تبليغاتX
انجمن مقالات مدیریت بازرگانی

انتخاب نام تجاري کالا يا خدمتي که در يک صنعت ارائه مي شود مي تواند سود آورترين بخش از يک استراتژي بازاريابي باشد. در ساده ترين تعريف، نام تجاري را مي توان سمبل و نمادي از کالاي شما دانست که قادر است از طريق آرم، ترکيب رنگها، صدا، مظاهر و حتي شيوه هاي نوشتاري، پيام مورد نظر را به مخاطب منتقل ساخته و در اولين نگاه کالاي شما را به ذهن وي آورد.
هدف از اين مقاله ارائه ليستي از اسامي سازمانهاي موفق در زمينه ايجاد نام هاي تجاري قدرتمند نمي باشد، اما به نظر ميرسد که مثال کوچکي در اين جا مي تواند بازاريابان جوان و تازه کار را با اهميت اين مباحث بيشتر آشنا سازد. اگر در اين لحظه شما کلمه کولا رابشنويد، چه چيزي به ذهنتان متبادر مي شود ؟ آيا سريعاً تصويري از قوطي قرمز رنگي که آرمي با خطوط شکسته لاتين روي آن مي باشد، در ذهن شما نقش نمي بندد؟ سمبلي که در تمامي بطري ها و قوطي هاي مربوط به يک نوشيدني گازدار بخصوص به چشم مي خورد. نام تجاري اين محصول در ذهن شما از قبل وجود داشته است.

 

در دنياي کنوني، انواع مختلفي از نوشيدني کولا وجود دارد، اما آن چه که ظاهر نمادين اين نوشيدني خاص را به ذهن شما مي آورد، همان چيزي است که ما آن را نام تجاري قدرتمند مي ناميم. در واقع شما يک نام تجاري ماندگار را فقط زماني که با آن مواجه مي شويد به ياد نمي آوريد بلکه هرگاه نيازي در خود حس مي کنيد، کيفيت آن نام تجاري را به ياد مي آوريد و همان را مي خواهيد.
البته مسئله اي که نبايد ناديده گرفته شود اين است که تنها کالايي مي تواند نام تجاري قدرتمندي را به خود اختصاص دهد که کيفيت بالايي داشته باشد. صرف هزينه براي تقويت نام تجاري کالايي که از کيفيت پاييني برخورداراست، تنها به هدر دادن منابع مي باشد. از طرف ديگر در دنيايي پر رقابت کنوني که تمام بنگاههاي کوچک و بزرگ، خواهان تمايز چشمگير خود و محصولات خود مي باشند،يک نام تجاري نيرومند، اسلحه قدرتمندي براي شکست رقبا محسوب مي شود اما مسئله اي که وجود دارد اين است که در طول زمان بنگاههايي که داراي منابع محدود و اندک مالي بوده اند هميشه تحت الشعاع سازمانهاي بزرگ و ثروتمند قرار گرفته اند. سازمان هايي که منابع و تجهيزات مالي فراوان آنها، امکان به کارگيري بيشترين و پرسروصداترين تبليغات و شيوه هاي جلب مشتري را به آنها داده است. اما اين پايان کار بنگاههايي با بودجه اندک و محدود نمي باشد. يکي از رسانه هايي که در ابتدا اميد بسياري به اين گونه شرکت ها مي بخشيد، اينترنت بود. اينترنت در ابتدا ارزان و براي رقبا ناشناخته بود اما به تدريج با ورود رقباي قوي، با بودجه هاي کلان که قيمتهاي بالاتري براي به کارگيري فضاهاي اينترنتي پيشنهاد مي کردند، مجدداً عرصه بر حضور شرکت ها و بنگاههاي ضعيف تر از لحاظ مالي تنگ شد، اما حضور افراد خلاق در حوزه تبليغات باز هم راه هاي جديدي را پيش رو گذاشت بنحويکه بدون صرف هزينه هاي کلان بتوان به نتايج درخشاني دست يافت.
يکي از مؤثرترين شيوه هاي به کار گرفته شده استفاده از مشتريان در روند ساختن يک نام تجاري قدرتمند است در اين حالت مشتريان صرفاً دريافت کنندگان ساده کالاي شما نمي باشند بلکه مشاوران اصلي شما در جهت بهبود بخشيدن به وضعيت نام تجاري شما و اجزاء آن مي باشند و از اين روست که امروزه سازمانها در هر ابعاد و اندازه اي که باشند، به استفاده از وب سايت هاي خلق نام تجاري به صورت آن لاين روي آورده اند. اين سايت ها به آن ها اين امکان را مي دهد که با پرداخت مبلغ اندکي پول به عنوان پاداش در قبال يافتن خطا هاي موجود در وب سايت مربوط به شرکت، مشتريان بالقوه را در ساخت يک نام تجاري قدرتمند شريک تلاشهاي خود سازند. زماني که مشتريان مي بينند که چگونه بنگاه مذکور در تلاش براي رفع خطاها و اشتباهات خود حتي در فضاي مجازي اينترنت مي باشد، ذهنيت مثبت و اعتماد بالايي نسبت به شرکت مربوطه در وي بوجود مي آيد. علاوه بر اين ، زماني که مشتريان احساس مي کنند که در افزايش کيفيت وب سايت مؤثر بوده اند، احساس نزديکي بيشتري با بنگاه مورد نظر مي نمايند و از همه مهمتر اين که بازديد کننده از يک وب سايت براي پيدا کردن خطا هاي موجود، ناگزير به دقيق شدن و مطالعه بيشتر وب سايت است، در نتيجه کاملاً تحت تأثير قرار خواهد گرفت و شرکت و محصول آن در ذهن وي نقش خواهد بست مورد اشاره شده تنها يکي از هزاران روش هاي خلاقانه اي است که فعالان حوزه تبليغات براي خلق يک نام تجاري ماندگار و قدرتمند به کار بسته اند./

