات وجود داردوعلاوه بر این در سازمانها مجموعه ای ازشرح شغل ها وجود دارد که میتواند منبعی برای کسب اطلّاع باشد .

۵- ترکیبی

یعنی از ترکیبی از روشهای بالا استفاده شود که عملا هم در عالم واقع همینگونه است .

مدلهای جمع آوری اطلاعات

١- مدل انجمن تجزیه وتحلیل شغل آمریکا ; این مدل که یک مدل جدید است ٬ دارای سه نوع محتوا می باشدبه شرح زیر: (سه طبقه بندی کتّی اطلاعات )

داده اشیا( ماشین آلات وتجهیزات وتکنولوژی ) ارتباطات ( آدمها )

جمع آوری تنظیم وست کردن با چه تعداد آدمها سروکار داریم

ثبت تعمیرو نگهداری چه تعداد افرادرا سرپرستی می کند

پردازش تغییر دادن چقدراختلافات را حل میکند

تولید

ترکیب

ذخیره سازی

بازیابی

انتشار

انتقال

۲- مدل عمومی(سنّتی) ; در این مدل ٬ اطلّاعات از نظر محتوا به شرح زیر خواهند بود: (پنج طبقۀ کلّی اطلّاعات)

مهارت مسئولیت شرایط فکری شرایط جسمی شرایط فیزیکی محیط کار

توان فنّی انجام کار پاسخگوئی شغل توانائی های ذهنی فیزیک فردی که شاغل است میزان استرس ٬ حوادث٬ سوانح و....کار

برای هر یک از طبقۀ بالا ٬ امتیازاتی را از ١٠- ١ در نظر گرفته واختصاص می دهند وسپس باتوجّه به امتیازات مقایسه می شوند . درکشور ما بیشتر همین مدل مورد استفاده قرار می گیرد . هر جا صحبت از سلسه مراتب شود ٬ چند مفهوم راباید درنظرداشت :

١- هرقدرازبالای سلسله مراتب به پایین می آییم٬ تنوّع وتعداد بیشترمی شود.

۲- هرقدراز بالای سلسله مراتب به پائین می آئیم ٬ مفاهیم از کیفی به کمّی تبدیل می شود. ( ملموس تر می شود٬ زیرا مفاهیم بالاتر جنبۀ سازهوکیفی دارند .)

۳- هر مرحله منتج از مرحلۀ قبل خود است ٬ به عبارت دیگر ٬ جوهره وپیکرۀ مرحلۀ بالاتر در آن منعکس شده است.

۴- در الگوی سلسله مراتب برای ارزیابی هرمرحله٬ چاره ای جزارزیابی مرحلۀ قبلی (پائین تر) نیست.

١- عنصرشغلی ; کوچکترین جزهر شغل که قابل تقسیم به جزدیگر نباشد.(قبل از عنصر شغلی ٬ فعالیّت دیگری نباید وجود داشته باشد.)

۲- وظیفه ; از اجتماع چندین عنصر شغلی به وجود می آید.

۳- تکلیف ; از اجتماع چندین وظیفه در کنار هم به وجود می آید.

۴- پست ; از اجتماع چندین تکلیف به وجود می آید.( تعداد پست ها از شغل ها بیشتر است.)

۵- شغل ; از اجتماع چندین پست به وجود می آید .(همان رشتۀ شغلی است.)

۶- گروه شغلی ; از اجتماع چندین شغل به وجود می آید.( همان رشتۀ شغلی است.)

۷- حرفه ; از اجتماع چندین گروه شغلی به وجود می آید .

۸- مسیرشغلی ; از اجتماع چندین حرفه به وجود می آید.( مسیری است که شاغل از ابتدا تا انتهای خدمت طی می کند.)

ازعنصر شغلی تا شغل مربوط به تجزیه و تحلیل شغل است واز گروه شغلی تا انتها مربوط به طبقه بندی وارزشیابی مشاغل است.

جلسه ی ششم

طراحی شغل Job design

هر شغل دارای اجزا٬ عناصر٬ عوامل ومولفه هائی است (مانند یک آپارتمان) .

به نحوۀ چیدمان عناصر٬ اجزا٬ عوامل ومولفه های یک شغل به گونه ای که: ١- این اجزا با یکدیگر ارتباط منطقی داشته باشند.

۲- شاغل شغل احساس مثبتی داشته باشد.

۳- کلّ شغل هویتی معنادار داشته باشد.

هویّت شغلی Job identity دارای دو بعد فنّی واجتماعی است. ( Technical & Social )

بر اساس تجزیه وتحلیل شغل ٬ اجزای شغلی را شناسائی می گردند واینکه ما چگونه وبا چه فرآیندی این اجزارا باهم ترکیب شوند٬ شیوهای مختلف طراحی را به وجود می آورد.

شیوه های طراحی شغل

طراحی شغل در دو وضعیت متصوّراست :

١- سازمانی تٲسیس شده وفعّال است٬ از ما به عنوان متخصّص تحلیل شغل درخواست بازنگری در مشاغل می شود .

۲- سازمانی می خواهد تٲسیس شود ٬ ولی در حال حاضروجود خارجی ندارد .

قدم اوّل در طراحی شغل ٬ سازمان دهی است .

به فرآیند ١- تقسیم کار ۲- تعیین اختیارومسئولیت ۳ برقراری سازوکارهای هماهنگ برای تحقّق اهداف سازمان ٬ سازماندهی گویند .

برای سازمانهای تازه تٲسیس ٬ قبل ازآنکه الگوهای طراحی شغل مشخص شود باید سازمان دهی صورت گیرد .

الگوهای طراحی شغل

١- روش مهندسی شغل : اساساً هرکجا در حوزهی مدیریت واژه ی مهندسی بکار رودبه این معناست که کلّ را به اجزا٬ عناصر وقطعات مشخّص ومعیّن با رفتارهای قطعی تقسیم کنیم (حرکت سنجی وزمان سنجی) . به این روش مکانیکال طراحی شغل نیز می گویند وهمانگونه که از اسمش ﭙﯿداست مانند ماشین دارای یک سلسله حرکات٬ وظایف وتکالیف مشخّص ومعیّن با کمترین انعطاف است .

مختصات این روش عبارت است از : ١- تقسیم کار بسیار جزﺌﻰ وشدید است .

۲- ارتباط عمودی است .

۳- روابط ٬سلسه مراتبی تنظیم می شود .

۴- تمرکز بالاست .

۵- آزادی عمل شاغل کم است .

۲- روش دوعاملی هرزبرگ :همانگونه که میدانیم هرزبرگ در ﺘﺌﻭری انگیزش دو عامل بهداشتی وانگیزشی راعوامل انگیزش معرّفی کرده است .

١- عوامل بهداشتی ؛ عواملی هستند که نگهدارند(حافظ) وضع موجود هستند .وجود این عوامل در محیط کار٬ موجب انگیزه نمی شود ٬ اماعدم وجود آنها میزان انگیزه را کاهش میدهد .(حقوق ومزایا٬ نور٬ دما٬ شرایط و...)

۲- عوامل انگیزشی ؛ وجود این عوامل موجب ایجاد انگیزه وعدم وجود آن باعث کاهش انگیزه می شود. ( آزادی عمل ٬ دارا بودن اختیار در شغل٬ فرصت برای رشد وارتقا و.....)

اگر در سازمانی نگاه غالب نگاه بهداشتی باشد ٬ شغل را به سمت الگوهای مکانیکال طراحی می کنیم . اما اگرنگاه غالب نگاه انگیزشی با شد٬ شغل را به سمت الگوهایی طراحی می کنیم که به آنها الگوهای انگیزشی گفته می شود .البته هیچ یک ازاین دو نگاه مطلق نیست وممکن است برای برخی مشاغل ٬ نگاه بهداشتی و برای برخی دیگر نگاه انگیزشی تجویز شود .

۳- ﺘﺌوری بلوغ وعدم بلوغ گریس آرگریس : ارگریس امسانها راذر دورۀ بالغ ونابالغ قرار می دهد٬ البته معیار او برای این رده بندی سن عقلی است نه سن تقویمی .

١- الگوهای نا بالغ ؛ این افراد دارای خصوصیاتی هستند از جمله منفعل ٬ وابسته٬ دارای علایق سطحی٬ دارای مقام تابعی٬ دارای چشم اندازمحدود هستند وتحت تٲثیر محرکهای مادّی براتگیخته می شود .

۲- الگوهای بالغ ؛ این افراد دارای ویژگی هایی هستند از جمله فعّال٬ مستقل ٬ دارایمقام مستقل ٬ دارای چشم انداز وسیع هستند وتحت تٲثیر محرک های غیر مادّی برانگیخته می شود.

اگر در سازمان نگرش نسبت به انسان نا بالغ باشد در طراحی شغل به سمت الگوهای مکانیکال می رویم .اما اگر نگرش نسبت به انسان بالغ باشد شغل را به گونه ای طراحی می کنیم که دارای عوامل انگیزشی باشد .

۴- روش توسعه یا غنی سازی شغل :

١- روش توسعۀ شغل Job enlargment ؛ در این روش توسعۀ شغل به صورت افقی وهمراه با گسترش در عرض شغل است .

۲- روش غنی سازی شغلJob enrichment ؛ در این روش توسعۀ شغل به صورت عمودی وهمراه با گسترش در عمق شغل است .

اگردرطراحی شغل روش توسعه را مد نظر داشته باشیم ٬ شغل بیشتر به گونه ای طراحی می شود که تنوّع وظیفه از جنس مشابه به وجود آید .امّا اگر روش غنی سازی را مد نظر قرار دهیم ٬ ﭙﯿوند های رو به عقب Back ward و روبه جلوFor ward در وظایف شغل مورد توجّه قرار می گیرد .

اگر نگاه به افراد نا بالغ با شدۀ شغل را اعمال می کنیم .امّا اگر نگاه به انسان در سازمان به صورت بالغ باشد بیشتر روش غنی سازی شغل را در ﭙﯿش خواهیم گرفت .

۵- روش طراحی مشاغل به صورت چرخش شغلی : چرخش شغلی Job rotation به این مفهوم است که مشاغل به گونه ای طراحی شوند که امکان چرخش افراد وجود داشته باشد .چرخش شغلی می تواند بادو نیّت انجام شود : ١- خستگی مشاغل ویکنواختی وکسل کنندگی آن راکم کند مانند تعویض شعبۀ بانک

۲- توانائی های شاغل را افزایش دهد وبه تعبیری مسیر شغلی فرد را برای آینده ترسیم کند . مانند اینکه شغل فرد رادر بانک از تحویلداری به حسابداری تغییر دهد . در این نوع باید ظر فیت های شاغل را

به گو نه ای توسعه دهیم که توانایی اش برای بر عهده گرفتن مشا غل بیشتر شود .

۶- روش طراحی شغل به شیوۀ مشا غل گروهی : درمشاغل گروهی Job group ٬ هنگامی به این شیوه شغل طراحی میشود که همکاری ومشا رکت کارکنان برای انجام وظایف ضروری باشد . در این حالت مطلوب است به سراغ کار گروهی برویم . اگر وظایف سازمانی به گونه ای باشد که مشارکت افراد لازم باشد٬ چاره ای جز کار گروهی نداریم مانند اتاق عمل .

۷- روش سیستمی : در این روش اجزاوعناصر وعوامل شغل را می شناسیم وآنها را به گو نه ای در کنار هم قرار میدهیم که شغل هویّت ﭙﯿدا کند وشاغل بتواند وظایف خود را انجام دهد .

۸- روش مبتنی برروش ادراکی- حرکتی : در این حالت باید مشاغل را به گونهای طراحی کنیم که رابطۀ شغل یا شاغل را با محیط ﭙﯿرامون او بهبود دهیم . به عبارت دیگر مشاغل به گونه ای طراحی شود که نرخ حوادث وسوانحی که ناشی از ابعاد ادراکی وحرکتی است کاهش یابد . سوانح ناشی از ابعاد حرکتی مانند رسکار٬ناچار است در وضعیتی باشد که دستهایش بیرون از دستگاه قرار گیرد وسوانح ناشی از ابعاد ادراکی٬ مانند اینکه فرد نگرش مثبتی نسبت به کار خود نداشته باشد وقوای عاقله ی فرد درگیر مسائل دیگر شود٬ در این حالت ادراک فرد با حرکت او موزون نیست .

۹- روش ویژگی های شغل : برای آنکه مشاغل را طراحی کنیم ٬ باید مجمو عه ای از ویژگی ها را برای شغل طراحی کنیم که اگر این ویژگی ها باشد باید بررسی شود حالت روحی چه خواهد بود ونتیجه (ﭙﻰآمد ) این حالت روحی چه خواهد شد .

ویژگیهای شغل حالات روحی شغل نتیجه(ﭙﻰ آمد)

١- تنوّع در شغل(کسل کننده نباشد)

۲- اهمّیت شغل احساس کاری یا شغلی مهم داشتن افزایش انگیزه

۳- هویّت شغل(معنادار باشد)

۴- استقلال در شغل آزادی عمل وحس مسئول بودن دربرابرشغل بهبود کیفیت زندگی کاری(Q.W.L)

۵- بازخورد در شغل اطّلاع از عملکرد کاهش غیبت ٬ استعفا وترک خدمت

اگر بخواهیم توان انگیزشی شغلی را محاسبه کنیم می توان از فرمول زیر استفاده کرد:

تنوّع در شغل + اهمیّت شغل + هویّت شغل

بازخورد درشغل × استقلال در شغل × = توان انگیزشی یک شغل

۳

از فرمول بالا می توان فهمید کهاگر در یکی از سه مورد اهمّیت ٬ هویّت ویا تنوع کمبود وجود داشته باشد٬ با دو مورد دیگر از این سه مورد می توان جبران کرد ٬ زیرا مجموع آنها مورد توجّه است . امّا اگر یکی از ذو مورد استقلال وبازخورد مشکلی داشته باشند قابل جبران نیست٬ زیرا هر یک به تنهایی دارای اهمیّت فراوان است .

جلسه ی هفتم

الگوهای جدید طراحی شغل

آنچه باعث شده این رویکردهای نوین در شغل مطرح شوند٬ مهمترین آنها توسعۀ انفجاری تکنو لوژی به ویژه فن آوری اطلاعات وارتباطات (I.C.T ) است .این رویکردها تحت عنوان الگوهای Dejob و Jobless

معروف هستند که معنای لغوی آنها بیکاری است اما در واقع یعنی آنقدر شغل فرد منعطف است که ساختار نداردکه ما به آن ساختار نام شغل گذاریم وبه آنها Job portfolio هم می نامند .این اصطلاح به این معناست که افراد٬ سبد شغلی دارند. به همین خاطر صحبت از ساعت کار شناور میشود واولین ﭙﯿامد این نوع الگواین است که ساختار سازمان را هن میکند .

نتیجه این بحث ها ایجاد صحبت در مورد ساختارهای جدید سازمانی شده است که به اصطلاح Heterachy گویند:

١- سازمان های شبدری : این سازمان ها نقطۀ مقابل سازمان های کلمی هستند .در این سازمانها یک هسته وجود دارد وبقیۀ کارها از طریق ﭙﯿمانکاران بیرونی انجام می گیرد . ٢- سازمان های دو ناتی : تمام مواد اصلی در داخل هستۀ مرکزی است که بسیار قوی می باشد بقیه بیرون از سازمان می باشد که در صورت لزوم از آنها استفاده می شود .

۳- سازمان های فدرال : مانند کشورهای فدرال که یک حکومت مر کزی ویک سری کشورها ی تابعه است می باشد .

۴- سازمان های ضربانی : مانند مشاغل فصلی است که افراد در هر فصلی شغلی خاص دارند .