+ نوشته شده توسط مهدی جعفری نهر در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 0:14 |

ساده کردن زندگی لزوماً به این معنی نیست که از چیزهایی که می خواهید در زندگی، بگذرید. درواقع، دقیقاً متضاد این است.

 

 

ساده کردن زندگی به شما زمان بیشتری برای انجام کارهایی که وقت و انرژی برایشان می خواهید، می دهد (مثل ورزش، کتاب خواندن یا شرکت در یک کلاس آموزشی). این ایده ها را امتحان کنید تا زمان، هزینه، پشتیبانی و فضای بیشتری در زندگی پرمشغله تان ایجاد کنید.

1. یک عادت جدید در خودتان ایجاد کنید و آنرا به سایر اعضای خانواده هم آموزش دهید: هیچوقت بدون اینکه چیزی با خود ببرید اتاق را ترک نکنید. مثلاً اگر در طول شب می خواهید از اتاق نشیمن به آشپزخانه یا اتاق خواب بروید، وسیله ای که باید به محل خود برگردانده شود را در راه با خود ببرید.

2. اگر خانواده پرجمعیتی دارید که تعداد زیادی باید از یک حمام و دستشویی استفاده کنند، برای هرکس یک سبد مخصوص درنظر بگیرید که وسایل مخصوص حمام خود را در آن نگه دارند و حتماً پس از استفاده آنرا به اتاق خود برگردانند. درست مثل زندگی در خوابگاه های دانشجویی. اینکار باعث می شود فضای حمام شلوغ و بی نظم نشود و هرکس به راحتی از وسایل خود استفاده کند و جروبحثی هم پیش نیاید.

3. سبد یا جعبه ای در کمد یا گوشه ی از اتاق قرار دهید. در طول کار روزانه، مطمئناً چیزهایی پیدا می کنید که به هر دلیلی دیگر تمایلی به استفاده از آن ندارید و فقط خاک می خورند. آن وسیله را درون آن سبد یا جعبه بیندازید. وقتی جعبه پر شد، می توانید آنرا به افراد نیازمند ببخشید.

4. گفته می شود که انیشتین هیچوقت برای به یاد آوردن چیزهایی که چک کردن آنها راحت است به خود فشار نمی آورد (حتی شماره تلفن خودش). عقیده او این بوده که اینکار باعث می شود فضای کافی برای اموری که می خواسته از قدرت مغزش برای آنها استفاده کند خالی شود. شما هم از این راهکار استفاده کنید و همه امور خود را در دفترچه ای یادداشت کنید که نیازی به به خاطر سپردن آنها نداشته باشید و بعد درصورت نیاز به آن رجوع کنید.

5. صندوق پستتان را چک کنید. نگذارید صورتحساب ها و قبض ها آنجا تلنبار شود و بعد به سراغشان بروید. روزنامه و مجلات ارسالی را هم در جای مخصوص خود (نه روی میز آشپزخانه) قرار دهید.

6. برای هرکدام از اعضای خانواده سبد مخصوص تهیه کنید که وسایل روزمره شان را در آن بریزند (مثل تکالیف و وسایل مدرسه، نامه های اداری، لباسهای کثیف و ...) به جای اینکه دور تا دور خانه پخش کنند.