۵- سازمان های مجازی : الگوهای نوین اجازه ی اجرای الگوهای سنتی را نمی دهد . سهم عمده ی این مسئله مربوط به بازار کسب وکار مجازی است . یعنی انسانها حتی روابط فردی راتحت تٲثیرروابط کاری قرار می دهند .لایۀعمیق این مسله آن است که ایۀ بسیاری از بنیانهای اجتماعی را بر هم می زند .یعنی بازار کسب وکار نه تنها روابط کاری بلکه روابط اجتماعی وخانوادگی را تحت تٲثیر قرار می دهد که همۀ اینها تحت عنوان فناوری اطلاعات صورت میگیرد واین مسئله موجب صرفه هزینه ومکان کمتر شده است .

۶- سازمان های حبابی

۷- سازمان های I3 : مخفف Idea , Intelligence, Information

۸- سازمان های سلولی

انسانهایی که در سازمانهایی مانند سازمانهای شبدری٬ دوناتی و فدرال مدیریت میکنند باسازمانهای سلسله مراتبی یکسان نیستند .

در این رویکردها والگوهای جدید چند مختصات به وجود می آید: ١- سازمانها از سلسله مراتبی به سازمانهای تخت وهن تغییر وضعیت داده اند .

۲- الگو های جدید مشاغل ﭙﯿوند عمیقی با فن آوری اطلاعات وارتباطات دارند .

۳- انسانهایی که در این الگوها به کار می ردازند بیشتر نیروی کیفی وتخصصی هستند .

۴- نظام مدیریت منابع انسانی اعمّ از جذب ٬ آموزش ٬ نگهداشت وبه کار گیزی نیروی انسانی کاملا با الگوهای سنتی متفاوت است

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
دوشنبه هفتم خرداد 1386  

بهبود بهره وری و مزایای آن

بهبود بهره وری و مزایای آن

www.modir.ir

مربوط به درس بهره وری

زمستان ۱۳۸۳

_________________________________________________________

مقدمه :

شرکتها به واسطه ی تولید ، به مازاد ثروتی دست می یابند که به آن ارزش افزوده می گویند . بنابراین ، هرچه نسبت بهره وری یا ارزش افزوده سرانه ی کارگر را بالاتر ببریم ، به همان میزان قادر خواهیم بود ثروت بیشتری ایجاد و آن را تقسیم کنیم .

ارزش افزوده بین کسانی تقسیم می شود که در ایجاد آن سهیم بوده اند . بدین ترتیب که کارکنان دستمزد خود را می گیرند و مابقی آن نیز به عنوان سود ناخالص ، به شرکت تعلق می گیرد . این سود ناویژه ، خود ، عواید شرکت ، هزینه های استهلاک ، سود سهامداران و بهره ی وام دهندگان به شرکت را شامل می شود . البته باید خاطر نشان کرد که سود ، در تعریف عام آن ، شامل مالیاتی نیز هست که توسط دولت برای زیر ساختارها و سایر خدمات عرضه شده مطالبه می شود .

به بیان دیگر ، ارزش افزوده ، دستاوردی اقتصادی است که به دو قسمت عمده تقسیم می شود : سهم سود شرکت و سهم دستمزد کارکنان .

ممکن است این مسأله به ذهن شما خطور کند که از طریق کاهش سهم کارکنان ، یعنی دادن دستمزد کمتر به آنها می توان سود شرکت را بالا برد . اما اینطور نیست . چرا که افزایش سود شرکت ، به قیمت کاهش دستمزد و عواید کارکنان ، موجب ایجاد تنش و فضایی خصومت آمیز بین آنها و مدیریت می شود . برای دوری از چنین مسأله ای ، برخی از شرکتها ، سهم سود کارگران را ثابت نگه می دارند . ولی در عوض ، سطح هزینه ها را از طریق کاهش سرمایه گذاری های ثابت (استهلاک) پایین می آورند . اما این تدبیر نیز ممکن است تأثیری معکوس بر کارایی عملیات تولید بگذارد و احتمالاً در سودآوری شرکت اختلال ایجاد کند . بنابراین ، کاهش دستمزدها یا قطع سرمایه گذاریها نمی توانند راه حلی مناسب باشند . بدین معنی که سهم سود شرکت نباید به طور ساده و تنها به قیمت کاهش سهم دیگران افزایش یابد .

تنها راه حل قابل اعتمادی که شرکت می تواند از آن برای افزایش سود بهره گیرد ، همانا بالا بردن میزان دستاورد اقتصادی است . از طریق فروش ، بدون افزایش خرید و یا از طریق کاهش در خرید ، بدون کاهش فروش می توان به ارزش افزوده ی بالا دست یافت . این امر ، به نظر دشوار و حتی غیر ممکن می آید . ولی با این وجود ، شدنی و ممکن است . چگونه ؟ با بهبود بهره وری نیروی کار و سرمایه .

در این گزارش ، ابتدا به تعدادی از مزایای بهره وری برای شرکت ، مشتریان ، نیروی کار و نیز در سطح ملی پرداخته می شود و سپس یک استراتژی اجرایی برای بهبود بهره وری معرفی می گردد . در پایان تحقیق سه مقاله با زبان انگلیسی که در ارائه ی تحقیق از آنها استفاده شد ، ارائه می گردد .

 

مزایای بهره وری در سطح ملی

بهره وری ، رمز تقویت رشد اقتصاد کشور است . بهره وری ، امکان ایجاد یک زندگی خوب یا یک زندگی با کیفیت بالا را برای عموم افراد جامعه فراهم می سازد و به آنها امکان می دهد تا به صورت یک مجموعه ، به سمت خوشبختی ، سعادت و رفاه ، رهنمون شوند .

 

بهره وری ، منبع اصلی رشد اقتصادی

رشد اقتصادی عبارت است از افزایش مجموع کالاهای تولید شده و خدمات عرضه شده در یک اقتصاد ، در طول یک دوره ی معین . مجموع ستاده های تولید شده در درون یک کشور ، تولید ناخالص داخلی نامیده می شود . توسعه ی تولید ناخالص داخلی ، از یکی از راههای زیر امکانپذیر می شود :

  • افزایش اشتغال در کشور
  • بهبود تولید ناخالص داخلی سرانه ی نیروی کار که در حقیقت ، به معنای بهبود بهره وری است .

پس خوایم داشت :

رشد تولید ناخالص داخلی = رشد اشتغال + رشد بهره وری

رشد بهره وری به نوبه ی خود ، متأثر از بهبود بهره وری عامل کل و شدت سرمایه است . بنابراین ، می توان رشد تولید ناخالص داخلی سرانه را محصول رشد بهره وری عامل کل و همچنین توسعه ی نهاده های مورد استفاده دانست :

 

رشد تولید ناخالص داخلی = رشد سرمایه + رشد نیروی کار + رشد بهره وری عامل کل

 

بهره وری ابزاری برای ارتقای سطح استاندارد زندگی

اصطلاح (( سطح استاندارد زندگی )) ، مفهومی است عام و کلی ، با ابعادی بسیار گسترده که هنوز تعریفی قابل قبول در سطح جهانی برای آن ارائه نشده است . با این وجود ، برای سنجش سطح استاندارد زندگی ، عموماً از معیاری به نام تولید ناخالص داخلی سرانه استفاده می شود . یعنی تولید ناخالص داخلی ، تقسیم بر جمعیت کشور ، بر اساس این معیار ، هر اندازه سرعت رشد تولید ناخالص داخلی سرانه بیشتر باشد ، به همان نسبت ، متوسط ستاده یا ثروت تقسیم شده بین مردم افزایش می یابد . این افزایش ، توان شهروندان را برای خرید کالاها و خدماتی با کیفیت بهتر بالا می برد و در نتیجه به آنها امکان می دهد تا به استانداردهای بالاتر سطح زندگی دست یابند.

افزایش تولید ناخالص داخلی سرانه ، به دو عامل بهبود بهره وری و افزایش شمار نیروی کار در جمعیت کشور بستگی دارد . رابطه ی بین تولید ناخالص داخلی سرانه و بهره وری – یعنی تولید ناخالص داخلی سرانه ی نیروی کار – را می توان به شکل زیر نمایش داد :

تولید ناخالص داخلی سرانه = نسبت نیروی کار به جمعیت بهره وری

 

هر گاه بهره وری یا شمار نیروی کار نسبت به جمعیت ، در هر کشور افزایش یابد ، به دنبال آن ، تولید ناخاصل داخلی سرانه نیز بالا خواهد رفت . البته اگر این دو عامل به طور همزمان صعود کنند ، تولید ناخالص داخلی سرانه ، به میزان بیشتری افزایش خواهد یافت .

رشد تولید ناخالص داخلی سرانه = رشد نسبت نیروی کار در جمعیت کشور + رشد بهره وری

این معادله ، اهمیت رشد بهره وری را در رسیدن به هدفمان ، که همانا بهبود سطح زندگی است ، نشان می دهد .

مثلاً سرعت رشد جمعیت در کشور سنگاپور ، نسبت به دهه ی گذشته ، کاهش یافته است . از طرف دیگر ، با توجه به اینکه امکانات بیشتری برای تحصیل در کشور فراهم شده است . اکثر مردم نسبت به گذشته ، در سنین بالاتری ، وارد بازار کار می شوند . این رشد بهره وری است که به اقتصاد جان می بخشد و نیز همین بهره وری است که تعیین می کند آیا در آینده قادر خواهیم بود رشد سالم اقتصادی خود را حفظ کنیم و به استانداردهای بالای زندگی دست یابیم یا نه .

 

بهره وری چگونه منجر به بالا رفتن استانداردهای زندگی می شود ؟

به راستی چگونه منافع بدست آمده از بهره وری ، منجر به بالا رفتن سطح استاندارد زندگی هر شهروند و در نتیجه یک جامعه می شود ؟

میزان افزایش که در تولید ناخالص داخلی و به واسطه ی بهبود بهره وری در سطح ملی حاصل شده است ، بین کارگران (نیروی کار) و صاحبان سرمایه (مقاطعه کاران ، مالکین و سهامداران ) تسهیم می شود . کارگران ، مقداری از درآمد خود را پس انداز و باقیمانده را صرف خرید کالاهای مورد نیاز و پرداخت مالیات می کنند . درآمد صاحبان سرمایه نیز به سود ، پس انداز و هزینه های عملیاتی تقسیم می شود .

افزایش حجم پس انداز توسط نیروی کار و صاحبان سرمایه منجر به افزایش مجموع پس انداز ملی می شود که در اصطلاح علم اقتصاد ، به آن (( پس انداز ناخالص ملی )) می گویند . رشد پس اندازها در سطح اقتصاد ملی ، طبیعتاً به افزایش سطح سرمایه گذاریها در زمینه ی احداث ساختمان ، خرید ماشین آلات و تجهیزات جدید و همچنین بهبود زیر ساختارها می انجامد . افزایش در سرمایه گذاریها نیز به نوبه خود ، موجب رشد بهره وری و در نتیجه افزایش تولید ناخالص داخلی می شود و این چرخه به همین شکل ادامه می یابد .

افزایش مصرف کل به این معنی است که شهروندان می توانند کالاها و خدمات بیشتری را با کیفیت بالاتر خریداری کنند . این افزایش موجب بهبود ساختارها ( شامل اصلاحات اجتماعی ) می شود و به ارتقای سطح زندگی اقشار متوسط می انجامد .

 

شاخص توسعه انسانی

علاوه بر تولید ناخالص داخلی سرانه ، که مرسومترین معیار برای سنجش استاندارد زندگی به شمار می رود ، معیارهای دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که به عوامل غیر اقتصادی بر می گردند . معروفترین این معیارها ، شاخص توسعه انسانی است که توسط برنامه ی سازمان ملل برای توسعه تهیه می شود .

توسعه ی انسانی ، شاخصی است مرکب که به منظور سنجش کیفیت زندگی مردم ، مورد استفاده قرار می گیرد . این شاخص ، شامل شاخصهای سنتی درآمد سرانه ، استاندارد زندگی و همچنین عاملهای غیراقتصادی ، از جمله امید به زندگی و نسبت افراد باسواد در میان بزرگسالان می شود .

بر خلاف شیوه ی مرسوم استفاده از شاخص درآمد سرانه که در آن ، به تفاوت قدرت خرید پول رایج در کشورهای مختلف توجه نمی شود ، برنامه ی سازمان ملل برای توسعه ، از معیار قدرت خرید تعدیل یافته تولید ناخالص داخلی استفاده می کند .

شاخص توسعه ی انسانی کشورها را نه تنها بر اساس استانداردهایی که به آن دست یافته اند ، بلکه بیشتر بر اساس فاصله ی آنها تا دستیابی به اهداف مطلوب و مورد نظر ارزیابی می کند .

 

مزایای بهره وری برای شرکت :

سودآوری :

می توان گفت که عمده ترین مشغله ی یک شرکت ، همیشه کسب درآمد و یا به عبارت دیگر ، سودآوری آن است . سود یک شرکت نیز تا حد زیادی به بهره وری آن در دراز مدت بستگی دارد . در حالی که شاخصهای سودآوری بیانگر این هستند که آیا سودناویژه ، به طور مناسب ، هزینه ها را می پوشاند یا نه ، شاخصهای بهره وری به ما می گویند که آیا کارایی و اثربخشی یک کار به همان اندازه است که می تواند باشد ، یا اینکه آیا کارایی و اثربخشی آن با متوسط های صنعتی مطابقت می کند .

پس می توان نتیجه گرفت که سودآوری ، نمایانگر وضعیت مالی شرکت در زمان حال است و بهره وری ، ترسیم کننده ی وضعیت شرکت در آینده ، یک شرکت ، تنها در صورتی می تواند به سودآوری مستمر خود امیدوار باشد که موضوع بهره وری را نادیده نگیرد . در اینصورت ، در درازمدت ، با کاهش هزینه ها و افزایش تقاضا برای فرآورده های شرکت ، میزان سودآوری آن هم ارتقا خواهد یافت .

به بیان دیگر ، می توان با افزایش بهره وری ( یعنی افزایش میزان ستاده نسبت به هر نهاده ) و یا افزایش قیمت هر واحد ستاده نسبت به هزینه ی ساخت آن و یا از هر دو طریق ، سودآوری شرکت را بالا برد . اما باید خاطر نشان کنیم که قیمت کالا یا خدمات معین ، تنها در صورتی می تواند از قیمت مشابه آن در بازار بیشتر باشد که از کیفیت بالاتر برخوردار باشد . پس ، بار دیگر ، موضوع بهره وری مطرح می شود . موضوعی که در کارایی و اثربخش بودن نهفته است .

رقابت :

بهره وری همچنین در میزان توان رقابت شرکت مؤثر است . بدین معنی که در توانایی شرکت برای رقابت با سایر شرکتها که کالاها یا خدمات مشابهی را تولید یا عرضه می کنند ، تأثیر می گذارد . یکی از شاخصهای معمول سنجش توان رقابت از طریق هزینه ی هر واحد از نیروی کار است که از طریق تقسیم هزینه ی نیروی کار به ارزش افزوده یا از تقسیم متوسط هزینه ی نیروی کار به بهره وری بدست می آید . هزینه ی هر واحد از نیروی کار ، نشانگر مقدار هزینه ای است که برای ایجاد هر دلار ارزش افزوده ، مصرف شده است . اگر این نسبت بالا رود ، بدین معنی است که قدرت رقابت شرکت نزول کرده است .

این نسبت ، بیانگر چه نکاتی است ؟

این نسبت نشان می دهد که قدرت رقابت شرکت در صورتی بالا خواهد رفت که بهره وری آن در سطح معینی از دستمزدها افزایش یابد . در اینصورت ، نسبت کاهش می یابد . اگر بار دیگر به نسبت بالا نگاه کنید ، متوجه خواهید شد که می توان بدون کاهش قدرت رقابت شرکت ، دستمزد کارگران را افزایش داد البته شرط این کار آن است که بهره وری را افزایش دهید . افزایش بهره وری ، مانع از افزایش نسبت فوق می شود . پس بهره وری بالا موجب می شود که در عین حال ، هم شرکت و هم کارکنان از سود بیشتری برخوردار شوند .