7. با گذراندن فقط 15 دقیقه هر شب برای آماده کردن همه چیز برای روز بعد، از آشفتگی و سردرگمی صبحها نجات پیدا کنید. می توانید از کارهایی که باید فردا انجام دهید یادداشت بردارید تا روز بعد بدانید که دقیقاً چه باید بکنید. لباسی که برای بیرون رفتن می خواهید تن کنید را آماده کنید. وسایل و لباسهای مدرسه بچه ها را آماده کنید. و مواد و وسایل لازم برای پختن ناهار فردا را نیز آماده کنید. میز صبحانه را بچینید و ....

8. قبوض را سر وقت و در یک روز مشخص پرداخت کنید. بااین روش همیشه می دانید که از نظر مالی در چه وضعیتی هستید و دیگر پرداخت قبض ها عقب نمی افتد.

9. یک روز شنبه همه کارهای ناتمام خود را لیست کنید، چیزی که باید برای یکی از دوستانتان بفرستید، هدیه ای که دیر شده است، تلفنی که باید بزنید و ... همه هفته نوشتن آن را ادامه دهید. شنبه آینده لیستی درست و حسابی از همه کارهایی که باید انجام دهید دراختیار دارید. و همان روز یکی یکی همان کارها را با دقت و به نوبت انجام دهید.

10. این رسم را در خانه راه بیندازید که هرکس مسئول شام و ناهار خودش و شستن ظرفهای خودش باشد. بچه ها غذاهایی مثل سیریال، ساندویچ و از این قبیل را خیلی دوست دارند. اینکار یک تنفس خوب برای آشپزی کردن است و به شما کمک می کند به فرزندانتان آموزش دهید در امور خود استقلال داشته باشند.

+ نوشته شده توسط مهدی جعفری نهر در سه شنبه سوم دی 1387 و ساعت 23:6 |

 

 

 

 

 

 

تحقیقات نشان می دهد که داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء می بخشد، همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را نیز بیشتر می کند. عکس این مسئله نیز صادق است: ارتباط بد صمیمیت را از بین برده، عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می شود. در زیر به چند نمونه از رفتارها و الگوهای ارتباطی ضعیف، منفی و حتی مخرب اشاره می کنیم که هر دعوا و مرافعه ای را بدتر می کند.

1. اجتناب از دعوا به طور کل:

به جای صحبت کردن درمورد مشکلات در یک جو آرام و توام با احترام برخی افراد سعی می کنند هیچ چیز درمورد مشکلات و دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می دهند. این به نظر راهی کم استرس تر می آید-که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید—اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می کند چون با آن انفجار عصبانیت، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر این است که به راحتی و با آرامش خاطر درمورد مشکلات خود با هم بحث کنید.

2. حالت دفاعی گرفتن:

بعضی ها به جای اینکه گله و شکایت های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می کنند هرگونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی روند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند. شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت استرس را در کوتاه زمان کمتر می کند اما در طولانی مدت موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد.

3. تعمیم افراطی

بعضی ها وقتی اتفاقی می افتد که چندان به مذاقشان خوش نیست با عمومیت دادن آن مشکل را بیرون می دهند.  هیچوقت جملات خود را با "تو همیشه...." یا "تو هیچوقت..." مثل "تو همیشه دیر میای خونه" یا "تو هیچوقت کارایی که من دوست دارم را انجام نمیدی" شروع نکنید. کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچوقت با پیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید.

4. حق داشتن

اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری روش "درست" و روش "غلط" وجود دارد، و روش شما همیشه "درست" است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهید که طرفتان هم  مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید. همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچوقت یک روش "درست" یا "غلط" محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر کاملاً صحیح باشند.

5. روانکاوی

بعضی ها به جای اینکه درمورد افکار و احساسات طرف مقابلشان سوال کنند، فکر می کنند که می دانند که طرفشان به چه چیز فکر میکند یا درمورد یک مسئله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است. مثلاً وقتی طرفشان دیر سر قرار می آیند، پیش خودشان فکر می کنند که برای او اهمیت ندارند. این کار دشمنی و سوءتفاوم بین دو طرف ایجاد می کند.