بهبود بهره وری ، علاوه بر کاهش در هزینه ی نیروی کار ، کاهش سایر هزینه ها را نیز به دنبال دارد . به عنوان مثال ، انجام کارها به طور صحیح و اصولی و تولید کالاهایی مناسب موجب خواهد شد تا از یک طرف ، مقدار ضایعات کم شود و از طرف دیگر کیفیت کالاها و خدمات تولید و عرضه شده ارتقا یابد . با کاهش ضایعات ، هم در زمینه هزینه ی مواد و هم در زمینه سایر نهاده ها که در فرآیند تولید مورد استفاده قرار می گیرند ، صرفه جوئی به عمل می آید . از طرف دیگر ، کیفیت بالای فرآورده های تولید شده ، وفاداری مشتری و در نتیجه فروش بیشتر را در پی خواهد داشت .

 

مزایای بهره وری برای نیروی کار

کارکنان معمولاً به آمارها و مطالبی که درباره ی سود شرکت ارائه می شود ، چندان توجهی نمی کنند . موضوع مهم برای آنها این است که یا دریافتی خالصشان افزایش یابد ، یا اینکه از کارشان راضی و خشنود باشند .

نخستین نتیجه ی بهبود بهره وری ، افزایش فروش و کاهش هزینه هاست . بنابراین ، بهره وری ، امکان پرداخت دستمزدهایی بالاتر به کارگران را فراهم می کند و افزون بر آن ، موجب سود آوری بیشتر شرکت می شود و توان رقابت آن را بالا می برد . البته از آنجا که کار شرکت خوب بوده است ، آینده ی آن تضمین می شود و کارکنان نیز امنیت شغلی خواهند داشت .

علاوه بر این ، به لطف بهره وری بالا ، شرکت می تواند در زمینه ی سیستمهای مدیریت و آموزش کارکنان ، سرمایه گذاری بیشتری بکند . پس کارکنان نیز رفته رفته ، از مزایای بهره وری بالا ، همچون آموزش ، فرصتهای ارتقای شغلی و محیط کاری بهتر بهره مند خواهند شد .

علاوه بر مزایای به دست آمده از بهره وری بالا که از آن سخن به میان آمد ، هر کارگر از اینکه بهره ور باشد ، چه منافع دیگری بدست می آورد ؟ تعریف بهره وری از طریق مفاهیم کارایی و اثربخشی ، به ما خواهد گفت که چرا بهره ور شدن کارگر ، این قدر با ارزش است . وقتی کارایی ما بالا می رود ، به زمان و تلاش کمتری برای انجام کاری معین نیاز خواهیم داشت و زمانی که بتوانیم اثربخش تر باشیم ، به این معنی است که کالاهای خوبی می سازیم و از طریق بهنگام بودن و کیفیت بالای کالاها ، در جلب رضایت مصرف کننده سهیم هستیم . همه ی این مسائل ، به ایجاد رضایت شغلی بیشتر و شناسایی کار خوب ما از طرف دیگران خواهد انجامید .

دستاوردهای اقتصادی و سایر منافع غیر محسوسی که ذکر شد ، موجب می شود تا کارکنان ، از کیفیت زندگی کاری بهره مند شوند و انگیزه ی آنها برای بهبود بهره وری شرکت تقویت شود .

 

مزایای بهره وری برای مشتری :

وقتی کارکنان یک شرکت با کارایی و اثربخشی بالاتری کار می کنند ، شرکت می تواند در هزینه ها صرفه جوئی کند . صرفه جوئیهایی که در نهایت ، به نفع مصرف کننده تمام خواهد شد . بدین شکل که مصرف کننده قادر خواهد بود کالاها و یا خدمات مورد نیاز خود را با کیفیت بالاتر ، به همان قیمت سابق یا حتی پایین تر خریداری کند .

گله ای که اغلب از زبان مردم شنیده می شود ، این است که چقدر قیمتها بالا رفته اند؟

شرط لازم برای مهار رشد هزینه ها ، به منظور پایین نگه داشتن سطح تورم ، بهره وری است .

پس در اینصورت ، مشتریان می توانند کالاهای بیشتری را نسب به زمانی که رشد بهره وری وجود ندارد ، تهیه کنند .

سطح پایین بهره وری می تواند سایر جنبه های زندگی مشتریان را تحت تأثیر قرار دهد . صرفنظر از اینکه در چنین وضعیتی ، آنها ناچار خواهند بود برای خرید کالاهای مورد نیازشان ، قیمتهای بالاتری را بپردازند . تصور کنید که وقتی در بانک ، اداره ی پست ، و یا اغذیه فروشی ، در یک صف طولانی ایستاده اید ، تا چه اندازه احساس محرومیت و یأس به شما دست می دهد . یا اینکه چه مصیبتی است وقتی ماشینی که تازه خریده اید ، دائماً خراب می شود . اینها تنها دو نمونه ی ساده از اثرات جانبی کاهش بهره وری است .

بهره وری ، زندگی ما را شیرین تر و لذتبخش تر می کند و اگر بهره وری ، به طور مستمر در حال بهبود باشد ، سطح زندگی ما را با بالا بردن کیفیت کالاها و خدمات عرضه شده ارتقا خواهد بخشید .

 

ایجاد استراتژی اجرایی برای بهره وری

در صفحات قبل ، در مورد مزایای بهره وری بحث شد . اما این فرآیند بهره وری را چگونه باید به اجرا درآورد ؟ واضح است که اینکار اقدامی بزرگ بوده ، نیازمند آن است که تغییری چشمگیر در سازمان رخ دهد . در این رابطه ، همانند هر کار عظیمی ، چنانچه قرار باشد که تلاش ما با موفقیت همراه شود ، نیازمند شیوه ای منظم و معقول هستیم .

این حقیقت که بهره وری ، نشانگر تغییر است ، نکته ای کلیدی در ایجاد استراتژی اجرایی می باشد . از آنجا که این امر ، یک فرآیند تغییر است ، باید زمینه ی لازم را فراهم نموده ، سازمان را آماده کنیم . همچنین ، باید موانع تغییر را شناسائی کرده ، برای غلبه بر آنها ، اقدامات لازم را به عمل آوریم . در نهایت ، آنچه را که به دنبال آن هستیم ، باید کاملاً بشناسیم و قویاً به اداره و کنترل روند تغییر بپردازیم .

در ضمن لازم است توجه داشته باشیم که شتابزده و بدون تعمق ، از فنون بهبود استفاده نکنیم . چرا که در غیر اینصورت ، در دام آنها خواهیم افتاد . اگرچه ممکن است این فنون ، در ابتدا با موفقیت همراه باشند ، اما برای سازمان معنایی نخواهد داشت و فرآیند مناسبی برای تقویت مستمر فرآیند بهبود به وجود نخواهد آمد . در واقع ، از این طریق ، تنها به تحقق بهبودهای مقطعی خواهیم پرداخت و محکوم به تلاشی همیشگی و باطل برای یافتن و اجرای فنون جدید خواهیم بود . تا بدین وسیله ، آنها را جایگزین فنونی کنیم که دیگر فاقد ارزش می باشند . اگر کارکنان در درک مفاهیم بهره وری ناتوان باشند ، مقاومت سازمانی ، قابل پیش بینی بوده ، کارکنان ، هر فن جدیدی را با شک و بی علاقگی خواهند نگریست .

در ادامه ، ما به ارائه ی یک استراتژی برای بهره وری خواهیم پرداخت . این استراتژی که براساس اصول مدیریت تغییر استوار است ، با توجه به اطلاعات بدست آمده از طریق مشاهده ی تلاشهای بهبود بهره وری در شرکتهای متعدد و در طیف گسترده ای از صنایع ، تدوین شده است.