6. گوش ندادن

بعضی افراد حرف به جای اینکه خوب به حرفهای طرف مقابلشان گوش کنند و حرفهای او را درک کنند، موقعی که طرفشان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می کنند، چشمانشان را اینطرف و آنطرف می گردانند یا به آنچه خودشان می خواهند در جواب بگویند فکر می کنند. اینکار باعث می شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شوید. هیچوقت اهمیت گوش دادن به حرفهای همدیگر را دست کم نگیرید.

7. تقصیر را گردن دیگری انداختن

بعضی افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می کنند. هیچوقت ضعف های خود را قبول نمی کنند و به هر قیمتی که شده دربرابر آن ایستادگی می کنند چون فکر می کنند با قبول ضعف هایشان از اعتبارشان کم می شود. به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هر دو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک کند.

8. سعی در برنده شدن در دعوا

هدف از بحث بین دو نفر باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابلتان چه اشتباهاتی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده اید.

9. حمله های شخصیتی

گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی ازطرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد میکنند. مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را اینطرف و آنطرف خانه می اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و برچسب تنبل بودن و بی ملاحظه بودن را به او می چسباند. این روش در هر دو طرف درک و احساس نادرست ایجاد می کند. یادتان باشد که درهر شرایطی برای شخصیت طرف مقابلتان احترام قائل باشید حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید.

10. توپ را به زمین مقابل شوت کردن

وقتی یک طرف می خواهد درمورد مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می رود. این نوعی بی احترامی به فرد مقابل است و در برخی موقعیت های خاص، حتی اهانت آمیز است و موجب شدت گرفتن مشکل هم می شود. اینکار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه موجب جریحه دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه به حرفهای طرف مقابل خود گوش کنید.

 

منبع: http://www.mardoman.net/

+ نوشته شده توسط مهدی جعفری نهر در دوشنبه دوم دی 1387 و ساعت 22:52 |

مديريت راهبردي، هنر و علم تدوين‌، اجرا و ارزيابي تصميماتي است که مسير موفقيت سازمان را در نيل به اهداف بلند مدت هموار مي سازد . برنامه‌ريزي راهبردي چه در بخش خصوصي و چه در بخش دولتي و عمومي کمک مي کند که در عرصه بروز تحولات و تغييرات ، به شيوه اي کارسازتر عمل شود .

در کشور ما نگرش مديران براي تعالي سازمانها عمدتاً در وجه مالي متمرکز شده است و صرفاً سود بيشتر را دليل عملکرد خوب سازمان تلقي مي کنند تا آنجا که حتي بازرسي و مميزي سازمانها صرفاً از بعد مالي و از طريق حسابرسان داخلي و خارجي صورت مي پذيرد .

مديريت راهبردي با طرح ساير وجوه که در زمره شاخصهاي تاخيري تعالي سازمانها هستند، به مجموعه عوامل موثر در اداره سازمانها توجه و رهبران سازمان را به جاي تک بعدي بودن به چند بعدي انديشيدن هدايت مي کند .

مقاله ذيل قصد دارد به ارزيابي مقوله مديريت راهبردي و تاثير آن بر موفقيت سازمان‌ها بپردازد:

  • مديريت راهبردي

براي درک مديريت راهبردي بايد اول آنرا شناخت . براي اين کار نيز بايد ابتدا به شناخت راهبردي رسيد . شناخت راهبردي شامل 2 بخش داخلي و محيط است. نيل به اين مهم در گرو برنامه ريزي راهبردي  است که خود 2 بخش راهبردها و اهداف  را شامل مي‌شود.

  • فنآوري ( تکنولوژي ) مديريت

توانمندي و يا فنآوري مديريت ، محصول ترکيب موزون چهار عامل : نرم افزار ( اطلاعات ، دانش چگونگي و دانش چرايي ) ، سخت افزار( امکانات مادي ) ، نيروي انساني ( مهارت ) و مديران ( مجهز ) مي باشد که موجب تصميم گيري حکيمانة مي‌گردد .

اين ترکيب موزون و سنجيده چهار عامل فوق است که سبب مي شود وظايف مديريت به طور کارآمد و اثربخش محقق گردد . توازن و تناسب اين عوامل را بصورت مربع فنّاوري مديريت نمايش مي دهند .

  • نگرش راهبردي

نگرش علت و معلولي و تعاملي به پديده هاي مادي و غير مادي از منظري وراي پديده (نظام) و محيط آن است که مي تواند درکي تجريدي و نه انتزاعي از رفتارهاي گذشته, حال و آينده آن نظام را ارائه نمايد.

  • موضوعات راهبردي :

کليه موضوعاتي که بر وضعيت, ساختار, رفتار و عملکرد نظام اثر تعيين کننده و دگرگون کننده مي گذارند موضوعات راهبردي هستند.