از آنجا که این استرتژی قرار است برای تمام سازمانها ارزشمند باشد ، باید نسبتاً کلی و همگانی باشد . در نتیجه لازم است که این استراتژی رافقط به عنوان یک چارچوب کاری عمومی تلقی کرده و آن را متناسب با شرایط سازمان تغییر داد .

این استراتژی شامل شش مرحله میشود :

  • تعهد مدیریت
  • سازماندهی برای تغییر
  • تشخیص
  • برنامه ریزی
  • اجرا
  • ارزشیابی و انتشار

 

اکنون به ترتیب ، به بحث درباره ی هر یک از مراحل فوق ، پرداخته خواهد شد .

 

تعهد مدیریت

چنانچه قرار است هر فرآیند تغییر سازمانی ، بدون توجه به ماهیت و اهداف آن ، به موفقیتی نائل شود ، لازم است که تعهد و پایبندی مدیریت رده بالا را در کنار خود داشته باشد .

نگرشها و رفتارهای کارکنان که برخی از آنها طی سالیان متمادی شکل گرفته است ، باید تغییر یابند . همچنین ، باید سیستمهای سازمانی – که ممکن است سالهای سال قدمت داشته باشند – دگرگون شوند و سرانجام اینکه فرهنگ و معیارهای سازمانی نیز باید تغییر یابند .

انتظار وقوع چنین تغییراتی ، با چنین ماهیت و دامنه ای ، بدون حمایت همه جانبه و مشارکت مدیریت رده بالا ، انتظاری بیش از اندازه است . مدیریت ارشد ، عمدتاً مسئولیت جو و فضای حاکم بر سازمان را بر عهده داشته ، مطمئناً سیستمهای عمده ی سازمانی ، مثل سیستم پاداش را کنترل می کند .

بنابراین ، اولین گام در توسعه ی یک فرآیند مدیریت بهره وری ، حصول پایبندی مدیریت رده بالا به تلاشی بلند مدت در زمینه ی تغییر است . بدون حصول چنین تعهدی ، نمی توان امید چندانی به دستیابی به چیزی فراتر از یک برنامه ی بهره وری داشت . به طور کلی ، این امر نیاز به ارتقای آگاهی مدیریت دارد . مدیریت ارشد ، غالباً بیش از اندازه ، از کارکرد روزانه ی سازمان فاصله دارد و نمی تواند درک عمیقی از اهمیت کار داشته باشد . مدیران ارشد تصور می کنند که وظیفه ی آنها ، تنها اعلام این مطلب است که بهره وری ، یک هدف جمعی است . آنها بر این عقیده اند که چنین پیامی تأثیر خود را داشته ، سازمان واکنش لازم را نشان خواهد داد . این مدیران درک نمی کنند که فرآیندها و سیستمهای سازمانی موجود ، به طور مؤثری ، بهبود بهره وری را تقویت نمی کنند و همچنین ، شناخت صحیحی از میزان مقاومتی که به وجود خواهد آمد ، ندارند . آنها از تشخیص ضرورت به کارگیری تلاشی در جهت تغییر ناتوانند و نقش خود را در ارتقای روند تغییر درک نمی کنند .

به علاوه ، ممکن است مدیریت ارشد ، برای فرآیندها و عناصر گوناگون مدیریت بهره وری ، از دانش کافی برخوردار نباشد . ممکن است به طور کامل ، معانی و مفاهیم ضمنی مدیریت مشارکتی را درک نکرده ، از شیوه های متعدد ابداعی برای سیستمهای پاداش آگاهی نداشته باشد . ممکن است مشارکت کارکنان و دستاوردهای آنها را به عنوان فن یا روشی نو تلقی کند ، و نه به عنوان تغییراتی اساسی در فلسفه ی مدیریت .

سرانجام ، مدیریت ممکن است درک روشنی از ارتباط بهره وری با برنامه ی کاری سازمان و اهداف استراتژیک نداشته باشد . چه بسا ممکن است به بهره وری ، از زاویه ای تاکتیکی و محدود بنگرد . تا از زاویه ی موضوعی استراتژیک که برای بقای سازمان حیاتی است .

بنابراین ، باید موقعیت کنونی بهره وری در سازمان ، تأثیر فرهنگ و سیستمهای سازمانی بر بهره وری ، نقش منابع انسانی در بهبود بهره وری و اصول تغییر را به مدیریت ارشد تعلیم داد . در واقع ، تنها با ایجاد درک نیاز برای اعمال تغییرات ، میتوان انتظار دستیابی به تعهد لازمه را داشت .

به طرفداران بهره وری توصیه می شود که با کنکاش در تجربیات دیگران و ارائه ی مستند آنها ، فرآیند تعلیم مدیریت را تقویت کنند . هیچ موضوعی برای مدیریت ، رضایت بخش تر از آن نیست که از موفقیتها و ناکامیهای سایر سازمانها ، که با موقعیت و تلاش مشابهی انجام شده اند ، اطلاع کسب کند .

همچنین فرآیند ایجاد آگاهی مدیریتی را می توان از طریق ارائه ی نتایج یک اقدام تشخیص سازمانی تقویت کرد . در حالی که تشخیص ، در مرحله ی سوم این استراتژی گنجانده شده است ، غالباً انجام حداقل یک تشخیص محدود ، به عنوان اولین گام به منظور ارائه اطلاعاتی به مدیریت که مسائلی را در زمینه ی اثربخشی اداره ی کنونی بهره وری سازمان مطرح خواهد کرد ، مفید است .

پایبندی مدیریت به تنهایی کفایت نمی کند .

قسمت مهمی از این فرآیند ، بیان این پایبندی به سازمان است . اما قبل از آنکه بتوان چنین تعهدی را بیان کرد ، باید آن را بدست آورد .

 

سازماندهی برای تغییر

هنگامی که تعهد مدیریت رده بالا حاصل شد ، گام بعدی منطقی ، تعیین مسؤولیت اداره ی فرآیند است . باید این فرآیند تغییر را مدیریت نمود و این امر احتمالاً نیازمند اتخاذ تصمیمات سازمانی است . بدین منظور ، یک مدیر بهره وری با کفایت و یا یک کمیته ی هدایت کننده ی مدیریت ، مناسب خواهد بود .

چنانچه مدیریت ، قادر به فراهم نمودن یک قسمت سازمانی برای اداره ی تغییر نباشد ، احتمال موفقیت شدیداً کاهش می یابد .

توصیه می شود که مدیریت ، سریعاً به اتخاذ تصمیمات سازمانی و اجرای آنها بپردازد . چرا که لازم است مدیرانی که مسؤولیت راهبری چنین تلاشی را به عهده دارند ، در مرحله ی بعدی استراتژی اجرایی نقش داشته ، نسبت به آن احساس مالکیت کنند .

 

تشخیص

هنگامی که تعهد مدیریت حاصل شد و مسؤولیتها مشخص گردید ، باید به برنامه ریزی برای این تلاش پرداخت . در عین حال ، ایجاد یک طرح اجرایی در این مرحله ، نابهنگام خواهد بود . چرا که جایگاه کنونی بهره وری در سازمان ، به طور واضحی ، تجزیه و تحلیل و تعریف نشده است .

یک فرآیند مؤثر تغییر فرهنگی ، نه تنها نیازمند تعریف وضعیت مطلوب آینده است ، بلکه وضعیت کنونی آن نیز باید به وضوح درک شود . ناکامی در انجام یک تشخیص کامل سازمانی ، احتمالاً باعث شگفتیهای ناخوشایندی می گردد . برنامه ریزی ممکن است بعضی موضوعات کلیدی سازمانی را به طور مؤثری مطرح نکند و چه بسا برخی موانع پیش بینی نشده ، مشکلی جدی برای تلاش به وجود آورند .

یک تشخیص خوب باید دارای چندین هدف باشد :

الف ) بررسی تمام جوانب کارکرد سازمانی ، به منظور شناسایی تأثیرات بر بهره وری فرآیندها ، فعالیتها و سیستمهای سازمانی موجود

ب) شناسایی موانع اصلی یک فرآیند مؤثر مدیریت بهره وری

ج ) ارزیابی مکانهای ممکن برای یک اقدام آزمایشی

د ) شناسایی فرصتهای عمده برای بهبود بهره وری

ه ) تشویق و پیشبرد تغییر

آخرین هدف ، نشانگر آن است که یک تشخیص خوب ، می تواند به تنهایی یک اقدام تصحیح کننده باشد . بدین مفهوم که می توان این تشخیص را به شیوه ای انجام داد که خود موضوع تشخیص ، یعنی بهره وری را تحت تأثیر قرار دهد . به عبارت دیگر ، تشخیص باید بیش از یک وسیله ی جمع آوری اطلاعات باشد . تشخیص باید طوری طراحی شود که برای معطوف کردن توجه سازمان به موضوع بهره وری مناسب باشد و بدین سان ، سطح آگاهی و شناخت را بالا ببرد . این فعالیت ، همچنین باید برای بکارگیری هرچه بیشتر افراد در تمام سطوح سازمان ، طراحی شود .بنابراین فعالیت ، باید بیشتر از قصد بیان شده ی خود ، به تلاش مورد نظر کمک کند . تشخیص ، همچنین باید به ارتقای آگاهی و آغاز تغییر رفتارها بپردازد .

شیوه های گوناگونی برای انجام تشخیص وجود دارد . حداقل ، مدیر بهره وری می تواند جلسه ای با حضور کلیه ی افراد کلیدی سازمان تشکیل بدهد تا به بحث درباره ی موضوعات متنوع و دستیابی به اتفاق نظر درباره جایگاه این موضوعات بپردازند . اگرچه این شیوه ، کم هزینه ترین و سریعترین شیوه است ، احتمالاً بی تأثیر ترین نیز هست . اتکا به درک گروه متعددی از افراد ، خصوصاً اگر این افراد دارای موقعیتهای مدیریتی متوسط و ارشد باشند ، مطمئناً نتایجی را در برخواهد داشت که بر نگرشی نسبتاً محدود و احتمالاً متعصبانه استوار است .

راه بهتر برای انجام تشخیص ، و همچنین راه سازگار با فلسفه ی مشارکتی که اقدام مورد نظر را به حرکت در می آورد ، کسب اطلاعات از کارکنان در تمام سطوح سازمان است . آنگاه می توان اطمینان داشت که تصویری حقیقی از برخوردهای سازمانی ، رفتارهای مدیریتی و تأثیر سیستمهای سازمانی کسب کرده ایم .

در یک طرح تشخیص گسترده ، معمولاً از یک یا چند فن جمع آوری اطلاعات بهره گرفته می شود که عبارتند از :

  • مصاحبه های شخصی و محرمانه ( به صورت مطالعات مقطعی با کارکنان )

این فن به گروه تشخیص امکان دستیابی به اطلاعات بسیار ارزشمند و دقیقی درباره ی موضوعات مربوطه می دهد . مصاحبه کننده می تواند به عمق تجربیات شخصی پی ببرد ، موضوعات حیاتی را عمیقاً بررسی کند و از اتفاقات سودمند باخبر شود . بعلاوه ، طبیعت محرمانه و رو در روی این فرآیند ، بی پردگی گسترده تری را نسبت به زمانی که مصاحبه در یک نشست گروهی انجام می شود ، ایجاد می کند اشکال شیوه ی مصاحبه ی شخصی ، آن است که مصاحبه با تعداد کثیری از کارکنان ، پر هزینه و وقت گیر است .

  • بررسی تحقیقات مکتوب :

واضح است که اجرای یک بررسی مکتوب ، تنها شیوه ی مقرون به صرفه برای در بر گرفتن تعداد کثیری از افراد در فرآیند تشخیص است . چنانچه بخواهیم داده ای از کل یک سازمان ، شامل چند صد نفر پرسنل و یا بیشتر به دست آوریم ، انجام یک بررسی به صورت مکتوب ، تنها راه عملی می باشد . این نوع بررسی ، مزیت دیگری نیز دارد . اطلاعاتی قابل اندازه گیری برای حمایت از ( یا رد کردن ) نتایجی را فراهم می کند که با شیوه ی دیگری بدست آمده است .

نقطه ی ضعف این بررسی ، آن است که نیاز به تفسیر داشته ، امکان ارزیابی عمیق موضوعات را فراهم نمی سازد .

  • مصاحبه های گروهی :

مزیت اصلی مصاحبه های گروهی این است که می توان به شیوه ای مؤثر ، از نظر زمان و هزینه ، به مصاحبه با گروه کثیری از کارکنان پرداخت . اما در مقابل ، باید موضوعات محرمانه ای را که ممکن است طرح آنها در حضور برخی شرکت کنندگان ، مشکل باشد ، رها کرد و به طور کل ، نمی توان موضوعات را به آن دقتی که در مصاحبه ی فردی امکان دارد ، مورد بررسی قرار داد .

  • تکنیکهای طوفان مغزی گروهی :

تکنیک گروه اسمی ، ابزار تشخیص سودمندی است . چرا که ابزاری ساختاری ، برای دستیابی به اتفاق نظر گروهی درباره ی موضوعی مشخص است . برای مثال ، دستور کار می تواند چنین باشد . موانع اصلی برای بهبود بهره وری در سازمان چه هستند ؟ لیست مرتب به دست آمده از موانع ، داده ی سودمندی برای گروه تشخیص خواهد بود .

به طور کلی توصیه می شود که در فرآیند تشخیص ، ترکیبی از فنون فوق ، و نه همه آنها را به کار ببرید .

بررسی اسناد شرکت نیز می تواند فعالیت سودمندی در جهت شخیص باشد . آیا در طرح استراتژیک تجاری شرکت ، بهره وری به گونه ای روشن مطرح شده است ؟ آیا مبالغ بودجه ، امکانات بهبود بهره وری را کاملاً فراهم می سازد ؟ آیا فرم بازنگری عملکرد استاندارد شرکت ، ارزیابی عملکرد بهره وری را طلب می کند ؟ آیا گزارشهای مالی ماهیانه ، به شناسایی تأثیر تغییرات بهره وری بر پایین ترین رده سازمانی می پردازد ؟

البته هدف اولیه ی تشخیص ، گردآوری اطلاعات درباره ی کارکرد سازمانی است . به شکلی که بتوان به توسعه ی طرحی سیستماتیک و منطقی پرداخت . مرحله تشخیص با گرد آوری و ارزیابی اطلاعات پایان نمی یابد . یک گام مهم نهایی دیگر ، مطلع کرد مدیریت ارشد از نتایج تشخیص گروه و به دست آوردن توجه آنها نسبت به موضوعات شناسایی شده است . از آنجا که استمرار تعهد مدیریت ، برای این فرآیند بسیار حیاتی است ، لازم است که مدیریت با پیامدهای تشخیص توافق داشته باشد و از آنها حمایت کند .

 

برنامه ریزی

با در دست داشتن اطلاعات مفید حاصل از تشخیص یا بررسی ، زمان آن خواهد بود که به تدوین یک برنامه پرداخت . با توجه به ماهیت این اقدام ، برنامه ریزی نیازی مسلم و روشن است . اجرای موفقیت آمیز یک فرآیند اساسی جدید مدیریت ، نیازمند شیوه ی به هم پیوسته ، منظم و سیستماتیک است و نمی توان آن را به طور غریزی انجام داد .

یکی از اولین موضوعات برنامه ریزی ، انجام یک طرح آزمایشی است . در یک سازمان بزرگ چندین واحدی ، به منظور کسب تجربه در فرآیند اجرا ، غالباً مفیدتر این است که بر اساس یک طرح آزمایشی عمل کرد . بدین صورت ، هزینه شکست کمتر بوده و تجربه ی بدست آمده در اشاعه ی فرآیند در سرتاسر سازمان ، بسیار گرانبهاست .