  • معضل راهبردي :

مسائل بالقوه و بالفعل فراروي نظام که حيات و بقاء نظام را به مخاطره مي افکند و يا آن را با مشکل جدي روبرو مي سازد.

  • مطالعات راهبردي :

بررسي ها و کوشش هاي فکري که در مورد موضوعات و يا مسائل راهبردي با نگرش راهبردي صورت مي گيرد.

  • مديريت راهبردي :

متکامل ترين شيوه مديريت که با نگرشي راهبردي نظام را در تعادل و تعامل بالنده و نظام مند با محيط نظام سازگارو تنظيم مي نمايد .

اين نظام مندي در جهت تحقق اهداف نظام و متضمن بقاء ، استحکام و پايداري مستمر نظام است.

  • لزوم سازگاري مديريت با فرهنگ, محيط, نگرش و جهان بيني جامعه يک امر قطعي است ولي تحقق اين امر تدريجي, پيچيده و زمان بر است.

  • لازمه مديريت راهبردي مديريت بر درون و آشنايي با محيط است.
  • مديريت هر مجموعه با مخاطب خود نياز به مفاهمه و ادبيات مشترک دارد.
  • هر ميزان مديريت و تدبير امور از موازين علمي دور شود هزينه بيشتري خواهد پرداخت.

ارکان تحول مديريت :

تحول مديريت داراي دو رکن فرهنگي و ساختاري است. هنگامي که هدف تحول مديريت است هر دو رکن بايد تغيير پيدا کند.

رکن فرهنگي در برگيرنده باورها, نگاهها و نگرش مديريت است (نوع نگاه مديريت به دولت , توسعه , مردم , حرمت , عزت , قانون , رفاه , رشد , تعالي).

آموزشهاي مديريت بايد به سمتي حرکت کند تا نگاهها را عوض کند.

  • استراتژي :

استراتژي طرحي است متحد (UNIFIDE) ، جامع (COMPREHENSIVE) و منسجم (INTEGRATED)  که در چارچوب اهداف و رسالت سازمان و عوامل محيطي طرح ريزي گرديده و در صورت سازماندهي و اجراي مناسب مي تواند سازمان را در رسيدن به اهدافش ياري نمايد.

  • فرآيند مديريت راهبردي:
  1. شناخت راهبردي
  2. برنامه ريزي راهبردي
  3. برنامه راهبردي و اجراي آن
  4. کنترل و نظارت راهبردي

1- شناخت راهبردي:

  1. نگاهي تاريخي به گذشته، حال و آينده.
  2. عوامل محيطي در دو حوزه داخلي و خارجي.
  3.  تجزيه و تحليل عوامل داخلي و محيطي.
  4. شناخت علمي با تبيين علل و ريشه ها.

2- برنامه ريزي راهبردي:

برنامه اي که نگاه به دگرگوني هاي اساسي دارد، تغيير ساختارها و رفتارهاي نظام در آن مطرح و داراي عناصر زير مي باشد:

  1. اصول و مباني
  2. شناخت راهبردي
  3. چشم انداز
  4. اهداف راهبردي
  5. راهبردها
  6. زمان بندي

3- برنامه راهبردي و اجراي آن

انواع برنامه ها براي عملياتي کردن راهبردها

4- کنترل و نظارت بر برنامه راهبردي

عناصر مديريت راهبردي:

  • رسالت
  • اهداف
  • راهبردها
  • ارکان مديريت راهبردي (حوزه راهبردي- استراتژيست ها- نظام برنامه ريزي)

5-جوهر مديريت راهبردي

  • برنامه ريزي : جوهر مديريت
  • هدف گذاري : جوهر برنامه ريزي
  • شناخت : جوهر هدف گذاري
  • اصول و مباني ارزشي و نگرشي انسان : جوهر شناخت

ويژگيهاي اهداف مطلوب:

  • شاخص پذيري.
  • سازگاري با ارزشها.
  • سازگار با ديگر اهداف.
  • روشني و صراحت.
  • اولويت بندي.
  • قابليت دستيابي.
  • مبتني بر شناخت داخلي و محيطي.
  • قابليت طبقه بندي.
  • زمان دار بودن.

راهبرد:

راهبرد پلي است بين تهديدها و فرصتهاي محيطي و نقاط قوت و ضعف داخلي زيرا راهبرد از امکانات محيطي و يا مديريت هاي داخلي براي غلبه بر ضعف هاي داخلي يا تهديدات محيطي بهره مند مي شود و يا بالعکس.