برخی معیارهای گزینش واحد مناسب برای این فعالیت به شرح زیر است :

  • تمایل مدیریت در حمایت از یک تلاش بلند مدت
  • سبک مدیریت مردم گرا
  • روابط رضایت بخش مدیریت و اتحادیه
  • تاریخچه ی موفقیت فعالیتهای گذشته
  • جو سالم سازمانی
  • فقدان مشکلات سازمانی یا مربوط به بازار که موجب اختلال در توجه مدیریت می شوند .

 

فرآیند توسعه ی طرح – چه به عنوان تلاشی گسترده در سطح سازمان و چه به صورت آزمایشی – باید افرادی از حوزه های گوناگون کارکردی و از سطوح چندگانه ی سازمانی را در بر گیرد . هرچه افراد بیشتری به کار گرفته شوند و هر چه رأی دهندگان بیشتری وجود داشته باشند ، نتایج بهتر خواهد بود . چنان که در زمینه ی سایر عناصر فرآیند نیز چنین است .

طرح اجرایی به جای داشتن یک لیست منفرد از فعالیتهای متوالی ، باید مشتمل بر عملیات چندگانه باشد . مسیرهای متفاوت را می توان همزمان دنبال کرد و البته باید هم به چنین کاری پرداخت . بدین سان زمان اجرا کاسته شده ، فعالیتهای قابل رؤیت در سازمان افزایش می یابد .

 

اجرا

پس از تکمیل و تصویب برنامه ، مسلماً مرحله ی بعدی ، اجرای آن است . برخی منابع و فعالیتهای حمایتی ، برای حصول اطمینان از اجرایی موفق ضروری هستند .

ایجاد تعهد :

حمایت مدیریت میانی و ارشد در هر حوزه ای ، متأثر از فعالیتهای اجرایی ، برای کسب موفقیت ، حیاتی است . یک سازمان ، در هر برهه ای ، برنامه ها و اقدامات متعددی دارد و مدیران همواره باید اولویتها را مدنظر داشته ، بار کاری سنگینی را مدیریت کنند . اگر اقداماتی برای کسب تعهد مدیریت در تمام سطوح اتخاذ نشود ، پیامد احتمالی ، توجهی نه چندان عمیق و چه بسا شعاری نسبت به فرآیند خواهد بود . این تعهد ، از طریق فعالیتهایی چون ارتقای آگاهی ، ابزار پایبندی و حمایت از سوی سطوح بالاتر سازمانی و مشارکت در خود فرآیند اجرا به دست می آید .

ارتباطات پیوسته :

فعالیتهای اجرایی را باید از طریق تداوم ارتباطات گسترده با سازمان ، بسیار ملموس نمود . حفظ این تلاش ، در معرض دید توجه کارکنان ، باعث تقویت فرایند و افزایش نرخ تغییر خواهد شد .

منابع تسهیل کننده :

همکاری و کمک به شکل نصیحت ، آموزش ، و تعلیم و حل مشکلات ، در سرتاسر فرآیند اجرا مورد نیاز خواهد بود . شبکه ای از هماهنگ کننده های بهره وری ، با مهارتهای مناسب ، می تواند حمایت ارزشمندی در این زمینه فراهم کند .

 

ارزشیابی و انتشار

با عملی شدن فرآیند اجرا باید به فعالیتهای حفظ و نگهداری و ارزشیابی مداوم پرداخت .

این فعالیتها عبارتند از :

  • کنترل فرآیند نسبت به اهداف و معیارهای برنامه
  • ارزیابی اثربخشی تحقق مراحل مختلف برنامه
  • بازنگری در معیارهای بهره وری برای اندازه گیری میزان بهبود
  • توصیه ی تغییراتی برای برنامه ، به منظور انعکاس تجربه ی حاصله یا پیشرفتهای جدید
  • شناسایی موفقیتها
  • تهیه ی گزارش مستند از فرآیند اجرا و درسهای آموخته شده
  • تداوم فرآیند جلب حمایت مدیریت و کارکنان برای بهبود بهره وری

 

انعطاف پذیری در اجرای یک فرآیند مدیریت بهره وری ، عاملی کلیدی است . برنامه نباید به عنوان سندی خشک و بسیار قاطع تلقی شود تا کورکورانه و بدون توجه به موفقیتها ، ناکامیها و یا تغییرات شرایط ، به اجرا درآید . سازمان ، از طریق ارزیابی ، درسهایی آموخته ، خود را متناسب با آن تنظیم می کند . چنانچه نتایج یا شرایط ، تغییر در تاکتیک یا مسیر را طلب کنند ، باید آن تغییر را بدون تأسف و دودلی ، سریعاً اعمال کرد .

احتمال ارزیابیهای سودمند و موفقیت آمیز ، با وجود معیارها ، اهداف و آرمانهای تعریف شده ، همراه با معیارهای اندازه گیری قابل اعمال عملکرد و بهره وری سازمانی تقویت می شود .

عنصر دیگر در این مرحله ، ترویج فرآیند در سرتاسر سازمان است . بسیاری از فعالیتهای اجرایی را می توان در واحدهای فرعی سازمان و یا محدوده های آزمایشی تحقق بخشید . و نیاز به اشاعه ی این فرآیندها و دستیابی به تغییر گسترده تر سازمانی ، سریعاً به موضوعی قابل توجه تبدیل خواهد شد .

طرحهای دقیق برای ترویج را احتمالاً باید تا هنگام دستیابی به اطلاعمجدد ، اعمال تغییرات و آزمایش گسترده تر قرار داد .

باید توجه داشت که این فرآیند اجرا ، فرآیندی تکراری و انعطاف پذیر است و نمی توان به آسانی و یکباره ، شش مرحله را پشت سر گذاشت و فرآیند را تمام کرد . اجرای یک فرآیند مدیریت بهره وری ، به همان اندازه که یک علم است ، یک هزینه است . و انعطاف پذیری یک عامل کلیدی است . بنابراین ، انتظار برنامه ریزی برای کل فرآیند اجرا به طور دقیق و اجرای آن برنامه بدون هیچگونه تغییر ، غیر واقع گرایانه است . باید آماده باشیم تا همواره بین برنامه ریزی ، اجرا و مراحل ارزیابی ، حرکتی دایره وار ات پربار حاصل از ارزشیابی ، به تعویق انداخت . چرا که نتایج تلاشهای مقدماتی ، به شکل قابل ملاحظه ای ، بر طبیعت و سرعت فرآیند ترویج تأثیر خواهند گذاشت . واضح است که عناصر بسیار موفق فرآیند را می توان سریعاً انتشار داد . در حالی که باید آن عناصری را که با موفقیت محدود یا شکست کامل مواجه می شوند ، مورد بررسی وجود داشته باشد و طی کار ، به فراگیری و تغییر متناسب برنامه ی خود بپردازیم .

مهدی جعفری نهر تعداد بازديد :
دوشنبه هفتم خرداد 1386  

آخرين مطالب ارسالي

»» بازاريابي ويروسي حركت سلول به سلول
»» به ده دليل مردم از شما خريد نمي کنند
»» قدرت تشكر كردن
»» سازمان ، مديران و كاركنان مشتري مدار
»» بي انگيزگي کارکنان خود را متوقف کنيد
»» انتخاب نام تجاری قدرتمند
»» 10 ایده برای کمک به اداره زندگی پرمشغله
»» 10 اشتباه مخرب که هر مشاجره ای را بدتر می کند
»» سياست‌هاي اشتغال و مديريت راهبردي
»» کار تیمی چیست؟

تقويم

 

درباره

به وبلاگ خودتون خوش اومدید . مقالاتی که فکر می کنید به درد این وبلاگ میخوره رو به ایمیل من یا از طریق نظر سنجی همین وبلاگ برام بفرستید تا به اسم خودتون بزارمش تو صفحه!
galaxy_freedoom@yahoo.com

امکانات


لينک دوستان


تماس با ما

نام :
ايميل :
موضوع :
متن پيام :

طراح قالب


صفحه اصلي  |  آرشيو |  نسخه متني  |  تماس با ماطراح قالب