به تعبيري ديگر يکي از مزاياي راهبرد مرتفع کردن تهديدات محيطي بوسيله عوامل قوت دروني است. راهبردها در واقع راه کارهاي اصلي هستند که منجر به تغيير در ساختار، رفتار يا دگرگوني در عملکرد مي شوند.

  • ويژگيهاي راهبردهاي مطلوب:
  1. منعطف.
  2. منطبق با ارزشها.
  3. قابليت اجرا (امکان پذيري).
  4. سازگاري با يکديگر.
  5. داراي اولويت بندي.
  6. زمان دار.
  7. مبتني بر شناخت داخلي و خارجي
  • شناخت راهبردي محيط:

1-  عوامل محيط خارجي

  • عوامل اقتصادي
  • عوامل فناوري
  • عوامل اجتماعي
  • تصميمات و سياستها و منابع دولتي
  • عوامل جغرافيائي
  • رقبا
  • تأمين کنندگان سخت افزار و نرم افزار (عوامل مادي- انساني)
  • تجزيه و تحليل محيط
  • تشخيص محيط (تهديدات، فرصتها)

2-عوامل داخلي

  • عوامل انساني
  • عوامل و منابع مالي
  • مديريت و ساختارها، رويه ها، قوانين و مقررات
  • تحقيق و توسعه
  • شناخت مخاطبين، بازارها
  • مجموعه عوامل فني و تکنولوژيک مرتبط با خدمت يا محصول

تجزيه و تحليل عوامل داخلي

3- تنظيم جدول مزيت هاي راهبردي

جدول نمايي کلي از نقاط قوت و ضعف نظام را نشان مي دهد و اصلي ترين عوامل داخلي که در آينده بر وضعيت نظام تأثير خواهند گذاشت را به تصوير مي کشد.

ويژگيهاي برنامه راهبردي:

  • سازگاري اجزاء.
  • قابليت حصول.
  • قابليت انعطاف.
  • سمت و سوي شفاف.
  • زمان مناسب تحقق.
  • جامعيت.
  • سرعت مناسب.

هر تغيير راهبردي در سه حوزه اتفاق مي افتد:

  • منابع

امکانات مادي، فيزيکي، حمايتهاي مادي و معنوي.

  • تشکيلات

قوانين و مقررات، ساختارها، رويه ها، سازماندهي.

  • راهبري

عزل و نصب، تشويق و تنبيه، نظارت، کنترل، ارزيابي از بالاترين سطح سيستم.

  • ويژگيهاي سازمان مناسب:
  1. بدنبال راهبرد حرکت کند يعني تبعيت از راهبرد نمايد.
  2. سازمان کار در سطح کلان (ملي) و در سطح خرد بايد در حوزه هاي عمل بدون تداخل وظائف باشد.
  3. بيانگر شأن و اهميت وظائف اصلي باشد.
  4. تقسيم کار متوازن در سازمان صورت گيرد.
  5. ساختار سازماني نشان دهنده روابط حوزه ها با يکديگر باشد (فعاليتهاي اصلي- پشتيباني- راهبري)
  6. بيانگر چگونگي تقسيم و تخصيص منابع باشد.
  7. سازمان کار بايد سامان بخش اصلي ترين فعاليتها باشد.
  8. سازمان بايد در نظام تشکيلاتي فرهنگ سازي کند.
  9. سازمان بايد در مقابل تغييرات محيطي منعطف باشد.

کنترل  و نظارت (ارزيابي عملکرد)

عناصر نظام نظارت و ارزيابي:

  • شاخص ها (براي اندازه گيري عوامل و حوزه ها).
  • ابعاد نظارت (در سطح- در عمق).
  • مخاطبان (نظارت و ارزيابي براي چه کسي انجام مي شود).
  • دوره زماني (روزانه- هفتگي- ماهانه- فصلي- سالانه).
  • مراحل (قبل از عمل- در حين عمل- بعد از عمل).
  • تعيين مصاديق.

شاخص هاي ارزيابي

  1. شاخصهاي کمي.
  2. شاخصهاي کيفي.

سه پرسش اصلي و اساسي که در شاخصهاي ارزيابي کيفي مورد توجه قرار مي گيرند:

  1. سازگاري.
  2. تناسب داشتن.
  3. قابليت اجرا.

 

 

 

 

مرجع: روزنامه ی بازار کار

+ نوشته شده توسط مهدی جعفری نهر در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت 23:12 |


Powered By
BLOGFA.COM